فرهنگ لغات آقا
_____________
دشمنشناس
نخبگان: کسانی که زمانی نان و نمک بیت را خوردهاند و زمانی پای اجاق ذغالی آقا بودهاند و فکر بد نکنید، چای شیرین مینوشیدند
نخبگان رفوزه: موسوی، کروبی، خاتمی، هاشمی
نخبگان تجدیدی: محسن رضایی
خواص: کسانی که خاصیت دارند یا زمانی داشتهاند اما جاهایی از آنها را کشیدهاند
سیلیخوردگان: نهضت آزادیها و ملی مذهبیها
دشمن: همه غیر از خودی های جدید خیلی خودی، گاه دشمن به معنی روزنامهنگار و نویسنده هم بکار رفته است
بوقهای تبلیغاتی: رسانههای غربی
تودهنی خوردگان: روشنفکران دینی مثل سروش
نظام سلطه: سازمانهای جامعه بینالملل
مزدور: روزنامهنگار، روشنفکر، نویسنده، هنرمند و همه کسانی که از خود ما پول نمیگیرند
پایگاههای دشمن: مطبوعاتی که قلع و قمع شدند
صهیونیست: حقوق بشری
قرشمال بازی: مذاکرات هستهای اروپاییها در زمان خاتمی
زورگویی: قطعنامه های شورای امنیت
مطرودین: آیت الله منتظری، نخبگان رفوزه
لیبرالها: یاران رفسنجانی در مجلس پنجم، جمعی از کارگزاران سازندگی
حادثه: فاجعه کوی دانشگاه
جریحهدار شدن قلب: ناخوشنودی از انجام نشدن تمیز کار
اسم بعضی از این نویسندگان را هم من نشنیده بودم: کی گفت اول بروید سراغ اینها احمقها؟
شیرینی کام ملت: خوشحالی بیت بعد از تقلب که نباید تلخ شود
آمریکا بداند: چند نفر در داخل حساب کار خودشان را بکنند
گلهمند نباشند: چند نفر را میخواهیم بکشیم و به چند نفر دیگر هم در زندان تجاوز کنیم
فریب خوردگان: آیت الله منتظری، عبدالله نوری، گاه به معنی دانشجویان کتک خورده هم هست
عزیزان من: بسیجی ها و کسانی که هنگام دیدار آقا بغض در شلوار هشت جیبشان میپیچد و به لحاظ امنیتی در حسینه امام خمینی خیابان فلسطین ممکن است فشار به چند جا بیاید.
اصلح: زمانی ناطق نوری بود، این روزها الف. نون.
آقا: خود من، بنده، من، دشمن دشمن، آقازاده خود من، آقا مجتبی
خدوم: الف. نون.
توطئه: هر چیزی که رهبر فرزانه در دم کشف میکند
براندازی نرم: استفاده از امکان قانونی رقابت سیاسی
کودتای مخملین: مخالفت با کودتای خود من (من و دشمن - دشمن و من)
سادهاندیش: هرکس که توطئه های دشمن را قبول نداشته باشد و فعلاً باید تحملش کرد تا به وقتش
نانجیب: هرکس که روی حرف من حرف بزند
استصحاب: همه را از دم رد صلاحیت کنید و پای من را دیگر وسط نکشید
استطلاع: رد صلاحیت کنید و بهشان هم اطلاع ندهید
احساس تکلیف: حق مقدس و شرعی وتوی بنده
دوستان عزیز: یاران انقلاب وقتی که قرار باشد بچه های خوبی باشند و بی سروصدا برگردند به خانههایشان
غفلت کنندگان: یاران انقلاب وقتی قرار باشد بچه های خوبی نباشند و سروصدا کنند
زورآزمایی خیابانی: تظاهرات مسالمت آمیز مغایر نظر آقا
حرکت خودجوش: تظاهرات چماقداران و موجب خنک شدن دل و جگر آقا، مدتی است امکان خودجوش شدن میسر نیست
ملت: کسانی که با اتوبوس آورده میشوند، لباس شخصی ها، موتور سواران، چماقبدستها، بیسیم در شلوارها،
جوانان آگاه: اعضای بسیج دانشجویی، طلاب مامور مخفی
آحاد ملت: جمع لباس شخصی ها، بسیجیها، مامور مخفیها، تهران گردان اتوبوسی و سربازان دوران خدمت به همراه چند هنرمند تریاکی و حبی
بیمار: جریان روشنفکری
سالم: جریان روحانیت مجیزگو و پولکی
بیانصافی: انتقاد از دولت فاشیست
رهبری یک رای دارد: رای من را پیاده کنید
این انتخابات مربوط به شماست مربوط به رهبری نیست: شما کار خودتان را بکنید، خود من هم با کمک این نیروهای مومن و خدوم کار خودم را میکنم.
یازده میلیون تقلب؟ مگر میشود؟: ما کردیم و شد
سادهدلها: کسانی که در حوزه با من مخالفت میکنند
نصیحت: اتمام حجت با نخبگان
زندان غیر استاندارد: زندانی که در آن بدون کاندوم تجاوز میکنند و باید با اشک و آه و حسرت خود من بسته شود، بهداشت را جدی بگیرید عزیزان من.
صداقت: دروغگویی همیشگی و دائم
ریزش: زدن زیرآب یاران انقلاب و کسانی که در قدیم هم رده مقام معذب بودهاند
رویش: برکشیدن جوجه بسیجیها، آدمهای گمنام اطلاعات و حوزه و سپاه. توضیح: گاهی گوریلها و گردوقلمبهها هم شامل جوجه بسیجیها میشوند
تک تیرانداز ماهر: رفیق گرمابه و گلستان من، در حمام هم وقتی داشتم بصورتم لیف میزدم از من چند تا عکس گرفته که تابحال بهم نشان نداده است
شعر مبتذل: پریای شاملو
شعر عالی: ای علی که جمله عقل و دیدهای، شمهای واگو از آنچه ...یدهای
Labels: طنز, طنز قهوهای