Thursday, January 21, 2010


اولین اپرای ایرانی

به یاد شهید اهل قلم رضا میرزاده عشقی

کتاب "نمایشنامه​های میرزاده عشقی" (به کوشش علی میرانصاری) را دست گرفته​ام، به این ابیات رسیدم و دیدم مختصرتر و موجزتر و پرمغزتر از این نمیشود حال و روز تاریخی ما ایرانیان را بیان کرد:

"این بود گهواره ساسانیان
بنگه تاریخی ایرانیان
قدرت و علمش چنان آباد کرد
ضعف و جهلش هم چنین برباد کرد!
ای مداین از تو وین قصر خراب
باید ایرانی ز خجلت گردد آب!" (۱)

* * *

از زبان روح زرتشت در اپرا:

"در همین گهواره خفته، نطفه آیندگان / نطفه این مردگانی را که بینی زندگان"
"از همین گهواره، تاچند دگر فرزند چند/ سربرآرد سربسر، ایران از ایشان سربلند"
بعد از این اقبال ایران را، دگر افسوس نیست / لکه​ای در سرنوشت کشور سیروس نیست" (۲)

فارغ از خواب شیرین عشقی همدانی در اپرا که در پرده آخر خودش از خواب برمیخیزد و می​گوید:
"آنچه من دیدم در این قصر خراب/بد به بیداری خدایا یا به خواب؟"
"پادشاهان را همه اندوهگین/ دیدم اندر ماتم ایران زمین!"
"ننگ خود دانندمان اجدادمان/ ای خدا دیگر برس بر دادمان!"
"وعده زرتشت را تقدیر کن/ دید عشقی خواب و تو تعبیر کن"

عرض شود که کار زیاد داریم فعلاً!


____________________________________

۱) بخشی از اپرای "رستاخيز سلاطين ايران در خرابه های مداین"،
اولین اپرای ایرانی اثر زنده یاد عشقی که در تهران، اصفهان، رشت، تبریز، بابل (بارفروش) و بمبئی به نمایش در آمده است.

۲) همان

No comments:

Post a Comment

Thanks for your comment. It will be published after my review soon.