مصطفی تاجزاده و "ناگفتهها"
به قول ظریفی، حکایت "ناگفتهها" هم حکایت سیرترشی هفتساله ملانصرالدین است که اگر قرار بود "ناگفتهها" را بگویند که دیگر "ناگفته" نمیشدند!
سالهاست که هرازچندگاه در این مورد به شهادت آرشیو همین بلاگ، مینویسم. امروز هم دوباره داغم تازه شد. کاش مصطفی تاجزاده، "ناگفتههای انتخابات مجلس ششم" را با اسناد و مدارک تقلب باند احمد جنتی (که با چراغ سبز "رهبر فرزانه" نیز همراه بود)، در اختیار رسانهها قرار میداد.
ای کاش تاجزاده شجاع قاعده بازی را بهم ميريخت و اجازه نمیداد آن اطلاعات تقلب ناخواسته وجه المصالحه قرار گیرد و مجوز فعاليت اصلاحطلبانه سياسی ایشان و دوستانشان باشد که البته فضایی بود برای فعالیتهای انتخاباتی آنها، ايکاش جناب تاجزاده کار بهتر را انجام میداد تا امثال احمد جنتی و "آقا" دستشان رو شود و به دست بردن در آرای مردم بیش از پیش حریصتر و طماعتر نشوند و تقلبات گسترده بعدی اتفاق نمیافتادند.

امروز که سخنان کوتاه او را در دادگاه خواندم بر شجاعت و پایمردیش آفرین فرستادم. با اینکه نگاه بسته امام پرستانه سازمان مجاهدینی و مشارکتی او را نمیپسندم اما به این پایمردی و جدیت همیشگی ایشان درود میفرستم. کاش همه مانند ایشان شجاع، جدی، مصمم و استوار بودند. راه آینده ایران از پایبندی به نظم و جدیت در کنار شفافیت و عمل به دموکراسی میگذرد.
باشد که به زودی زود از اسارت اشقیاء رهایی پیدا کند و روزی تحلیل کند که چرا اینکار را در آن زمان نکرد.
Labels: جنبش سبز, سیاست, گفتارهای انتخاباتی