پارسانوشت

بلاگ یا رسانه "پارسا صائبی" در مورد سیاست، اجتماع، فرهنگ، علم و تکنیک و گهگاه موضوعات مورد علاقه دیگر

توضيحات


شهروند جهانی، ایرانی​الاصل، تبعه کانادا و ساکن شمالی​ترین شهر بزرگ این کشور به اتفاق همسر مهربانم هستم. هفت سال است به نام "پارسا" که نام نویسندگی و قلمی من است، در دنیای نت می​نويسم. نامم دیگر مستعار نيست بلکه دوستان زیادی من را از نزدیک میشناسند. زمانهایی هم به نام "س. ع. دشمن​شناس"، طنز می​نوشته​ام. نام واقعی​ام علیرضا است، مهندس الکترونیک از صنعتی شریف هستم و البته شریفی بودن را هم موجب فضل و برتری خاصی نمی​دانم، در کانادا هم سالهاست که کار مهندسی در زمینه نفت و گاز میکنم، مهندس رسمی ثبت شده در آلبرتا هستم و از این راه در یک شرکت نفتی کار و ارتزاق میکنم. اینجا میدانید که پول مفت هم به کسی نمیدهند. منفعت شخصی در ایران ندارم اما بجد به سرنوشت ایران علاقمند هستم. علیه حکومت استبدادی علی خامنه​ای و دولت غاصب فاشیستی احمدی​نژاد موضع دارم و رفتارهای ظالمانه، غیردموکراتیک، غیراخلاقی و غیردینی حاکمیت را محکوم میکنم و از کودتای متقلبانه حاکمیت و غصب حق مسلم ملت در انتخابات بیست و دوم خرداد سال ۱۳۸۸ منزجر و بیزار هستم اما در همه حال معتقدم از میانگین مواضع نخبگان (الیت) سیاسی داخل کشور نباید تندتر رفت. در این وبلاگ شمارنده ندارم و در مورد دلايل اين نداشتن‌ سالها پیش مفصل توضيح داده‌ام. بخش نظرات بدليل هجوم دشمنان آزادی بيان و یاران فاشیسم و سوءاستفاده​گران از آزادی تحت نظارت بوده، کامنتها بعد از بازبینی منتشر خواهند شد. نظرات انتقادی و حتی اعتراضی نسبت به موضوع به هيچ وجه مشمول سانسور نخواهند شد اما کامنتهای توهين​آميز، نامرتبط با موضوع، تبليغاتي، افشاگرانه، شامل بدگويی، فحاشی، جوسازی و جنگ روانی عليه افراد خصوصاً افراد غایب از این بحث منتشر نخواهند شد. ذکر اين نکته هم ضرورى است اگر در هر جای دیگر هر کامنتى به نام من ديده شد که غيرمرتبط با موضوع و يا توهين‌آميز بود، قطعاً اين نظر از من نيست. در صورتى که مايل بوديد لينک پارسانوشت را به وبلاگ خود اضافه کنيد، لطفاً اينجانب را هم باخبر سازيد تا در صورتیکه وبلاگ فعالی برای مدت بیش از یکسال داشته باشید، به شما لينک داده شود. سپاسگزارم. همه دوستان و خوانندگان عزيز خوش آمدند و حضورشان باعث سرافرازى است

 


بلاگ​چرخان


بلاگ چرخان حاوی وبلاگهایی است که میخوانم یا به پارسانوشت لینک داده​اند (یا هردو):

 

 

آرشيو

 

04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 12/01/2004 - 01/01/2005 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 02/01/2006 - 03/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 08/01/2006 - 09/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 10/01/2006 - 11/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 12/01/2006 - 01/01/2007 01/01/2007 - 02/01/2007 02/01/2007 - 03/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 04/01/2007 - 05/01/2007 05/01/2007 - 06/01/2007 06/01/2007 - 07/01/2007 07/01/2007 - 08/01/2007 08/01/2007 - 09/01/2007 08/01/2008 - 09/01/2008 09/01/2008 - 10/01/2008 10/01/2008 - 11/01/2008 11/01/2008 - 12/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 01/01/2009 - 02/01/2009 02/01/2009 - 03/01/2009 03/01/2009 - 04/01/2009 04/01/2009 - 05/01/2009 05/01/2009 - 06/01/2009 06/01/2009 - 07/01/2009 07/01/2009 - 08/01/2009 08/01/2009 - 09/01/2009 09/01/2009 - 10/01/2009 10/01/2009 - 11/01/2009 11/01/2009 - 12/01/2009

 


آرشیو فانوس قدیم
آرشیو فانوس نو

ParsaSaebi[at]Yahoo.co.uk

© استفاده از مطالب اين وبلاگ با دادن لینک و ارجاع به نوشته، بلامانع است



 

Sunday, November 15, 2009


"گزارشهای تایید نشده!"

یکشنبه پانزدهم نوامبر، ساعت حدود نه صبح​ به وقت محلی است. با همسر عزیز مشغول صرف صبحانه هستيم. بی​بی​سی فارسی را وصل کرده​ام به تلويزيون که ده دقيقه​ای تماشا کنيم ببينيم دنيا امروز دست کيست؟

فرناز قاضی​زاده دارد با علی خردپیر در ایران راجع به کاهش سهمیه بنزین کوپنی حرف میزند و همزمان تصاویری از پمپ بنزینهای تهران دارد ​پخش میشود فرناز می​پرسد که: "به نظر شما این کاهش سهمیه، بر روی بازار سیاه اثر خواهد گذاشت؟"، علی میگوید که شک ندارد که بازار سیاه پررونق​تر خواهد شد و موضوع مهمی را توضیح میدهد که حتی کارگران و ماموران جایگاه های توزیع و پمپ بنزینها با اینکه این کار برایشان خطر دارد آشکارا اقدام به فروش غیرقانونی بنزین به نرخ آزاد در جایگاهها میکنند. همزمان چند فیلم مختلف دارد پخش میشود، چند نفر دارند با قیف کاغذی که به نظر میرسد در همان جایگاهها تصویربرداری شده، بنزین از ظرف چارلیتری به داخل باکها میریزند، چند نفر جلوی پمپها چارلیتری روی سرشان گذاشته​اند و دنبال مشتری میگردند. همزمان فرناز ناگهانی هول میشود از توضیحات علی خردپیر و به شیوه پیر دیر مغان (!) عنایت فانی می​پرد وسط حرف طرف و میگوید: "البته در این مورد [یعنی فروش آزاد در جایگاهها] گزارشهای زیادی هست که هنوز هیچکدام از آنها تایید نشده​اند"!!!! جداً جالب بید!

امیدوارم این گزارشهایی که بدست بی​بی​سی فارسی میرسند، سرانجام روزی تایید شوند! به امید آنروز!

پی​نوشت: این هم واکنش خود علی خردپير عزيز (*)

Labels: ,

1 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Friday, November 13, 2009



"Is man merely a mistake of God's? Or God merely a mistake of man's?"

Friedrich Nietzsche


"It is better to be feared than loved, if you cannot be both."

Niccolo Machiavelli

"Men are so simple and so much inclined to obey immediate needs that a deceiver will never lack victims for his deceptions."

Niccolo Machiavelli


Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Sunday, November 08, 2009


نگاه و نظر

آنچه مي‌دهيم، آنچه مي‌گيريم (*) احمد شيرزاد، سپيداران
مقاله بسيار مهم و نسبتاً جامع و فنی دکتر شيرزاد در مورد مذاکرات اتمی ايران و نیز جزییات فنی مهمی از صنعت هسته​ای کشور که کمتر جای دیگری به این دقت و سندیت میشود پیدا کرد. حتماً بخوانید.


مسیرهای تاریخ فردا (*) مهدی جامی، سیبستان
مهدی ده سال آینده را تصور میکند. بعد از چند روز باز خواندنی است. آینده​ای پر از رنگ!


Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 


به بهانه تهدید ایرانیان خارج از کشور

باید دید تهدید چیست. آیا قرار است کارهای تروریستی کنند و مخالفین را بکشند؟ اگر جمهوری اسلامی به چنین انتحاری دست بزند و ماشین ترور خودش را در خارج از کشور دوباره راه بیندازد، اینبار اکثر ایرانیان خارج از کشور به طور جدی به خروش خواهند آمد، با هم متحد و هم​قدم خواهند شد و اتفاقاً سرکیسه را هم جان و دلی شل خواهند کرد تا دمار از روزگار هرچه مامور نظام استبدادی در خارج از کشور دربیاورند و دستگیرشان کنند، در میان فشار افکار عمومی جهانی، اقدامات جدی و متفق دولتها و جامعه بین​الملل علیه تروریسم جمهوری اسلامی انجام خواهد شد و همزمان نیز پرونده مقامات نظام تحت عنوان جنایات علیه بشریت، با کمک و همیاری ایرانیان خارج از کشور مستقیم خواهد رفت به دیوان بین​المللی لاهه.

به همه اینها اضافه کنید ابراز همدردی داخل کشوری​ها با ایرانیان مقیم خارج که منجر به اتحاد و همصدایی و همدلی بیشتر داخل و خارج میشود و این همصدایی و شورمندی، سقوط حکومت را بیش از پیش تسریع خواهد کرد. آنوقت است که چهره سردار جزایری و لات و لوتهای گنده​تر از او و دزدهای سرگردنه ولایت هم دیدنی خواهند شد!

حتی اگر هم بخواهند تنها با دوز پایین ترس درمانی به شیوه خاص جمهوری اسلامی، دو سه نفر از فعالان سیاسی را بزنند که در این صورت بی​فایده بودنش از پیش معلوم است. جنبشی که سر ندارد و طیف مختلفی از آدمهای مختلف را گرد هم آورده نه تنها از پا نمی​افتد بلکه فعالتر و گسترده​تر هم خواهد شد. تازه سوال این است که چه کسانی را بزنند؟ لیست فعالان مهم جنبش را که هرکدام حرفهای متفاوتی میزنند، به هیچ وجه نمیتوان با خط زدن به ده نفر رساند چه رسد به دو سه نفر. تازه عملیات را چطور پیش ببرند؟ با کدام نیروی مزدور عرب و عجم؟ مگر شوخی است در این اوضاع که بعد از یازده سپتامبر بشود از این گنده باد دردادنها کرد؟

اگر بخواهند کسانی را که به ایران میروند دستگیر کنند که باز هم هزینه​های اینکار بسیار زیاد خواهد شد در عین اینکه سودمندی خود را از دست داده است وگرنه که امکان دستگیری فعالان و روزنامه​نگاران و نخبگان را ندارند و تنها میتوانند به شیوه موش و گربه بازی همیشگی چندتا را در فرودگاه بگیرند و بترسانند و چندتا را آزاد کنند و دوباره تعدادی دیگر را بگیرند. اینکار (دستگیری کسانی که گاه شهروندان کشورهای دیگر هم هستند) هزینه​های زیادی در سطح بین​المللی روی دست نظام خواهد گذاشت و از نظر امنیتی هم دیگر معلوم شده که سودمندی خود را از دست داده است. مگر در داخل این همه میگیرند و رها میکنند اثری در کند شدن حرکت جنبش داشته است؟

اصلاً چرا باید چنین تهدیدی را جدی گرفت؟ آنهم در شرایطی که برای آزادی و حاکمیت جمهور مردم خیلیها هزینه داده​اند، ما خارج کشوریها چرا باید از این لاف​ها و بلوف​ها واهمه داشته باشیم؟ ما برای آزادی به غربت آمده​ایم، آیا آزادی تا این حد هم ارزش هزینه دادن ندارد؟

این نوشته را با یادی از پهلوان احمد زیدآبادی به پایان می​برم که امیدوارم هرچه زودتر از اسارت رها شود.

Labels: , ,

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Wednesday, November 04, 2009


سیزده سیاسی با یک فروند شعار!

آقای خامنه​ای که اخیراً مدتی است خودش را عقل کل و دانای کائنات ميداند، امروز حسابی بايد خیط شده باشد. همین چند روز پیش بود که یک ژستی گرفت و با یک تمثیل شطرنجی لافی زد که مثلاً من چیزی میدانستم که رهبران شما نمیدانستند! نمیدانم حالا امروز چطور و با کدام رویی میخواهد بیاید و بگوید که تظاهرات امروز همه کار دشمن بود، دشمنی که در مغازله این روزها چیزی کم نگذاشته (و امروز اوباما در میان این همه شلوغ پلوغی پیشنهاد برقراری رابطه به ایران داد که البته جامعه رسانه​ای و فعالان و تحلیلگران ایرانی به آن اعتنایی نکردند) و چیزی نمانده که با گل و شیرینی بیاید به تهران.

با زور که نمیشود. ایشان هرچه میچینند و با جرزنی مهره​ها را جابجا میکنند و چندحرکت را با هم انجام میدهند، باز می​بازند و نمیدانم مشکل از کجاست!

این مردم ترسشان ریخته. جوانان میخواهند وطنشان را خودشان بسازند و بزودی زود با صبر و تدبیر و همدلی و البته کار جمعی و هدفمند، آزادی خواهد آمد. افق کم​کم دارد روشن میشود.

این هم شعار بنده در روز سیزده آبان تقدیم به دوستان جنبش سبز:

موسوی، پاینده در عدالت
کروبی، جاوید در حریت
جمهوری به نام و رای ملت

Labels: , ,

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Monday, October 26, 2009


نيک​آهنگ چهل ساله شد!

نيک​آهنگ بالاخره وارد ايام چلچلی گرديد! او خیلی چیزها شد، موفق هم هست در آن کارها، اما ظاهراً هنوز دوست دارد چیزهای دیگری هم بشود و این پیکان کار چهل و هشتی هنوز تخت گاز میرود و هرچند شاسی او کمی تاب برداشته اما موتور سالم است با این وجود گهگاه ریپ میزند! نیکان هفت​ساله را در وبلاگش مشاهده میکنید که البته هروقت شیطنت می​کند حتی در چهل سالگی، همین شکلی میشود!

خارج از شوخی، تولد چهل سالگی نیک​آهنگ کوثر عزیز را به دوست کارتونیست و روزنامه​نگار فعال و خستگی​ناپذیر، تبریک عرض میکنم. شاد و تندرست باشد همیشه! پشتکار و پرکاری نيکان واقعاً نمونه است.

Labels:

2 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Saturday, October 24, 2009


چنین گفتند برادران لاریجانی خسته
_________________
س.ع. دشمن​شناس


امروز روز لاریجانی​ها بود.
محمد جواد اردشیر لابی​جانی که جداً​ به قول خودش یک "عبد فانی" و بامزه است، فرموده: "موسوی بر امام عادل خروج کرده است". راست هم میگوید عدالت دقیق و مو-از-ماست-کش آقامون سیدعلی همین است که بین دو برادر هیچ فرقی نمیگذارد، یک قوه به این یکی میدهد یک قوه هم به اون یکی که دلش نشکند. به محمدجوادشون هم یک قوه ری-او-واک میدهد که با نیک براون در "قعر جهنم" هم که شده، با چراغ قوه مذاکره کند (صدایی از غیب: طیب الله انفاسکم آقا جواد! بنده از اول هم نظرم این بود که با انگلیس خبیث، جز در قعر جهنم نباید مذاکره کرد. حالا ببینند آقایون).

توضیح علمی: در قعر جهنم فعلاً به مقدار کافی سانتریفوژ نصب نشده و فعلاً از همان سوخت نفت سیاه استفاده میکنند و همه جا تاریک است.

البته علی آقای اردشیر لاریجانی معروف به "دکتر فیلسوف عارف" هم بیکار ننشستند و ایشان هم به عنوان سخنگوی مجلس، اظهار فضله​ای در سیاست خارجی و مذاکرات مربوط به اورانیم رآکتور و آب رادیاتور و سوخت تراکتور فرمودند. بالاخره بوستان بدون "برادران لاریجانی" و سرخر و سردار فیروزآبادی معروف به بشکه گلاب که نمی​شود. معلوم شد غربیها دوباره میخواستند ما را فریب بدهند که ما شستمان خبردار شد و رفت توی چشم چپمان.

خوب در چنین نظام عادلانه​ و باحساب کتابی، معلوم است که مونتسکیو هم باباکرم میرقصد و گهگاه بم و پنجه​ای هم برسر آقا صادق میزند که عمامه قاضی القضاتی حضرت ملا، قشنگ پایین​تر برود و خدای نکرده نیافتد، یکوقت زبانم لال آبروی نظام و "امام عادل" در خطر نیافتد. گاهی آدم فکر میکنه این قاضی همیشه راضی، محمد جوادشونه که دور از جان علی آقاشون، احمق​تر شده و شده آقا صادق یا گاهی فکر میکنه آقا صادق لباس شخصی شده بدون اینکه چماق و زنجیری رو کسی بکشه "دست و بازوی انصار رو میبوسه". جسارت نباشد و دور از جان اخوان سوییت هارت و فانی لاریجانی و ملت شریف، آدم بهتر است که زودتر بر امام عادل خروج کند قبل از اینکه امام عادل ناغافل بر آدم دخول!

نکته سیاحت​گرانه: امان از این اماکن متبرکه و امامزاده​های آمل که هر از چندگاه امت همیشه در صحنه به یکی از آنها دخیل می​بندند.

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 


حسین درخشان را آزاد کنید

در مورد اینکه حسین درخشان چقدر بی​اخلاقی کرده و تعیین حدوحدود آن به حد کافی همه نوشته​ایم و خوانده​ایم. اما جداً آدم میماند در کار این حکومت. حسین بیچاره با زرنگی و در واقع حماقت خودش میخواست خود را یک تحلیلگر درجه یک نسل جوان و منتقد غرب و به قول خودش نظام سلطه نئو کلونياليسم جا بزند، با هزار امید رفت به ایران پیش احمدی نژاد که به قول خودش جلوی غرب یک تنه ایستاده بود. هودر، احمدی​نژاد را فرزند برومند "خمینی کبیر" می​دید که قرار بود به همه آزادیخواهان جهان پیام رهایی از یوغ بندگی زورمندان و زرپرستان بدهد!! زهی زرشک!




یکسال است که تنها دوبار هربار چند دقیقه موفق به ملاقات با خانواده​اش شده. افسوس که زیر فشار و انواع شکنجه سفید (و شاید هم غيرسفيد) از او انواع اعترافات گرفته​اند. یکسال است در بیخبری، بدون داشتن وکیل و عدم تفهیم اتهام، در زندان عمومی و انفرادی نامعلومی بسر می​برد. خوب این هم از برکات بازگشت جان و دلی به آغوش حکومت "امام عادل" است دیگر! واقعاً آدم متحیر میماند که این دیگر چه حکومتی است در این عصر و زمانه. این کدام حکومتی است که به هوادار خودش هم که برگشته رحم نميکند و بعد از يکسال نتوانسته به اين جمع بندی برسد که اتهاماتی که بايد به او در بيدادگاه مضحک انقلاب اسلامی بزند چيست؟

واقعاً اين نظام برای جهانيان چه پيامی و چه بشارتی ميتواند داشته باشد؟

پی​نوشت: از امروز به مدت يک هفته آزادی حسين درخشان را به نام وبلاگ خود خواهم افزود. از دوستان بلاگ​دار هرکس صلاح میداند به این حرکت بپیوندد. لطف کنید به بنده هم خبری بدهید.

پی​نوشت دو: گمان نکنم این حرکت دیگر حرکتی باشد که دوستان نیاز به کارت دعوت داشته باشند برای پیوستن. هرکس هرطور که صلاح میداند از حقوق شهروندی حسین درخشان حمایت کند. به هر حال هرحرکتی اگر جمعی باشد تاثیر خیلی بیشتری خواهد داشت. امثال ما هم ازمان گذشته برای جذب خواننده و جلب توجه دست به این کارها بزنیم. دوستان کار جمعی دیگری راه بیندازند، درخدمت هستم و مشارکت خواهم کرد غیر از اینکه بیانیه بدون امضاء به عنوان مبهم "جمعی از وبلاگ​نویسان" در وبلاگ خود نخواهم گذاشت. اگر کسی بیانیه دفاع از حقوق حسین میخواهد بدهد حتماً باید امضاء حامیان پای آن باشد و بنده هم امضاء خواهم کرد.
از دوستان عزیزی هم که به حرکت "حسين درخشان را آزاد کنيد" پيوسته​اند، سپاسگزارم.

مرتبط: مصاحبه خوب نیک​آهنگ با حامد درخشان (*)

مطالب دوستان:

ف.م.سخن (*)
علی فانوس آزاد (*)
سام​الدين ضيايی (*)

Labels: ,

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Wednesday, October 21, 2009


نقدی به کشکول
به بهانه صدمین شماره کشکول ف.م.سخن


صدمين شماره کشکول ف.م.سخن هم درآمد. به اين دوست نویسنده عزيز ناديده و ناشناخته تبريک ميگويم. کشکولهای سخن خواندنی هستند و نشان دهنده اينکه نويسنده دو ​خصلت خوب و کمیاب دارد. اول رعایت دقت و وسواس و انصاف چه در روايتگری، چه در نقد و داوری سیاسی، ادبی و فرهنگی است. دوم استمرار و انضباط و نظم در کار. سخن غیر از چندماهی که بی​خبر کناره گرفته بود، هرهفته کشکول خود را که طولانی و پرمایه هم هست بی​وقفه منتشر کرده است و جداً جای تقدیر دارد.

اما جسارتاً و برمبنای دوستی، دو نکته به نظرم در کار ایشان هست که باید بجد در فکر حل آنها باشد. اول مستعارنویسی او در میان تدابیر شدید امنیتی (!) است بطوریکه به قول خودش اعضای خانواده​اش هم خبر ندارند، شخصیت ف.م.سخن کیست! این بنظرم یک مشکل است، دست کم این گفتنی است که سخن از جایگاهی کاملاً اختصاصی که برای خود ایجاد کرده است در مورد دیگران یا عقاید آنها داوری میکند و البته آدم منصفی هم هست اما جایگاهی که صحبت میکند نهایتاً روی حرف او از دید مخاطبین تاحدی تاثیر منفی می​گذارد. انصافی که سخن سعی میکند بادقت و وسواس آن را در سخن خود بکارگیرد، میتواند اندکی غیرطبیعی بنظر برسد و از ارزش آن کم کند. نهایتاً بین سخن و مخاطب او همیشه دیواری هست که از حدی آنورتر مطلقاً نمیشود رفت. یکی هم در این میان مشرب سیاسی خود سخن است که نمیدانم چرا آنرا شفاف بیان نمیکند. کارنامه سیاسی و سیر تحول فکری نویسندگان هم مهم هستند، خصوصاً سیاسی​نویسها. امیدوارم این چند جمله موجب سوءتفاهم نشده باشد. نويسنده خصوصاً در دنیای اطلاعات و در این اتاقهای شیشه​ای عصر سرعت و ارتباطات، بايد در مورد خودش هم بنويسد و گرنه همه ابعاد ايده​ها و انديشه هايش شناخته شده نخواهند بود.

نکته ديگر طولانی​نويسی​های سخن در کشکول است. در اين عصرپرشتاب که دوستانی با توييت کردن و قصارنویسی، پيام و سخن خودشان را می​رسانند، ف.م.سخن ظاهراً قصد کوتاه آمدن هم ندارد و مرتب بر طول و عرض و ارتفاع نوشته​های طولانی خود می​افزايد و هربار احتمال اينکه خوانندگان نوشته های سخن، مطالب او را سرسری بخوانند یا از نیمه راه رها کنند، بيشتر و بيشتر ميشود. به نظرم دقت نویسنده​ای مثل عطاالله مهاجرانی در عرصه مجازی و رعايت ايجاز در نوشته و "نگه داشتن اندازه" عالی است و میتواند حد و حدود یک نوشته جذاب منتشر شده در بلاگ​سپهر یا دنیای مجازی را بهتر تعیین کند.

ضمن عرض تبریک مجدد، موفقیت و تندرستی سخن را آرزومندم و امیدوارم که همیشه از نوشته​های خوب ایشان بهره​مند باشیم.


پی​نوشت: پاسخ ف.م.سخن عزيز به اين نوشته (*)

Labels: , , ,

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Saturday, October 17, 2009


نگاه و نظر

مصاحبه با شادی صدر (*)، ان​دی​آر
لينک از وبلاگ زنانه​ها. مصاحبه​ای بسيار خوب که توصیه می​شود از دستش ندهید


جایزه به دلبر توکلی (*) بی​بی​سی فارسی
گفته​اند جایزه به وبلاگ​نویسان ایرانی است برای تلاشهایشان در پوشش خبری در شرایط سخت بعد از انتخابات. اول اینکه خانم توکلی یک روزنامه​نگار هستند و تلاشهای ایشان هم که در زمینه کار حرفه​ای خودشان مشخص و معلوم است. در این زمینه بحثی نیست. دوم اینکه وبلاگ دلبر توکلی به نام "خانه دلبر" وبلاگی سوت و کور و ناشناخته است و به طور متوسط هردو ماه یکبار یک مطلب پست کرده​اند و آخرین مطلب ایشان مربوط است به سوت و کور بودن تحریریه روزنامه سرمایه در تاریخ بیست و پنج فروردین یعنی زمانی که بحث انتخابات کم​کم جدی شد و تلاشهای همگانی اندک اندک بالا گرفت. سوم اینکه در متن جایزه تنها نام خانم توکلی آمده است. نه ذکری به تلاشهای وبلاگ​نویسان رفته و نه اشاره​ای به نماینده افتخاری بودن خانم دلبر توکلی به عنوان یک بلاگ​دار. جان کلام اینکه قابل درک نيست که چرا هرازچندگاه پای وبلاگ​نويسان را به این طریق مي​کشند وسط!


وبلاگ می​خوانم، درد می​کشم (*) نیما نامداری، ساز مخالف
در میان بلاگنویسان جدید، سیاسی​نویس جدی، تحلیلگر و واقع​بین خیلی کم شده. نسل جدید بی​حوصله، ميخواهد با توييت کردن در بلاگ و لابی لینک و امتیاز کار را تمام کند؟!


Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________