Wednesday, April 14, 2010

نظری پیرامون نوشته "عهدی که با دروغ بسته شد و ..."


نظری پیرامون نوشته "عهدی که با دروغ بسته شد و ..."

دوست عزيزی که مايل نيست نامش برده شود، نظرش را در مورد اين نوشته اين چنين بيان کرده است که با اندکی تغییر همینجا می​آورم:

نباید جانب انصاف را رها کرد و همه تقصيرها را به گردن روحانيون انداخت، مثلاً از مهندس سحابی شنيده​ام که در بحثهای درون شورای انقلاب درباره پیش​نویس قانون اساسی، بهشتی و رفسنجانی اصرار داشته​اند که تعداد حقوقدانان شورای نگهبان بیشتر از تعداد فقهای آن باشند و میگفتند که ما خودمان اعضای صنف خود را بهتر از شما می​شناسیم! یا اینکه بعد از تصویب پیش​نویس قانون اساسی در شورای انقلاب [منظور پیش​نویس دوم است که تاییدیه آقای خمینی و مراجع را هم گرفته بودند] مهندس بازرگان و دیگران [ظاهراً یدالله سحابی و محمود طالقانی هم در این جمع بوده​اند] گفته بودند که نه همینطوری نمیشود پيش​نويس قانون اساسی را تنفیذ کرد، به همه​پرسی گذاشت، ما به مردم وعده مجلس موسسان داده​ایم و باید به قولمان عمل کنیم. بقیه‌اش که البته معلوم است. در همان اولین جلسه (یا اولین جلسات) با یک قیام و قعود آن پیش‌نویس کنار گذاشته می‌شود و تدوین قانون اساسی از نو آغاز می‌شود. این دست گل را مهندس بازرگان [به همراه دیگران] به آب داد و حساب نکرد که در آن روزگاری که هژمونی روحانیون بر سراسر امور و شئون کشور سایه افکنده بود از دل مجلس موسسانی که طبیعتا در چنین جوی روحانیون یا وابستگان به روحانیون در آن اکثریت خواهند داشت چه چیزی در خواهد آمد. و نهایتاً دیدیم شد آنچه که شد! دو لینک زیر را هم در این زمینه برایت میفرستم:

پیش​نویس قانون اساسی در ویکی​پدیا (*)
متن کامل پیش​نویس قانون اساسی (*)


از این دوست بسیار عزیز به خاطر نظراتش و راهنمایی بنده بسیار سپاسگزارم. آگاهی​بخشی و اطلاع​رسانی این دوست عزیز موجب شد که من هم بیشتر در این زمینه مطالعه کنم، کاش کم​کم بشود که ابعاد بیشتری از تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی، بعد از بهمن پنجاه و هفت تا سال شصت را واکاوید و مورد تجریه و تحلیل قرار داد. آری در کنار آخوندها (روحانیون) خیلی​ها مقصر بودند. بحث این نیست که با واکاوی تاریخ همه را دادگاهی کنیم، بحث این است که از اشتباهات تاریخ انقلاب بیاموزیم.

5 comments:

  1. سلام پارسا جان!
    تا آنجا که من می‌دانم پس از پیروزی انقلاب، پس از اینکه پیش‌نویس قانون اساسی تهیه می‌شود، جهت تأیید به آیت الله خمینی ارائه می‌شود. در این پیش‌نویس قانون اساسی، شکل نظام، جمهوری اسلامی با حضور رئیس‌جمهور در رأس قدرت و بعد نخست‌وزیر و پارلمان عنوان شده بود و در آن، سخنی از ولایت فقیه، نبود. آیت الله خمینی، این پیش‌نویس قانون اساسی را تأیید می‌کند و جز چند ایراد کوچک، نکته‌ی دیگری مطرح نمی‌کند که آن ایرادهای جزئی نیز درجا برطرف می‌شود. نظر آیت الله خمینی این بوده که این پیش‌نویس، به همه‌پرسی گذاشته شود تا مردم نظرشان را اعلام کنند اما مهندس بازرگان و چندین نفر دیگر به‌شدت مخالفت کرده و بر مبنای قولی که مرحوم آیت الله خمینی در 12 بهمن در بهشت زهرا به مردم داده بود و بر مبنای متن اعلام نخست‌وزیری خود بازرگان که در هر دو مورد قول تشکیل مجلس مؤسسان را داده بود، اعلام می‌کنند که ما به مردم قول تشکیل مجلس مؤسسان را داده‌ایم و باید به قول خود وفا کنیم و در ضمن قانون اساسی بدین‌شکل را نمی‌شود به همه‌پرسی گذاشت چون امکان ابراز نظر مردم درباره تک‌تک اصول آن وجود ندارد و بنابراین بهتر است قبل از آن، مجلس مؤسسان تشکیل شود و نمایندگان آن به نمایندگی از مردم در مورد تک‌تک اصول آن ابراز نظر کنند.
    وقت و امکانات برای تشکیل مجلس مؤسسان کم بود و در نهایت به تشکیل یک مجلس کوچک‌تر با نام "خبرگان قانون اساسی" رضایت داده می‌شود.
    آن مجلس در همان نخستین جلسات، متن پیش‌نویس قانون اساسی را به کناری می‌نهد و خود تدوین قانون اساسی را از ابتدا آغاز می‌کند.

    ReplyDelete
  2. در واقع با این توضیح می‌خواستم بگویم، پس از ارائه‌ی پیش‌نویس قانون اساسی به آیت الله خمینی جهت بررسی و بعد از اینکه او، پیش‌نویس قانون اساسی را تأیید کرد، سخنی از "تنفیذ" پیش‌نویس نبوده است؛ صحبت بر سر برگزاری "همه‌پرسی" برای این پیش‌نویس بوده است.
    تنفید یعنی "ابلاغ جهت اجرا" که خب مشخص است در این مورد اصلا معنی نمی‌دهد. چون این پیش‌نویس به تأیید آیت الله خمینی و اعضای شورای انقلاب رسیده بود نه کس دیگر؛ بنابراین امکان تنفیذ آن (یعنی ابلاغ قانون اساسی جهت اجرا در کشور) وجود نداشته است.

    ReplyDelete
  3. یادداشت‌های احمد صدر حاج سیدجوادی را زیر نام «خاطرات صدر انقلاب» خوانده‌ای؟
    کمی خسته کننده است اما چنانچه قصد تحقیقی باشد سند معتبری است.

    ReplyDelete
  4. Anonymous2:18 AM

    اصلا این جریان را نمیدونستم

    ولی درست متوجه نشدم که چرا بهشتی و...میگفتن که تعداد حقوقدان ها بیشتر باید باشه؟؟؟

    حالا واقعا اگر مجلس موسسان تشکیل نمیشد کسی خرده ای بر این آقایون میگرفت؟

    یک مساله برام روشن نیست یعنی واقعا بازرگان و سحابی نمیتونستن درک کنن چه نتیجه ای توی این مجلس می افته؟ یعنی انتظار داشتن چه اتفاق بیفته بهتر از اون قانونی که آخوندا هم تاییدش کردن؟

    ReplyDelete
  5. بسيار ممنون از همه دوستان

    ReplyDelete

Thanks for your comment. It will be published after my review soon.