جنبش خاموشی، تاحدی عملی اما غیراخلاقی
ماجرای "جنبش خاموشی" یا "جنبش اتو" ماجرای عجیبی شده است.
اول از نظر فنی چند موضوع را روشن کنم با اطلاعاتی که سالها پیش در صنعت برق داشتهام:
الف) حداکثر ظرفیت تولید برق در ایران چیزی در حدود ده درصد از میانگین حداکثر مصرف کل کشور بالاتر است (البته در این زمینه آمارهای ضد و نقیضی هست، بر مبنای آمارهای آژانس بین المللی انرژی هستهای تولید برق در ایران در سال ۱۳۸۴ زمان تحویل دولت خاتمی به احمدی نژاد هجده درصد بیشتر از میانگین مصرف بوده است. در آمارهای خود سایت دولت در چند روز پیش بیان شده که میانگین حداکثر مصرف کل کشور پنجاه و دو هزار مگاوات است در حالیکه در جایی ندیدم که ظرفیت تولید بیش از پنجاه هزار مگاوات بیشتر شده باشد! والله اعلم) یعنی اگر حداکثر توان مصرفی کل کشور در ساعاتی تنها پانزده درصد بالاتر رود (که البته رقم بزرگی است در حد هفت، هشت هزار مگاوات یعنی روشن کردن هشت میلیون اتو بطور همزمان!) برق کشور بطور کامل با مشکل مواجه میشود. البته موضوع آنقدرها هم عجیب نیست، با قطع کردن برق مناطقی از تهران و شهرهای بزرگ امکان برگشت یا نگه داشتن شبکه سراسری وجود دارد.
ب) با همزمان شدن مصرف هماهنگ جنبش سبز و ساعات پیک مصرف، امکان به شبکه آوردن سریع نیروگاهها و بالا بردن تولید، معمولاً با نیروگاههای برقآبی امکان پذیر است که با توجه به کمبود بارش و خشکسالی امکان ردگیری بار با توجه به مشکلات فعلی آن نیروگاهها بسادگی ممکن نیست.
پ) امکان ناپایداری شبکه هم وجود دارد. ماجرا اینجاست که عمده بار شبکه در تابستان به سمت جنوب کشور و مناطق گرمسیر است، بنابراین شهرهای معتدلتر در تابستان مانند تبریز، مشهد، ارومیه، اردبیل، همدان و زنجان و بطور کلی نیمه شمالی کشور نقش مهمی ایفا میکنند. اگر در شهرهای بزرگ مانند تبریز و مشهد (و نیز شمال ایران که نیروگاه کلیدی نکا در آنجاست و وزنه مهمی در تعادل و پایداری شبکه است)، در کنار تهران ناگهان مصرف بطور غیرقابل پیشبینی بالا برود، شبکه ناپایدار خواهد شد و علاوه بر مشکلات جدی دیسپچینگ، امکان خارج شدن تعدادی از نیروگاهها و قطع برق اغلب مناطق کشور وجود دارد. البته باید توجه کرد که با توجه به زمانبندی اعلام شده جنبش سبز برای فعالیت در زمان مشخص، معمولاً دست اندرکاران تولید و نیز دیسپچینگ خود را آماده میکنند و تولید نیروگاههای گازی را از قبل بالا میبرند و برق مناطق و بخشهای پرمصرف و غیرضروری را قطع میکنند.
ت) با وجود اینکه "جنبش اتو" ممکن است در مواردی به طور ناگهانی کارآمد باشد که البته با تکرار چندباره آن، راههای کاهش اثرات منفی و مدیریت بحران با مطالعه اهل فن و یافتن الگوی مصرف هواداران جنبش در کشور، در وزارت نیرو و توانیر پیدا و بکار بسته خواهند شد)، اما از زاویه اخلاقی کاری درست و موجه نیست. کسان زیادی صدمه میبینند. مثلاً بیمارستانهای ما مولد اضطراری درست و حسابی ندارند یا اگر داشته باشند همیشه آماده کار نیستند، البته شاید با خوشبینی از نوع سوییسی بشود گفت که با ادامه این حرکت دولت هم در جهت تعمیر و عملیاتی کردن این مولدها اقداماتی کند! (حقیقتاً خیلی بعید است چنین دولتی مدبر و خدمتگزار داشته باشیم!) به هر حال جان بیماران اورژانسی و نیازمند جراحی و فوریتهای پزشکی در معرض خطر جدی قرار میگیرد. این روش مغایر منش مبارزه بیخشونت است زیرا که کسانی که دست به چنین کاری میزنند عملاً هیچ هزینهای نمیدهند، جز اینکه ممکن است خاموشی را به خود تحمیل کنند و در مقابل هزینه های جانی و مالی بسیار زیادی به دیگران وارد میکنند. این حرکت، حرکتی مدنی مانند اعتصاب نیست زیرا که فرد اعتصاب کننده ریسکی متحمل میشود که از ریسک ضرری که به دیگر شهروندان وارد میکند ممکن است بیشتر باشد. ضمن اینکه ضرری که به دیگران وارد میشود نباید به حوزه جانی افراد وارد شود که صراحتاً کاری خشونت آمیز خواهد بود. در بحث اعتصاب هم حتی، همه اعتصابها مقبول و اخلاقی نیستند. مثلاً جراحان متخصص یا پرسنل کنترل مراقبت پرواز و ترافیک هوایی نباید تحت هیچ شرایطی دست به اعتصاب بزنند، حتی اگر ریسک این کارشان برای خودشان زیاد باشد و توجیهی برای اینکار پیدا کنند. زیرا که اینکار مغایر اصول اخلاقی بیخشونتی است.
به جای استفاده از این ابزار، بهتر این است که دوستان راههای دیگری از مبارزه بیخشونت را بیازمایند. مثلاً به عنوان یک نمونه، ارسال نامه به رییس سازمان صدا و سیما و ذکر مواردی از عملکرد غیرمنصفانه و فاشیستی این سازمان در حجم انبوه میتواند بسیار ثمربخش باشد. حجم نامه های ارسالی به صدا و سیما عده زیادی از کارکنان این سازمان را به خود خواهد آورد.
Labels: جنبش سبز, سیاست