از فرانسه چه خبر؟
نبودن بلاگرولينگ برای من يکی که بیشتر موجب خير و برکت است. چرا که اساساً و از اول در قيد و بند تعداد خواننده نبوده و نيستم که نگران کمبود خواننده باشم در هنگام پينگ نشدن. کار نوشتن تفننی را دوست دارم و البته فکر نکردهام که از راه نوشتن ارتزاق کنم. دوست دارم چيزکی در حاشيه بنويسم و با سواد جسته گريخته خودم حرف نامربوط زياد نزنم. کاری به کار جلوهگری و خوددانشمندنمايی و دکان باز کردن ندارم. خراب بودن بلاگ رولينگ به من کمک میکند که عذاب وجدان نداشته باشم چون ديگر هرچقدر هم بنويسم، ديگر نمیروم بالای ليست و در مظان اين اتهام نيستم که می خواهم خودم را مطرح کنم (ضمن اينکه معتقدم هر نوشته هر وبلاگ يک تداخل امواج رسانهای ايجاد میکند با دیگر موضوعات و واقعاً تشويش اذهان عمومی میکند. کسی که در صدر لیست میرود میتواند جهت بحثها را مقداری عوض کند.) دیگر اینکه با خراب شدن بلاگرولینگ بلاگها خیلی ساکت شدهاند و جسارتاً این خوب است (به حساب غرور هم اگر می خواهید بگذارید، بگذارید. باکی نیست!). اجازه بدهید این بحث را باز نکنم که موجب دلخوری میشود اما واقعاً به نظر میرسد که امسال سال افول بلاگداری و فروکش کردن تب وبلاگنویسی باشد. با المپیاد روشنفکری به راه انداختن و بسیجگری آنچنانی به شیوه مهدی جامی هم کار درست نخواهد شد. از ما که تحلیلگر بخش خاورمیانهای وبلاگستان باشیم گفتن!
اما به هر حال خواستم با این روده درازی یادی هم از آشپزباشی عزیز کرده باشم(!) که دقیقا در این گیرودار و بزن بکش شب انتخابات فرانسه (که شب عزیزی هم هست!) بیاید روی آنتن و تحلیلی بدهد نسبتاً کم حاشیه از اوضاع حوزه های انتخاباتی و مسجد لرزاده پاریس و حسینیه ارشاد نورماندی. اما طبق معمول آشپزباشی سرحال نیست و غذایش ته گرفته است! مخلص آشپزباشی و گری کاسپاروف و سعدی هم هستیم!
Labels: وبلاگستان