Sunday, January 24, 2010

بازهم از نام مستعار و نام قلمی


بازهم از نام مستعار و نام قلمی

مقدمه: خوشبختانه درگیری یا مشکلی شخصی با کسی و گروهی اخیراً​ نداشته​ام بلکه منظور باز کردن چندباره بحثی است که هنوز هم دغدغه و مساله​ای است که گهگاه دیده می​شود.

ظاهراً یک گرفتاری در بین کسانی که با نام مستعار یا با نام قلمی مینویسند یا در عرصه دنیای سایبر، مجازی یا بلاگ​سپهر حضور فردی دارند یا کار جمعی میکنند، کمتر یا بیشتر خصوصاً در کارهای جمعی رسانه ای و ژورنالیستی یا غیر آن هم وجود دارد و معضلی شده که به این سادگی​ها هم برطرف شدنی نیست. ​بخشی از مشکل این است: پیشفرض نادرستی در بین تعدادی از دوستان وجود دارد و آن هم این است که کسانی که با اسم مستعار مینویسند، رابطه​ای برابر و همسان از هردوسو با دیگران مایل نیستند برقرار کنند، شرایط کاری، مشکلات زندگی و محدودیتهای سیاسی دیگران را درک نمیکنند، از نظر احساسی آدم آهنی یا روبات هستند، یا پشت یک خروار زره و سپر فولادین پنهان شده​اند و چون (بنا بر این پیشفرض) از پیش از یک موضع برتر وارد تعاملی نابرابر و ناعادلانه شده​اند، بنابراین اعتماد متقابل و لازمی که برای برقراری ارتباط و تبادل​نظر که لازمه الف) برقراری و تحکیم روابط دوستانه شخصی و ب) انجام کارهای جمعی است، شکل نمیگیرد.

این پیشفرضی که البته بخشی از آن هم واقعی و غیرقابل برطرف کردن است، موجب بروز اعمال ناخوش​آیند افراطی​تری هم میشود، عملاً بعضی از دوستان از پیش و براساس پیشداوری معتقدند: آبروی مستعارنويسان به اندازه آبروی دوستان غیرمستعارنویس مهم نيست. یا از طرف دیگر مستعارنویسان دغدغه آبروی دیگران را به اندازه مستعارننویسان ندارند، وقت مستعارنويسان به اندازه وقت دوستان غيرمستعارنويس ارزش ندارد، مستعارنویس چون از راه نوشتن ارتزاق نمیکند، به اندازه مستعارننویس جدی نباید گرفته شود، مستعارنويس اگر سوالی کرد لزومی نيست به اندازه ديگران (غیرمستعارنویسان)، بهش پاسخگو بود. مستعارنویسان حتی اگر پاپیش بگذارند و با شفافیت تمام وارد کاری جمعی در چارچوبی مشخص شوند که در آن نیازی به دانستن شماره سایز پیراهن شرکت​کنندگان هم نیست، باز آنها به اندازه دیگران قابل اعتماد نیستند و قس علی هذا. متاسف هستم که همین چیزهای تحلیلی و رشنالایز شده را درست یا غلط در اینجا می​نویسم اما این مسائل واقعاً وجود دارند و ریشه بسیاری از مشکلات موجود هستند در کنار صدها مشکل دیگر که در بحث اعتمادسازی بین ایرانیان داریم. استاندارد دوگانه و تبعیض​آمیزی در اینجا وجود دارد (اصل هم این است که با مستعارنویس باید بدیده شک و تردید نگاه کرد و نباید زیاد جدی​اش گرفت) و علیرغم اینکه دوستانی با حسن نیت از هردو سو سعی در برداشتن موانع و کم کردن فاصله​ها دارند، در کل مشکلات جدی در این فضا خصوصاً در زمینه کارهای جمعی هست.

نیز دوستان اساساً به تفاوت جدی بین اسم مستعار و نام قلمی توجهی نمیکنند و هردو را یکی می​گیرند. در دنیای مجازی ایندو با هم متفاوت هستند. هرچند که همین تفاوت هم نباید به معنی اعمال نوعی استاندارد دوگانه باشد. کسی که نام قلمی دارد یک آدم شناخته شده است و در دنیای بیرون او را میشناسند و با او مراودات (چه مراودات معمولی چه مراودات در چارچوب کار رسانه یا بلاگ سپهر) دارند و درعین حال هم در دنیای مجازی از او شناخت دارند. نام قلمی تنها امضایی است زیر نوشته​های فرد و او مسوولانه به این امضاء که همسو با هویت واقعی اوست و مورد قضاوت همه دوستان درون و بیرون دنیای مجازی است، وفادار است.

همانطور که اشاره شد، بی​اعتمادی ما ایرانیان به همدیگر به طور کلی، بیش از پیش زمینه را برای چنین معضلی آماده کرده، همینطور سوءاستفاده​های بعضی از مستعارنویسان به این بدگمانی عمومی دامن زده است. مشکلات دیگری هم هست یکی اینکه این تلقی هست که فردی که نام مستعار و حتی نام قلمی داشته باشد آنقدر هزینه نمیدهد که دیگران ممکن است بدهند، بنابراین آنها را نباید به خاطر این "نامردی​شان" و "وارد شدن به میدان از موضع بهتر و امن​تر" به اندازه دیگران جدی گرفت! جالب است نه! البته کسی به این صراحت حکم نمیدهد اما دقیقاً برهمین اساس ممکن است عمل کند. ما حقانیت سخن را منوط میکنیم به اینکه سخنگو آماده دادن هزینه باشد! یک مشکل دیگر هم این است که ما با سخنگو فاصله ها را حفظ میکنیم، چون مثل ما نیست و قدری متفاوت​تر از ما آمده به میدان!

باز در کنار این ها برای همین است که عرض میکنم بخشی از ماجرا شاید به نوعی به طبیعت آدمها برگردد. به مشکلی که روانی و ذهنی و ادراکی و در ذات خود بشر از هرتیره و نژادی است و از دیگران که اندکی متفاوت با خود آدم باشند، اندکی می​ترسیم و فوبیا داریم. اگر در جهت حل این فوبیا آگاهانه اقدامی نکنیم و آن فرد و زمینه تفاوت را مورد شناسایی قرار ندهیم این فوبیا همیشه کمابیش با ما هست. مثل کسانی که هوموفوب هستند یا اسلاموفوب هستند یا چه میدانم گیکوفوب هستند (از آدمهای سختکوش می​ترسند) از آدمهای قدبلند و قدکوتاه میترسند، از آدمهای زیبا یا زشت میترسند. از آدمهای کچل خالکوبی​دار می​ترسند. به همان اندازه از آدمهای معلول و ناتوان بدنی می​ترسند، از کسانی که تغذیه متفاوت دارند می​ترسند و بر همین قیاس. فوبیا یک مشکلی جدی بشر است و البته با خودآگاهی هم بتدریج قابل تعدیل شدن (حتی اگر نه برطرف شدن) است. مهم وجود خودآگاهی برای حل مشکل است.

علیرغم تلاشهایی فردی که از هردو سو شده، فضای خوبی در جهت حل مشکل به علل و عوامل مختلفی که شرح داده شد، نمی​بینم و چون همیشه شرایط، "حساس" و مقاطع، "سرنوشت​ساز" بوده، اولویتها و دغدغه​های دیگر این مسائل به ظاهر کم اهمیت را تحت​الشعاع قرار میدهند.

منظوری شخصی از یادآوری، شرح و بیان این مشکل نداشتم. با اذعان همیشگی به کم سوادی خود، مستقل از آنکه دیگران چه فکر کنند یا نکنند یا دستگاههای نیت​سنج آدمها چه چیزی نشان بدهد یا ندهد به نوشتن غیر رسمی و نیمه جدی خود در همین بلاگ ادامه می​دهم و تاثیرگذاری غیرمستقیم خودم را به اندازه مطلوب و قابل رضایت در بین تعدادی از دوستان دارم همانطور که ازشان می​آموزم، نیازی هم به خریدن انواع دردسر غیرضروری نمی​بینم. زمانه هم فعلاً زمانه هیجان و هیاهوست و کلاً بنده به خوردن نان و طالبی سبز خود مشغول خواهم بود!

2 comments:

  1. آی قربون دهنت پارسا جان
    چقدر ما مستعار نویسا فرصت های طلایی رو از دست می دیم و به روی خودمون نمیارم
    هر کسی که با اسم اصلی اش وبلاگ نوشت برای خودش کسی شد ولی ما مستعار نویسها اندر خم یک کوچه ایم
    تازه باید یک عالمه حرف هم بشنویم
    و گاهی کم محلی
    حتی وقتی پتیشنی رو امضا می کنیم اسممون ثبت نمی شه( در بیشترشون)
    بیت:
    اگر دردم یکی بودی چه بودی
    اگر غم اندکی بودی چه بودی

    ReplyDelete
  2. سلام زیتون جان، خسته نباشی. مسائل آشکار و نهان زیاد هست، بعد آقای نبوی عزیز دقیقاً همین امروز می​آید و پوپولیستی متنی آماده میکند برای خواندن (به قول خودش در روز آنلاین امروز برای یک سخنرانی در یک جمع غیر ایرانی) و در آن کلی هندوانه زیربغل مستعارنویسان میدهد. خدا را شکر که آقای نبوی بالاخره مستعارنویسان را دید (شیرینکاری چندسال پیش ایشان و عداوتشان با مستعارنوسیان و مطلبشان در مورد ف.م.سخن و حسن آقا و شومبول خان یادمان نرفته است) اما واقعاً آیا ایشان میتواند چندتا از این مستعارنویسانی را که ازشان تقدیر میکند و حضار هم حتماً برای ایشان کف خواهند زد، نام ببرد و مردم را با نوشته هایشان آشنا کند یا تنها مستعارنویسان را به عنوان پیاده نظام رای دادن و شر کردن و رای دادن در بالاترین و کارهایی از این دست دوست دارد! آیا آقای نبوی عزیز حاضر است به تعدادی از این مستعارنویسان طنزنویسی یاد بدهد؟ مشارکت در کار ژورنالیستی و مدیریت رسانه ای پیشکش. حرف برای گفتن زیاد است و باید بگذاشت و بگذشت. خودت همیشه شاد و سرزنده و خوش و​ خرم باشی و هی در وبلاگ قشنگت بنویسی.

    ReplyDelete

Thanks for your comment. It will be published after my review soon.