برنامه نوروزی بیبیسی فارسی
امسال برنامه نوروزی بیبیسی فارسي، خيلی بهتر بود و در حد خوبی جذاب و متنوع بود. البته اشکالاتی هم داشت که همینطوری به چند نمونه اشاره میشود:
الف) موسيقی خيلی زياد بود و کمتر به مهمانان برنامه اجازه حرف زدن داده شد. بهزاد بلور هم آدم توانا و اهل فنی است در شناخت همه گروههای موسيقی اما انصافاً نميدانم چه اصراری دارد که نشان دهد آدم بانمکی است! مسابقه هفت خوان رستم بهزاد که دیگر خیلی بی مزه و لوس بود.
ب) پونه قدوسی و سياوش اردلان خیلی خوب بودند در آن اجرای زنده طولانی و نفس گير، بهزاد بلور هم خوب بود اما ای کاش مجری ها تنوع بيشتری ميداشتند و از کسان ديگری هم دعوت ميشد که بخشی از کار اجرا را برعهده بگيرند
پ) خواندن غزلی از حافظ در آن شرايط و زير نورافکن کار سختی است. بهزاد بلور يک ديوان خطاطی شده را بدست فرامرز اصلانی داد و او هم نتوانست بيت دوم را بدرستی بخواند و بهزاد به جای اينکه به او کمک کند گفت همين يک بيت که خوانديد کافی است! اصلانی هم پاک گیر کرد و کمی هم دلخور شد و آن را به نور افکنها نسبت داد.
ت) در انتخاب بزرگان ايران زمين در مورد بوعلی سينا هم پونه قدوسی و هم کارگردان و تهيه کنندگان برنامه يک سوتی باورنکردنی بزرگ دادند و ضمن معرفی بوعلی سينا در حاليکه تصاويری از اصفهان (سی و سه پل را برای بیست ثانیه) و نیز آرامگاه بوعلی در همدان را (برای دو سه ثانیه) داشتند نشان ميدادند ادعا کردند که بوعلی سينا چهارده سال آخر عمرش را در اصفهان (!!) گذرانده بوده است که موجب شد بنده باقلوايی که با اجازه در دهان گذاشته بودم در گلويم بشکند و چيزی نمانده بود که خفه شوم! این دیگر حیرت برانگیز بود! یک سوتی دیگر پونه این بود که امسال را سال ببر اعلام کرد که عنوانی چینی است، سال ما می شود پلنگ نه ببر! خوشبختانه اینبار باقلوایی باقی نمانده بود!
پینوشت: دوستان ناشناسی که ترجيح ميدهند ناشناس بمانند و البته بعضی از آنها درس اخلاق در نقد هم میدهند (!)، همچنان اصرار دارند که بوعلی در اصفهان دفن شده است. لطفاً به بحثهايی که در بخش نظرات درگرفته مراجعه کنيد. چکيده جواب بنده به اين دوستان این است که: بوعلی در همدان دفن شده، مگر اینکه خلافش ثابت شود که هنوز نشده (!) و بحث فنی و روشمندی هم در این مورد تا آنجا که بنده میدانم در نگرفته. بنده هم ادعای سواد و دانش تاریخ و باستانشناسی نکردم، نشسته بودم خیر سرم برنامه نوروزی بیبیسی فارسی تماشا میکردم که ناگاه چیزی گفتند که خلاف باورهای اکثریت مردم دنیا و تمام دایره المعارف ها و دانش عمومی عالم بود!
بیبیسی باید در یک جمله هم شده اشاره ای به این موضوع و تشکیک در این زمینه میکرد. بنده تعصبی هم مانند دوستانی که به نظر میرسد اصفهانی باشند، ندارم. بوعلی فرزند ماورا النهر است نه همدان یا اصفهان. بوعلی حتماً مدت بیشتر سالهای آخر عمر پربارش را در اصفهان پایتخت فرهنگی ما بوده است. اما این گزاره با جمله "بوعلی چهارده سال آخر عمرش را در اصفهان بسر برد" (بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به همدان شود و تنها برای دوثانیه آرامگاه بوعلی را نشان دهند و بیست ثانیه اصفهان را نشان دهند) فرق دارد و بی بی سی لازم بود در این زمینه که طرفدارانه وارد شده و خلاف باور عمومی عمل کرده است، دست کم توضیح بیشتری میداد نه اینکه بدون اینکه اشاره ای به این ابهام بکند که: "پس چطور قبر بوعلی از همدان سردرآورد؟" اشاره ای هم به این موضوع نکند که در همان چهارده سال آخر هم دست کم دوبار بوعلی برای مدتی در همدان بوده است(!) به هر حال ایراد به بی بی سی گمانم وارد است. امیدوارم دوستان بی بی سی فارسی اگر اینجا را میخوانند، ای کاش در فرصت مناسب این موضوع را باز کنند و به یک گزارش یکطرفه تعجب برانگیز و کوتاه خود در زمان استثنایی و پربیننده ویژه برنامه نوروزی اکتفا نکنند.
پينوشت دو: ضمناً مخلص همه دوستان اصفهانی هم هستم. تعدادی از بهترين دوستان بنده اصفاهونی هستند و آدمهايی شیرین و دوست داشتنی. هربار که احمد سلامتيان در برنامهای میآيد واقعاً آدم لذت میبرد از شيرينی و نکتهبينی و خوشذوقی اين پيرمرد. حتماً شما هم تماشا کردید، در برنامه نوروزی صفحه دو هم از زبان اصفهانیهای قدیمی خواند: "ای سال بری که برنگردی، مردا رو اخته کردی، زنا رو شلخته کردی، دوکونا رو تخته کردی" !! (البته منظورش سال پیش نبود). از بیبیسی بسیار سپاسگزاریم. عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی. گفتم به جان کروبی، گفتم. حالا این هم یکی از موسیقی های ویژه برنامه زیبای بیبیسی که همانطور که گفتم جای تحسین داشت. دریا دادور و موسیقی زیبای "ماه پیشانو"ی شیرازیها که دوروز است در کله بنده بصورت استریو فونیک پخش میشود: "گفتمش چرا ماه پیشانو نامهربونی؟ گفت میخوام بسوزونمت تا قدرم بدونی، گفتمش فدای غمزه گردم، دلخوشم که تو رو نومزه کردم، [این "نومزه" بینظیره!] پیش پات میشینم دو زانو، آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو"، "گفتمش برات خونه میسازم از خشت و گل، گفت اگه دوسم داری جام بده تو خونه دل ..."
اتفاقآ آن حرف که بوعلی سالهای آخر عمرش را در اصفهان گذرانده درست است. حتی مورخانی هستند که معتقد اند آرامگاه بوعلی در همدان نیست. مدرسهای هست در اصفهان به نام مدرسهی علاییه که بوعلی در آن درس میداده, و میگویند بوعلی را در آنجا خاک کردهاند.
ReplyDeleteدوست عزیز درسته هر برنامه ای که نشون داده میشه الزاما درست نیست ولی در مورد بوعلی حقیقت رو گفته، اگه به تاریخ مراجعه کنید متوجه میشید که قبر واقعی بوعلی در همدان نیست ، اینکه قبرش کجاست رو خودتون تحقیق کنید ، مطمئنا بیشتر تعجب میکنید وقتی بفهمید مقبر او در اصفهان است!!عجیب است ولی درست است
ReplyDeleteعزیزم در مورد ابوعلی سینا درست گفته این موضوع در تاریخ هست
ReplyDeleteدر اصفهان نیز بنایی 1000 ساله مشهور به مدرس ابن سینا هست که محل تدریس او بوده و حتی شواهد و قرائن موجود حاکی از دفن ابوعلی سینا در اصفهانه و محل دقیق قبر او در اصفهان یا همدان 100% مشخص نیست
در تابلویی در بنای ارامگاه در همدان نیز این موضوع درج شده
به هر حال ابن سینا طبق تواریخ و اسناد کاملا متداول و معلوم سال ها در اصفهان زیسته
مرسی
ممنون از نظرات. کاش دوستان خودشان را معرفی میکردند. تعصبی روی اينکه قبر بوعلی در همدان است يا اصفهان ندارم. قول غالب و براساس شواهد موجود اين است که آرامگاه بوعلی در همدان است و جوزجانی شاگرد بوعلی هم در شرح حالی که نوشته این را به صراحت آورده است. ضمن اینکه سنگ قبر قدیمی بوعلی هم روی یک جسد بوده است و هنگام تجدید بنا در دهه سی خورشیدی آن جسد را بیرون کشیده اند و عکس جمجمه او هم موجود است. اینکه نمیشود با چشم بندی شاگردان بوعلی برای اینکه جسد بوعلی را حفظ کنند (بنا به تئوری توطئه ای که هواداران منطق مدفون بودن بوعلی در اصفهان درست کرده اند)، سنگی روی جسد یکی دیگر بگذارند در یک قبرستان عمومی و بعد کسانی دیگر هم به خاطر قرابت با شیخ الرییس درکنار او مدفون شوند و آرامگاهی هم به تدریج برای او درست شود (که تخریب شد). بالاخره این شاگردان بوعلی بعد از سالها آن مکان دفن واقعی استاد را نشان میدادند به نشانه احترام به او، اینکه خیلی بعید است اساساً قبر استاد را گور و گم کنند که استخوانهای کسی که در حیات خودش مورد سوقصد هم قرار نگرفته احتمال داشته باشد که پیدا شود و گیر متعصبین بیافتد. این خیلی بعید است.
ReplyDeleteنکته دیگر اینکه این شواهدی که میگویند در فلانجای اصفهان صدسال پیشفلان سنگ قبری بوده و یکی کنده و برده، آیا تحقیقی شده؟ آیا کسی پیدا شده که جای آنجا را نشان بدهد و در آن سرداب که قبرستان هم نبوده چرا کاوش باستانشناسی صورت نگرفته است؟ بالاخره استخوانهایی پیدا میشود. چرا اینکار انجام نشده؟ من نه مورخ هستم نه باستان شناس. اما این روش را علمی نمی بینم که برای ابطال یک روایت مقبول تاریخی و پذیرفته شده به یادداشت ها و تشکیک کردنهای استاد جلال همایی بسنده شود. با تشکیک کردن کار درست نمیشود برای براندازی یک نظریه تاریخی که مقبول اکثریت مورخان بوده است. در تمام دانشنامه های بین المللی و دایره المعارفها همدان مدفن بوعلی نامیده شده است. اما اصلاً به فرض گیرم که چنین چیزی نیست و تشکیک هم خیلی جدی است، بی بی سی مگر دارد برای شاگردان استاد جلال همایی برنامه سازی میکند؟ آرامگاه بوعلی را نشان میدهند اگر میخواهند در این بحث وارد شوند لازم است این توضیح را هم بدهند که مثلاً: در محل مدفون شدن بوعلی علی رغم اینکه قول اقوی این است که قبر او در همدان قرار دارد، نظریاتی هم بر باطل بودن آن و مدفون شدن او در اصفهان بوده است. بالاخره این توضیح لازم هست گفته شود یا نه؟ علاوه بر موضوع قبر بوعلی، اینکه دیگر مورد توافق همگان است که ایشان بین اصفهان و همدان و قزوین در حرکت بوده و به هر رو برخلاف قول بیبیسی، نمیتوانسته "همه چهارده سال آخر عمر خودش را در اصفهان گذرانده باشد".
ReplyDeleteدوست عزیز در مورد اصفهان، قول مجری بی بی سی کاملا صحیح است. محل دفن این سینا اصل محل بحث ما نیست. آنچه مهم است اینکه بوعلی سینا در اصفهان هم زندگی کرده و هم تدریس.
ReplyDeleteدوست عزیز بهتره که قبل از قضاوت و انتقاد تحقیق بشه :
ReplyDeleteبه نقل از ویکی پدیا :
ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمسالدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان میرفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد.او با روش های متفکرانه بیماران را درمان می کرد.
سلام
ReplyDeleteپارسای عزیز تازگی ها مشتری وبلاگ شما شده ام و از خواندن مطالبش لذت می برم فقط نمی دونم چرا فید وبلاگتون تو گوگل ریدر کامل نمی آد آخر خطها حذف می شه
موفق باشید
پارسا جان من اصفهانی نیستما دوست ِ عزیز!!!!
ReplyDeleteولی این در تکمیل ِحرف هایِ دوستان ِقبلی ست! من به پورسینا حساس ام!!! از این جهت این ها رو می نویسم.
ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمسالدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان میرفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد.او با روش های متفکرانه بیماران را درمان می کرد.
دوست ِعزیز نگاه کنید به ویکی پدیا مدخل ِابن سینا و هم چنین دانش نامه یِ بریتانیکا مدخل ِابن سینا تالیف ِدکتر سید حسین ِنصر که در هر دو ذکر شده ابن سینا سال هایِ پایانی یِ عمر اش را پس از گریختن [یا آزادی]از زندان در همدان در «اصفهان» گذرانده و در خدمت ِ علاءالدوله یِ دیلمی گذرانده. در پایان در سال 428 ِهجری یِ قمری در راه ِلشگرکشی یِ علاءالدوله به همدان همراه ِاو بود که بر اثر ِقولنج (یادگار ِسفرها و گریزهایِ پیاپی) درگذشت و در همدان دفن شد. من اصفهانی نیستم امّا اگر اصفهان بروید می بینید که اصفهانی ها مدعی اند مدفن ِابن ِسینا در گورستان ِمشهور ِ«تخت ِپولاد» در اصفهان است و سا هاست بر سر ِاین موضوع ِبیهوده با همدانی ها و مسئولان ِامر مجادله می کنند. شاد باشید و سال ِنو مبارک
لینک ها:
http://www.britannica.com/EBchecked/topic/45755/Avicenna
http://fa.wikipedia.org/wiki/ابن_سینا
http://en.wikipedia.org/wiki/Avicenna
دوست عزیز من کاری ندارم به ابن سینا ، فقط جون مادرت بگو چجوری بی بی سی میبینی شما ؟؟؟؟؟؟ رو کدوم ماهواره ؟
ReplyDeleteرو هاتبرد که پارازیت و قطع شده ، شما رو کدوم ماهواره میبینی که پارازیت نداره ؟؟؟؟
خواهش میکنم بهم ایمیل کن جواب رو و راه های دیگه هم اگه داری که پارازیت رو دور بشه زد لطفا بهم بگو
بسیار سپاسگذارم
saeedr.r@gmail.com
سعید، از طریق وبسایت گهگاه تعدادی از برنامههای تلویزیونی بیبیسی را میبینم.
ReplyDelete