تاملی دیگر در باب بلاگداری و حرفهای تكراری مجدد!
حرفهایی كه این زیر رج زده شده در حد مشخصات كله پاچه مورچه بلاگ و بلاگداری حقیر است. اگر علاقمند نیستید لطف كنید وقت نگذارید! سپاس.
آنچه را كه قول داده بودم روزانه بنویسم و نوشتم، در اوج گرفتاریهای فراوان و تنها به تجلیل از وبلاگنویسی فارسی برای چند روز ادامه دادم. متاسفانه و شاید هم خوشبختانه، اولویتهای زیاد دیگر دارم و كارهایم زیاد هستند.
در زندگی واقعاً مشغول و گرفتار هستم اما تنها به انگیزههای شخصی و بی هیچ منتی، سعی میكنم هراز چندی اینجا بنویسم، همینطوری تفننی. مثلاً هفتهای یكبار یا دوهفته یكبار یا یكماه یكبار. نمیدانم. قولی هم نمیدهم. مهم این است كه گهگاه چیزمیزی برای دل خودم مینویسم و به جایی هم طمعی ندارم و به كسی هم امیدی. از اولش هم چنین بوده. البته حتی این روزها هم بیشتر از اینها میتوانم بنویسم و نیازی هم به رجزخوانی ندارم، اما برای كی و برای چی؟
محتاج نوشتن خودنمایانه و هدفمند و منظوردار یا محتاج توجه رسانههای ریز و درشت و اصحاب رسانه و حتی دوستان بلاگدار هم نیستم. برای همه احترام قائلم اما تعارفات و گاه زبانبازیها و دادوستدها و بیزینسورزیها را جدی نمیگیرم اما به آدمها و انتخابهایشان و آزادیهایشان و تنوع در تصمیمگیریهایشان و منطقشان احترام میگذارم، متقابلاً هم امیدوارم آدمها در مورد بنده چنین كنند. اگر كسی نظری بگذارد ممنونش هستم البته، اما هدفم جلب نظر و كامنت نبوده و نیست. از روز اول هم دنبالش نرفتهام. در حدنهایتش اگر با این توضیحات قانع نشدهاید، شما فرض را بر این بگذارید كه فلانی یك آدم از پیش باخته (لوزر) است و خوشحالم میكنید! چون دست كم در زمره رقابتجویان و بخیلان و رندان - كه از دیدگاه خودم مرتب در حال ویرانگری در جامعه هستند - من را به حساب نیاوردهاید!
برای دل خودم، آنچه را كه با سواد اندكم به عقل دانشجویی خودم میرسد، گهگاه مكتوب میكنم. شاید چند نفری هم خواندند و بدرد خورد و از شما خواهم آموخت، اگر نخورد هم نخورد، شرمندهام و جانتان تندرست! به همین داد و ستد دانشجویانه نكتهها و حرفهای ساده در سطح دانشجویی خودم راضی و خوشحال میشوم و نه اهل قدرت از هرنوعش (از جمله قدرتطلبی رسانهای) هستم، نه اهل رقابتجویی نه دنبال روزی و كار رسانه ای گرفتن. یك وبلاگنویس قدیمی هستم و هیچ پولی و نامی و نانی و مقامی نگرفتهام و نخواهم گرفت و قدری به كار وبلاگنویسی علاقه دارم. همین. پیشنهادهای كاری هم در این سالیان بوده كه خوب دوستان لطف داشته اند، همه را به همین دلیل رد كردهام چون نمیخواسته ام خودم را متعهد به گرفتن نان و مال و مقامی كنم. چندباری هم كه تلاشی برای به ثمر رساندن كارهای جمعی داشته ام همه داوطلبانه بوده كه خوب به مشكلات عمده ناشی از كم تجربگی همه ما در كارهای جمعی و سازمانی خورده و به جایی نرسیدهایم.
معدود كسانی كه این استقلال و استغنا را هم به بنده نمیخواهند ببینند، و چشم دیدن این چند خط نوشتن را هم ندارند، به خودشان مربوط است. نمیتوانم خودكشی كنم متاسفانه! راهش این است كه اینجا را نخوانند و به بی اعتنایی خودشان ادامه دهند. چه توصیه دیگری میتوانم بكنم؟ شاید نوشتهای از من دیگری را آشفته حال و ناراحت كند، متاسف هستم. راهش لزوماً وارد شدن به بحث جهت قانع كردن بنده نیست. گرچه از بحث و گفتگو استقبال میكنم اما اصراری هم ندارم كه دیگران را قانع كنم، اگر كسی میخواهد بنده را قانع كند، خوب میل خودش است. ممنون اگر وقت میگذارد. اصراری هم ندارم كه قانع نشوم. سعی هم دارم از نقد و انتقاد دیگران بیاموزم. اگر كسی نقدی به نوشته من میزند، لطف میكند و ممنونش هستم و از او میآموزم. اخلاقاً خوب است بنده را هم خبر كند كه از نقدش استفاده كنم. اگر برچسب میزند، تحقیر میكند یا چماقی برسرم میكوبد، برایش بلوغ فكری یا شفا آرزومندم. به چنین كسی تنها میتوانم توصیه كنم كه اینجا را نخواند، برای چه خودش را به زحمت میاندازد؟ بالاخره یكی ممكن است در چاه ضلالت باشد، جای او را كه تنگ نكردهام! در هیچ رقابتی هم شركت نمیكنم و به رقابتجویی و بخل بشدت حساسیت دارم و وارد آن بازیها نمیشوم، چه آندو را بزرگترین عوامل بدبختی ما ایرانیان میدانم و از سرراه رقابتجویان، جنگجویان پرخاشجو یا بیزینسورزان اهل زدوبند یا بخیلان بیعلت و حسود كنار میروم. همهاش مال شما اگر از این دسته هستید. بروید و بگیرید و بچنگ آرید و معاوضه یا تقسیم كنید یا نكنید. به خودتان مربوط است.
در دوستی وبلاگی هم درحد معقول و دورادور در خدمت هستم. چیزی معمولاً از كسی نمیخواهم كه خوب ممكن است برای دوستانی ناخوشآیند باشد. حقجویی و حقگویی البته از نوع متكثر و نسبی و با مدارا و رواداری، برایم از حفظ دوستی در اینجا مهمتر است، در دنیای واقعی هم معمولاً چنین است. دوستانی كه من را میشناسند اینرا صادقانه اما صریح و بیرودربایستی میگویم، از من معمولاً آزاری ندیدهاند و احترام همه را دارم و حمل برخودستایی نباشد فردی مردمدار هستم هرچند كه لازم باشد چیزی كه بنظرم درست و حق باشد میزنم و از دیگران متواضعانه صدچندان میآموزم. لیلی به لالای بیزینسورز و رقابتجو و رند هم در عالم دوستی البته هركه باشد، هم نمیگذارم.
اگر كسی به خاطر زبان و تعدادی از سبكهای نوشتاری كه در بحث بكار میگیرم، از بنده یك چهره تلخ و مغرور و بیشعور و بیاعتنا به دیگران دوست دارد تصور كند، به خودش مربوط است. دست كم لطف كند دلایل و شواهد خودش را هم به خودم نشان بدهد.
در فیسبوك هم فعال نخواهم بود و مضرات نوشتن و فعالیت در فیسبوك در اكثر اوقات بر فایده های آن میچربد. در فیسبوك فكر كنم بهتر باشد دورادور آخرین خبرها را گرفت و خود را آلوده آن نكرد، هرچند برای سرگرمی میتواند گاهی پركننده اوقات فراغت باشد اما آدم را خسته و پراز انواع و اقسام احساسات عجیب و غریب و ذهن آدم را پراز حرفهای بیربط و بیمعنی میكند. مثل كسی كه روزی بیست بار غذای بوفه با تنوع چند صدغذا در هروعده میخورد و هربار هم همه را روی هم تند تند و نجویده میخورد، چه حالی به او دست میدهد؟!
مهر و محبت و صفای دوستان را در هركجا چه در فیسبوك چه بیرون آن، چه خوانندگان محترم این وبلاگ، چه دوستان وبلاگنویس چه دوستانی كه در بیرون گاه میبینشان چه دوستان خارج از فضای آنلاین خود همواره سپاسگزار بودهام و هستم. سپاس و با آرزوی تندرستی و شادی برای همه آنها بویژه خوانندگان این سطور.
Labels: بلاگسپهر, پیام, شخصی, فیسبوک