برای بنده جالب است که خیلی از تحلیلگران ایرانی و غیر ایرانی (از جمله وزارت خارجه آمریکا)، منتظر جلیلی بوده اند. عجیب است این همه تک خطی دیدن تحولات.
احتمال آمدن جلیلی با رای عادی به هیچ وجه نبود، اختلافات هم که در بین اصولگرایان جدی بود، بر چه اساس این تحلیلگران فکر میکردند که جلیلی انتخاب نهایی خواهد بود؟
بر اساس آنچه که نوشته بودم در همین بلاگ، احتمال رای آوردن جلیلی که به هیچ وجه نبود، احتمال ضعیف "برکشیده شدن" (از نوع ۱۳۸۴) جلیلی بود (تنها اگر نظام (رهبر و سپاه) میخواستند فرمان را کامل از جا بکنند و برای شاخ به شاخ شدن و جنگ بروند که با توجه به نشانهها در مورد پیگیری تنش زدایی چنین چیزی را میشد حدس زد که خیلی محتمل نیست)، بنده این را همانطور که بارها نوشته بودم نامحتمل دانسته بودم.
بلکه بر عکس نشانههایی در دست بود که نظام به دنبال دیپلماسی تنش زدایانه است. مانند اشاره مثبت رهبر به فرانسه (در نطق نوروزی در مشهد) و همینطور رازگشایی ولایتی در چند مورد حتا قبل از مناظرهها به مذاکرات خودش با سارکوزی، تحلیلگران چطور این نشانههای بسیار مهم و بی سابقه را ندیدند؟ (همین جا این گمانه زنی را هم میکنم که ایران به احتمال زیاد به دنبال آن خواهد بود که فرانسه نقش مهمی در مذاکرات آتی به عنوان میانجی ایفا کند، این باعث میشود که آلمان هم در کنار فرانسه سریع جایی برای خود پیدا کرده، از آن موضع ایران بهتر میتواند روابط خود را با بریتانیا بهبود بخشیده یا مذاکره مستقیم با آمریکا را تست کند).
حدس من در روزهای آخر (که در پستهای قبلی موجود هستند) بر این بود که اگر تقلبی بخواهد صورت بگیرد، از نوع ۱۳۸۴ خواهد بود (رایهای سازمندهی شده) که عملا دیدیم چنین اتفاقی هم نیفتاد و در واقع این سناریوی محتمل که نظام میخواهد با برگزاری کاملا سالم انتخابات به سبزها تودهنی بزند (که پیش بینی کرده بودم)، عملا به طور کامل پیاده سازی شد. هر چند شخصاً اینقدر خوشبین نبودم که انتخابات بطور سالم برگزار شود که خوب رای بالای روحانی و اجتناب از الگوی مهندسی ۱۳۸۸ در کنار عزم نظام و یافتن زمان مناسب برای تغییر سیاست خارجی (بدون از دست دادن وجهه و آبرو) هر سه در کنار هم دست به دست هم داد که این نتیجه بسیار مطلوب برای منافع ملی (که داور نهایی بین همه بحثها باید باشد) رقم بخورد. در جمع دوستان درست شب انتخابات در دانشگاه جلسه بحث و گفتگوهای جدی پیش آمد، عرض کرده بودم که خوشبین هستم اینبار اما اعتراف میکنم که تا این حد خوشبین نبودم که در دور اول نام روحانی در بیاید. پیش بینی سناریوی روحانی - قالیباف در دور دوم میکردم که در آن پیروزی روحانی را هم بسیار سخت میدیدم به دلیل ائتلاف اصولگرایان در دور دوم. خوب در اینجا اشتباه کرده بودم.
به هر حال در این مورد باز خواهم نوشت. به نظر بنده راز اشتباهات و خطاهای تحلیل علاوه بر پیش بینی ناپذیری جامعه ایران، نبودن دادههای مناسب و صحیح است در عین حال ذهنیّت بسته تحلیل گران ما در فضای گفتمان سیاسی و همچنین جنبش/مطالبه محوری دیدن از دریچه و لنز سیاست و نادیده گرفتن امور دیگر در سبد مطالبات ملی.
در این مورد باز خواهم نوشت.
Labels: سیاست