کنفرانس Towards the Dignity of Difference
در ادمونتون
گزارش چکیده:
کنفرانس فوق با شعار "نه تقابل بين تمدنها، نه پايان تاريخ" در دانشگاه آلبرتا از تاریخ دوم تا چهارم اکتبر با حضور تعدادی از استادان دانشگاهها و محققان برگزار شد. از ميان چهرههای آشنا دکتر حميد دباشی استاد دانشگاه کلمبيا، دکتر رامين جهانبگلو استاد دانشگاه تورنتو، دکتر مجتبی مهدوی استاد دانشگاه آلبرتا، دکتر پیمان وهابزاده استاد دانشگاه ویکتوریا و اکبر گنجی روزنامه نگار و فعال سياسی در اين کنفرانس شرکت کرده بودند.
روز يکشنبه میزگردی با حضور دباشي، جهانبگلو و مهدوی پيرامون وقايع اخير ايران و جنبش سبز برگزار شد. در اين ميزگرد که به زبان انگلیسی بود حميد دباشی ضمن اشاره به وقوع جابجايی معرفتشناسانه در عرصه اجتماعی ايران با نماد تغيير شعار "تفنگ من کو؟" به "رای من کو؟" افزود بتدريج نتايج اين شيفت معرفتی در جامعه بيشتر متبلور خواهد شد. چه جنبش ضد استعماري، چه سوسياليسم جهان سومی و چه اسلام خشونتگرا هیچکدام در جنبش سبز نقشی ندارند و اساساً این جنبش بدون سر، فاقد رهبری کاریزماتیک، فاقد دلبستگی ایدئولوژیک و فاقد جبهه بندی و پیشداوری سیاسی است. وی همچنین گفت جمهوری اسلامی در بحران اخلاقی است و در تناقضهایی گرفتار شده که حتی گفتن الله اکبر را نیز به عنوان سمبل اسلام سیاسی یا حتی غیرسیاسی برنمیتابد.

رامین جهانبگلو در سخنان خود ضمن اشاره به اینکه جامعه مدنی ایران در تحولات اخیر راهی بیخشونت برای بدست آوردن مشروعیت سیاسی با تعریف خود یافته است، افزود که شهروندان ایرانی اکنون نسبت به دروغگویی و بیاخلاقی در سیاست حساس شدهاند و پالایش عرصه سیاسی از دروغ را یک ضرورت میبینند. شهروندان ایرانی کمکم یافتهاند چگونه میشود جامعه مبتنی بر راستی و صداقت و در عین حال زیبا ساخت و اين حرکت بیخشونت الهام گرفته از نهضت گاندی دستاوردهايی بسيار بزرگ در اين عرصهها دارد و نبايد آن را محدود به مقابله فرضی عملگرايان با آرمانخواهان يا مواجهه اصلاح طلبان يا موسوی با اقتدارگرايان يا جناح استبداد يا احمدی نژاد و تحلیلهایی فرودست از این قبیل ديد. جهانبگلو افزود مردم حق دستيابی به حقایق را همچون حق آزادی پاس میدارند و این ثمره شیرین جنبش، هم مسوولیت اخلاقی را در جامعه مدنی بالا میبرد و هم بر اساس تز "فراموش نکردن و بخشیدن"، پایههای فرهنگ بیخشونتی را در سیاست قويتر ميسازد.
مجتبی مهدوی در سخنرانی خود با اشاره به وقوع چهار دوره جمهوری در ايران (جمهوری خمينی در ده سال اول، جمهوری دوم يا عصر پساخمينی در هشت سال بعدی تا دوم خرداد، جمهوری اصلاحات و جمهوری چهارم يا دوران احمدی نژاد) ويژگيهای هريک از اين دوره ها، ارتباطشان به يکديگر و نیز چگونگی ظهور طبقه هوادار احمدی نژاد در ساخت سیاسی جمهوری اسلامی را در دوران جمهوری دوم که سپاه وارد عرصه سازندگی شد، برشمرد. او افزود که جامعه ایران به نقطه بدون بازگشت از نظر ترجیح تقویت جامعه مدنی بر سایر اولویتها رسیده است.

سخنرانی اکبر گنجی که بعدازظهر به زبان فارسی و با ترجمه همزمان سیاوش صفاری، انجام شد، با متن از پيش آماده شدهای که به زبان انگليسی بین مهمانان توزیع شده بود متفاوت بود. گنجی در سخنرانی خود به نبود پیش شرطهای دموکراسی در انقلاب سال پنجاه هفت به عنوان مهمترین عامل ناکامی آن انقلاب اشاره کرد و گفت گفتمان انقلاب اسلامی به سمت دموکراسی نبود، بلکه گفتمانی ایدئولوژیک و ضدمدرنیته بود و بر همین اساس به قرائت بنیادگرایانه اسلام (بنیادگرایی نه به مفهوم ژورنالیستی غربی) در نظامی سلطانی ختم شد. گنجی مطالبات مشترک همه گروههای سياسی را در فضای بوجود آمده از جنبش سبز، دموکراسی خواهی و حقوق بشر خواند و افزود قرائت مدرن از اسلام هيچ نوع ناسازگاری با دموکراسی و حتی سکولاريسم ندارد. گنجی همچنین در متن نوشتاری خود از گفتگوی بین دولت آمریکا و ایران به شرط آنکه شفاف بوده، محدود به موضوع پرونده اتمی ایران نباشد استقبال کرد و آن را به نفع جنبش دموکراسیخواهی ارزیابی کرد. وی تحریم اقتصادی و حمله نظامی را غیرقابل قبول دانسته، خواهان حمایت دولتهای غربی از طرح تشکیل دادگاه جنایت علیه بشریت در مورد رهبران ایران شد.
آنچه خواندید چکیدهای بود از سخنرانیها.
پینوشت: اين هم متن از پيش آماده شده سخنرانی گنجی در رادیو زمانه (*)
Labels: جامعه, جنبش سبز, سیاست, کنفرانس, گزارش