کوتاه از انتخابات (۶)
حرفهای
رهبر را دقیق بخوانید. برگی بود که روی برگ دیروز هاشمی زد.
رمز گشایی حرفهای رهبر بطور چکیده:
۱. "آبروی نظام" باید بازسازی شود (تایید تحلیل بنده که رهبر دنبال تودهنی زدن به معترضان ۸۸ است که آنجا هم خبری نبود، برای همین احتمال عدد سازی عجیب و غریب را (مثلا جلیلی بیست میلیون!)، در ستاد انتخابات کشور امسال بعید میدانم)
۲. تا آنجا که ممکن است انتخابات کنترل شده و بی حاشیه برگزار شود. احتمال میدهم مستقل از هرگونه نتیجه، تعدادی از فعالان و یا اعضای ستادها احضار و حتی موقتا بازداشت شوند.
۳. "آقا" تاکید میکند که کاملا مخالف سیاستهای هاشمی در عرصه بین المللی و بحران هستهای است و درست فردای سخنرانی مهم هاشمی که نوعی برگ، مشابه نامه بدون سلام به رهبر در ۱۳۸۸ بود (اما طبیعتا نه با این برد و شدت ۸۸) که رو کرد، خامنهای هم برگ خودش را میزند کاملا هم از روی رو کم کنی با رفیق پنجاه و پنج ساله، هر چند به سبک خودش چون نمیخواهد هزینه مواجهه رو در رو را در خود انتخابات بپردازد. آخرین روز ثبت نام خودش را به خواب میزند که هاشمی را نبیند و حالا با اشاره و رمز میگوید رّد صلاحیت هاشمی پشتوانه داشت و به مصلحت بود. همه چیزها هم قانونمند بود.
۴. "آقا" هنوز عزم خودش را جزم نکرده که تمام و کمال پشت جلیلی باشد چون جلیلی موج نتوانسته بسازد و به احتمال زیاد از ولایتی عقبتر است (چون بدنه محافظه کاران به ولایتی و قالیباف رای خواهند داد). او اشاره میکند که حقایقی راجع به مناظرهها خواهد گفت (یعنی بخوانید حقایقی راجع به بحران هستهای و مذاکرات)، اما به شیوه خودش توی دهن زدن و برگ رو کردن را به بعد از انتخابات موکول میکند اما به خواص رمز هم میدهد که خط سازش را با اکراه پذیرفته و باید با رای بالا قدرتمندانه چون سد سدید مقاومت کرد، البته در این زمان با مستحکم بودن و خاطر جمعی فکر میکنم همانطور که قبلاً هم گفته است میخواهد اجازه بدهد (با ژست اکراه) که با آمریکا هم مذاکره "عزتمندانه شود (از طریق رئیس جمهور مورد اطمینان خودش و خودش هم با ژست بدبینی از دور به مذاکره نظاره کند که از خودش هزینه نداده باشد)، بنا بر این حتا اگر لازم باشد به ژست ملی گرایی هم رو میآورد که بی سابقه است (و برای اول بار تا آنجا که خاطرم هست وجود کسانی را به رسمیت میشناسد که نظام را قبول ندارند اما دلشان برای ایران میتپد!)، چون رای بالا نیاز دارد (یاد آوری مهّم: اینکه رهبر چه میگوید نباید معیار کنش ما باشد به هیچ سویی (رای دادن یا ندادن یا به کس خاصی رای دادن) هر کس باید منافع ملی را بسنجد).
معتقدم رهبری خودش را آماده کرده که هر کس را که از صندوق در آمد بپذیرد با محدود کردنش در سیاست خارجی و گربه را دم حجله کشتن (هرچند فکر میکنم ترجیح خودش به ولایتی است که اگر هم مانوری بدهد کاملا مورد اعتماد آقاست)، البته هنوز معلوم نیست اگر جادوگران نظام اینبار چه شعبدهای در آستین داشته باشند و یکباره کسی را به شیوه ۱۳۸۴ با مهندسی محدود احیانا برکشند (فراموش نکنیم که "آقا" طبق گاف دیگری که در سخنرانی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ داد، قطعا چشم خود را بر تقلب محدود دو- سه میلیونی خواهد بست).
نکته اصلی این است که رهبر در وضعیت بدی گرفتار شده است و دنبال کسی میگردد که هم بتواند "آبرو و عزت" نظام را حفظ کند و هم بتواند با غرب راههای دیپلماسی را برای کم کردن فشار جلو ببرد آنهم با نیروهای خودی مورد اعتماد و کسانی که صورت حساب پس فردا نفرستند به بیت، از قدرت سهم خواهی کنند.
نکته اصلی این است که مستقل از سیاستهای رهبر، رئیس جمهور آتی میتواند در نحوه مذاکره و مواجهه با غرب در پرونده هستهای و همینطور در تعامل با آقای "نظام"
به طور فعال تاثیرگذار باشد.
این لبّ لباب اولویتها در انتخابات امسال است و هر کس با اندیشیدن، همفکری با دیگران و نقد حرفها و مواضع و اجتهاد سیاسی به هر جمع بندی که رسیده بر همان اساس عمل خواهد کرد.
همه این تحلیلها بر این پیشفرض بنا شده که نظام دنبال سطحی از خردمندی افتاده حالا، وگرنه اگر در خط فرمان کندن و ترمز براندن باشد که، دیگر همه با هم به ته دره خواهیم رفت.