<$BlogRSDUrl$>

پارسانوشت

بلاگ یا رسانه "پارسا صائبی" در مورد سیاست، اجتماع، فرهنگ، علم و تکنیک و گهگاه موضوعات مورد علاقه دیگر

توضیحات نو


دوستان لطفاً بنده را از منتشر كردن كامنت با نامهای ناشناخته (بی‌نام یا ناشناس و ...) یا بدون ارجاع به یك ایمیل واقعی معذور بدارید. واقعاً كامنتهای این چنینی را صرفنظر از اینكه چه نوشته باشند و محبت و لطفشان شامل حال بنده هم شده باشد، منتشر نخواهم كرد و اساساً نخوانده پاك خواهم كرد. گفتم كه گاه دوستان دور و نزدیك اهل رودربایستی نباشند، صادقانه بیایند حرفشان را هرچه كه هست بزنند و هر انتقاد و اعتراضی هم دارند شخصاً لطف كنند مطرح كنند و با هم گفتگو كنیم. خوب اشتباه و ایراد هم حتماً دارم و خواهم پذیرفت، ممنونتان هم خواهم شد. دیگرانی هم كه ممكن است حقوق بگیر جایی باشند وقت خودشان را پای كامنت‌گیر وبلاگ بنده حقیر تلف نكنند كه كامنت آنها را همانطور كه در بالا عرض شد، نخوانده پاك خواهم كرد و تحت هیچ شرایطی كامنت از فرد بی‌نام و ناشناس و بدون ارائه ایمیل واقعی منتشر نخواهم كرد. در غیر این صورت اگر هر نوع انتقاد و نقد تندی هم به نوشته بنده یا اساساً خود بنده و عقایدم و نه شخص سوم داشته باشید، تنها كافی است نام خودتان یا یك ایمیل واقعی از خود را مشخص كنید و بلادرنگ نظرتان را منتشر خواهم كرد.

 


بلاگ​چرخان


بلاگ چرخان حاوی وبلاگهایی است که میخوانم یا به پارسانوشت لینک داده​اند (یا هردو):

 

 

آرشيو

 

04/01/2004 - 05/01/2004 05/01/2004 - 06/01/2004 06/01/2004 - 07/01/2004 07/01/2004 - 08/01/2004 08/01/2004 - 09/01/2004 10/01/2004 - 11/01/2004 11/01/2004 - 12/01/2004 12/01/2004 - 01/01/2005 01/01/2005 - 02/01/2005 02/01/2005 - 03/01/2005 03/01/2005 - 04/01/2005 04/01/2005 - 05/01/2005 05/01/2005 - 06/01/2005 06/01/2005 - 07/01/2005 07/01/2005 - 08/01/2005 08/01/2005 - 09/01/2005 09/01/2005 - 10/01/2005 10/01/2005 - 11/01/2005 11/01/2005 - 12/01/2005 12/01/2005 - 01/01/2006 01/01/2006 - 02/01/2006 02/01/2006 - 03/01/2006 03/01/2006 - 04/01/2006 04/01/2006 - 05/01/2006 05/01/2006 - 06/01/2006 06/01/2006 - 07/01/2006 07/01/2006 - 08/01/2006 08/01/2006 - 09/01/2006 09/01/2006 - 10/01/2006 10/01/2006 - 11/01/2006 11/01/2006 - 12/01/2006 12/01/2006 - 01/01/2007 01/01/2007 - 02/01/2007 02/01/2007 - 03/01/2007 03/01/2007 - 04/01/2007 04/01/2007 - 05/01/2007 05/01/2007 - 06/01/2007 06/01/2007 - 07/01/2007 07/01/2007 - 08/01/2007 08/01/2007 - 09/01/2007 08/01/2008 - 09/01/2008 09/01/2008 - 10/01/2008 10/01/2008 - 11/01/2008 11/01/2008 - 12/01/2008 12/01/2008 - 01/01/2009 01/01/2009 - 02/01/2009 02/01/2009 - 03/01/2009 03/01/2009 - 04/01/2009 04/01/2009 - 05/01/2009 05/01/2009 - 06/01/2009 06/01/2009 - 07/01/2009 07/01/2009 - 08/01/2009 08/01/2009 - 09/01/2009 09/01/2009 - 10/01/2009 10/01/2009 - 11/01/2009 11/01/2009 - 12/01/2009 12/01/2009 - 01/01/2010 01/01/2010 - 02/01/2010 02/01/2010 - 03/01/2010 03/01/2010 - 04/01/2010 04/01/2010 - 05/01/2010 05/01/2010 - 06/01/2010 06/01/2010 - 07/01/2010 07/01/2010 - 08/01/2010 08/01/2010 - 09/01/2010 09/01/2010 - 10/01/2010 10/01/2010 - 11/01/2010 11/01/2010 - 12/01/2010 12/01/2010 - 01/01/2011 02/01/2011 - 03/01/2011 03/01/2011 - 04/01/2011 04/01/2011 - 05/01/2011 05/01/2011 - 06/01/2011 06/01/2011 - 07/01/2011 07/01/2011 - 08/01/2011 09/01/2011 - 10/01/2011 10/01/2011 - 11/01/2011 11/01/2011 - 12/01/2011 12/01/2011 - 01/01/2012 01/01/2012 - 02/01/2012 02/01/2012 - 03/01/2012 03/01/2012 - 04/01/2012 04/01/2012 - 05/01/2012 05/01/2012 - 06/01/2012 07/01/2012 - 08/01/2012 08/01/2012 - 09/01/2012 09/01/2012 - 10/01/2012 11/01/2012 - 12/01/2012 12/01/2012 - 01/01/2013 01/01/2013 - 02/01/2013 02/01/2013 - 03/01/2013 03/01/2013 - 04/01/2013 05/01/2013 - 06/01/2013 06/01/2013 - 07/01/2013 09/01/2013 - 10/01/2013

 


آرشیو فانوس قدیم
آرشیو فانوس نو

ParsaSaebi[at]Yahoo.co.uk

© استفاده از مطالب اين وبلاگ با دادن لینک و ارجاع به نوشته، بلامانع است



 

Wednesday, September 09, 2009


سالی دیگر پیش روی بلاگ​داران

اشاره: چند روزی مسافرت بودم و مختصر کسالتی هم داشتم، نشد که زودتر بنویسم.

وبلاگ​نویسی و بلاگ​داری فارسی پریروز هشت ساله شد و یادی کردم از قیل و قال و جشن و هیاهویی که سالها داشتیم برای چنین روزی. روزی که سلمان جریری عزیز شروع کرد به پست کردن در وبلاگش و حسین درخشان هم یک هفته دیر رسید اما با صفحه راهنمای او بود که خیلی​ها ترسشان از درست کردن وبلاگ ریخت (راستی او واقعاً کجاست؟ آیا مجبور به همکاری با ماموران استبداد دینی است؟ اگر این نوشته را در زندان میخواند امیدوارم روزی از این گرفتاری - که دست​کم بخشی از آن را خودش​ برای خود درست کرد- نجات پیدا کند).

امسال نقش وبلاگها و بطور کلی بلاگ​سپهر در کنار بقیه ابزارهای اطلاع​رسانی پررنگ تر شده است و دیگر همه جا حرف از داشتن رسانه شخصی و روزنامه​نگاری شهروندی است. خوشبختانه در میان همه فشارها و تضییقات یا با وجود دلسردیها هنوز داریم می​نویسیم. الان زمان، زمان دلسردی نیست و باید با ویروس ناامیدی هرطور شده مبارزه کرد. واقع بینی و توجه به محدودیت برد رسانه ها در میان مردم عادی به جای خود و ایضاً بسنده نکردن به تشفی خاطر شخصی، اما بلاگ​ها واقعاً تاثیر دارند.

با شعار سبز "هرشهروند یک رسانه"، امسال سال مهمی برای ما وبلاگ​نویسها خواهد بود. به گمانم در کنار اطلاع​رسانی در فیسبوک و توییتر و فعالیتهای دیگر، وبلاگ نویسی و خصوصاً لینک و پیوند دادن به نوشته های خوب و مفید را فراموش نکنیم. نوشته های خوب و جاندار و کم حجم و نیز مستدل حتماً در کنار تولیدات رسانه​ای لازم هستند. اگر گزیده​گویی و خلاصه​نویسی چاشنی کار شود و قدری از نوشته های احساسی و بیش از حد شخصی دوری کنیم و با کمتر نوشتن و در مقابل لینک دادن به نوشته های خوب به همدیگر مجال ارائه نظر بدهیم، بسیار بهتر است. نقد و داوری و تحلیل هم حتماً لازم هستند.

کم می​نویسیم اما با همين حضور خود تنها برای تشفی خاطر نمی​نويسيم، میدانیم که نوشته​های ما اگر خوب و مناسب و بهنگام پدید آمده باشند، گاهی کم گاهی زياد مانند بازی دومينوها در فضای رسانه​ای و نیز بصورت عمومی تا حدی در جامعه شهرنشین تاثيرگذار هستند. در اين هشت سال بسيار پيش آمده که رد نوشته های خود را در جاهای ديگری ديده​ايم و اين همفکری​های آفلاين تا به کجاها که نرفته است. در بحث روزنامه نگاری شهروندی که دیگر نوشته های وبلاگی، کانالهایی هستند برای گرفتن خبرهای دست اول بخصوص اگر دقیق و مستند باشند.

سخن کوتاه بايد کرد. بلاگ داری را جدی گرفته​ایم و سردبیر خود هستیم و بلاگ ما خانه هرکدام از ماست اما همیشه از دیگران می​آموزیم و تجربیات دیگران را به کار می​بندیم و نیز تجربیات خود را در اختیار تازه واردهای بلاگ​سپهر قرار خواهیم داد، شاید مورد استفاده​شان قرار گیرد.

باری سال نوی وبلاگ​نویسی فارسی بر همه وبلاگ​نویسان و بلاگداران قدیمی و تازه وارد و نیز همه بلاگ​خوانان مبارک باد!

Labels: , , , ,

2 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Saturday, August 04, 2007


خداحافظی

فعلاً برای مدت دو سه ماهی از خدمت دوستان مرخص می​شوم. بعد از آن هم بايد ديد که فضا برای گفت​و​شنود و گپ وبلاگی مساعد هست يا تنها برای همين نوشته​های چپ اندرقيچی - که نوشتن آنها هم بعد از پنج سال قلم زدن جانانه وبلاگی، دست کم هنوز برای من کاری گلابی و چندان آسان نيست مگر اینکه غیرمسوولانه و رندانه با هیاهو و بیزینس​ورزی فرهنگی برای خودم نام و نان بخرم که سخت با این بیگانه​ام - ​بيهوده وقت خود را تلف می​کنيم.

اگر کسی فکر می​کند که حرف گفتنی من تمام شده، هر طور که خودش دوست دارد، فکر کند اما اگر خواست ایمیلی بزند تا گوشه​ای از تیترها و چکیده نوشته​هایی که هر روز می​نویسم و بدلایل مختلف منتشر نمی​کنم - و از این کار هم جداً خسته شده​ام - برایش بفرستم. نکته اینجاست که وقتمان را داریم - بیش از اینکه چیزهای مفیدی بدست بیاوریم - بیشتر در این فضایی که شباهتی به فضای پرمهر و محبت دو سه سال پیش (بهار شکوفا و خرم وبلاگستان) ندارد، تلف می​کنیم.

اما دو سه نکته:

الف) آرشیو نوشته​های قديمی فانوس هم پريده است. آليوس تنها کسی است که می​تواند با بلاگ اسپات مساله را پيگيری کند. اين دنيای مجازی همه چيزش به يک پف بند است.

ب) دنبال راهی هستم که گهگاه نوشته​های جدی​تر خودم را نه در قالب روزنوشته بلکه در قالب مقاله در جایی مستقل منتشر کنم. پیشنهاد هم زیاد دارم اما از خیرش می​گذرم. فضا فضای خوبی نیست وقتی در روز روشن دوستی رقابت​جویانه نوشته و قالب و جملات آدم را کپی کند و بدون اشاره به دیگران اینکار را به نام خود ​بخواند. این نشانه خوبی نیست وقتی آدمی که خودش را فرهنگی می​خواند، دنبال بیزینس باشد. بگذریم، برگردم به دغدغه خودم. شاید فکری به حال چاپ یک مجموعه در آینده کردم. اگر وقت و حوصله و کار و زندگی و استرسهای شغلی و مهاجرت بگذارد.

ج) گهگاه بد نیست آدم ارتباطش را دست کم پشت صحنه با تعدادی از دوستان بلاگ​دار حفظ کند، البته اگر دل و دماغی جمعی وجود داشته باشد. باز هم پیشنهاد زیاد دارم اگر مطرح کنم ممکن است آدمهای هیجان زده - هرچند که تعدادشان کم شده - بپرند وسط و موضوع را با عجله و رقابتجویی و منفعت​طلبی لوث کنند. این دردسر وبلاگ​نویسی و بلاگداری است که آدم روی صحنه​ای است که هیچ حوزه خصوصی (پرایوسی) ندارد و هرچه بنویسد (هر چقدر هم ضعیف و متوسط) توسط عده​ای (گاه حرفه​ای و ارتزاق​کن از راه نویسندگی) مورد سواستفاده قرار می گیرد. هرچه که بنویسد بعدها علیه خودش نه در یک سناریوی امنیتی- اطلاعاتی بلکه در بین همکاران خودش استفاده خواهد شد.
زبان وبلاگی زبان ایجاز و به نوعی یک زبان احساسی و به تعبیر خودم زبان نمایش سرصحنه و بیان حسی از یک لحظه زندگی شخصی است و سوتفاهم ایجاد می​کند. آدم ایده​اش سر از مسیر دیگری در می آورد و در نهایت در بین اینهمه هیاهو که صدا به صدا نمی رسد، تنهایی آدم می​ماند برای خودش. نوشته​های آدم گاه کمک می​کنند به سوءاستفاده رندان و زرپرستان و آنهایی که (حتی با وجود فرهنگی بودن) فکر می​کنند بلاگ​داران پیاده نظامشان هستند. فضولانی لذت می​برند که تنها ببینند پارسا نامی در فلان جا (که بعضی ها هم می شناسندش) چه کار می کند و برنامه زندگی​اش چیست که فقط​ حس فضولی خود را ارضا کرده باشند. این یک مرض روانی است مثل مرضی که بعضی​ها در صفحه اورکات دیگران بی​دلیل جاسوسی و گاه سوءاستفاده می​کنند. می​گویند بلاگرها نودیست هستند. حرف تا حدی درست است (هرچند که اصلاً همه ماجرا نیست). اما یک آدم نودیست هم باید برای خودش پرایوسی (حوزه خصوصی) داشته باشد. این چیزی است که اسباب​بازی وبلاگ با بی​رحمی از آدم دریغ می​کندش. درگیری، قرار گرفتن در موقعیت های نامطبوع. استیصال، خاطر ناجمعی و تنهایی و خستگی مفرط عاقبت کار وبلاگ​نویسی ایرانی است. در چنین فضایی که اعتماد، دوستی و مهربانی بین بلاگ​داران از دست رفته است، ناراستی​ها و کینه​ها و مکرها جایشان را گرفته دیگر چه می​ماند برای نوشتن در این فضا برای کسی که فقط و فقط علاقمند کار خواندن و نوشتن در یک محیط دوستانه و آموزنده بوده و بس. وبلاگ​نویسی و ارتباط تنگاتنگ با وبلاگستان در این فضای ناسالم و نامهربان آدم را تاحد مرگ خسته و آزرده می​کند. من مخالف وبلاگ​نویسی و بلاگ​داری نیستم اما باید توجیهی برمبنای هزینه-فایده برای اینکار داشته باشم اگر نه می​روم دنبال خواندن و نوشتن و هنرورزی و زندگی برای خودم. دوستی و مهرورزی که نباشد و دیگر کسی برای کسی تره هم خرد نکند، دیگر ماندن در اینجا فایده​ای ندارد. اگر بعد از دو سه ماه بخواهم برگردم باید بتوانم آن را همینجا و در حضور خوانندگان وبلاگ خود به دقت و بیطرفانه توجیه کنم وگرنه که از همین حالا خداحافظی خواهم کرد. هرچند دلم برای بعضی از دوستان تنگ می​شود.

در زندگی واقعی شاد و خوش و خرم باشید.

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Tuesday, May 22, 2007


دعوت به بازی!

یکماه است کاملاً بی​میل به نوشتن و بلاگ​داری هستم و چند روزی هم که اصلاً دسترسی به نت نداشتم و در سفر بودم. در ایمیل دیدم که پویای عزیز بنده را به بازی جدید و البته بی​مناسبت وبلاگی (از که تاثیر گرفته​ایم) دعوت کرده است. ضمن سپاس از اين دوست عزيز عرض می​کنم که کل وبلاگ​داری را یک بازی پیچیده، پردردسر و در عین حال کم​فایده می​بینم که همه داریم به هر حال از هم تاثیر می​گیریم. بیاییم کمتر بنویسیم و حواسمان باشد که خوب و گزیده و مفید بنویسیم. اکثر قریب به اتفاق چیزهایی که می​نویسیم، به راحتی می​توانستیم ننویسیم و هیچ اتفاقی هم نمی​افتاد. عرض من کلی است و ناظر به این بازی نیست البته.

فرصتی شد مطالعه کنیم و گهگاه با هم از دور بای بای کنیم که نشان بدهیم زنده و سالم هستیم و اطلاعاتی در مورد مطالعه خود با دوستانمان به اشتراک بگذاریم. بقیه​ بلاگ​داری خیلی چیز جذابی نیست. این را از کسی که یکماه است از بیرون گود دارد به وبلاگستان نگاه می کند بپذیرید. البته می​دانم که نمی​پذیرید و سایه بنده را هم به کرشمه عنایت با آرپی​جی​هفت خواهید زد. اما در جریان باشید که کلاً خبر خاصی نیست و غیر از آدم فروش​ها و بیماران و تنهایان و خودشیفتگان، مراقب بیزینس​من​های محترم فرهنگی هم باشید. آنها می​خواهند دکان خودشان را پررونق کنند، وقتتان را زیاد در این وادی وبلاگستان تلف نکنید. بهتر ازش استفاده کنید. اسیر وقایع روزانه سیاسی و هیاهوهای وبلاگستانی و جنجالهای بیهوده نشوید. خارج از وبلاگستان و نت و سایت​های فارسی مطالعه کنید و دیگران را هم دعوت کنید به مطالعه کردن.

وبلاگستان آدم را نابود می​کند. شما دوست من هستی برای همین بی کم و کاست عین آنچه را که خود بعد از پنج سال بهش رسیده​ام دارم صادقانه می​گویم. شاید هم اشتباه می​کنم اما اهل آدرس عوضی دادن نیستم.

دوست من کمتر بنویس و از پای نت بلند شو. دیگر با خودت است. شاد و سلامت باشی.

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Sunday, April 22, 2007


کمتر خواهم نوشت

از دیروز اول ادیبهشت ماه، پارسانوشت سه​ساله شد و تا چندی دیگر نوشته​های وبلاگی بنده یعنی پارسا صائبی پنج ساله خواهد شد. کلاً چیزهای زیادی آموخته​ام در این مدت البته وقت زیادی هم تلف کرده​ام. اما دستاوردها نیز کم نبوده است. در درجه اول شناخت خوبی از خود پیدا کرده​ام. آدم "خود" خودش را خوب بشناسد، بعد تمام رفتارهای خود را می​فهمد و بلاتکلیفی خودش با خودش را حل می​کند، معایب و نقاط ضعف خود را برطرف می​کند. علاوه بر این در مورد خودم بلاگ​نویسی به کنار آمدن با مهاجرت کمک کرده است. ضمن اینکه قدرت تصمیم​گیری، مدیریت استرس، قدرت بیان در تنگناها و فرصت​های آنی، فن نگارش، روش تحقیق، پرهیز از پیشداوری و تعصبات، قدرت ارتباط با دیگران، استدلال و مفاهمه و... را آشکارا بیشتر کرده است. گمان کنم بهره​های خوبی داشته​ام از اینکار، در عین اینکه وقت، انرژی و توان زیادی گذاشته​ام. گاه واقعاً اتلاف وقت بوده یعنی یک سرگرمی آموزنده و کاری فرهنگی بوده پر از حاشیه. قهر و آشتی​های بی​معنی وبلاگی، درگیریهای بیهوده همیشه بوده​اند. بازیها، نمایشها و شوهای کودکانه​ای که آدم مجبور می​شود گاه و بیگاه ببیند یا حتی گاه خودش انجام بدهد. بی​عدالتی​ها، دورویی​ها، دزدی​ها و نیرنگ​ها که همیشه سوهان روح آدم هستند. خوشبختانه دیگر اینها هم بی​رونق شده​اند.

اما درسهای بزرگی که از بلاگ​داری آموخته​ام این است که مختصراً بنویس وقتی که شوقی داری و حوصله​ای و حرفی جدی و مهم برای مطرح​ کردن. بگذر و دل نبند، به نوشته دیگران واکنش نشان نده هرچقدر که فکر می​کنی آن نوشته اشتباه یا خصمانه باشد. متواضعانه و با ذهنی باز و پذیرا چیز یاد بگیر و از اینکه کمتر از آنچه فکر می​کنی دیده شده​ای، گله​مند نباش. دنبال قضاوت در کار دیگران، عیب جویی و اصلاح دیگران و نیز رقابت​ورزی با آنان هم نباش. سرت به کار خودت باشد و پلشتی ها را چون اسفنج به خود جذب نکن. با کسی اگر شوخی می​کنی رقیق و مختصر و دوستانه عمل کن. اشتباه را به رسمیت بشناس و سعی کن از اشتباه دیگران هم مانند اشتباهات خودت درس بگیری. تکثر را هم عملاً قبول داشته باش. عقیده را سلیقه ببین و دنبال جدال مرو مگر اینکه فقط سلیقه خودت را به دیگران - که محکومشان نمی​کنی - معرفی کنی.

این چیزها برای کسی که استخوان خرد کرده وبلاگ​نویسی نبوده، جز یک مشت موعظه اخلاقی چیز دیگری نیست اما برای بنده یعنی پارسا (آنطور که در شناسنامه​ام آمده علیرضا) پنج سال طول کشیده تا دانه​دانه جمعشان کنم، قدرشان را بدانم و چارچشمی مواظب باشم که از دست ندهمشان و بهشان عمل کنم. قطعاً عقایدم (که دوست دارم به جایش بگویم سلیقه​هایم) با سال پیش تفاوتهای زیادی کرده با پنج سال پیش که خیلی متفاوت شده است. ضمن اینکه دوستان خواننده را که نمی​نویسند و راحت در مورد همه چیز حرف می​زنند و نظر می دهند، دعوت می​کنم مدتی در یک وبلاگ بنویسند تا متوجه شوند که حتی شخصی​نویسی (تحلیل و مقاله نویسی پیشکش) چه کار سخت، دردسر​ساز و وقت​گیری است. پنج سال است دارم می​نویسم و تا آنجا که در توانم بوده مایه گذاشته​ام. اما توان و وقت بیشتری ندارم. اگر به خانواده​ام و آینده فرزندان نیامده​ام و وضعیت شغلی و ادامه پروسه جا افتادن در مهاجرت (سخت​ترین و شجاعانه ترین کار دنیا) نرسم، جنایت کرده​ام. دیگر وقت آن است که در این سلیقه هم تجدیدنظر کنم. جداً دیگر باید طرحی نو در اندازم و بلاگ​داری را به نحوی که در توانم هست اداره کنم. به هر حال از این به بعد اگر وقتی بیابم، بیشتر خواهم خواند، بیشتر خواهم دید، بیشتر گوش خواهم داد و کمتر خواهم نوشت.

شاد باشید و سپاسگزار لطف همه​تان هستم.

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Saturday, April 21, 2007


از فرانسه چه خبر؟

نبودن بلاگ​رولينگ برای من يکی که بیشتر موجب خير و برکت است. چرا که اساساً و از اول در قيد و بند تعداد خواننده نبوده و نيستم که نگران کمبود خواننده باشم در هنگام پينگ نشدن. کار نوشتن تفننی را دوست دارم و البته فکر نکرده​ام که از راه نوشتن ارتزاق کنم. دوست دارم چيزکی در حاشيه بنويسم و با سواد جسته گريخته خودم حرف نامربوط زياد نزنم. کاری به کار جلوه​گری و خوددانشمندنمايی و دکان باز کردن ندارم. خراب بودن بلاگ رولينگ به من کمک می​کند که عذاب وجدان نداشته باشم چون ديگر هرچقدر هم بنويسم، ديگر نمی​روم بالای ليست و در مظان اين اتهام نيستم که می خواهم خودم را مطرح کنم (ضمن اينکه معتقدم هر نوشته هر وبلاگ يک تداخل امواج رسانه​ای ايجاد می​کند با دیگر موضوعات و واقعاً تشويش اذهان عمومی می​کند. کسی که در صدر لیست می​رود می​تواند جهت بحث​ها را مقداری عوض کند.) دیگر اینکه با خراب شدن بلاگ​رولینگ بلاگ​ها خیلی ساکت شده​اند و جسارتاً این خوب است (به حساب غرور هم اگر می خواهید بگذارید، بگذارید. باکی نیست!). اجازه بدهید این بحث را باز نکنم که موجب دلخوری می​شود اما واقعاً به نظر می​رسد که امسال سال افول بلاگ​داری و فروکش کردن تب وبلاگ​نویسی باشد. با المپیاد روشنفکری به راه انداختن و بسیج​گری آنچنانی به شیوه مهدی جامی هم کار درست نخواهد شد. از ما که تحلیل​گر بخش خاورمیانه​ای وبلاگستان باشیم گفتن!

اما به هر حال خواستم با این روده درازی یادی هم از آشپزباشی عزیز کرده باشم(!) که دقیقا در این گیرودار و بزن بکش شب انتخابات فرانسه (که شب عزیزی هم هست!) بیاید روی آنتن و تحلیلی بدهد نسبتاً کم حاشیه از اوضاع حوزه های انتخاباتی و مسجد لرزاده پاریس و حسینیه ارشاد نورماندی. اما طبق معمول آشپزباشی سرحال نیست و غذایش ته گرفته است! مخلص آشپزباشی و گری کاسپاروف و سعدی هم هستیم!

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Monday, March 26, 2007


چند تا مانده به آخر

سخنرانی می​کردم:
عصاره زندگی يعنی حرکت و تغيير. در یک کلمه: زمان، حتی مکان هم نه. فقط زمان...
از خواب پريدم. ونکوور بودم و باران به نرمی می​بارید.

مدتی قصد استراحت دارم. گفتنی​ها تمام​شدنی نیستند. زمان اما ....
زمان آرامش و آسایش تنها زمان واقعی زندگی است. آن را از دست ندهید به اسیری رنگ.

اين سکوت زيبای وبلاگستانی همیشه برقرار باد! کمتر بنویسیم تا به آزادی بیان کمک کنیم!

تا بازگشتی دیگر، بدرود.

Labels: ,

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 

Sunday, January 28, 2007


کابينه در تبعيد


حجت‌الاسلام ملاحسنى امام جمعه تورنتو، بنده را به عنوان «رييس تشخيص مصلحت» منصوب فرمودند. ضمن تشکر فراوان به خاطر اين بنده‌نوازى حاج آقا، اميدوارم بين من و آقاى هاشمى شباهتهاى زيادى نباشد!‌ اگر هست جان آقاى کروبى بگوييد به خودم!

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________

 


سيب‌زمينى گمشده

فعالان حقوق زن و بلاگ‌دار عزيز فرناز سيفى را دستگير کرده‌ بودند اما خوشبختانه فعلاً آزاد شده‌اند و اميدوارم مساله به خوبى و خوشى حل شود.
ظاهراً تساوى حقوق زنان و مردان شامل مساوات در بازداشت و دستگيرى (!) هم مى‌شود و در واقع مامورين محترم و قاضيان عزيز به نوعى آن کمپين يک ميليون امضا را (با برداشت آزاد خودشان البته!) مى‌خواسته‌اند امضا کنند!

درحاشيه:‌ بدين وسيله به اطلاع دوستان و آشنايان و بلاگ‌دارهاى عزيز مى‌رساند که يکى از اين روزها در شهر حادثه‌اى روى خواهد افتاد. هيچ نگران نباشيد. کسى قرار نيست دستگير شود. چيزى قرار نيست تغيير کند. اتفاقى معمولى است اما شايد بدتان نيايد. منتظر باشيد. فانوس را بخوانيد.

Labels:

0 Comments | | Permalink

_______________________________________________