توضیحات نو
|
دوستان لطفاً بنده را از منتشر كردن كامنت با نامهای ناشناخته (بینام یا ناشناس و ...) یا بدون ارجاع به یك ایمیل واقعی معذور بدارید. واقعاً كامنتهای این چنینی را صرفنظر از اینكه چه نوشته باشند و محبت و لطفشان شامل حال بنده هم شده باشد، منتشر نخواهم كرد و اساساً نخوانده پاك خواهم كرد. گفتم كه گاه دوستان دور و نزدیك اهل رودربایستی نباشند، صادقانه بیایند حرفشان را هرچه كه هست بزنند و هر انتقاد و اعتراضی هم دارند شخصاً لطف كنند مطرح كنند و با هم گفتگو كنیم. خوب اشتباه و ایراد هم حتماً دارم و خواهم پذیرفت، ممنونتان هم خواهم شد. دیگرانی هم كه ممكن است حقوق بگیر جایی باشند وقت خودشان را پای كامنتگیر وبلاگ بنده حقیر تلف نكنند كه كامنت آنها را همانطور كه در بالا عرض شد، نخوانده پاك خواهم كرد و تحت هیچ شرایطی كامنت از فرد بینام و ناشناس و بدون ارائه ایمیل واقعی منتشر نخواهم كرد.
در غیر این صورت اگر هر نوع انتقاد و نقد تندی هم به نوشته بنده یا اساساً خود بنده و عقایدم و نه شخص سوم داشته باشید، تنها كافی است نام خودتان یا یك ایمیل واقعی از خود را مشخص كنید و بلادرنگ نظرتان را منتشر خواهم كرد.
|
|
بلاگچرخان
|
بلاگ چرخان حاوی وبلاگهایی است که میخوانم یا به پارسانوشت لینک دادهاند (یا هردو):
|
|
|
آرشیو فانوس قدیم
آرشیو فانوس نو
ParsaSaebi[at]Yahoo.co.uk
© استفاده از مطالب اين وبلاگ با دادن لینک و ارجاع به نوشته، بلامانع است
| |
Sunday, September 09, 2012
|
بلاگهایی برای ماندن
یادداشتی به مناسبت روز بلاگ فارسی
اشاره: مجموعه بلاگها به عنوان یك كهكشان بزرگ بطور كلی از میان نمیروند، در تكاپو هستند بالاخره، بله "قدیمیهای اولیه" و "جدیترها" و "غیرشخصینویسها" كمتعداد و كمكار شدهاند، بعضی نمینویسند دیگر، بعضی كاری در عرصه رسانه برای خود پیدا كردند و انگار بلاگنویسی را دور از شان خود میدانند لابد (دوستانی البته رو آوردهاند به عرصه یواشكینویسی با چراغهای خاموش، این خود نشان میدهد كه این دوستان همچنان با بلاگها پیوند ارگانیك دارند) یا اینكه بلاگداری در رسانهشان بطور تعجببرانگیزی، كاری ممنوع است، اما جدیدترها هم كمابیش هستند و بلاگهایی هستند كه همچنان مینویسند. در گوشه گوشه این كهكشان، هرچند شتاب و تكاپوی "دوران طلایی" نیست اما كار نوشتن همچنان ادامه دارد.
درحاشیه: سالها پیش نوشتهام كه مفهوم "وبلاگستان" بشدت سابجكتیو است و خیلی باید مراقب بود در تحلیلهای كلی و تعمیم داده شده در مورد "وبلاگستان".
تعبیر خودساخته "بلاگسپهر" را بیشتر دوست دارم چون بیشتر حواسمان هست كه در مورد چیزی خیلی بزرگ و نامتناهی و متغیر و وابسته به ناظر داریم حرف میزنیم و باید احتیاط كرد نه فقط در ظاهر و واژه گزینی بلكه در تفسیر و تحلیل هم باید همواره احتیاط نمود در عین اینكه امكان بحث و مفاهمه هم هست و نباید از میان برداشته شود.
مهدی جامی نوشته درخشان خود را با "من" شروع میكند حتماً عمدی است و ادای دینی است به بلاگنویسی كه در درجه اول فریاد فردیت است، او از زاویه فردی و خویش- روایتگری هر بلاگنویس به ماجرا نگاه میكند، تصویری زیباست از آنچه كه بلاگ در جامعه ایرانی به ما هدیه داده است و فردیت ما را فربه كرده كه بدرستی هم در نوشته صاحب سیبستان بیان شده.
اما این همه روایت نیست، بدنیست حواسمان باشد كه بلاگ دو جنبه مهم دیگر هم دارد، یكی كاركرد دوسویه بودن به عنوان یك رسانه و دیگر كاركرد شبكهای
دوستان دیگر هم بدرستی نوشتند كه كاركرد شبكهای بلاگها كمرنگ شده است. پیوند به نوشتهها، مستقیم تعقیب نمیشود یا كمتر میشود، زیاد در در بلاگها به بلاگهای دیگران ارجاع داده نمیشود، اما به نظرم در عین اینكه معتقدم این نقش كمرنگ شده، باید كاركردهای شبكهای را بطور غیرمستقیم همچنان دید، كسانی كه هم را میشناسند یا به بلاگهای خاصی همچنان سرمیزنند، در عمل همچنان از همدیگر ایده و الهام میگیرند و غیرمستقیم همچنان با هم در ارتباط هستند. هرچند بسامد این ارتباطها كمتر یا دامنه و برد آن ضعیفتر شده باشند. از نقش شبكههای بلاگها در شبكههای اجتماعی و تعامل اینها با هم نباید غافل بود. ایدهها و طرحهای اولیه و خودمانی بلاگی كه گاه خیلی هم جدی و شبه آكادمیك میشوند، همینطور تفسیر و تحلیلها، همچنان با دو سه واسطه هم كه شده در شبكه های اجتماعی مستقیم و غیرمستقیم پخش میشوند هرچند با واسطه و صافی، اما گاه در فضایی عقلانی تر و تحلیلی تر مورد نقد و بررسی هم قرار میگیرند و گاه اندكی هم كه شده اثرگذار هستند. ارجاع به نوشته های بلاگی بدلیل اینكه مخاطب بیشتری دارند و آرشیو میشوند همچنان قدرتی بمراتب بیشتر از یك ریزنوشته (توییت) یا یك حالگذشت (استتوس فیسبوكی) دارند.
درست است كه حواسمان به هزارجا پرت است اما یك نوشته درخشان و خوب، همچنان - نه به آن شدت قبل البته - دیده میشود و در جایی از ذهن ما (مای عضو شبكههای مختلف) با واسطه اثر میگذارد و زمانی دیگر و جایی دیگر آن خوانش بر تعامل بعدی ما اثرمیگذارد، اگر حال نداریم مانند قبل به آن نوشته واكنش مستقیم نشان دهیم و نقد و همخوانش كنیم در بلاگها، آن مساله دیگری است و به جنبه اول برمیگردد كه در زیر خواهم نوشت.
دوسویه بودن البته بشدت ضعیف شده و این بر بیانگیزگی بلاگداری بشدت اثر گذاشته، بلاگهای جدیتر و تحلیلی تر دیگر مانند سابق "مشتری" كامنتگذار ندارند، به خاطر اینكه شبكههای اجتماعی و خوراكخوانها و فیلترینگ حكومتی، امكان ارتباط مستقیم را كمرونق و كمسو یا حتی مستقیماً مسدود كرده است. در فضای امروز كه دوران حكومت فیسبوك و توییتر است و هركامنت و لایك مانند یك جایزه روانی بشدت در رفتار آدمی چه در كانتكست روانشناسی چه روانشناسی اجتماعی، اثر مستقیم میگذارند، سوت و كور بودن در كامنتگذاری و بازخورد مستقیم در بلاگها، خیلیها را بیانگیزه كرده است، گویی كه در استادیومهای خالی از تماشاگر داریم توپ میزنیم هرچند میدانیم پخش تلویزیونی همچنان هست اما معلوم نیست بازی كی و در كدام شبكه پخش خواهد شد و حتی نمیدانیم چند نفر از خبرنگاران مستقر در جایگاه، در حال نت برداشتن از بازی هستند!
جذابیتهای فیسبوك و جنبه اعتیادی آن هم عملاً بر بلاگنویسی اثرگذاشته، هركس دوست دارد، دیده شود و دوست داشته شود و دوست پیدا كند، بخشی از انگیزههای بلاگنویسی اینها بوده، اینها مسلم كمرنگتر شده (باز با احتیاط دست كم در بخشهایی محدود از بلاگها كه میبینم و میشناسم)، بلاگ محلی صرفاً و تنها برای روایتگری و اعتراف نیست، آن هم هست اما جنبه های روانشناسی اجتماعی، همراه با جمع بودن، قدرتخواهی، نامداری و نامجویی، عطش به نوشتن، تمرین نویسندگی، سرگرمی و تفنن، عادت، دوستیابی و ... هم دارد. اینها را نمیشود ندیده گرفت.
در همین مورد دوست یابی، شخصاً گهگاه شده كه دوستانی از بلاگنویسان را از نزدیك دیدهام و واقعاً از مصاحبت با آنها لذت بردهام. حتی دوستانی كه گاه چندین مورد با هم بگومگو داشته ایم، وقتی همدیگر را رودررو دیدهایم، چون دو دوست قدیمی چندین و چندساله كه انگار سالها است در كنار هم بودهایم، با هم معاشرت كردهایم و این حیرتبرانگیز است. دوستی دورادور با این نویسندگان نادیده برایم افتخارآمیز و لذتبخش است.
بله ما بلاگنویسان مغرور هستیم. دردسر و سوءتفاهم و بدفهمی هم زیاد درست كردهایم و كار غیرتخصصی هم ممكن است انجام بدهیم. اما اینها هم همه ماجرا نیست. كار و خدمت زیاد كردهایم و كمك كردهایم به كار عمومی نوشتن و خواندن و ایده دادن و نقدهای سریع و گذرا و بسیج و توجه عمومی جلب كردن، گاه كارهای خیلی جدی درخشانی در میان بلاگها بوده و گاه افراد اكادمیك را هم به كار نوشتن در این فضا دیدهایم. تاثیر زیاد داشتهایم و روضه نمیخوانم در آن مورد كه مطلب خیلی پیشاپیش طولانی شد.
این فضای بزرگ هرچه هست با قبض و بسط و پویایی خود پیش میرود اما نخواهد مرد. درجایی كه علاقه به نوشتن در دنیای فیسبوك همه گیر شده، بلاگها هم كمابیش خواهند ماند با وجود كسانی كه دستشان همچنان دركار نوشتن هست و هنوز گرفتاریهای زندگی بهشان مجال مطلب درآوردن گاه و بیگاه میدهد و درواقع گرفتاریها را گاه با فشار به عقب میرانند برای اینكه نوشتن بیمنت
و مزد و آزاد، روایتگری و تعامل با جمعی هرچند كوچك، عشقشان است. چرا از این عشق خجل باشیم؟
مرتبط در حلقه بلاگی گفتگو:
محمدحسن شهسواری در روحسوار (*)
آرش بهمنی در مرثیههای خاك (*)
مهدی جامی در سیبستان (*)
آرش آبادپور در كمانگیر (*)
فرشته قاضی در ایرانبان (*)
آرمان امیری در مجمع دیوانگان (*)
سامالدین ضیایی در تارنوشت (*)
رضا شكراللهی در خوابگرد (*)
داریوش محمدپور در ملكوت (*)
صفحه فیسبوكی حلقه بلاگی گفتگو (*)Labels: بلاگسپهر, حلقه بلاگی گفتگو
2 Comments
|
| Permalink
_______________________________________________
|
|