Monday, April 05, 2010

توضيحی بيشتر در مورد نقدها بر بی​بی​سی فارسی


توضيحی بيشتر در مورد نقدها بر بی​بی​سی فارسی

در يکی از کامنتهای زير اين نوشته، فردی گمان برده که قصد من ريزبينی برای ايرادگيری، جوسازی و تخريب بی​بی​سی است. ايشان دوستانه ميگويد به بی​بی​سی و خدماتش نيازمند هستيم و نبايد سخت گرفت که حتی اشتباهاتی بدتر از آنچه که ذکر کرده​ام نيز انجام ميدهد. به گمانم توضيحی در اين مورد تا حد امکان دقیق و شفاف بايد بدهم و بعد هم با اجازه مختصر روضه​ای بخوانم.

الف) در اینکه بی​بی​سی فارسی رسانه​ای مهم و تاثیرگذار است هیچ​ شک ندارم. حتی معتقدم که شورانگیزیهای قبل و بعداز انتخابات کاملاً تاثیرپذیرفته از کارهای رسانه​ای بی​بی​سی (خصوصاً تلویزیون فارسی بی​بی​سی) بوده است. بی گمان اولین کاری که بعد از آنلاین شدن در نت انجام میدهم باز کردن صفحه اول سایت بی​بی​سی فارسی است برای آگاهی از آخرین اخبار ایران. کاری که گمان دارم خیلی​ها در خارج از کشور و حتی داخل انجام میدهند. حساسیتها هم برای همین در مورد بی​بی​سی از همه طرف بالاست.

ب) در اینکه لازم است از بی​بی​سی فارسی حمایت کرد هم هیچ شک ندارم. فعلاً و با وضع موجود ما ایرانیان - علی رغم اینکه امیدوار به راه​انداختن بحث و برنامه​ریزی در مورد طراحی یک رسانه ملی هستیم- بدلیل مسائل و مشکلات گوناگونی که داریم و حالا من هم خائفم که وقت اجازه نده اونها رو دوباره به اون کیفیت بگم(!)، امکان راه​اندازی رسانه ملی با مدیریت و امکانات مالی ایرانیان را در آینده خیلی نزدیک نداریم و بی​تعارف حداقل از دید من، بی​بی​سی فارسی بهترین رسانه فارسی زبان فعلی در سطح​ جهان است.

پ) بی​بی​سی با امکانات محدود موجودش در کنار کارایی بالا و برنامه های خیلی خوب، برنامه های متوسط و گاه ضعیفی را به نمایش میگذارد که بیش از هرچیز نشان میدهد، ذوق و سلیقه فردی، کمبود برنامه​ریزی و نیز عجله در تولید و پخش یا انتشار یا شاید هم دوست و رفیق بازی و دشمن​شناسی بر آنها حاکم بوده است. نقد و انتقادهایی که گهگاه میشود به همان برنامه هاست به خاطر همین تاثیرگذاری بالای بی​بی​سی، گردانندگان این رسانه لازم است در کنار توجه فراوان به تولید و کارایی و بهره وری بالا به یکسان بودن کیفیت هم در برنامه​ها بیاندیشند که البته نیازمند صرف هزینه های بیشتر است. این ناهمگونی در کیفیت برنامه ها آنهم تحت لوای بی​بی​سی فارسی جداً مشکل ساز است.

ت) من امکان دیدن دائمی تلویزیون فارسی بی​بی​سی را ندارم. شاید در روزهای تعطیل یکی دو ساعت برسم از طریق اینترنت برنامه های موجود تلویزیون بی​بی​سی را تماشا کنم. برهمین اساس نقدی که به عنوان یک مخاطب بلاگ​دار و نه کارشناس امور رسانه​ای به برنامه​ای میزنم موردی و حاصل برخورد مستقیم شخصی خودم با آن برنامه است و از قبل و بعد آن یا برنامه​های دیگر خبری ندارم.

اما روضه بنده:

ث) نباید گمان کرد که نقد و انتقاد موجب تخریب میشود. نقدها بر بی بی سی هرآنچه که دیده ام، غیر از نقدهای دوستان تند که کلاً هیچکس را جز رفقای خودی دوروبر قبول ندارند، نقدهایی دلسوزانه و همدلانه است. بی​بی​سی مال مردم بریتانیا است، دوستانی خوش ذوق را هم به خدمت گرفته​اند. دستشان درد نکند که برای ما برنامه میسازند، اما حالا که میسازند، بد نیست موارد اشتباهشان را در قالب انتقاد و پیشنهاد و بازخورد (فیدبک) از مخاطبین بگیرند که البته مخاطبین هم ممکن است اشتباه کنند و راه چاره بحث همگانی حول آن موضوعات است که متاسفانه بی بی سی (شاید بدلیل مدیریت ایرانی که معمولاً بی​اعتماد و بدبین است) از این بحثهای همگانی در مورد کیفیت خود برنامه های بی​بی​سی به طور جدی استقبال نمیکند. مشکل اینجاست.

ج) داریم تمرین میکنیم که نقد و انتقاد به معنی تخریب نیست، استبدادزدگی تاریخی ما ایرانیان (همان نکته بسیار مهمی که خاتمی - علی رغم همه انتقادات از عملکرد خود او - بدرستی بر آن انگشت گذاشت) ما را تقریباً در هرچیز به​یکدیگر بی​اعتماد کرده است. خودی و غیر خودی کردن در درون ماست ، همینطور ترجیح دادن تجلیل به تحلیل. همینطور فرصت​​طلبی و رقابت​جویی. ربطی هم به سیاسیون و سیاست​ورزی ندارد.

چ) گمان داریم که ریزبینی یک آفت است حال اینکه ریزبینی یک ارزش است! بی​توجهی به همین چیزهای ریز و کوچک و عشقی​گری و لات​بازی آزادمنشانه در بیچارگی کنونی سیاسی- اجتماعی و اقتصادی ما ایرانیان بسیار تاثیر داشته است. در جوامع پیشرفته و رو به رشد، هم به کلیات دقت میکنند و هم به جزییات در زمان مناسب. به جای تنبلی لازم است کمک کنیم که محترمانه اشکالات همدیگر را (خصوصاً اشکالات ریز را) برطرف کنیم. من نوعی البته مسوول برطرف کردن اشکالات جزیی دیگران نیستم و وظیفه دارم حواسم به کار خودم باشد، اما اگر فرصتی باشد، چرا نباید دوستانه و همدلانه به هم در یادگیری مشترک کمک کنیم و از هم چیز بیاموزیم. ما فروتنانه باید بپذیریم که از صد و پنجاه سال پیش​ تا کنون راهی طولانی را در آموختن شهرنشینی و شهروندی آمده​ایم و باید به جای گفتن "بیخیال بابا" و "صفاسیتی منگوله" کمک کنیم که اشکالات خودمان را برطرف کنیم. هر منتقدی هم خودش​ در هزار جای دیگر اشکال دارد و باید بهش کمک کرد که خودش هم اشکالات خودش را برطرف کند. از جمله خود بنده که دهها هزار اشکال و ایراد دارم. منتقد هم باید البته ادب نقد را رعایت کند و مقدار و تواتر نقد و انتقاد را در حد قابل کنترلی که ناشی از تاثیر گذاشتن و واکنش لجبازانه نشان ندادن طرف مقابل است، نگه دارد و بالاتر نبرد.

چکيده: نقد به معنی تخریب نیست و بی​بی​سی در مجموع بهترین رسانه فارسی زبان است. اما متاسفانه تشتت در کیفیت برنامه های سایت، رادیو و تلویزیون بی​بی​سی فارسی زياد است. برنامه​های بد و ضعیف در کنار برنامه های خوب زننده​تر بنظر میرسند. حساسیت در مورد این رسانه را هم از همین زاویه باید دید. خصوصاً​ وقتی که اطلاع رسانی مبهم و ایراددار که منجر به بدفهمی هم گردد، انجام شود. در کنار آن اشکالات کم نیستند. مثلاً بعضی مجريها خوب و بعضی ضعيف هستند (اجازه بدهید اسم نبرم)، بعضی​ها صدایشان را متناسب تنظیم نمیکنند و جيغ جيغ ميکنند. بعضی​ها احساس برشان میدارد که مخاطبان آنها را خیلی دوست دارند. یا میمیک صورتشان در لحظه، متناسب با خبر نیست مثلاً هنگام خبر دادن در بمب گذاری انتحاری و کشته شدن دهها بیگناه لبخند به لب دارند! بعضی​ها لباسهای دموده و عجیب غریب میپوشند (یعنی تقریباً هرچیزی که دوست دارند و با آن به مهمانی میروند، میپوشند) در مقابل بعضی​ها زبان بدن و صورت و لحن و صدا را خوب درک کرده​اند و اجرای دلچسب و طبیعی و نه مصنوعی و انتقال دهنده استرس دارند. بعضی ها هم چون سنیور هستند فکر میکنند که هرطور غیر آماده بیایند اشکال ندارد و بلکه خوب هم هست و چلنجی است در این بی​هیجانی سالهای آخر خدمت، یا فکر میکنند که بپرند وسط حرف طرف و مچگیری کنند و نگذارند طرف حرفش را تمام کند، برنامه را جذابتر و گرمتر میکنند. بعضی از برنامه​ها مانند برنامه کلیک که از سرویس جهانی گرفته میشوند و نیما اکبرپور هم خیلی در آن زحمت میکشد برنامه های بسیار خوبی هستند، هرچند که شخصاً​ از برنامه های آی تی و تکنولوژیک خوشم نمی​آید.

یا مثلاً برنامه خبرنگاران امروز با اجرای خوب رعنا رحیم پور و مثلاً​ گزارش حرفه​ای و دقیق علی قدیمی در مورد ممنوعیت تعدادی از هواپیماهای ایران ایر به کشورهای اتحادیه اروپا تعریفی بود. اما مثلاً کارشناس حزب اللهی از توی خیابانهای لندن پیدا کردن و از او در مورد پرونده هسته ای پرسیدن (کاری که در برنامه آخر صفحه دو به مجری​گری مهدی پرپنچی که مجری بسیار مسلط و هوشمندتری از عنایت فانی هم هست، انجام شد) و او هم در مورد استکبار جهانی حرفهای کلی زدن و سنگ سپاه را به سینه زدن و حرفهای نامرتبط با موضوع بحث زدن - هرچه که میخواهد باشد - در یک برنامه ای که قرار بود در مورد پرونده هسته ای حرف بزنند، اینها چیزهایی نیست که اسمش را بگذاریم باریک بینی و گیردادن بیخود و خراب کردن چهره ملکوتی رسانه خوب ما. قیچی کردن خبر اگر سهوی هم باشد مثل جاگذاشتن قیچی یک جراح در شکم بیمار کاری زشت و غیرحرفه​ای است. دست رد بر سینه مهمان مدعو زدن -آنهم مهمانی که در جنبش هزینه داده و در میان تمام خطرها و تهدیدها دارد مینویسد - کاری زشت و غیر​اخلاقی است.

ما منزه طلب نیستیم میگوییم به نظر میرسد جاهایی ایراداتی هست. لطف کنند ایراداتشان را که در کنار کارهای خوب بدجور به چشم می​آیند، برطرف کنند یا دست کم لطف کنند قدری پاسخگو باشند. البته همچنان که در مواردی ديده شده ايرادات برطرف شده يا کیفیت کارها دارد بهتر ميشود. طبيعتاً به عنوان يک مخاطب نظرم را ميگويم نه به عنوان يک کارشناس. بنده هم دنبال شهرت و اشتهار نیستم و کار خودم را دارم. آنقدر هم عقلم میرسد که بفهمم انتقاد کردن یا حساسیت داشتن، در هرجا هزینه دارد و موجب کم شدن شیرینی آدم و کم شدن دوستان و آشنایان میشود. فعلاً زیاده عرضی و جسارتی نيست.

1 comment:

  1. Salaam,
    I agree with you on BBC. Specially inviting basiji's as analysts to good program such as Mehdi's one(I just sent your post to Mehdi). However, your expression was nice: "اما مثلاً کارشناس حزب اللهی از توی خیابانهای لندن پیدا کردن و از او در مورد پرونده هسته ای پرسیدن"

    ReplyDelete

Thanks for your comment. It will be published after my review soon.