<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838</id><updated>2012-01-25T22:50:18.800-07:00</updated><category term='سیاست'/><category term='یافته​های عجیب​و​غریب سفر'/><category term='فیلم'/><category term='گفتارهای انتخاباتی'/><category term='ادبیات'/><category term='محیط زیست'/><category term='جنبش زنان'/><category term='کوچه خاطرات دور'/><category term='شخصی'/><category term='شطرنج'/><category term='تبريک'/><category term='طنز وبلاگستانی'/><category term='يک ميليون امضاء'/><category term='موذی‌گری، بی‌بی‌سی فارسی'/><category term='توضیحات بلاگ​دار'/><category term='مهندسی ایمنی'/><category term='ادمونتونیات'/><category term='ما و انتخابات'/><category term='مدیریت'/><category term='آنچه گذشت'/><category term='هشت الهفت'/><category term='وبلاگستان'/><category term='هفته​نامه روزنامه​نگاران'/><category term='کنفرانس'/><category term='رفتارشناسی جانوری'/><category term='طنز قهوه​ای'/><category term='وبلاگ'/><category term='دفاع'/><category term='فرهنگ در حیوانات'/><category term='حقوق بشر'/><category term='تبادل​نظر'/><category term='اقتصاد'/><category term='پیوندهای گاه​وبیگاه'/><category term='طنز'/><category term='فرهنگ'/><category term='بلاگ خاموش'/><category term='علم و تکنولوژی'/><category term='کمپين سلامت'/><category term='ورزش'/><category term='پيوندها'/><category term='حلقه بلاگی گفتگو'/><category term='شهيدان راه آزادی و جمهوريت'/><category term='بهاریه'/><category term='ریز-روزانه'/><category term='کشکول'/><category term='آزادیخواهی'/><category term='نگاه و نظر'/><category term='روزانه امروز'/><category term='فیس​بوک'/><category term='غرب و ایران'/><category term='تکامل'/><category term='اخلاق'/><category term='پیام'/><category term='شگفتی‌ها'/><category term='شاعرانه'/><category term='ربط تک​مضرابهای فیس​بوکی'/><category term='دین‌'/><category term='هنر'/><category term='حاشیه امروز'/><category term='رسانه'/><category term='ادبيات'/><category term='آهنگ و موسیقی'/><category term='عدالت'/><category term='نگاهی به فیلم'/><category term='بلاگ​سپهر'/><category term='گرم​شدن زمین'/><category term='گفتگوی بلاگداران'/><category term='کاناداگردی'/><category term='جنبش سبز'/><category term='جامعه'/><category term='نقد'/><category term='نفرت از دیگری'/><category term='ریزنوشته​ها'/><category term='گزارش'/><category term='تاریخ'/><title type='text'>پارسانوشت</title><subtitle type='html'>بلاگ یا رسانه "پارسا صائبی" در مورد سیاست، اجتماع، فرهنگ، علم و تکنیک و گهگاه موضوعات مورد علاقه دیگر</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>881</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1370955390971259071</id><published>2012-01-24T23:41:00.004-07:00</published><updated>2012-01-24T23:54:32.296-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نگاهی به فیلم'/><title type='text'>اسكار نادر، اسكار سیمین</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span &gt;اسكار نادر، اسكار سیمین&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب ظاهراً آنچه كه &lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_13.html" target="_blank"&gt;پیش‌بینی&lt;/a&gt; میشد باز بوقوع پیوست و جدایی نادر از سیمین نه تنها كاندیدای بهترین فیلم خارجی شد بلكه كاندیدای بهترین فیلمنامه غیراقتباسی هم در اسكار امسال گردید، چرا كه اساساً قوت این فیلم به فیلمنامه درخشانش بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستانی مثل &lt;a href="http://www.majidzohari.com/2012/01/blog-post_16.html" target="_blank"&gt;مجید زهری&lt;/a&gt; میگویند همه اینها سیاسی كاری است كه دیپلماسی در عرصه عمومی را پیش ببرند و اصطلاحاً از مردم ایران دلجویی كنند در كنار تحریمها و تهدیدها، من این نكته را رد نمیكنم كه سیاسیون هم استفاده‌های خودشان را میبرند، اما دو نكته اضافه میكنم كه به گمانم معادله این تحلیل را شاید عوض كند، اول شایستگی های ذاتی و هنری این فیلم است كه فارغ از سیاسی كاریها واقعاً فیلم موفقی بوده است، مثلاً بنا به تجربه شخصی تعدادی از دوستان غیرایرانی كه این فیلم را دیده بودند، با اینكه فیلم تاریكی است و ذائقه تماشاگر غربی را چندان شیرین نمیكند، از آن خوششان آمده بود. زبان و پیام فیلم قابل لمس و درك است و سناریویش هم در عین خاكستری بودن در نماهای بسته بشدت غیرقابل پیش بینی و در عین حال چندلایه و تودرتو است. این هنر بزرگی است كه دروغ و خشونت و تعصب را ریشه اصلی مصائب ما و جهان نشان دهد. خصوصاً دروغ را.&lt;br /&gt;نكته دیگر اینكه نقش لابی و چانه زنی دست اندركاران سونی پیكچرز در معرفی و گفتگو و تبلیغات درباره فیلم را در محافل هنری نباید نادیده انگاشت كه به هرحال این لابی كردنهای هنری عامل مهمی در موفقیت فیلمها هستند. با این همه در عین حال میشود خودشیرینی سیاستمداران از جمله وزارت خارجه آمریكا را در سو استفاده از موقعیتها دید و از جمله خفقان گرفتن مقامات وزارت بی‌فرهنگ ما و سایر مقامات جمهوری اسلامی (انگار كه فرهادی از كره مریخ آمده و به كشور ایران تعلق ندارد. دولت و حكومتی كه جسارتاً اما بدون اغراق تا داخل شورت همه شهروندان شناسنامه دار ایرانی حتی در قطب شمال را هم كار دارد و بو میكشد، فعلاً خفقان مرگ گرفته است و جا داشته باشد در عین بی‌همه‌چیزی متلكی هم حواله كارگردان فیلم میكند، فرهادی اما حرف از ملتش میزند و مسوولانه پیام صلح و دوستی میدهد گویی كه اوست كه نماینده واقعی ملت ایران است). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معمولاً انتخابهایی از این دست غیرسیاسی هستند اما نقش همفكری و شور و همفكری و لابی كردن غیرقابل انكار است و در آنزمان است كه نقش تبلیغات در جلب نظر اعضای آكادمی یا سندیكاها پررنگ میشود. اما در كل گمان ندارم مقامات حكومتی در این پروسه دخالتی داشته باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كل خیلی امیدوار هستم به گرفتن یك اسكار البته احتمال گرفتن اسكار دوم را هم بعید نمیدانم هرچند كه رقیبی جدی به نام وودی آلن در فیلم "نیمه شب در پاریس" را دارد كه اتفاقاً در عین حرافیهای روانكاوانه معمول وودی آلنی (كه اوون ویلسن به عمد عملاً كار وودی آلن را در گیجی و حرافی و سلوك روانكاوانه (!) پیگیری میكرد) به زیبایی بزرگان ادبیات و مقوله مهم نوستالژیا را به چالش سقراطی-وودی آلنی كشیده است! با این همه بخت بیشتر را شاید به فرهادی باید داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از شادی و خوشحالی همگانی در این ایام سخت باید راضی و خشنود و خوشحال بود و روحیه گرفت. قرص مسكن یا هرچیز دیگر میخواهد باشد، باشد. خیلی‌ها را امیدوار میكند. &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1370955390971259071?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1370955390971259071/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1370955390971259071&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1370955390971259071'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1370955390971259071'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_24.html' title='اسكار نادر، اسكار سیمین'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-5346451898356151431</id><published>2012-01-23T12:02:00.003-07:00</published><updated>2012-01-23T12:08:23.429-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='غرب و ایران'/><title type='text'>فرصتهای آخر</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فرصتهای آخر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;واقع‌بینانه نگاه كنیم فرصتی برای جمهوری اسلامی در مذاكرات هسته‌ای باقی نمانده و دیپلماتهای ایرانی در بدترین موقعیت باید یكی از حساس ترین مذاكرات تاریخ معاصر را خیلی مهمتر از مذاكرات بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ پیش ببرند. تازه اگر این آخرین فرصت برای مذاكره واقعی تحقق پیدا كند و گرنه كه خود آنها هم خوب واقف هستند كه تا بسته شدن نهایی همه راههای دیپلماتیك چند گامی بیشتر باقی نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عملاً جهت حفظ منافع ملت ایران و جلوگیری از وقوع یك فاجعه وسیع - كه كشورهای غربی هم در بروز آن و نمدمال كردن ملت و زمینه سازی برای مشروعیت دادن به قحطی و فلك‌زدگی عمومی و آماده سازی برای حمله نظامی جهت پایان دادن به غائله و استثمار متعاقب آن، كاملاً در كنار سران جمهوری اسلامی مقصر و جنایتكار هستند كه باز هم به آن خواهیم رسید - یك راه اصلی بیشتر باقی نمانده است و آنهم توقف موقت (بر قید موقت تاكید دارم) و داوطلبانه غنی‌سازی است برای گشودن راه مذاكرات و تفاهم بیشتر.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;شخص رهبر جمهوری اسلامی امیدوارم آنقدر هوشیار و هوشمند باشد كه بداند اینبار سمبه كاملاً پرزور است و كشورهای غربی دارند خودشان را آماده جنگ هم میكنند چه برسد به گذاشتن پا بر روی حلقوم تك تك كودكان ایرانی و تحریمهای فلج كننده. اقتصاد خودش به حد كافی متزلزل هست و مردم كشورهای غربی تحمل میكنند اگر دو سه ماه هم قیمتها ناگهان گران شود و بیكاری زیاد گردد. اینكه گمان كنیم غرب الان در بحران است و آماده جنگی دیگر نیست، كاملاً اشتباه و بی‌معنی است. به گمانم غرب با جنگ تنها دو سه موج بزرگ رسانه‌ای دیگر فاصله دارد و هربار تبعات منفی آنرا میرا تر و ذهنها را برای قبول بدترین سناریو آماده‌تر خواهد كرد كما اینكه در این زمینه بشدت جنگ روانی را بالنسبه موفقیت آمیز پیش برده. در موجهای بعدی نه تنها ایرانیان اعتراض كمتری خواهند كرد بلكه نوابغی هم درحد استاد اسدی و غضنفر پیدا میشوند كه هر اتفاقی بیافتد و كسی ترور شود، بیانیه بنویسند و از جمهوری اسلامی بخواهند غنی‌سازی را برای همیشه متوقف كنند به كشورهای غربی هم البته كوچكترین انتقادی نكنند و نامشان را هم دلسوزان و فعالان جنبش دموكراسی خواهی و آزادی و حقوق بشر بنامند! نمیدانم این دوستان چه فكر میكنند. برچسب هم نزنیم. اما شاید بعضی از اینها كه از دیدن چنگال پر از تیر عقاب هم، دلشان آب میشود و شاید هم خودشان را در جام‌جم یا كاخ سعدآباد یا بهارستان می‌بینند، ممكن است به نام آزادی و حقوق بشر خودشان هم سوار بر بمب‌افكنهای مرحمتی آمریكا مشغول گزارش دادن، عكس گرفتن، تحلیل و محكومیت جمهوری اسلامی در عدم تعلیق غنی‌سازی باشند و از همان بالا به هم ایمیل بزنند و بیانیه محكومیت جنگ‌طلبان و عاملین كشتار مردم بی‌دفاع (كه خوب از دید این نوابغ، تنها مقصر و تنها جنگ‌طلب میدان، جمهوری اسلامی است!!) امضا كنند! &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;به هرحال نفوس بدنزنیم و همه آنرا را دلسوز بنامیم. اما و صد اما به امید روزی كه این جماعت روشنفكر و فعال و روزنامه‌نگار "بی‌طرف" یك بیانیه هم در محكومیت دولتهای غربی صادر كنند و لااقل مختصر غری هم به آنها بزنند كه دست كم مشوقهای پیشنهادها را بیشتر كنید! آرزو و امیدی است برای خودش. امان از نساختن شكم خیره به تایی! بگذریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید اگر در حوزه داخلی نیاز به اقداماتی اصلاحی هست، باشد. راهش با امكانات موجود جهت اقدام عاجل خود رهبر در حوزه داخلی شاید در كنار گذاشتن همزمان هاشمی رفسنجانی از مجمع تشخیص (جهت آرام كردن افراطیون) و بازنشست كردن او و اجازه دادن به استیضاح و عدم كفایت احمدی‌نژاد از ریاست جمهوری توسط همین مجلس گوش بفرمان یا مجلس بعدی است. كنار زدن احمدی‌نژاد از تصمیمگیری و گرفتن ترییون هارت و پورت و قدرت تصمیمگیری در بهم زدن جو گفتگو از او (كه میتواند لزوماً با هزینه زیاد استیضاح هم همراه نباشد، مثلاً میشود او چند مدتی مریض شود یا قهر كند و خانه نشین شود!) و به روی كار آوردن نیروهای معتدلتر در خود حلقه معتمد رهبر مثلاً وزیر خارجه فعلی یا سعید جلیلی باشد كه دست دپیلماتها را برای اطمینان بخشیدن در جهت شفافسازی و پاسخ به ابهامات كاملاً باز میكند، با برگرداندن اعتماد سازی و مذاكرات جدی و سازنده مستقیم با آمریكا شاید بشود امید بست كه چرخه سوخت از دست ایران برای همیشه و الی الابد خارج نخواهد شد و در یك بازه زمانی با نظارت كامل آژانس برخواهد گشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلاً جمهوری اسلامی میتواند با یك ژست در قبول تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی (و باقید موقت و مدت دار) كه میتواند ضربتی و شوك آور و توام با تبلیغات زیاد هم باشد، و غرب را به میز مذاكره بكشاند، میتواند یك طرح بینابین بین طرح روسیه و بسته پیشنهادی غرب را با كمك چین و روسیه به روی میز بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان دارد برای ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی می‌گذرد و این آخرین فرصتهاست شاید چند هفته دیگر خیلی دیر باشد. ائتلاف علیه ایران بشدت قوی و فعال و آماده فشارهای بیشتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حاشیه: اگر كسی با دادن فحش و زدن برچسب به بنده و پاك كردن لینك پارسانوشت و بی‌محلی آرامتر میشود، با كمال میل می‌پذیرم! آری، فرض كنیم شما درست میگویید. من مامور اطلاعات جمهوری اسلامی هستم كه مزدی هم نگرفته‌ام و منفعتی هم بدست نیاورده‌ام و احتمالاً من را در طبقه‌بندی حسین درخشان بگذارید (از او هم فلك زده تر شاید!) كه خوش رقصی میكنم یا میترسم كه حسابم را برسند یا اینكه وعده‌ای بهم داده‌اند. به هرحال هرچه كه دوست دارید فكر كنید! من مانع تئوریهای بیمارگونه شما نمیشوم. اینها الان در این روزهای حساس مهم نیستند. مهم این است كه جان فرزندان و هموطنان ما در ایران در خطر است. من از دید شما ترسو و بزدل و مامور جمهوری اسلامی. باشد. شما دست كم نشان بدهید كه شجاع هستید و از غرب هم انتقاد دارید و در این دریاچه‌ای از كثافت كه همه با هم و بی‌تعارف گرفتار آمده‌ایم شما هم غیر از فحش بستن به جمهوری اسلامی كاری سازنده كنید (راستی یكسال است كه موسوی و كروبی هم از سر راه شما كنار رفته اند. یك صدای جیك هم از كسی از یاران و هواداران نیروهای اپوزیسیون در داخل كشور نشنیدیم. بگذریم).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان بیدار شوید، به جای چیزشعر گفتن و استمنای فكری، یاد بچه‌های بی‌دفاع ایرانی باشیم. من هم از مقامات جمهوری اسلامی هیچكدامشان خوشم نمی‌آید از جمله رهبر. چه كنم كه فعلاً جان همه در دست اینها و نیز سران كشورهای غربی است.  بچه‌ها را یاد آورید. مردم كوچه و خیابان را كه اتفاقاً شاید از ما هم هیچ خوششان نیاید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-5346451898356151431?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/5346451898356151431/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=5346451898356151431&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5346451898356151431'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5346451898356151431'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_23.html' title='فرصتهای آخر'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1048521230068453510</id><published>2012-01-17T20:38:00.001-07:00</published><updated>2012-01-17T20:41:30.758-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز قهوه​ای'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آنچه گذشت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>آنچه گذشت (۲)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span  &gt;آنچه گذشت (۲)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كنشگری در حوزه رسانه‌های مدرن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دكتر بسلامتی بعد از پست داك مشغول كار هستید؟&lt;br /&gt;- تمنا میكنم، بله پاره وقت فعلاً مشغول هستم&lt;br /&gt;- در كار ریسرچ هستید یا اینداستری؟&lt;br /&gt;- بیشتر در حوزه رسانه‌های مدرن كار میكنم.&lt;br /&gt;- به به چه نیكوست! یعنی با اهالی رسانه هم كار میكنید؟&lt;br /&gt;- بله البته بیشتر در حوزه عكس گرفتن از خودم در آیینه و تبادل لایك با تعدادی از دوستان كار مشتركی شروع كرده‌ایم.&lt;br /&gt;- چه عالی، تولیدی هم خواهید داشت؟&lt;br /&gt;- تولید همین الان داریم دیگر. عرض كردم داریم عكسهای خودمان را كه در آینه از خودمان گرفتیم هی در فیس‌بوك بازنشر میكنیم و لایك میگیریم&lt;br /&gt;- دكتر زنده باشید كه در كنار اینهمه گرفتاری و تحقیق، پیگیر مسائل رسانه‌ها هستید، امیدوارم از همونجا برید برای تیم ملی!&lt;br /&gt;- ممنون. بیشتر دوست دارم مستقیماً در تیم منتخب جهان بازی كنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1048521230068453510?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1048521230068453510/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1048521230068453510&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1048521230068453510'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1048521230068453510'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_17.html' title='آنچه گذشت (۲)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3538654155021383997</id><published>2012-01-15T22:29:00.006-07:00</published><updated>2012-01-15T23:23:50.877-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نگاهی به فیلم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>همراهی نه جدایی "ملت واقعاً صلح‌دوست ایران"</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span  &gt;همراهی نه جدایی "ملت واقعاً صلح‌دوست ایران" &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب همانطور كه پیش‌بینی می‌شد، جایزه گلدن گلوب را فرهادی برد و جهانی شد و چه زیبا و مسوولانه هم پیام داد، دستش درست! حتی اگر او ده روز دیگر نامش به عنوان نامزد اسكار درنیاید، حتی اگر اسكار هم نبرد، حتی تمام جوایزی را هم كه گرفته نمی‌برد، چیزی از تواناییهای او كم نمیكرد. او یك فیلمساز در سطح جهانی است، چیزی میسازد كه برای عامه مردم دنیا و همه روشنفكران هم جذاب است هم سرگرم كننده و هم حاوی پیام. &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;در این ساعات در فضای مجازی هلهله و غوغایی است. حق هم داریم. با اینكه شانس بردن گلدن گلوب را خیلی بالا (مثلاً بالای نود درصد) &lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_13.html" target="_blank"&gt;پیش‌بینی&lt;/a&gt; كرده بودم، در لحظه ای كه مدونا پاكت را باز كرد، درست در آن لحظه مردد شدم حتماً خیلیها هم چنین احساسی داشته‌اند، به هرحال در نهایت هیچوقت هیچ اطمینانی قطعی به نتایج آرا و تطابق آنها با پیش‌بینی‌ها نیست. پیش خود گفتم الان نام فیلم انجلینا جولی را می‌برد اما ناگهان با شنیدن نام ایران بدون اغراق یك متر به هوا پریدم چون هنگام دیدن گل خداداد به مارك بوسنیچ! درست همان حس و همان حال! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز چه خوب شد كه فرهادی  و احتمالاً گردانندگان برنامه همگی حواسشان بود كه با دست دادن و بغل كردن گزك بدست تعدادی آدم مریض حكومتی ندهند. امان از این "ارزشها" و "عرف دیپلماتیك" جمهوری معظم اسلامی ...  نمیدانم چند دهه دیگر لازم است تا كسانی با جهان بیشتر آشنا شوند و ... بگذریم. به هرحال برادرانه توصیه میكنم دوستان لطف كنند زودتر با عرف دیپلماتیك جهانی بیشتر آشنا شوند! دست دادن با یك خانم زیبارو كه حتی بخشی از اندام خودش را هم قدری باز گذاشته باشد باعث لذت جنسی و جنب شدن آدم نمیشود مگر اینكه كسی بیمار جنسی یا عقب‌مانده باشد.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصغر فرهادی یكی از خیل كسانی است كه میخواهد سرش به كار خودش باشد و در آن كشور كار كند. دنبال سیاست هم نیست، دنبال فیلم حكومتی هم نه. ما با این نخبگانمان چه میكنیم؟ حكومت چه عداوتی با متخصصین مستقل دارد كه دل در گرو حكومت ارزشی و ایدئولوژیك ندارند اما دشمنی و عداوتی هم ندارند؟ خوب بگذارند اینها كارشان را بكنند، حكومت آدمها را تحقیر نكند و از تمدن جهانی از طریق اهل فن و كسانی كه میخواهند كار كنند، متواضعانه چیز بیاموزد، آن حضرات حكومتی هم نفعشان را آخر كار می‌برند بالاخره! بگذریم. نفهم بودن دلیل نمیخواهد، علت میخواهد كه فراوان هم یافت میشود. بگذریم خلاصه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-0slqoCLCUjk/TxPCUqys_oI/AAAAAAAAAKI/uIZvIB7IX-0/s1600/Farhadi2.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 214px;" src="http://4.bp.blogspot.com/-0slqoCLCUjk/TxPCUqys_oI/AAAAAAAAAKI/uIZvIB7IX-0/s320/Farhadi2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5698111613893934722" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3538654155021383997?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3538654155021383997/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3538654155021383997&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3538654155021383997'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3538654155021383997'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_15.html' title='همراهی نه جدایی &quot;ملت واقعاً صلح‌دوست ایران&quot;'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-0slqoCLCUjk/TxPCUqys_oI/AAAAAAAAAKI/uIZvIB7IX-0/s72-c/Farhadi2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1173003900175260760</id><published>2012-01-13T23:56:00.003-07:00</published><updated>2012-01-14T00:12:01.194-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نگاهی به فیلم'/><title type='text'>"همراهی" اصغر و تیمش در درو كردن جوایز "نادر" و "سیمین"!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;"همراهی" اصغر و تیمش در درو كردن جوایز "نادر" و "سیمین"! * &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب دیشب، "جدایی نادر از سیمین" جایزه بهترین فیلم اتحادیه منتقدان فیلم آمریكا (BFCA) را هم دریافت كرد، بی‌صبرانه منتظر هستیم ببینیم روز یكشنبه عصر آیا سینمای ایران با دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب، به این افتخار مهم "نادر" و "سیمین" (!) دست خواهد یافت یا نه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فارغ از آرزومندی، این شانس را البته خیلی بالا می‌بینم (شاید بالای نود درصد)!  رقبای "جدایی"، این فیلمها هستند: "گلهای جنگ" از چین، "در سرزمین خون و عسل" از آمریكا، "بچه‌ای با یك دوچرخه" از بلژیك، "پوستی كه درش می‌زیم" از اسپانیا آخرین ساخته جناب آلمادوار طبق معمول با ساختارشكنی خاص خودش. در این میان شاید شانس فیلم آلمادوار از بقیه بیشتر باشد كه صد البته در مقایسه با فیلم حضرت فرهادی كمتر از آن فیلم استقبال شده است. فیلمهای دیگر هم چندان در طرح داستان فوق العاده بنظر نمی‌رسند. بسیار ناامید كننده خواهد بود اگر فیلم پرهزینه و تبلیغاتی "گلهای جنگ"، كه ماجرای كلیشه‌ای و هالیوودی تلاشهای یك كشیش آمریكایی برای نجات كودكان چینی از چنگ اشغالگران ژاپنی است، و احتمال دارد كه قدری از آرا عوام را به سمت خود بكشاند، برنده گردد. بخت اصغر فرهادی متین و خوشفكر واقعاً بالاست كه نشان داد میشود هم فیلم عالی كم هزینه ساخت كه همه نوع مخاطب داخلی و خارجی را جذب كند و هم در جشنواره های هنری و نیمه هنری خوش بدرخشد و نیازی به كاشتن یك دوربین مسخره جلوی داشبورد خودرو به شیوه "استاد كیارستمی"  و دیالوگهای كسالت بار و دونفره رو به پنجره جلوی خودرو جهت تولید سی دقیقه تا یكساعت از یك فیلم "جشنواره‌پسند" هم نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمانم در میان این همه خبرهای بد و تهوع آور سیاسی، شاید بشود امید بست كه دست كم جدایی قدری ناكامیهای ما را موقتی هم كه شده التیام دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-0tIfU5ciCiE/TxEn0nHXe2I/AAAAAAAAAJ8/45LnqdOhN3E/s1600/Asghar%2BFarhadi.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 278px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-0tIfU5ciCiE/TxEn0nHXe2I/AAAAAAAAAJ8/45LnqdOhN3E/s320/Asghar%2BFarhadi.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5697378788406950754" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به افتخار اصغر فرهادی فیلمسار نابغه‌ای كه مفتخرم به هم نسلی با او! (نمردیم و كسی هم از نسل ما جهانی شد!) امیدوارم نام فیلمش مجدداً در روز بیست و چهارم ژانویه در مراسم معرفی كاندیداهای اسكار هم به عنوان كاندیدای بهترین فیلم خارجی و هم به عنوان بهترین فیلم‌نامه بیرون آید و در روز بیست و پنجم فوریه دو اسكار هم بگیرد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-----------------&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;span &gt;* این مضمون هم هدیه كوچك حقیر وبلاگ‌نویس&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1173003900175260760?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1173003900175260760/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1173003900175260760&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1173003900175260760'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1173003900175260760'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post_13.html' title='&quot;همراهی&quot; اصغر و تیمش در درو كردن جوایز &quot;نادر&quot; و &quot;سیمین&quot;!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-0tIfU5ciCiE/TxEn0nHXe2I/AAAAAAAAAJ8/45LnqdOhN3E/s72-c/Asghar%2BFarhadi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1075906166214714014</id><published>2012-01-01T11:50:00.008-07:00</published><updated>2012-01-08T21:40:57.438-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نگاهی به فیلم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حلقه بلاگی گفتگو'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عدالت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>یادداشتی در مورد "جدایی نادر از سیمین"</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;یادداشتی در مورد "جدایی نادر از سیمین"&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;br /&gt;پیش‌نوشت: در خلوتگاه كم‌هیاهوی امروزه بلاگ‌سپهر، با تعدادی از دوستان عزیز بلاگ‌نویس قدیمی از مدتی پیش تصمیم گرفته‌ایم حلقه‌ای بلاگی راه بیندازیم به نام "گفتگو"، كار عجیب و غریبی و شاذی هم نمیخواهیم بكنیم، هر دو هفته یكبار برسر موضوعی توافق شده در وبلاگهای خودمان مینویسیم و لازم هم شد در این زمینه ها با هم گاه گفتگو میكنیم و موضوعات را مجدداً برمی‌رسیم. انتخاب موضوعات هم كاملاً آزاد است و كار هم كاری بلاگ‌سپهری است و امیدواریم بتدریج بارش فكری، تضارب آرا، تمركز و هم‌اندیشی ایجاد شده ثمرات خودش را در همین فضای وبلاگها نشان دهد. كارمان را هم اكتشافی پیشخواهیم برد و در هرمرحله در حین كار با ارزیابی&lt;/i&gt;&lt;i&gt;،&lt;/i&gt;&lt;i&gt; روشها و سازوكار و حتی اگر لازم شد اهداف را بر اساس اصول كاملاً دموكراتیك، اصلاح و متحول خواهیم كرد. پیام‌مان و اهدافمان هم گفتگو، تداوم دوستی های وبلاگی در عین تحقق امكانی برای فهم بهتر نظرات همدیگر، در عین حال بازگشت به نوشتن در بلاگ و جدی‌تر گرفتن كار وانهاده شده وبلاگ‌نویسی در حد توان و محدودیتهایمان به عنوان بلاگ‌داران قدیمی و باسابقه است. البته ادعایی هم نداریم و كار را كم كم از همین نقطه به همت و كار همه دوستان شروع كرده، تا هروقت كه امكان‌پذیر باشد، پیش خواهیم برد. طمعی هم به جایی، رسانه‌ای، صاحب قدرتی، روشی، برنامه و اجندایی نداریم و از انواع هیاهوها و رقابتهای ناسالم خصوصاً بیرونی و ایضاً درونی دوری خواهیم گزید و البته از نظرات و انتقادهای دوستان منتقد بی‌غرض هم استفاده خواهیم برد.&lt;/i&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش‌درآمد: فیلم اخیر اصغر فرهادی با نزدیك شدن به روزهای اعلام نامزدهای اسكار در كنار مراسم جوایز گولدن گلوب و نیز اكران عمومی در آمریكا برای چندمین بار در صدر توجه محافل هنری فرهنگی جهانی قرار گرفته است. یادداشتی كوتاه در مورد طرح داستان این فیلم، نوشته‌ام و باز به بهانه موفقیتهای جهانی این فیلم، حرفهای كه به نظرم میرسد میزنم و این هم طبیعتاً نقد فیلم نیست:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف. شاهكار اصغر فرهادی را باید در ادامه كارهای قبلی او دید، اگر خطی از "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" بگذرانیم و آنرا به "جدایی نادر از سیمین" وصل كنیم، می‌بینیم كه دغدغه عمده ذهنی فرهادی، دروغ است. گاه به شكل دروغی بزرگ كه در چهارشنبه سوری پنهان مانده و بعد از تعلیق طولانی وقتی آن دروغ بزرگ عریان میشود تماشاگر را میخكوب میكند. در "درباره الی" به قول انگلیسی زبانها "دروغهای سفید" و بیخود و بی‌جهت ما ایرانیان عاقبتی شوم برای همه ما رقم میزند؛ و در آخر زمانی كه دروغهای كوچك و بزرگ و گاه مصلحت‌اندیشانه ما در "جدایی" باز همه ما را اسیر خود كرده است و تعلیقی كه در پایان فیلم جدایی (تصمیم ترمه به انتخاب یكی از والدین) هست همان بدل از تعلیق زندگی ما ایرانیان و بلا تكلیفی ماست. بنظرم این پیام اصلی فرهادی در فیلمهایش است، ما ایرانیان و بلكه انسانها، گرفتار و اسیر دروغیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب. در عین حال داستان "جدایی" چند لایه و تودرتو است در پوسته بیرونی پیام فیلم مضمونی دینی دارد، راضیه حاضر نیست قسم دروغ‌ بخورد و بر ارزشهای دینی خود می‌ماند. ارزشهایی كه همسرش حجت (شهاب حسینی) نیز در عین گرفتاری و تنگدستی، عملاً نمیتواند آٔنها را دور بزند و او خود راساً دست كم برای اینكه دل خودش را خنك كند و عدالت برقرار كند با سنگی به شیشه خودروی نادر (پیمان معادی) و شكستن آن تسویه حساب میكند. واكنش حجت تنها یك واكنش خشونت آمیز نیست، برقراری عدالت دست اولی و بسیط و ساده اندیشانه هم هست (چیزی كه همه ما گرفتارش هستیم)، كنشگری یك پایین‌شهری در مقابل بن‌بستی كه بوجود آمده هم هست. حتی با همه این ماجراها نمیشود حجت را یكسره و صددرصدی محكوم كرد و یكی از جلوه‌های هنر كار فرهادی همین است كه همراه با بازی فوق العاده و درخشان شهاب حسینی حجت اساساً بازیگر منفی فیلم نیست، اگر هم در این طیف خاكستری از همه منفی تر باشد، تماشاگر را اسیر و مفتون حرفهای خود میكند و رفتارش قابل درك است. این همه ماجرا البته نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ. لایه میانه ماجرا جدال و كشمش سنت و مدرنیته در صحنه اجتماعی ایران امروز است و هركدام از شخصیتها نماد و نماینده یك قشر از اقشار (اگر نگوییم طبقات) ایرانی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-WyAFSveIEx4/TwEsr4gwl9I/AAAAAAAAAJw/OTWaKklCnWE/s1600/jodaei.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 216px;" src="http://3.bp.blogspot.com/-WyAFSveIEx4/TwEsr4gwl9I/AAAAAAAAAJw/OTWaKklCnWE/s320/jodaei.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5692880536388802514" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ت. لایه دیگر داستان (به نظرم مهمتر از جدال نمادین فوق الذكر)، فاصله عمیق اجتماعی ما جدای از همه كشمكشهای فرهنگی و جدال سنت و مدرنیته است. گسلی بشدت خطرناك كه در ابرشهر تهران به حد كافی خود را نشان میدهد و آن فاصله عمیق بین بالاشهریها و پایین شهریهاست. شكافی كه روزبه روز دارد عمیق‌تر میشود. طرفین با پیشداوری‌ها و ذهنیات غیرواقعی و كاذبی كه از همدیگر درست كرده‌اند دارند روز به روز از همدیگر دورتر میشوند. بالاشهری گمان دارد كه پایین شهری دست كج و دزد و فرصت‌طلب است، پایین شهری گمان دارد كه بالاشهری است كه از قضا دزد است منتها شیك و پیك و تروتمیز دزدی كرده یا پدرش دزد بوده و اگر فرصتی شد شاید بشود او را تیغید. دغدغه اینكه كی دزد است و كی دزد نیست و چطور میشود دزدها را ادب كرد یا تیغید و پیشداوریها در این مورد جانمایه انگیزه‌های اجتماعی و به طریق اولی سیاسی جامعه امروز ایران است. برای همین است كه بحث دزدی و سواستفاده فلان آقازاده یا بهمان وزیر می تواند همه رشته ها در مورد آزادیخواهی و دموكراسی طلبی و غیرذالك را كه در یكسال ریسیده شده در دو روز پنبه كند. بالاشهری و پایین شهری تنها با دو زبان توانستند در این فیلم با همدیگر حرف بزنند: زبان خشونت (یقه گیری و فحاشی و تهدید و كتك كاری) و زبان قسم آیه خوردن و دروغ همدیگر را درآوردن. ایندو زبان اصلاً برای تفاهم كافی نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ث. لایه دیگر و فلسفیتر ماجرا به گمانم دغدغه اخلاق و عدالت و وابستگی و همبستگی ایندو به همدیگر است كه عملاً چسبیده به هسته اصلی پیام فرهادی یعنی مساله یا در واقع رذیلت مهم دروغ در سپهر اجتماعی ایران است. بدون دروغگویی (حتی اگر دروغگویی بسیار ظریف رییس دادگاه برای كشف سرنخ و یافتن حقیقت) كاری انجام نمیشود، هركدام از شخصیتهای ماجرا دنبال عدالت هستند و در عین حال اخلاق را از دید خود تفسیر و تعبیر میكنند و از میانه میشود فهمید كه فرهادی هم به نوعی به نسبی بودن عدالت و اخلاق معتقد است. در عین حال همه آغشته به دروغ هستند و كسی در این میانه مبرا و منزه نیست. این هم پیام مهمی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج. هنر بزرگ فرهادی این بوده كه همه این پیامهای تودرتو و لایه‌دار را به گونه‌ای بسته بندی كرده كه هم تماشاگر عام داخلی آنرا ببیند و بپسندد و هم منتقد فیلم خارج كشوری، هم بتواند از ارشاد مجوز بگیرد و هم اصولگرایان با آن دست كم مخالفتی نداشته باشند (بلكه بعضاً این فیلم را تحسین هم بكنند) و هم روشنفكران آن را بپسندند. دغدغه های این فیلم در عین بومی بودن، دغدغه های امروزی جهانی هم هستند. دروغ جهان را درنوردیده است، چه در عرصه سیاسی چه روابط بین الملل چه در خود جوامع دیگر. فاصله فقیر و غنی چنان وحشتناك است كه در شهرهای متمدن غربی هم بوضوح ملموس هستند. در عین حال جامعه ایرانی هم درگیریهای بیشتری از این دست دارد، مساله دروغ در جامعه ایرانی تشدید شده و بشدت جدی است. فاصله فقیر و غنی هم بیشتر شده. گسل فعال و در آستانه زلزله بالا شهریها و پایین شهریها را نمیشود ندیده گرفت و بر رویش برج لاغر و خوش ساخت و لرزان "دموكراسی مبتنی بر حقوق بشر" ساخت و امیدوار بود كه این بنا كه بحق هم باید مقاوم و درست ساخته شود، هراز چندگاه نلرزد و فرونریزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرهادی شعار و پیام صریح و آشكار نداده، فیلمش در عین جسورانه بودن و نیشتر زدن به عمق مسائل و مشكلات ما تا حد امكان بی‌طرفانه است در هیچ لحظه از فیلم نمیشود آخر آنرا حدس زد. استقبال جهانی از فیلم او برخاسته از چنین ویژگیهایی است و نباید آنرا به سیاسی كاری جشنواره‌های غربی در تعامل و دیالوگ با مردم ایران و دیپلماسی در عرصه عمومی (كه البته غرب بشدت پیگیر آن است) پیوند زد.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;مرتبط در حلقه گفتگو:&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;سام‌الدین ضیایی در تارنوشت (&lt;a href="http://sameddin-ziaee.blogspot.com/2011/12/blog-post_29.html" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;مسعود برجیان در پیام ایرانیان (&lt;a href="http://www.mborjian.com/2012/01/blog-post_08.html" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1075906166214714014?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1075906166214714014/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1075906166214714014&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1075906166214714014'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1075906166214714014'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='یادداشتی در مورد &quot;جدایی نادر از سیمین&quot;'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-WyAFSveIEx4/TwEsr4gwl9I/AAAAAAAAAJw/OTWaKklCnWE/s72-c/jodaei.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-9213176343933063154</id><published>2011-12-25T07:53:00.003-07:00</published><updated>2011-12-25T09:13:58.976-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کوچه خاطرات دور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کشکول'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عدالت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>تاملات كشكولی یك بلاگ‌دار در بامداد كریسمس</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;تاملات كشكولی یك بلاگ‌دار در بامداد كریسمس &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش‌نوشت: عیسی مسی، ترمز دسی!&lt;br /&gt;یك بازی و در واقع شوخی دستی بامزه‌ای كه در كودكی ما رایج بود این بود كه میگفتیم عیسی مسی (مسیح) و بعد علامت صلیب روی صورت دوستمان میكشیدیم و بلافاصله بعدش میگفتیم ترمز دسی (دستی) و بینی طرف را (احتمالاً آهسته!) میكشیدیم! یادتان هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱. روز كریسمس روز میلاد مسیح است هم بر مسیحیان و هم بر ایرانی الاصلها كه شهروند كشورهای دیگر شده‌اند و فرزندانشان اغلب فرهنگ آن كشورها را بدرستی جذب میكنند، مبارك باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲. واقعیتش را بخواهم صادقانه بگویم، معتقد نیستم كه دین مسیحیت، لزوماً و همواره دین آرامش و صلح است و اساساً در وجود داشتن شخصی به نام عیسای ناصری تردید جدی دارم، و اساساً قرابتی متعصبانه دیگر به هیچ دینی ندارم و حقانیت هیچكدام از آٔنها را قبول ندارم و در كنار همه پلشتیها و جنایات ادیان، تنها بر بعضی از جنبه های كاركردی (فانكشنال) مثبت آنها انگشت میشود گذاشت و میگذارم، از جمله اینكه شعار صلح دوستی و دعا برای صلح را موجب آرامش بیشتر آدمیان میدانم و در این جنبه دین مسیحیت پیشرو بوده است. بله! یك نحله از دین میتواند فرمان به عدم تحمل و نابودی دیگر ادیان هم بدهد سوای همه رقابتهای كودكانه ادیان با هم. خوشحال باید بود كه حتی جزم اندیشان مسیحی هم كمتر دیگر تجویز به كشت و كشتار میكنند، هر چند كه بعضیهایشان تنها به علت اعتقادات دینی چشمشان را بر جنایات اسراییلی‌ها می بندند و بعضی دیگرشان، همچنان پیروان دیگر ادیان و دیگر نژاد ها را دون انسان میدانند كه خود بحثی دراز دامن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳. پاپ بندیكت شانزدهم را بدلیل مخالفتش با كاندوم كه موجب اشاعه و مرگ صدها هزار نفر در آفریقا و گرسنگی و فقر شدید ناشی از زادوولد و از همه بدتر بحران جهانی غذا و انرژی كه تا چند سال آینده گریبان همه ما را خواهد گرفت و نسل كشی و هجوم گرسنگان به دیگر جاهای عالم، فردی مزور و عقب‌افتاده میدانم بدتر از آخوندهای عقب‌مانده قم كه دست كم خیلی از آٔنها با كاندوم مشكلی ندارند. او امسال در مورد تجارتی شدن كریسمس بدرستی تذكر داد اما هنوز خیلی از قافله عقب است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴. سر صبحی آنهم صبح روز كریسمس حرفهای ملال آور نزنم. بالاخره شعار صلح و محبت و نوع‌دوستی بهانه‌ای است كه همه با هم به دردها و رنجهای ملموس هم بیاندیشیم و شادیهای خودمان را با هم تقسیم كنیم. خصوصاً برای ما ایرانیان كه ملتی ناشاد، رقابت‌جو و نامطمئن به آینده هستیم، حتماً توجه به این جنبه ها از فرهنگ غربی خوب و مفید است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵. در بین خیلی از همین مسیحیان متعصب حتی كله شق های آنها میشود علاقمندی به نوع‌دوستی و كمك به همنوع دید كه البته ریاكاری و خودنمایی هم در آٔنها كمتر دیده میشود. در همین جایی كه ما هستیم كارهای زیادی برای انجام دادن هست، نباید گمان كرد كه آدم در كشورهای غربی اصلاً نمی تواند مفید باشد. بیل بدست بگیریم كه اینجا هم زمینه برای كار از همه نظر هست، بدجور و نافرمش هم هست. خیلی هم سخت‌تر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶. زاده همدانم، شهری كه در آن ادیان مختلف یهودی و ارمنی و شیعه و سنی و بهایی و قومیتهای مختلف لر و كرد و آذری و فارسی زبان در كنار هم با صلح و آرامش زندگی كرده اند، یك پزشك خوب یهودی به نام دكتر یونانی در همدان بود كه پزشك من هم بود او اكنون در اسراییل است، خبری از ایشان ندارم. امیدوارم زنده و تندرست باشد. یك پزشك دیگر به نام دكتر وفایی بود كه به خاطر بهایی بودن در اول انقلاب دوستان انقلابی (احتمالاً ذوب شده واقعی در "امام بزرگوارمون") زحمت كشیدند و بجرم بهایی بودن، اعدامش كردند! خوب حاضرم هر عقیده‌ای متعصبانه را كه خصوصاً موجب آزار جسمی و روانی دیگران میشود، هرچه كه باشد و در مورد هر خدا، هر دین و حتی بی‌دینی هم كه باشد در مستراح بریزم و سیفون آنرا بكشم و هیچگاه به هیچ چیزی تعصب نداشته باشم. امیدوارم كریسمس امروز من یادآور همین نكته به خودم باشد. امیدوارم در منطقه فلك زده خاورمیانه از جمله ایران خودمان تعصب رخت بربندد و همه در كنار هم با آرامش زندگی كنند.&lt;/p&gt;&lt;div&gt;درود بر صلح و دوستی.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-9213176343933063154?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/9213176343933063154/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=9213176343933063154&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/9213176343933063154'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/9213176343933063154'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/12/blog-post_25.html' title='تاملات كشكولی یك بلاگ‌دار در بامداد كریسمس'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-2094326971183330472</id><published>2011-12-24T06:57:00.003-07:00</published><updated>2011-12-24T07:06:39.052-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز قهوه​ای'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آنچه گذشت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>آنچه گذشت (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آنچه گذشت (۱)&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;پیش‌نوشت: گهگاه مینیمالهایی خواهم نوشت كه چندان دور از واقعیت هم نیستند همراه با چاشنی طنز قهوه‌ای خودم. نامشان را هم، گرچه بی‌ربط، به یاد زنده‌یاد علی حاتمی در هزاردستان میگذارم. چه شاید پرده‌هایی خیالی اما مرتبط با واقعیت باشند. طبیعتاً هرچیزی كه دوست داشته باشم و صلاح ببینم، با توانایی محدودم خواهم نوشت. اجازه می‌فرمایید و جسارت نباشد، اختیار نوشته‌های وبلاگ شخصی خودم بدست خودم باشد! جسارتاً بیهوده وقت خودتان را به انگیزه‌یابی و تفسیر و روانكاوی و این چیزها نگذارید، هركس هم ناراحت میشود لطف كند اینجا را كلاً نخواند، مجبور كه نیستید. هستید؟ درود بر همگی دوستان. خوش و خرم باشید.  &lt;/span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;- به‌به! چه سعادتی، شما روشنفكر قلمرو عمومی هستید؟&lt;br /&gt;- نخیر بنده روشنفكر قلمرو "خصوصی" هستم، عمده كارم هم در فیسبوكه&lt;br /&gt;- یعنی در فیسبوك در مورد مسائل و مشكلات ما ایرانیان تحقیق میكنید؟&lt;br /&gt;- هم اون هم بیشتر كنجكاو هستم ببینم مسائل خصوصی دوستان به كجا می‌رسه. عمده وقت من رو داره میگیره، اما چه كنم كه خودم را وقف علم كرده‌ام.&lt;br /&gt;- عجب دست مریزاد استاد!&lt;br /&gt;- خواهش دارم. در تماس باشید. با نام خودتان در فیس‌بوك هستید؟‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-2094326971183330472?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/2094326971183330472/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=2094326971183330472&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2094326971183330472'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2094326971183330472'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/12/blog-post_24.html' title='آنچه گذشت (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-7277692674319533111</id><published>2011-12-11T23:06:00.005-07:00</published><updated>2011-12-11T23:26:41.909-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='غرب و ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آزادیخواهی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>مذاكره عادلانه ناگزیر، به بهانه نگاهی به مقاله مهدی جامی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مذاكره عادلانه ناگزیر، به بهانه نگاهی به مقاله مهدی جامی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;مهدی جامی چندی پیش مقاله‌ای در بی‌بی‌سی فارسی &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/12/111202_l10_mj_iran_war_antiwar.shtml" target="_blank"&gt;منتشر&lt;/a&gt; كرد كه منتظر بودم كسی نقدی یا پاسخی به آن بنویسد. متاسفانه چنین نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این یادداشت بنا دارم خیلی مختصر و خلاصه نگاهی به این نوشته تنها از یك جنبه بیندازم و از جنبه های دیگر نقد هم عبور كنم، به این بهانه حرف خودم را هم بزنم و البته در آن قسمت از عرایضم، مخاطب نوشته من، مهدی جامی لزوماً نخواهد بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامی نویسنده مقاله "جمهوری اسلامی؛ جنگ ناگزیر یا تغییر ناگزیر؟" میگوید: "ایران اکنون میان دو نیروی جنگ طلب قرار گرفته است که یکی لاف می زند که آرزو دارد اسرائیل حمله کند و دیگری می خواهد ایران را از دور رقابت هسته ای به هر قیمتی هست بیرون کند." و با شواهد دیگری میخواهد نشان دهد كه در میانه این كارزار باید از وقوع جنگ جلوگیری كرد: "در مقابل این دو دیدگاه جنگ طلب داخلی و خارجی، اپوزیسیون ناچار باید کنار مردم ایستاده باشد تا مشروعیت سیاسی خود را از دست ندهد."&lt;br /&gt;او توصیه میكند كه اپوزیسیون در میانه دو جبهه جنگ‌طلب تنها موضع بسیط و انفعالی ضدیت شعاری با جنگ و همراهی با صلح‌طلبی نگیرد، بلكه فعالانه از وقوع جنگ جلوگیری كند. آی زنده باد! اما مشكل از اینجا شروع میشود. خوب قاعدتاً منطقی است كه اگر كسی به عنوان نیروی صلح طلب در منطقه بیطرف میان دو جبهه قرار گرفته باشد باید قاعدتاً به هردو سوی میدان فشار فعالانه و كنشگرانه آورد تا از وقوع جنگ جلوگیری شود، مهدی جامی اما مساله را تنها در فشار وارد كردن به یكسوی ماجرا یعنی جمهوری اسلامی میبیند: " اپوزیسیون صلح طلب باید راه این تغییر را هموار کند. باید از فشار بحران سیاسی استفاده کند و بحران را در جهت باز شدن فضای سیاسی و تامین آزادی ها و رواداری با جهان مدیریت کند. تا روز آخر قبل از جنگ می توان این سیاست را دنبال کرد. اما اگر جنگ درگرفت صورت مساله چیز دیگری می شود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب این سوال مطرح میشود كه جنگ طلبان اسراییل و آمریكا چرا در این میانه تقصیری به گردنشان نیست یا اگر هست چرا اپوزیسیون صلح طلب نباید در قبال آنها هم اقدامی صورت دهد؟ پاسخی به این سوال در مقاله نمیشود یافت تنها میشود گفت كه چون نویسنده مقاله معتقد است: "بر این اساس، به نظر من دیدگاههایی که معتقدند بحران فعلی عمدتا ناشی از رفتار خود جمهوری اسلامی است توصیف واقعبینانه تری از بحران به دست می دهند."،  لذا از دید جامی، جمهوری اسلامی عمدتاً مقصر است و باید جلوی او را گرفت و از او خواست به سرعقل بیاید، به سر میز مذاكره برگردد (به احتمال زیاد و بر اساس بیانیه‌هایی كه مهدی جامی هم آنها را امضا كرده است، احتمال زیاد منظور از مذاكره، مذاكره مطلوب غربیان است، به بیان فنی و لری یعنی ایران غنی‌سازی را برای همیشه متوقف كند) و فضای داخلی را هم باز كند و حقوق سیاسی معوقه ملت را هم بدهد. مهدی البته به غرب هیچ كاری ندارد! البته ایشان دلایلی هم بر این حكم خود در مورد جمهوری اسلامی و ارتباط میان اجزای این حكم اقامه نمیكند، خوب جمهوری اسلامی هم در این میانه حتماً خطاكار است و حكومت را نمیخواهیم اینجا تبرئه كنیم، اما بگذارید فرض كنیم جمهوری اسلامی آنطور كه جامی میگوید در بوجود آمدن این بحران "عمدتاً" (بر این قید مهدی تاكید دارم) مقصر است، آیا منطق حكم نمیكند كه بر جبهه سوی دیگر ماجرا هم بقیه تقصیر را سرشكن كرد و به طریق اولی در مقابل آنان هم دست به اقدامی كنشگرانه و صلح‌جویانه زد؟ هدف اپوزیسیون صلح‌طلب مورد نظر مهدی جامی در شرایط فعلی جلوگیری از جنگ است یا كم كردن زور سیاسی جمهوری اسلامی یا براندازی؟ این سوال مهمی است. اولویت اینجا چیست؟ همین سوال آخر را هم میشود پرسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدی جامی در این مورد هیچ چیزی تجویز و توصیه نمیكند. در تقابل ایران و غرب مهدی جامی چه موضعی دارد (با در نظر گرفتن اینكه غربیان هم از دید او در بوجود آمدن این بحران سهم دارند)؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موارد دیگر هم در آن مقاله برای نقد و بحث هست، از اینجا میخواهم مقاله جامی را رها كنم و گریزی بزنم به كربلا، متاسفانه دوستان اپوزیسیون و اهالی رسانه خارج از كشور چنان در فضای بسته مطالبات بحق آزادیخواهانه و حقوق معوقه سیاسی ملت ایران خود را گرفتار كرده‌اند كه سوها و جنبه های دیگر هر واقعه و روند رویدادها را نمی‌بینند یا نمیخواهند ببینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معلوم نیست كه باز شدن فضای داخل چه ربطی به نشستن برسرمیز مذاكره دارد؟ جز آنكه باز شدن فضای داخل (كه اتفاقاً مورد تایید و خواسته كاملاً مطلوب و مسلم بنده وبلاگنویس هم هست) اتفاقاً موضع جمهوری اسلامی را در مذاكرات هسته ای قویتر میكند. البته این آن مذاكره‌ای نیست كه غربی‌ها بدنبالش هستند، برای همین هم بود كه با جنبش سبز موذیانه و مزورانه برخورد كردند تا آرام آرام جان دهد و آنان هم وجهه بدی در میان مردم از خود بجا نگذاشته باشند. بلكه آنها دنبال مذاكره‌ای یكطرفه و در واقع تفهیم اتهام هستند: ایران باید تنها  بعد از تعلیق بدون قید و شرط غنی‌سازی (بخوانید دراپ كردن و از كف دادن همیشگی حق مسلم غنی سازی بر طبق پیمان جهانی ان پی تی) با غرب مذاكره كند تا شاید قدری كمك تكنولوژیك (بخوانید زمینه برای وابستگی و كنترل پذیری در چرخه سوخت) و تعدادی قطعه یدكی هواپیما بگیرد و در مقابل هم تضمین بدهد كه فعالیتهای ایران نظامی نیست و اینرا اثبات كند یعنی بر طبق خواسته مشخص گزارش آمانو پروتكل الحاقی را امضا و بازرسان سازمان ملل را به همه سایت های نظامی و غیرنظامی خود (هركجا را كه آنان دوست داشتند و در هرزمان كه خواستند سرزده یا زمانبندی شده از قبل) راه دهد، و در آخر هم معلوم نیست تكلیف پرونده ایران چه خواهد شد، چرا كه به هرحال چندین و چند بهانه و موضوع دیگر را هم پیش خواهند كشید و تقریباً میشود گفت كه پرونده موشكی جمهوری اسلامی را به پرونده هسته‌ای وصل خواهند كرد و ایران را هم خلع سلاح موشكی خواهند نمود. آیا آزادیخواه ما، حقوق بشری ما، حتی برانداز ما به مقصود خود، مقصود واقعی و ملی و مشروع خود خواهد رسید؟ شك دارم، واقعاً بعید میدانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یادمان باشد كه برآمدن یك حكومت ملی و مردمی و دموكراتیك (كه صددرصد برنامه هسته‌ای را پیش خواهد برد) برای غرب یك كابوس است. اینرا بعید میدانم كسی از دوستان اپوزیسیون و اصحاب رسانه كه وابسته به جایی هم نباشند، ندانند و نخواهند بیان كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما برگردیم به حرف خودمان.&lt;br /&gt;نمیدانم و حیرانم چرا كسی به راه سومی در این بحران هسته‌ای نمی‌اندیشد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فشار آوردن اپوزیسیون ایران هم بر جمهوری اسلامی هم بر كشورهای غربی و ابراز نفرت از جنگ و فشار و تحریم و تهدید، و پیگیری این راه حل (یا مواردی مشابه):&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غرب و ایران همین الان بدون قید و شرط بر سر میز مذاكره بنشینند و یك فرمول زمانبندی را در مورد غنی سازی موقت (و نه دائم)  از دل مذاكرات درآورند، مثلاً ایران برای نشان دادن حسن نیت بمدت شش ماه تا یكسال غنی‌سازی را بلافاصله و در ابتدای مذاكرات مستمر متوقف كند، اگر كشورهای غربی مذاكرات را طولانی كردند غنی‌سازی را از سرگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اندكی اصلاحیه در فرمول روسیه ایران مورد به مورد پاسخهای سوالات فنی آژانس را بدهد و پاسخها به تایید یك شورای منتخب از شورای حكام و پنج به علاوه یك مورد به مورد برسد (یك شورا طرف ایران باشد و هربار از پنج به علاوه یك به شورای حكام و برعكس، در رفت و آمد نباشد و سنگ قلاب نشود)‌، و هربار از بار تحریمها و تنبیهات جمهوری اسلامی كمتر شود مثلاً از زمانی به بعد، كشورهای غربی هم پرونده ایران را از شورای امنیت به آژانس برگردانند، تحریمها را كم كم بردارند و قس علی هذا...&lt;br /&gt;مشكل دوستان اپوزیسیون آزادیخواه و حقوق بشری و اهالی رسانه و هواداران گردش آزاد اطلاعات با این فرمول چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوالی كه از دوستان اپوزیسیون باید پرسید این است كه چرا خود را اسیر دوگانه كاذب یكطرف خوب، طرف دیگر بد یا دوگانه مطرود دیگر: یك سمت برنده و سودمند به حال ما و طرف دیگر قربانی و بازنده و لوزر می‌كنید؟ صورت مساله روشن است، اصلاً همه این حرفها را كه غرب دنبال نمدمال كردن كشور و ملتی به نام ایران است كنار بگذاریم. در ظاهر مشكل غرب با ایران برسر پرونده هسته ای است، جنگی هم دربگیرد یا تحریمهای فلج كننده ای هم كه شروع شود برسر همین پرونده است، لذا بحث دموكراسی و حقوق بشر و نكبت سیاسی جمهوری اسلامی را كه همه هم مشروع و مسموع هستند، كنار بگذارید. جنگ میخواهید نباشد به هردوطرف فشار بیاورید كه عقلانیت پیشه كنند و همه بر روی مساله فنی پرونده هسته ای برگردند. ایران غنی سازی را موقتاً و حتماً موقتاً در یك چارچوب زمانی مشخص تعلیق كند و همگی بدنبال یافتن راه حلی مورد توافق باشند نه اینكه هرطرف موارد بی ربط دیگری به ماجرا بیافزاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماجرا روشن است. غرب، ایران قوی و دارای تكنولوژی هسته‌ای (چه نظامی و چه صلح آمیز) را نمیخواهد و به هرطریقی كه شده میخواهد ایران همینطور تحت فشار و توسری خورده باقی بماند، اپوزیسیون ایرانی و روزنامه‌نگار آزادیخواه ما در این میانه چرا باید موضوعات دیگر را پیش بكشد و برای تشفی خاطر و امید واهی به آزادی مرحمتی بی پنجاه و دو یا تحریمهای نابودگر، فشار بر حكومت را پیگیری كند كه عملاً چیزی جز همسویی با آن تحریمها و تهدیدها نخواهد بود؟ پروژه دموكراتیزه شدن ایران آیا غیر از این است كه باید از درون و در شرایط آرام و بدون تهدیدهای خارجی پیش برود؟ یادمان باشد كه فشارهای غرب در بحران هسته ای صددرصد در شكست و نابودی پروژه اصلاح جمهوری اسلامی و همچنین جنبش سبز تاثیر مستقیم و منفی داشته است. توجه داریم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ راهی جز مذاكره منصفانه و عادلانه و فنی در مورد پرونده هسته‌ای ایران وجود ندارد و اینهم هیچ ربطی به پرونده حقوق بشر، پروژه سركوب شده دموكراسی‌خواهی و آزادیخواهی، عدالت اجتماعی، استبداد سیاسی در ایران و نیز انسداد اطلاعات و تحرك ماشین سركوب و سانسور در جمهوری اسلامی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-7277692674319533111?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/7277692674319533111/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=7277692674319533111&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7277692674319533111'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7277692674319533111'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/12/blog-post.html' title='مذاكره عادلانه ناگزیر، به بهانه نگاهی به مقاله مهدی جامی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8062941823844474785</id><published>2011-11-30T00:27:00.003-07:00</published><updated>2011-11-30T00:35:26.785-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='غرب و ایران'/><title type='text'>محكومیت اقدام اشغالگران سفارت</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;محكومیت اقدام اشغالگران سفارت&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;هجوم بسیجیان را به داخل سفارت بریتانیا محكوم میكنم، این آدمهای فرصت‌طلب و بیفكر و احتمالاً اجیر شده، اگر اهل حرف و منطق و اعتراض مدنی بودند میتوانستند، جلوی در سفارت تحصن كنند و اتفاقاً اگر اینكار را برای چند هفته ادامه میدادند، تاثیرگذار می‌بود. خوب چه میشود كرد كه میخواسته‌اند بریزند و پاشنه در سفارت را از جا در بیاورند و چند سكانس فیلم پرحادثه بگیرند و نمایشی بدهند و آخر سر با حلوا و شله زرد نذری دهنشان را شیرین كنند! جای دلقكهای صداوسیما هم خالی بود واقعاً. معلوم نیست این نمایش را البته چه كسانی به پا كرده‌اند. هرچه بوده است به نظر میرسد با هماهنگی مقامات امنیتی بوده. این وحشی بازیها بیش از همه به نفع بریتانیا تمام خواهد شد.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینكار جز محكومیت بیشتر ایران و انزجار جهانی فایده ای نه برای ایران نه حكومت و نه ملت و نه ایرانیان خارج از كشور خواهد داشت و بلكه هزینه های زیاد دیگری را به ما تحمیل خواهد كرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; اینكار وجهه خوبی به بریتانیا داد كه در همین چند روز اخیر هم ایران را تهدید به حمله نظامی كرده بود و هم یكسویه و خودسرانه بانك مركزی ایران را تحریم كرد. همچنین تهدید به حمله نظامی از سوی كشورهای دیگر خصوصاً قدرتهای هسته ای بطور كامل ناقض پیمانهای بین المللی و محكوم است. &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8062941823844474785?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8062941823844474785/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8062941823844474785&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8062941823844474785'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8062941823844474785'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/11/blog-post_30.html' title='محكومیت اقدام اشغالگران سفارت'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-6838532088893578184</id><published>2011-11-27T23:09:00.003-07:00</published><updated>2011-11-27T23:43:59.813-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='موذی‌گری، بی‌بی‌سی فارسی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۲)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۲)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پیش‌نوشت:&lt;/b&gt; قبل از هرچیز مجدداً تكرار میكنم كه از تعدادی از تولیدات رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی استفاده میكنم و خیلی از برنامه‌های آنان سودمند، حرفه‌ای و آموزنده هستند، اما این دلیل نمیشود كه موذی‌بازیهای بی‌بی‌سی فارسی را در حوزه منافع بریتانیا ندید و بهشان نگفت: آنی كه فكر می‌كنید ما هستیم، خودتان هستید! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پیش‌درآمد:&lt;/b&gt; ای كاش وقت اجازه میداد تا سوژه هایی را كه در این چند روز سریع پیدا كرده بودم یكی یكی با هم بررسی میكردیم، اما عجالتاً این آخری را سرسری و داغ داغ، خیلی مختصر داشته باشید و با هم بررسی و تكمیل كنیم و من هم از شما بیاموزم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/11/111127_l33_iran_britain_relations_bill_reaction.shtml" target="_blank"&gt;خبر&lt;/a&gt; و این &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/11/111127_l33_iran_britain_relations_bill_reaction_analysis.shtml" target="_blank"&gt;مقاله&lt;/a&gt; را یك نگاهی دوباره بیندازید. پیش فرض من بر این است كه - به قول زنده یاد علی حاتمی كه سالمرگ او هم نزدیك است - "آنچه گذشت" را شما میدانید و از وقایع روز خبر دارید! اینجا كه پای منافع حكومت فخیمه "پادشاهی متحده بریتانیای كبیر" به میان می آید، ببینید كه بی‌بی‌سی فارسی كه رسانه خوب و معقولی است، چه آتشی گرفته و چه آتشی دوچندان میسوزاند! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خبر اول دوستان عزیز هیات تحریریه و سردبیران بی‌بی‌سی فارسی  تیتر فرموده‌‌اند:  "واکنش 'قاطعانه' بریتانیا به اقدام ایران در کاهش روابط" (!!)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"قاطعانه" را در داخل گیومه آورده‌اند كه یعنی ما مستقل هستیم و اینرا وزارت خارجه بریتانیا گفته است و ما نگفته‌ایم و كارمان درست است و مستقل هستیم! بگویم چه، كه محترمانه هم باشد؟ ارواح بابای زنده‌یاد چرچیل!&lt;br /&gt;مشكل اساساً خود تیتر است! این سوال جدی مطرح است كه این "واكنش قاطعانه"، آقایان و خانمهای عزیز اهل رسانه "مستقل" بی‌بی‌سی، چیست و كدام است كه شما آنرا تیتر كرده‌اید؟ وقتی هنوز واكنشی انجام نگرفته از كجا میدانید قاطعانه خواهد بود یا نه؟ مگر شما رسانه نیستید؟ غیر از این است كه دوباره دو دوزه زده‌اید؟ آیا اگر شما برروال مسیر بیطرفانه رسانه ای میخواستید عمل كنید، آیا نبایستی تیتر میزدید: "وزارت خارجه بریتانیا: واكنش ما قاطعانه خواهد بود"؟&lt;br /&gt;اینجا آن وسواس و دقت موشكافانه فخیمانه "بنگاه خبرپراكنی" كجا رفت؟‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشكل با حواشی و تكمضرابها و ریزه‌كاریهایی از این دست هستند كه مرتب هم تكرار میشوند و با این تكرارها هستند كه اثرگذاری‌های خاص دارند و اینجاها هیچگونه بی‌طرفی در كار نیست كه هیچ بلكه اتفاقاً شبهه افكنی و القای مطالب خاصی در ذهن مخاطب هدف قرار میگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جای دیگری گفته میشود:"وزارت خارجه بریتانیا امروز بلافاصله به مصوبه مجلس ایران واکنش نشان داد."&lt;br /&gt;استفاده از قید بلافاصله جالب است. وزارت خارجه هركشور در این موارد اساساً كلی كارمند دارد كه در این موارد، "بلافاصله" واكنش نشان دهند. كارشان همین است و شبانه روزی در این زمینه در هر وزارت خارجه‌ای، تعدادی دیپلمات كشیك وجود دارند كه لازم هم شد، سریع بیانیه بنویسند و بدهند شبانه بدست سخنگویشان، حتی وزیرشان یا رییس جمهورشان. خوب واكنش بلافاصله انجام شده و دست وزارت خارجه بریتانیا درد نكنه، دست تحریریه بی‌بی‌سی فارسی هم درد نكنه كه این واكنش سریع و بلافاصله وزارت خارجه (بخوانید اسپانسورها و رییس روسا) را شب سال نو دید و پوشش داد و روغن داغ مناسبی روی ماجرا (البته با تلاش زیاد برای ژست بی طرفانه گرفتن) ریخت. جالب این است كه ماجرا در سرویس جهانی بی‌بی‌سی اصلاً با این تیتر و این آب و تاب در متن پوشش داده نشده است و این جالب است. خود دقیق &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/news/uk-politics-15908525" target="_blank"&gt;بخوانید&lt;/a&gt; و قضاوت كنید. بلكه در متن سرویس جهانی گفته است كه شورای نگهبان هم باید روی مصوبه مجلس نظر دهد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو كامنتی هم كه توسط خوانندگان سرویس جهانی در پایین صفحه آمده برگزیده‌ شده اینجا. تقریباً بیشترین حمایتها از ایندو كامنت شده‌اند و البته سردبیری سایت هم آنها را برگزیده است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;It always disappoints me hearing countries falling out with each other. You meet ordinary citizens from these nations and you'll find that they have many of the same concerns and cares as we have here! Power and politics in the hands of a few is a combustible mix, not easily relinquished&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;UK needs to have its own foreign policy and stop itself being run as another US state.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب باز گلی به گوشه جمال سرویس جهانی و ممنون از تعدادی از دوستان صلح طلب بریتانیایی، اما بی بی سی فارسی برای چه خودش را كاسه داغتر از آش می‌كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برویم سراغ مقاله كه موضوع جالبتر میشود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب محمد امینی در یك واكنش سریع، درست به همان سرعت بیانیه وزارت خارجه بریتانیا، مقاله‌ای مرقوم كرده كه تا توانسته در آن كوشیده است، اینرا القا كند كه ایران دست به "انتحار دیپلماتیك"(!) زده است و لیاقتش همان است كه دوست كشورهایی مثل "كامرون" و "گینه بیسائو" باشد. در آخر آورده كه ایرانیان با اینكار به پای خودشان شلیك كرده‌اند. سرتاپای این مقاله محكوم كردن عمل ایران است. كجای این مقاله بی‌طرفی بی‌بی‌سی را نشان میدهد؟‌ در جایی با وقاحت تمام میگوید: "سمت و سوی حرکت ایران در برنامه هسته ای اش هم تقریبا جای مانور چندانی برای آندسته از محافل در بریتانیا باقی نگذاشته که با تکیه بر تجربه عراق، خواهان اجتناب از حرکت در مسیر برخورد نهایی هستند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیام آشكار است. محمد امینی به تصریح میگوید: ایران كاری كرده است كه جنگ برسرش نازل خواهد شد و جای مانور چندانی برای چانه زن های صلح طلب باقی نگذاشته است و كوبیدنش و با خاك یكسان كردن زیرساختهایش اجتناب ناپذیر است. شما اگر این مقاله و این پاراگراف را جور دیگری میخوانید، لطف كنید با شدیدترین لحنها هم اگر شده، اشكال ندارد، نشان دهید كه بنده اشتباه میكنم. ها؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا شما با نگاه كردن به این انتخاب عكس احمدی نژاد - كه مرده شور ریختش را البته ببرند - به این نتیجه میرسید كه این عكس همینطوری از نظر استتیك و زیبایی شناسانه برای این مقاله انتخاب شده و هیچ پیامی تصویری را القا نمیكند و بی‌بی‌سی خیلی گل و ماه و بی‌طرف است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا اساساً از نویسنده مقاله نمیشود پرسید كه اگر روابط بین دو كشور به چنان سطح متشنجی برسد و مراودات بازرگانی هم به حداقل رسیده باشد، چرا باید از كاهش روابط دیپلماتیك و اخراج سفیر یكی از آندو كشور در رسانه "بی‌طرف"، قیل و قالی راه انداخت و آنرا یك "اشتباه فاحش دیپلماتیك" و یك "حركت نمایشی" نامید؟ چطور است كه بریتانیا میتواند خودش را نخود هر آش كند و اول همه بانك مركزی ایران را یكجانبه و جلوتر از آمریكا حتی تحریم كند و آن كار ماجراجویی و نمایش نیست بلكه بقول خبرنویس بی‌بی‌‌سی " همکاری های بریتانیا با جامعه جهانی و آمریکا که در راستای اعمال فشار بر سر برنامه هسته‌ای ایران و بخاطر عدم متابعت تهران از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد" (!) خوانده میشود (بخوانید همكاریهای بریتانیا با "جامعه جهانی" و بلكه پیشقدم شدن آن كشور خوش سابقه جهت درست كردن كیس عراق دیگر)، اما واكنش دیپلماتیك ایران كه عرفی و مسبوق به سابقه در عرصه روابط بین الملل هم هست، توسط رسانه گل و بلبلی و "بی‌طرفانه" بی‌بی‌سی فارسی چنین با آتش توپخانه سنگین رسانه‌ای مورد نكوهش قرار میگیرد؟!  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان، اگر مخالف هستید، همینطوری حسی یا احساسی برخورد نكنید، دلیل بیاورید با هم دانشجویی بحث میكنیم و از هم می‌آموزیم و همه ما اشتباه میكنیم، بنده از همه بیشتر. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-6838532088893578184?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/6838532088893578184/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=6838532088893578184&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6838532088893578184'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6838532088893578184'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/11/blog-post_27.html' title='بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۲)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-111545148474875950</id><published>2011-11-25T00:22:00.009-07:00</published><updated>2011-11-26T18:03:36.107-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>به بهانه هشدارهای چهار بلاگ‌نویس</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;به بهانه هشدارهای چهار بلاگ‌نویس &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدم وقتی بیرون گود و از روی سكوهای تماشاگران نوشته های دوستانی مثل &lt;a href="http://www.majidzohari.com/" target="_blank"&gt;مجید زهری&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://www.mborjian.com/" target="_blank"&gt;مسعود برجیان&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/" target="_blank"&gt;مانی ب&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://blog.quqnous.ir/" target="_blank"&gt;داریوش محمدپور&lt;/a&gt; را میخواند خیالش راحت است كه دوستان در مجموع و كمابیش حرف خود آدم را دارند میزنند و اتفاقاً بهتر هم میزنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هركدام از این دوستان عزیز از سمت و سوی مشخص خود، نگاهی انتقادی و منسجم به عملكرد كشورهای غربی در قبال ایران دارند. خوب میدانیم كه هركدام از این دوستان هم خاستگاه فكری شناخته شده‌ای در حوزه سیاسی دارند، كه خوب بنا بر برچسب زدن نداریم و تنها برای نشان دادن تنوع و تكثری كه بین اینها هست با تسامح و بی‌دقتی می‌شود گفت كه مثلاً مجید از سمت جناح راست سمپات با سلطنت طلبها و مسعود از راستهای نزدیك به ملی-مذهبی ها، مانی ب. از چپهای مسلمان مخالف اسراییل و داریوش محمدپور از طیف سیاسی نو‌اندیشان دینی می‌آیند. هرچهارتای اینها هم به نوعی دل خوشی از حكومت فعلی ایران ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چیزی كه جالب است این است كه هرچهار نفر با این همه زاویه سیاسی نسبت به همدیگر، به این نتیجه رسیده‌اند كه قدرتهای غربی دارند زمینه را آماده میكنند برای فشار نابود كننده بر ایران و شاید هم نهایتاً جنگ. جنگی كه در آن منافع ملی ایران و اساساً حاكمیت ملی و تمامیت ارضی به تاراج خواهد رفت. هر چهار نفر دارند هشدار میدهند.&lt;br /&gt;خصوصاً هشدار به كسانی كه گویا چشم و گوششان را بسته‌اند و جز به آزادی مرحمتی غربی و دموكراسی مطلوب كورپوریشنهای معظم به چیز دیگری نمی‌اندیشند. البته هزینه ها را هم كسانی دیگر باید بدهند و این عزیزان در جاهای امن و خوب دلار و پوند موسسات غربی را بگیرند و خرج كنند و نگران گذار ایران به آزادی و تمدن غربی باشند. گور پدر آن چند میلیون نفری كه پوستشان كنده خواهد شد و اگر ایرانی هم باقی ماند در ته این تحولات خانمان برانداز، كه یحتمل تكه تكه هم خواهد شد، این عزیزان تكه خوبش را لابد انتخاب كنند، ببینند در كدام "تكه" میشود سرمایه گذاری كرد و كجا مظنه زمین و ملك و ساختمان بالاتر خواهد رفت یا كه نه واقعاً ساده‌اندیشانه فكر میكنند كه آزادی برای ملتی كه همه چیزش را از دست داده در اثر جنگ و تحریم از نان شبی كه باید از آرد هسته خرمای رادیو اكتیوی نشده، چون زمان جنگ جهانی، بگیرد، واجبتر است. اینها هم بیایند كار فرهنگی، هنری، رسانه ای شان را در "سوییس وطنی" بكنند.  چرا كه جوانان ایرانی آگاه هستند و اجازه نخواهند داد كه ایران، عراق و افغانستان شود! آری حتماً! اگر نه كه با یك درجه تخفیف ضد جنگ میشوند اما لازم است غربیان عزیز ماست خور چند میلیون ایرانی را بگیرند كه بعد از تحریمهای فلج كننده به آزادی برسیم و آخوندها كنار بروند كه این حضرات یا همفكرانشان تشریف بیاورند. شاید هم كسانی واقعاً فكر میكنند كه این تنها راه سعادت است و هزینه ای هم ندارد و غربیان زحمتش را برایمان میكشند، گویی كه یك جراحی ساده است! واقعاً چه غیرمسوولانه و چه غیراخلاقی. خجالت آور و مایه شرمساری است. فقط میشود تصور كرد كه این عزیزان چه از تاریخ كم میدانند و چه خودشان و تمام ایرانیان و تاریخ غارت این سرزمین را بد یا كم شناخته‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران دموكراتیك و متمدن و آزاد و آباد و فدراتیو را من و تو و ما با اندك اندك سعی و تلاش خودمان باید در طول چند دهه كم كم بسازیم و هیچ راه میانبری هم ندارد. اگر هم داشته باشد این نیست. مطلقاً خیر و سعادتی در جنگ و تحریم و تحقیر و نابودی و خرد كردن ایران و دزدیدن حق مسلم ایرانیان و نسلهای آینده نمیشود دید، مگر اینكه كسی بخواهد همه اینكارها را یكشبه انجام شده ببیند و با یك ورد جادویی ایران یكهو گلستان شود! مساله مساله حیثیت نیست مساله دزدیدن حق مسلم است. اگر حق غنی سازی را گرفتند (كه با تمام قوا زور می آورند برای همیشه بگیرند و هیچ گزینه دیگری هم جلوی راه ایران نمی‌گذارند)، دیگر نمیشود پسش گرفت. به همین سادگی. این مساله حیثیتی نیست، حیاتی است! شما فرض كنید همین الان خودتان رییس جمهور یا رهبر ایران بودید آیا حاضر بودید چنین قراردادی را امضا كنید؟ آیا اوباما حاضر میبود كه به فرض پروژه سفر به مریخ را برای همیشه كنار بگذارد؟ آیا هیچ نخست وزیری در بریتانیا حاضر است قراردادی امضا كند كه بریتانیا دیگر تا ابد در هیچ كجای دریاهای اطرافش چاههای جدید حفاری و سكوی نفتی برپا نكند؟ یا فرانسه گویانش را پس بدهد یا تضمین بدهد تا ابد آریانی از آنجا به فضا پرتاب نكند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جماعتی خواب‌زده كه رویای شیرین آزادی آمریكایی میبنند، نمیدانم چه باید گفت. تنها امیدوارم هرچه زودتر بیدار شوند و كینه شتری به حاكمان فعلی جمهوری اسلامی یا حكومت اسلامی (یا هرچیز دیگری كه دوست دارند بنامیدش) را كنار بگذارند كه الان مساله، مساله وجود یا عدم وجود كشوری به نام ایران در میان است. انتقاد و نارضایتی از حكومت بی‌منطق، ناكارآمد، استبدادی و پر-از-ایراد فعلی به جای خود. جان میلیونها ایرانی در خطر است. در این میانه حكومت ایران هم بی تقصیر نیست اما غربیها واقعاً در این بحران دنبال منافع بشدت و واقعاً نامشروع خود هستند. اینها برای پنج میلیارد دلار سود و چند ده میلیارد دلار قرارداد جنگ به پا میكنند، دیگر چطور ممكن است دریای ثروت ایران و موقعیت مهمش در منطقه را نادیده بگیرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله هسته ای ایران كاملاً راه حل مشخص دارد، غربیها به جای ژستهای شش در چهار به ظاهر متمدنانه، راهكارهای منصفانه (نه یك راهكار ظالمانه و زورمدارانه تك خطی) ارائه كنند. غربیان میگویند بیایید مذاكره كنیم. مذاكره در مورد كدام گزینه؟ مگر غیر از یك گزینه، ناعادلانه و نامعقول كه آن هم ترك دائمی و همیشگی فرآیند غنی سازی است، گزینه دیگری هم سر راه ایران گذاشته‌اند؟ كدام مشوق؟ مگر مشوق به قذافی ندادند؟ مگر برایش در سال ۲۰۰۳ هورا نكشیدند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران هم در این میانه مقصر است و به جای شلنگ تخته انداختن و در مورد فلسطین و لبنان و مسائل منطقه و جهان اسلام و حل مشكلات جهانی و مزخرفاتی از این دست یاوه گویی كردن، بیایند و بگویند ما از حق غنی سازی كوتاه نمی آییم اما حاضر هستیم برای یك بازه یك تا دو ساله مرحله به مرحله غنی سازی را بطور موقت متوقف كنیم. بگویند ما حاضریم اعتمادسازی كنیم و درهای سایتهای نظامی خود را به روی كارشناسان كشورهایی مانند چین و روسیه و نمایندگان تركیه و برزیل باز كنیم، میتوانند حمایت كشورهای دیگر را هم جلب كنند و در عین حال دنبال گفتگو با كشورهای غربی هم باشند. چندین راه برای اعتمادسازی هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ایران اتمی صددرصد حمایت میكنم و امكان غنی سازی را حل مسلم ایران میدانم. اما در همین حال با رسیدن ایران به بمب هسته‌ای هم مخالف هستم و ایران اگر بمب و كلاهك هسته ای پیدا كند معلوم نیست كه آینده ایران و منطقه به چه سمت خطرناكی خواهد رفت.  اما در این میانه سیاستهای غرب را هم محكوم میكنم، سیاستهایی كه جز فشار آوردن به ایران و تلاش برای حل نكردن مساله تا جای ممكن، پیشبرد بیزینس تحریم و امتیازگیری و نهایتاً استفاده از زور برای تحقیر و ضعیف كردن كشور و نهایتاً یا جنگ یا جنگ نرم اقتصادی برای ویرانی زیرساختهای كشور و بازسازی مجدد آنها از كیسه ملت نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله مساله قراردادهای آتی است. جواب كارگران و مهندسان و كارمندان گرسنه غرب را باید داد. جواب سهامداران را باید داد. همینطور شهروندان همیشه در حال دوندگی و صاحب رای را كه اندكی نمایش سیاستمداران و بازیهای رسانه‌ای مغز آنها را شستشو میدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح تحقیر شده غربی باید التیام بیابد تا بتواند اعتماد بنفس پیدا كند برای نجات اقتصاد. ایران را باید تا توانست كوبید كه منفعتهاست در دشمن درست كردن از ایران و كوبیدن گاه و بیگاهش. ایران هم لازم است ضعیف و وابسته یا تجزیه شده باشد و بماند و از درون گرفتار باشد، این ایده آل غرب است. حتی اگر جنگ هم نخواهد، كه میخواهد و جنگ چیز خوبی برای غربی است كه همواره با بولدوزر جاده صاف كن اقتصاد بازار بوده. غرب نمیتواند بنشیند و دست روی دست بگذارد كه ركود اقتصادی و بدهی او را ببلعد. چند ده میلیارد دلار قرارداد چه اسلحه چه ساخت و ساز زیرساختها، فرجی است برای اقتصاد بیمار غرب. حواسها را هم خوب پرت می‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدا به حال كسی كه اینها را نبیند و فقط دنبال آزادی‌خواهی تك بعدی و صرف آنهم به همت ماشین زور و سلطه غربیان، و به هزینه و ویرانی زندگیهای هموطنان دیگر باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت&lt;/span&gt;: منظور از شاهد آوردن از دوستان عزیز نقاد روشنفكر و بلاگ‌نویس، نشان دادن تفاوتهای دیدگاههای سیاسی بود طبیعی است كه هركس در این سیالیت و پیچیدگیها دیدگاههای سیاسی خود را بازنگری میكند و نهایتاً به عنوان دیدگاه های سیاسی هركدام از ما، طیفهای گوناگونی از نظرات در هم تنیده میشوند و مورد قضاوت قرار میگیرند كه در مجموع نمیشود آنها را در قالب بسته دوگانه ها یا تقسیم بندی‌هایی مشابه ریخت. از زاویه دیدگاههای نقادی و روشنفكرانه كه ورای نظرات سیاسی هستند، حتی قضیه باز پیچیده تر هم میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احتمال میدهم كه دوستان راضی به این ساده نگری نبوده باشند. همچنان كه دوست عزیز مانی ب. نیز در این مورد نظر خود را در بخش نظرات آورده است. تنها اقدامی سرسری برای رساندن منظور خود بود كه دوستانی با طیفهای مختلف سلیقه های سیاسی (كه همانطور كه گفته شد با بی دقتی تمام چیده شده)، دارند در مورد جنگ هشدار میدهند. این هشدارها مهم هستند. منظور این بود كه دوستانی دیگر كه فقط یك بعد از ماجرای آزادیخواهی و حقوق بشر را در ایران می‌بینند، ‌كمی چشمهایشان را باز كنند، بدون اینكه بخواهیم آزادی و حقوق بشر را خفیف و خوار كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وگرنه كه طبیعی است كه اگر كسی مثلاً به من هم بگوید تو چپی هستی آنرا خیلی ساده شده و سرسری می‌بینم. بهرحال از این چهار دوست عزیز عذرخواهی میكنم.&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت دوم: &lt;/b&gt;نویسنده وبلاگ"&lt;a href="http://bamdadi.com/" target="_blank"&gt;بامدادی&lt;/a&gt;" هم در این زمینه كوشاست. ای زنده باد! سپاس فراوان از مسعود برجیان عزیز بابت معرفی و یادآوری.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-111545148474875950?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/111545148474875950/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=111545148474875950&amp;isPopup=true' title='5 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/111545148474875950'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/111545148474875950'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/11/blog-post_25.html' title='به بهانه هشدارهای چهار بلاگ‌نویس'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-5894129284394993579</id><published>2011-11-14T00:29:00.003-07:00</published><updated>2011-11-14T12:19:34.009-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='موذی‌گری، بی‌بی‌سی فارسی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۱)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;پیش‌نوشت:&lt;/i&gt; ملالی نیست جز گرفتاریهای فراوان زندگی و گهگاه نظاره‌گر بودن آنچه كه بر ایران میرود. آنچه می آید حاصل برخورد اندكم با بعضی از برنامه های بی‌بی‌سی فارسی است كه ظاهراً نشان از یك تغییر روند و حركت در جهت فضا سازیهای خاص می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای بنده هم تقریباً مسجل شده كه بی‌بی‌سی فارسی نیز در كنار صدای آمریكا دارد آتش میسوزاند، بدجور هم آتش میسوزاند، بلكه آتش تهیه برسر ایرانیان چارسوی عالم میریزد. تمام این جنگولك بازیها و جوسازیها و بازیهای رسانه‌ای و جنگ روانی و شبهه‌افكنی و القائات برای یك هدف هم بیشتر نیست. فقط یك هدف، آنهم این است كه فضا را برای گرفتن همیشگی حق مسلم غنی سازی و فن‌آوری هسته‌ای ولو به ضرب و زور تحریمهای فلج كننده یا بمباران هوایی و جنگ آماده كنند. این خود بحث مفصل دیگری است. فعلاً برگردیم به بنگاه آتش پراكنی بریتانیای كبیر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پادگان ملارد، گویا به اشتباه یا سهل انگاری یا بی‌عرضگی تعدادی از سپاهیان، مهمات عظیمی منفجر میشود، بی‌بی‌سی در همان روز (شنبه) سر از پا نمیشناسد، انگار كه مهمترین خبر عالم را كشف كرده است، لحظه به لحظه گزارش‌های هیجان‌انگیز و آدرنالین‌زا میدهد كه بله معلوم نیست چه خبر است و هی احتمالات متعددی ردیف میكند و چپ و راست از آب گل آلود میخواهد ماهی بگیرد كه همه مردم تهران و كرج و حومه و ساكنین دو استان از شرق تا غرب ترسیده‌اند و مردم فكر كردند حمله هوایی اسراییل شده و این جور تبلیغات دم دستی. بعد هم هی از مردم تاییدیه میخواهد بگیرد، كه آیا این خبر خبر مهمی نبود؟ آیا كار ما بی‌بی‌سی‌چی ها درست نبود كه حسابی پوشش دادیم؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینها به كنار نكته این است كه هی بی‌بی‌سی نقشه هوایی به رخ میكشد كه اینجا پادگان است و اینجا نیست و فلان جا را شناسایی كردیم و از این نحوه القا كردنهای میلیتاریزه شده كه یعنی آمارتان را داریم و تیریپ پنتاگونی برایتان می‌آییم كه اینجا و اینجا عكس های هوایی چنین نشان میدهند، بله میشود مثبت‌اندیش و ساده‌گیر بود و گفت اینها دارند "كار رسانه‌ای بیطرفانه" خودشان را انجام میدهند، البته شرطش این است كه پرهای دم خروس بیچاره را كه از زیرعبا بیرون زده، نبینیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اساساً مدتهای مدیدی است كه هی بی‌بی‌سی عكسهای هوایی نشان میدهد، (حتی وقتی میخواهد در مورد زندان اوین، وزارت كشور، بیت رهبری در "خط و نشان رهبر" یا مجلس یا هرموضوع بی‌ربط دیگر خبری بدهد یا تفسیری كند) هی روی یك مكان كه سوژه خبری است زوم میكند و عكس هوایی بویژه نشان میدهد، شما را نمیدانم اما اگر كسی قدری با برداشت تصویری آشنا باشد، اینكار را نوعی كد دادن و جنگ روانی برای آماده كردن ذهنها و افكار عمومی جامعه ایرانی به حملات هوایی می‌تواند بداند و ببیند. البته شما هرطور كه دوست دارید فكر كنید و خوشبین باشید. من هم اصراری ندارم. خوب لابد شرط كار "بی‌طرفی رسانه‌ای" زوم كردن روی عكسهای هوایی و لنگلی بازی و پنتاگون گری است و مای كم سواد خبر نداریم. خوب "گوگل مپ" چیز خوبی است اما چرا نقشه نشان نمی دهند و عكس هوایی ماهواره‌ای آن اپلیكیشن را نشان میدهند؟ آٔنهم به هربهانه و برای هر موضوع باربط و بی‌ربط؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد نوبت به برنامه مفرح نوبت شما رسید (بنده البته چنان بیكار نیستم كه "نوبت شما" تماشا كنم حساس شدم به آتش سوزاندن بی‌بی‌سی فارسی خواستم ببینم اینها روز شنبه چكار دارند میكنند كه با تماشای ده دقیقه از این برنامه همه چیز دستگیرم شد!)، در برنامه نوبت شما مجری خانم برنامه (كه نمیدانم اسم ایشان چیست) هرطور شده بحث "انفجار ملارد" را به اینجا كشاند كه: "چرا جمهوری اسلامی پادگانها را داخل شهرها میسازد!" (؟!!) یك بابایی زنگ زده بود در "نوبت شما" داشت حرف میزد كه: با منطقه ملارد و شهریار آشناست چون گهگاه برای تفریح و گردش به آنجا میرود، خانم مجری نوبت شما كه نه پونه قدوسی بود نه صنم دولتشاهی، با كمال نادانی یا تجاهل برخاسته از اطاعت از بالادستیها و بلكه خوش خدمتی بیشتر، بلافاصله برگشت سوال كرد: "به نظر شما چرا حكومت باید پادگانها را كنار پارك‌ها بسازد؟!!" (بله درست خواندید، ایشان گفتند "پارك ها"!!) حیرت‌آور است! شهریار و پاركها؟؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی كه حكومت گروكشی كرده و پادگانها را آورده داخل شهر كه اگر حمله هوایی شد و این وسط غیرنظامیان هم كشته شدند، تقصیر حكومت ایران است نه كشورهای مهاجم! لابد از دید عده ای از بالادستیهای خط بده، كه امیدوارم دست كم ایرانی نباشند، الان هم بهترین موقع است كه تا میتوانیم القا كنیم كه حكومت ایران از همان ابتدا بی حساب و كتاب پادگانهایش را نچیده است، بلكه چنین روزهایی را كه خطر حمله هوایی هست میدیده كه از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده كند، به شیوه كثیف آفیس پالیتیكس انگلیسی (رجوع كنید به سریال خانه پوشالی): اینرا من نگفتم بلكه طوری القا كردم كه شمای مخاطب خودتان به این نتیجه برسید و چون نتیجه خودتان است آنرا قبول كنید و بلكه دوست بداریدش. چنانكه چندتا از مخاطبین تلفنی برنامه هم چنین در دام افتادند).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرات كارمند بی‌بی‌سی ازصدر تا ذیل: اگر ریگی به كفشتان نیست، مساله مدیریت شهری پادگانها را چرا این میانه در برنامه نوبت شما وسط میكشید؟‌ از كارشناسان رسانه‌ای سوال میكنم و وجدانشان را به داوری می‌طلبم. برنامه نوبت شما كه قرار بوده حول و حوش گمانه زنی‌های مختلف در مورد اینكه "امروز در پادگان سپاه چه شده و شما چه دیده‌اید و تجربه خودتان را با ما در مورد حادثه امروز با ما درمیان بگذارید" چطور باید هی برای چندین بار و با القائات متعدد، گیر بدهد به این سوژه كاملاً غیرمرتبط و ناشیانه و احمقانه: "چرا پادگانها در داخل شهر ایجاد شده‌ا‌ند؟" و چندین و چند با روی این مساله حاشیه ای مانور بدهد و آنرا عملاً به سوال شماره دوی برنامه نوبت شما كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول اینكه باغ و مزرعه اطراف ملارد و شهریار با پارك و بوستان فرق دارند و آنها را شهرداری هیچ شهری برپا نكرده‌! باغهایی بوده اند كه از هرسو رو به نابودی هستند و البته با آن پادگانهای موردنظر سپاه هم چندین كیلومتر فاصله دارند. شهرك اندیشه و ملارد و شهریار هركدام ده كیلومتر با این پادگانها فاصله دارند. بعد هم نمیشود كه پادگان را برد وسط جازموریان كه از همه جا دور باشد (و احتمالاً مشكل حمله هوایی تمیز نیروهای ناتو به آن پادگان هم برطرف شود، نه كه غربیها دغدغه كشتن بومیان غیرنظامی كمتری دارند، ارواح اجدادشان؟!) بله سپاه سهل‌انگاری كرده در نگهداری مهمات و موشكها اما این مساله ربطی به اینكه "جمهوری اسلامی پادگانها را به داخل شهرها آورده ندارد" به طریق اولی اساساً به موضوع برنامه "نوبت شما": "امروز شما چه دیدید و شنیدید در مورد این انفجار"، ربطی ندارد، مگر اینكه بی‌بی‌سی فارسی بخواهد برنامه‌های غنی‌سازی شیطنت و القائات خودش را با درصد خلوص بالایی ادامه دهد. برنامه ای با موضوعی بسازد، اما اجندای هماهنگ دیگری را پیش ببرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درثانی هركسی با مختصر فكری، اگر ریگی به كفشش نباشد، میفهمد كه مساله پادگانهای داخل شهر، مساله مدیریت شهری است و دستی امنیتی هم پشت این ماجرا نیست. اتفاقاً سالهای سال است كه این مسائل در حوزه مدیریت شهری مطرح و بحث شده و سالهای سال است خود جمهوری اسلامی دنبال حل كردن این مساله بوده و برنامه زمانبندی هم داده، اتفاقاً در مورد پادگانهایی مانند پادگان جمشید، جی، باغشاه، عشرت آباد، دوشان تپه و قلعه مرغی و ... صدق میكند و نباید فراموش كرد كه این پادگانها چندین دهه پیش برپا شده‌اند و در آن زمان در حاشیه شهرها بوده اند، چه باید كرد كه شهرها در چند دهه گسترش پیدا كرده اند و تمام پادگانهایی را كه زمانی بیرون از محدوده شهری بوده اند از هرسو دربر گرفته‌اند. واقعاً خیلی رو و وقاحت میخواهد كه كسی چنین پدیده‌ای طبیعی و تدریجی را تعمدی بداند و بلكه آنرا گردن جمهوری اسلامی هم بیاندازد، آنهم توسط رسانه رسمی دولت فخیمه بریتانیای كبیر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما راجع به پادگانهای سپاه در آن منطقه انفجار كه دیگر اصلاً قیاس مع الفارق است و واقعاً این مناطق بیرون شهرهای تهران و كرج هستند و هركس مختصر عقلی داشته باشد میفهمد كه پادگان را نمیشود برد وسط دریاچه حوض سلطان و كویر لوت ساخت كه خیال بنگاه خبرپراكنی بریتانیای كبیر هم راحت شود و لذا در حملات هوایی هم دوستان خلبان ناتو (!)، رفقای تعدادی از عزیزان روشنفكرمان كه لطف فرموده‌اند راه نجات ایران را در بمباران  می‌بینند!، و موشك پران های ناوهای جنگی و زیردریایی ها بتوانند كار تمیز انجام دهند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب اینجاست كه كسانی هم در "نوبت شما" زنگ میزدند و میگفتند كه جمهوری اسلامی میخواهد "با آوردن پادگانها به داخل شهرها" (؟؟ بله؟! بله درست خواندید، كامنت دو سه نفر در برنامه نوبت شما دقیقاً با همین عبارات بود!) "از مردم به عنوان حفاظ و سپر انسانی استفاده كند و از كشته شدگان غیر نظامی حملات هوایی بهره برداری تبلیغاتی كند!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعاً وقاحت تا كجا؟ همه اینها كه گفتم آیا واقعاً بدبینانه و توهم آمیز و غلو و "اور ریكت" هستند و انشالله گربه است؟‌ ما هم امیدواریم كه اشتباه كرده باشیم، اما چه كنیم كه شواهد زیاد هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته بحث اینكه سرداران معظم جهادخودكفایی سپاه توان و لیاقت حمل دوتا كلاهك موشك و برقرار كردن سیستمهای ایمنی سفت و سخت را در پادگانها ندارند البته بحث شیرین دیگری است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حرف و گفتنی زیاد هستند و وقت بنده بدلیل گرفتاریهای زیاد كم. اما باز در مورد شیرینكاریهای بی‌بی‌سی و كلاً كشورهای غربی (هركدام جداگانه)، گاه و بیگاه خواهم نوشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت:&lt;/b&gt; با كلیت بی‌بی‌سی فارسی مشكلی جدی ندارم، به شرط اینكه حواسمان به مارمولك بازیشان باشد كه در چند هفته اخیر كاملاً در خط وزارت خارجه بریتانیا حركت میكنند و این مساله را خواهیم شكافت كه اساساً منافع بریتانیا در مورد ایران چیست و كدام استراتژی را دارند پیگیری میكنند، مستقل از اینكه در حال حاضر خود امثال ما هم چه زاویه دید زیادی با حكومت كنونی ایران داریم.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی‌بی‌سی دقیقاً از چند هفته پیش كه وزارت خارجه بریتانیا مواضعی تندتر علیه ایران ارائه كرد، تندتر و در جهت آن فضا سازی شروع به حركت كرد و اینكار را هم با مارمولك بازی خاص خودش انجام میدهد و در میان برنامه های خوب و عادی خودش اینها را با ضربآهنگ زیادی دارد پخش میكند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما شاهد هم از غیب رسید. این &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/11/111114_l42_iran_nuke.shtml" target="_blank"&gt;مقاله&lt;/a&gt; را بخوانیم تا متوجه شویم كه بی‌بی‌سی در چه مدار جدیدی افتاده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-5894129284394993579?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/5894129284394993579/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=5894129284394993579&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5894129284394993579'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5894129284394993579'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/11/blog-post.html' title='بنگاه خبرپراكنی (و شبهه‌افكنی) بریتانیا (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-6424844741349392810</id><published>2011-10-29T13:10:00.001-06:00</published><updated>2011-10-29T13:14:48.784-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادمونتونیات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شخصی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>فیس‌بوك‌گرایی و جنبش‌بازی پر!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;فیس‌بوك‌گرایی و جنبش‌بازی پر!  &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از شر بلای خانمانسوزی به نام فیسبوك بلاگری، اكتیویستی، تحلیلی، رسانه‌ای، یا هرچیز جدی گرفته شده، یا هرچه كه تو دوست داری بنامیش، برای همیشه راحت شدم و بسیار خوشحالم و اثرات مثبتش را در زندگی دارم می‌بینم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی بنده بدون فیسبوك شهروند-روزنامه‌نگارانه‌ام و حضور حداقلی در فیسبوك دیگرم تنها برای گاه و بیگاه احوالپرسی از دوستان قدیم و یافتن دوستان قدیمی و آشنایانی كه سالها گمشان كرده بودم در كنار جدی نگرفتن زیاد هم‌خوانده‌ها و زیر سبیلی در كردن تك مضرابهای سرسری دیگران، كسانی كه هنوز گمان دارند فیس بوك جایی جدی است، بسیار بهتر و لذت‌بخش‌تر شده است و از اینكه حساب فیس بوك شهروند-روزنامه نگارانه ام را بسته ام بسیار خوشحال و خشنودم و صد البته هیچ توصیه ای هم به كسی ندارم و دنبال شر نمیگردم! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هركس بهتر میداند با زندگی و فرصتهای محدود عمرش در اوقات فراغت چه كار كند و در كنار همه سختی‌ها و تلخی هایی كه در زمان مرگ زنده‌یاد جنبش سبز كشیدیم، این آرامش فرصت خوبی دست كم بهم داد كه از پای این بساط منقل و وافور فیس‌بوك و مبارزه سایبر-دودی بلند شوم كه معتقدم سخت خاكسترش اگر روی سر آدم بنشیند، خاكسترنشین میكند آدم را.  ببخشید كه چنین معتقدم و اگر شما خوش‌ هستید و مشكلی با این نوع زندگی كنشگرانه مجازی ندارید، خوش تر باشید و تندرست. عرضی ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صادقانه بگویم، حتی اگر همین فردا به فرض محال حكومت هم عوض شود، یا بكل از درون متحول شده، یك میلیون ایرانی با بشكن و ساز و دهل به سمت ایران جهت ساختنش هجوم بیاورند (رویایی شیرین!) من خارج نشینی كه زندگی مهاجرتی دودمانم را برباد داده و هرچه ساخته ام از بروبازوی خود و دست تنها در این سرزمین یخ بسته ساخته‌ام، در همین ادمونتون قطبی و دور از همه جا میمانم و در همین پارسانوشت حرفهای خیلی معمولی و پیش پا افتاده برای دل خودم خواهم نوشت. هركس هم دوست ندارد یك كار خوب میتواند بكند، اینجا را اصلاً نخواند و اجباری هم نیست بنده را از چاه هلاكت و گمراهی و بی غیرتی و بی تفاوتی به زعم خودتان بیرون بكشید. مبارزه و فرصت و جنبش و تنش و درگیری و عرصه چالاكی و غیرتمندی جای دیگری است. همه اش مال شما دوستان. من در این زمینه خود را پیش پیش بازنشسته و به عبارت بهتر داوطلبانه و مجانی بازخرید میكنم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی زیباتر از این حرفهاست و نادانسته های خیلی زیادی روی میز آدم و صدها و هزاران برابر ورای آنچه كه روی میز آدم است، وجود دارند كه واقعاً ارزش خوانده شدن و اندیشیده شدن را دارند، هم زندگی را لذت بخش تر میكنند و هم خودشان بالذات زیبا هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرصتهای اندك فراغت در زندگی بسیار پرمشغله مهاجرتی را كه كسی در ایران عزیز اسلامی-ایرانی هم جسارتاً به تخم و تخمدانش نیست ما با چه مشكلاتی (كه بخشی از آن را هم هموطنان عزیزمان در خود ایران برای ما درست میكنند!) داریم بهرحال در غربت برای سالیان سال و احتمالاً الی الابد دست و پنجه نرم میكنیم، با چه چیزی معامله و معاوضه میكنیم؟ برای كی و برای چی؟ با چه روحیه همدلانه و قوت قلب و افقی؟ ملتی كه پنج نفرش - هیچ پنج نفرش در هیچ كجا و در هیچ شرایطی- حاضر نیستند زیر یك سقف بنشینند و كاری جدی شروع كنند و چیزی مكتوب كنند و به آن پایبند باشند و آستینها را بالا بزنند و كار كنند (هركاری... واقعاً هركاری!)، بیشتر از این هم نباید ازش توقع داشت. در كنار صدحسن جامعه ایرانی، همین یك عیب كافی است كه مضحكه جهانیان و تاریخ باشیم و یحتمل حالا حالاها خواهیم بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هرحال گهگاه برای دل خودم چیزی مینویسم و لك و لوكی هم شاید در حوزه سیاسی نویسی ناپرهیزی كنم آنهم باز برای دل خودم، اما وقت خودم را تلف نمیكنم. بذر ناامیدی هم نمی پاشم. چون اساساً چیزی جدی برای ناامید شدن هم وجود ندارد! ببخشید كه چنین می اندیشم، شما طبیعتاً هرطور كه دوست دارید عمل كنید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنده خیلی هنركنم در این هوای سرد ادمونتون كلاهم را باد نبرد، آنرا را وقتی هوا آرام شد، می‌اندازم هوا! شما فعالتر هستید و عظیم فكر میكنید و كارها میخواهید انجام دهید، خوش بحالتان! موفق باشید و در اینصورت بنده را هم خوشحال خواهید كرد و زندگی شاد و خوشبختی همه ایرانیان و ایرانی الاصل ها از هر تیره و قومیت و فرقه و مسلكی كه هستند، همیشه آرزوی من خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهش منتها، اینطور كه با سواد ناقصم و مختصر اندیشه و تحقیقی كه ورزیده‌ام، جسارتاً همان جمع شدن پنج نفره به عنوان تشكیل واحدهای اجتماعی به منظور نهادسازی است. راه دیگری ندارد متاسفانه به گمان بنده. می‌بخشیدها البته!  &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-6424844741349392810?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/6424844741349392810/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=6424844741349392810&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6424844741349392810'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6424844741349392810'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/10/blog-post_29.html' title='فیس‌بوك‌گرایی و جنبش‌بازی پر!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3149349870668900794</id><published>2011-10-21T12:38:00.003-06:00</published><updated>2011-10-21T12:56:02.865-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نفرت از دیگری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز قهوه​ای'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هشت الهفت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عدالت'/><title type='text'>شطحیاتی در باب سرهنگ ویژه‌نامه‌ای جفنگ!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;شطحیاتی در باب سرهنگ&lt;br /&gt;ویژه‌نامه‌ای جفنگ!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كلاسهای تدریس خصوصی به دیكتاتورها، تقویتی، تجدیدی، تك‌درس، تضمینی، شریف، دانشگاه تهران، المپیاد سیاسی، تیزهوشان، بشتابید كه غفلت موجب گلوله خوردن از لوله و در لوله است ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفت شلیك نكنید. لوله تفنگ طلایی‌اش شلیك نكرد یا شاید خارش گیر كرده بود. اما انقلابیون لوله مسلسل را گرفته بودند توی لوله فاضلاب و د بزن ... سوژه خوبی شد برای حقوقدانان و فیلسوفان اخلاق ... هرچه بود قذافی ماند و بدجورهم ماند و كشت و پدرهمه را درآورد و پدرش را هم درآوردند و عوض داشت و گله قاعدتاً نباید داشته باشد. مگر اینكه بگوییم یك قذافی معادل صدهزار نفر بود كه چوب خطش پر نشده بود و به آن رقم نرسیده بود. هرچه باشد حقوق بشریها و ضد اعدامها و دوستان لطیف ما دلخور شدند. نمیدانم آنها هم حرف برای گفتن دارند. به هرحال در این زمینه نظری آنچنانی ندارم. قذافی زد خوب بعدش هم خورد دیگر. البته عكس این آدم محترم دیگر دل همه را بهم زد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك سوژه را هم یواشكی از بنده در حوزه روابط بین‌الملل داشته باشید كه "نظام" خودمان (بله درست خواندید "نظام" كه هم یك شخصیت حقوقی است و یواشكی یك شخصیت حقیقی هم هست) با دیدن بلایی كه به سر قذافی آمد، چطور به غرب اعتماد كند و غنی‌سازی را متوقف كند، مگر همین قذافیی نبود كه هفت هشت سال پیش بدنبال همكاری با غرب، برایش چه هوراها كشیدند كشورهای نفت‌جو؟ قبل از عصبی شدن قدری فكر كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهارعربی زیاد هم خاورمیانه‌ای نیست. عملاً مصر هم نصفه نیمه شمال آفریقایی - خاورمیانه‌ای است آندو تونس و لیبی كه نه. پس بهار عربی همچین هم خاورمیانه‌ای نیست اگر هم باشد نوبت نوبت صالح و یادگار برومند آقا اسد است بیهوده پای كسان دیگری را وسط نكشید و توی صف نزنید كه هیچ نوبتشان نیست فعلاً و همه جا امن و امان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری...&lt;br /&gt;قذافی، سرهنگ زیست و سرهنگ مرد و خارچشمش اعصابش را خورد كرده بود توی لوله. پشت آن تپانچه طلایی هم قلبی چدنی و مغزی حلبی داشت و توی لوله گلوله خورد و گلوله‌اش توی لوله ماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پینوشت: دیگر در فیسبوك نیستم و عطایش را به لقایش همانطور كه از ماهها پیش دراین مورد فكر میكردم، بخشیدم. فیسبوك برایم دردسرساز است و گرفتاری هم برای دیگران هم برای خودم درست میشود. فرصت شود، در مورد فیسبوك خود قدری خواهم نوشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سرم هم خیلی شلوغ است. گهگاه پا بدهد كه مانند این مطلب یك ربع در زمان ناهارم در شركت وقت بگذارم و سوژه بدرد بخوری باشد، چیزی برای دل خودم خواهم نوشت. مثلاً شاید دوهفته یكبار یا یكماه یكبار. هركس حالش بد میشود، نخواند لطفاً. اینجا خانه من است و هرچه كه دوست داشته باشم خواهم نوشت. جای كسی را هم تنگ نكرده‌ام. سپاس از دوستانی كه در لحظات آخر بودن در فیسبوك لطف و محبت كردند. خواستم با این مطلب عرض كنم كه جای دوری نرفته ام و نگران بنده نباشند و به هرحال بشدت گرفتارم. سپاس از شما دوستان مهربان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3149349870668900794?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3149349870668900794/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3149349870668900794&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3149349870668900794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3149349870668900794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/10/blog-post_21.html' title='شطحیاتی در باب سرهنگ ویژه‌نامه‌ای جفنگ!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8830491834055806441</id><published>2011-10-11T19:09:00.013-06:00</published><updated>2011-10-12T03:02:10.969-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><title type='text'>امان از "اكتبر سورپرایز"!</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;امان از "اكتبر سورپرایز"!&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;تنش میان ایران و آمریكا كاملاً جدی شد. چه ایران دروغ‌ بگوید چه آمریكا هردو احتمالاً این ماجرا را با هیاهو و جنجال پیش خواهند برد برای اینكه این نبرد را در عرصه دیپلماسی عمومی نبازند. دقت كنیم كه آمریكا از همین الان سریع ماجرا را با ضمیمه "دوستانمان را در جریان جزییات توطئه خواهیم گذاشت" در این مسیر پیش می‌برد. هنوز چیزی نشده آمریكاییها در مسیر "تحریم مجدد" قاسم سلیمانی و سپاه قدس و غیرذالك گام برمیدارند. ماجرا قدری بوی ماهی گندیده میدهد. انگار كه آمریكا لجش گرفته است از كارهای امنیتی كه قاسم سلیمانی در عراق و سپاه قدس در منطقه دارد صورت میدهد و میخواهد به این بهانه دم سپاه را بیشتر قیچی كند. نمی‌دانم و زود است برای قضاوت.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;جمهوری اسلامی منطق‌پذیر نیست، اما واقعاً بعید است كه دست به چنین كار احمقانه ای بزند و ترور سفیر عربستان در آمریكا هیچ منفعت سیاسی برای او نداشته و نخواهد داشت. چرا عربستان؟ برچه اساسی حتی تندروهای سپاه باید رودرروی عربستان بایستند؟ برای ترور سفرای عربستان، جمهوری اسلامی می توانست این كار را در منطقه به نحو آسانتری انجام دهد نه در آمریكا. بعد هم گیرم كار جمهوری اسلامی، میخواسته آنرا گردن كی بیاندازد؟ بیندازند گردن القاعده در آمریكا؟؟ شوخی است و خنده‌دار! تازه كه چه بشود؟ البته پیش داوری نباید كرد و باید تا رسیدن اطلاعات بیشتر صبر كرد، اما تا اینجای كار ماجرای همانطور كه گفته آمد، بودار و حیرت‌آور است.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;یك احتمال سوم هم هست كه هردو طرف (ایران و آمریكا) دروغ بگویند، اصل ماجرا دروغ باشد و دستهایی امنیتی در دوطرف دنبال این بوده باشند كه این ماجرا را گام به گام با یك "سناریوی هالیوودی" پیش برده و سپس هردو از آن بهره برداری سیاسی مطلوب در عرصه حواس پرتی داخلی و رفع مشكلات فزاینده هردو طرف در عرصه سیاسی برده باشند. یك جور همراهی ناخواسته و شلوغ كردنهای بی‌پایه و اساس هردوطرف و بدون رو كردن مدرك و سندی و تنها برای مصرف داخلی غوغاسالاران و بوقهای دوطرف و راه انداختن یك شو و نمایش برای ترساندن ملتها و رفع مشكلات داخلی هردو طرف. در عین حال دو طرف در عین پیش بردن بازی برد-برد، بازی پیچیده دیگری را جلو می اندازند كه طرف مقابل را در فشار قرار دهند، مثلاً آمریكا با همپیمانانش به این تفاهم بیشتر برسد كه زمینه برای فشارهای كمرشكن به جمهوری اسلامی (مثلاً تحریم نفت ایران) فراهم كند كه ایران برنامه اتمی را كنار بگذارد و سپاه قدس هم بال و پرش چیده شود، بعد هرشكری دلش خواست در داخل بخورد و ربطی به غرب نداشته باشد (مگر اینكه بهار عربی به ایران هم برسد كه بعید است)، ایران هم با منطق فرمان و ترمز بریدن و بلوف تا لحظه آخر زدن ناآشنا نیست، در عین اینكه همه چیز را تكذیب میكند، میخواهد چندصباحی بیشتر حواس همه را به این ماجرا پرت كند و نشان بدهد كه قدرتمند است (یعنی حزب الله ایرانی میتواند در آمریكا و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;حیاط &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;خلوتش جانی استخدام كند)، شاید بتواند در پرونده اتمی به مصالحه‌ای برسد و از این وضعیت آچمز دوبل، هردوطرف در بیایند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;اینها همه حدسهای خامی هستند. تا اسناد و مدارك این ماجرا رو نشود، اسیر جنجالهای رسانه‌ای نباید شد. باید منتظر ماند و دید البته و این نوشته كوتاه هم ناظر بر دفاع از جمهوری اسلامی نبود. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8830491834055806441?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8830491834055806441/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8830491834055806441&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8830491834055806441'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8830491834055806441'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/10/blog-post_8393.html' title='امان از &quot;اكتبر سورپرایز&quot;!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-6515958595628586097</id><published>2011-10-11T19:09:00.007-06:00</published><updated>2011-10-11T20:29:32.554-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فیس​بوک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شخصی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>تاملی دیگر در باب بلاگ‌داری و حرفهای تكراری مجدد!</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;تاملی دیگر در باب بلاگ‌داری و حرفهای تكراری مجدد! &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;حرفهایی كه این زیر رج زده شده در حد مشخصات كله پاچه مورچه بلاگ و بلاگداری حقیر است. اگر علاقمند نیستید لطف كنید وقت نگذارید! سپاس.  &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;آنچه را كه  قول داده بودم روزانه بنویسم و نوشتم، در اوج گرفتاریهای فراوان و تنها به تجلیل از وبلاگ‌نویسی فارسی برای چند روز ادامه دادم. متاسفانه و شاید هم خوشبختانه، اولویتهای زیاد دیگر دارم و كارهایم زیاد هستند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;در زندگی واقعاً مشغول و گرفتار هستم اما تنها به انگیزه‌های شخصی و بی هیچ‌ منتی، سعی میكنم هراز چندی اینجا بنویسم، همینطوری تفننی. مثلاً هفته‌ای یكبار یا دوهفته یكبار یا یكماه یكبار. نمیدانم. قولی هم نمیدهم. مهم این است كه گهگاه چیزمیزی برای دل خودم مینویسم و به جایی هم طمعی ندارم و به كسی هم امیدی. از اولش هم چنین بوده. البته حتی این روزها هم بیشتر از اینها میتوانم بنویسم و نیازی هم به رجزخوانی ندارم، اما برای كی و برای چی؟ &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;محتاج نوشتن خودنمایانه و هدفمند و منظوردار یا محتاج توجه رسانه‌های ریز و درشت و اصحاب رسانه و حتی دوستان بلاگ‌دار هم نیستم. برای همه احترام قائلم اما تعارفات و گاه زبان‌بازیها و دادوستدها و بیزینس‌ورزیها را جدی نمیگیرم اما به آدمها و انتخابهایشان و آزادیهایشان و تنوع در تصمیمگیریهایشان و منطقشان احترام میگذارم، متقابلاً هم امیدوارم آدمها در مورد بنده چنین كنند. اگر كسی نظری بگذارد ممنونش هستم البته، اما هدفم جلب نظر و كامنت نبوده و نیست. از روز اول هم دنبالش نرفته‌ام. در حدنهایتش اگر با این توضیحات قانع نشده‌اید، شما فرض را بر این بگذارید كه فلانی یك آدم از پیش باخته (لوزر) است و خوشحالم میكنید! چون دست كم در زمره رقابت‌جویان و بخیلان و رندان - كه از دیدگاه خودم مرتب در حال ویرانگری در جامعه هستند - من را به حساب نیاورده‌اید!  &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;برای دل خودم، آنچه را كه با سواد اندكم به عقل دانشجویی خودم میرسد، گهگاه مكتوب میكنم. شاید چند نفری هم خواندند و بدرد خورد و از شما خواهم آموخت، اگر نخورد هم نخورد، شرمنده‌ام و جانتان تندرست!  به همین داد و ستد دانشجویانه نكته‌ها و حرفهای ساده در سطح دانشجویی خودم راضی و خوشحال میشوم و نه اهل قدرت از هرنوعش (از جمله قدرت‌طلبی رسانه‌ای) هستم، نه اهل رقابت‌جویی نه دنبال روزی و كار رسانه ای گرفتن. یك وبلاگنویس قدیمی هستم و هیچ پولی و نامی و نانی و مقامی نگرفته‌ام و نخواهم گرفت و قدری به كار وبلاگ‌نویسی علاقه دارم. همین. پیشنهادهای كاری هم در این سالیان بوده كه خوب دوستان لطف داشته اند، همه را به همین دلیل رد كرده‌ام چون نمیخواسته ام خودم را متعهد به گرفتن نان و مال و مقامی كنم. چندباری هم كه تلاشی برای به ثمر رساندن كارهای جمعی داشته ام همه داوطلبانه بوده كه خوب به مشكلات عمده ناشی از كم تجربگی همه ما در كارهای جمعی و سازمانی خورده و به جایی نرسیده‌ایم.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;معدود كسانی كه این استقلال و استغنا را هم به بنده نمیخواهند ببینند، و چشم دیدن این چند خط نوشتن را هم ندارند، به خودشان مربوط است. نمیتوانم خودكشی كنم متاسفانه! راهش این است كه اینجا را نخوانند و به بی اعتنایی خودشان ادامه دهند. چه توصیه دیگری می‌توانم بكنم؟ شاید نوشته‌ای از من دیگری را آشفته حال و ناراحت كند، متاسف هستم. راهش لزوماً وارد شدن به بحث جهت قانع كردن بنده نیست. گرچه از بحث و گفتگو استقبال میكنم اما اصراری هم ندارم كه دیگران را قانع كنم، اگر كسی میخواهد بنده را قانع كند، خوب میل خودش است. ممنون اگر وقت میگذارد. اصراری هم ندارم كه قانع نشوم. سعی هم دارم از نقد و انتقاد دیگران بیاموزم. اگر كسی نقدی به نوشته من میزند، لطف میكند و ممنونش هستم و از او می‌آموزم. اخلاقاً خوب است بنده را هم خبر كند كه از نقدش استفاده كنم. اگر برچسب میزند، تحقیر میكند یا چماقی برسرم میكوبد، برایش بلوغ فكری یا شفا آرزومندم. به چنین كسی تنها میتوانم توصیه كنم كه اینجا را نخواند، برای چه خودش را به زحمت می‌اندازد؟ بالاخره یكی ممكن است در چاه ضلالت باشد، جای او را كه تنگ نكرده‌ام! در هیچ رقابتی هم شركت نمیكنم و به رقابتجویی و بخل بشدت حساسیت دارم و وارد آن بازیها نمیشوم، چه آندو را بزرگترین عوامل بدبختی ما ایرانیان میدانم و از سرراه رقابتجویان، جنگجویان پرخاشجو یا بیزینس‌ورزان اهل زدوبند یا بخیلان بی‌علت و حسود كنار میروم. همه‌اش مال شما اگر از این دسته هستید. بروید و بگیرید و بچنگ آرید و معاوضه یا تقسیم كنید یا نكنید. به خودتان مربوط است. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;در دوستی وبلاگی هم درحد معقول و دورادور در خدمت هستم. چیزی معمولاً از كسی نمیخواهم كه خوب ممكن است برای دوستانی ناخوشآیند باشد. حقجویی و حقگویی البته از نوع متكثر و نسبی و با مدارا و رواداری، برایم از حفظ دوستی در اینجا مهمتر است، در دنیای واقعی هم معمولاً چنین است. دوستانی كه من را میشناسند اینرا صادقانه اما صریح و بی‌رودربایستی میگویم، از من معمولاً آزاری ندیده‌اند و احترام همه را دارم و حمل برخودستایی نباشد فردی مردم‌دار هستم هرچند كه لازم باشد چیزی كه بنظرم درست و حق باشد میزنم و از دیگران متواضعانه صدچندان می‌آموزم. لی‌لی به لالای بیزینس‌ورز و رقابتجو و رند هم در عالم دوستی البته هركه باشد، هم نمیگذارم.  &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;اگر كسی به خاطر زبان و تعدادی از سبكهای نوشتاری كه در بحث بكار میگیرم، از بنده یك چهره تلخ و مغرور و بیشعور و بی‌اعتنا به دیگران دوست دارد تصور كند، به خودش مربوط است. دست كم لطف كند دلایل و شواهد خودش را هم به خودم نشان بدهد. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;در فیسبوك هم فعال نخواهم بود و مضرات نوشتن و فعالیت در فیسبوك در اكثر اوقات بر فایده های آن میچربد. در فیس‌بوك فكر كنم بهتر باشد دورادور آخرین خبرها را گرفت و خود را آلوده آن نكرد، هرچند برای سرگرمی میتواند گاهی پركننده اوقات فراغت باشد اما آدم را خسته و پراز انواع و اقسام احساسات عجیب و غریب و ذهن آدم را پراز حرفهای بی‌ربط و بی‌معنی میكند. مثل كسی كه روزی بیست بار غذای بوفه با تنوع چند صدغذا در هروعده میخورد و هربار هم همه را روی هم تند تند و نجویده میخورد، چه حالی به او دست میدهد؟!  &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;مهر و محبت و صفای دوستان را در هركجا چه در فیسبوك چه بیرون آن، چه خوانندگان محترم این وبلاگ، چه دوستان وبلاگنویس چه دوستانی كه در بیرون گاه می‌بینشان چه دوستان خارج از فضای آنلاین خود همواره سپاسگزار بوده‌ام و هستم. سپاس و با آرزوی تندرستی و شادی برای همه آنها بویژه خوانندگان این سطور.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-6515958595628586097?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/6515958595628586097/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=6515958595628586097&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6515958595628586097'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6515958595628586097'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/10/blog-post_11.html' title='تاملی دیگر در باب بلاگ‌داری و حرفهای تكراری مجدد!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3938359847058862331</id><published>2011-10-06T12:54:00.003-06:00</published><updated>2011-10-07T15:30:03.425-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز قهوه​ای'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>اندكی شوخی با امت سوگوار همیشه آنلاین</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;اندكی شوخی با امت سوگوار همیشه آنلاین&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمدرضا حیاتی:&lt;br /&gt;"روح بلند پیشوای آی‌تی جهان و شیفتگان آل اپل به ملكوت اعلی پیوست. به همین مناسبت پیام بسیار مهمی از سوی بیل گیتس منتشر شد. ... (تیریپ بغض)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفسنجانی:&lt;br /&gt;آقای طاهری خرم‌آبادی به نقل از آقای شبستری نقل میكنن كه خدمت استیو راحلمون بودیم گفتیم آقا ما بعد از شما كسی ر نداریم، ایژون فرمودن چرا ندارین، همی آقای زوكربرگ...&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;درحاشیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;"ارتحال ملكوتی" استیو جابز در جامعه ایرانی آنلاین بیش از جاهای دیگر سخت جانسوز بوده انگار!‌ به هر حال "جاب" ما هم استفاده از سوژه مرگ جابز راحل شاید باشد، شاید...!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منكر تاثیر عمیق جابز در دنیای مجازی و آی تی نیستم. اما انگار داریم در غلو و جوزدگی از هم سبقت میگیریم. جابز تنها یك چهره از كسانی بود كه ایده‌هایی داده بودند و بله در بدو كار هم با دلی قرص و ایمانی قوی به كار و به پول ایضاً كارهای مهمی را شروع كرده و از شكست نترسیده بودند، اما فراموش نباید كرد كارهای اصلی را كسان دیگری و سازمانها و تیمهای كاری بسیار قوی جلو برده بودند نه ابر انسان نیچه‌ای به نام جناب جابز. جابز یك چهره بود. بله او هم به نحو حیرت‌برانگیزی، رویاهای بزرگ داشت، كار كرده بود و به كاری كه میكرد ایمان داشت و موفق هم بود. اما من از این ابرانسان‌پرستی ایرانی سخت بر خود می‌لرزم و امیدوارم روزی ما ایرانیان متوجه شویم كه سازمان و گروه هستند كه در دنیای امروز كار میكنند و بویژه بدرد ما میخورند نه ابرانسان! ما خودمان انسانهای فوق‌العاده وطنی خودمان، همین متخصصین و پژوهشگران فنی و نابغه و مهندسین كارآمد و كارآفرینان را با بیل خاموش میكنیم! جابز تا چند روز دیگر به مقام نبوت اگر نرسد، تولستوی زمانه، كنفوسیوس آنلاین یا فیلسوف اخلاقی قرن هم شاید در بین تعدادی از دوستان بشود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضیح اضافه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با هوادار بودن و اندوهگین شدن اهالی فن و كسانی كه سرشان به كار آی تی و ارتباطات و علوم كامپیوتر است و كلاً ادای دین هركس و هرجمع به این مرد مبدع و مبتكر و نوآور و كارآفرین مشكلی ندارم. اساساً از نخبگی و هوشمندی او كه بگذریم، خوشفكری و خوشبیانی او را هم نمیتوان نادیده گرفت. مشكل از جایی شروع میشود كه موجهای عظیم فیس‌بوكی و آنلاین در جامعه ایرانی به پا میشود كه جابز فرمود: اینطور زندگی كنید و آنطور زندگی نكنید. دنبال فلان باشید و دنبال بهمان نباشید و به همین ترتیب. ناگهان در جامعه ایرانی از او یك حكیم و فیلسوف و كونفوسیوس ساخته میشود. موجهایی كه اگر دقت كنیم در میان همین دوستان غیرایرانی ما - كه حتماً چنین موجهایی هم پا گرفته است و منكر نیستم- در فیس‌بوك یا جاهای دیگر كم‌دامنه‌تر از جامعه ایرانی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوامع و ملتها با هم همچنان  تاحدی متفاوت عمل میكنند حتی در این عصر جهانی. من دغدغه عظیمی به اینكه چرا مردم نسبت به جابز جوزده میشوند به خودی خود و مستقیماً ندارم. این را نشانه‌ای از جو زدگی كلی ما نسبت به قهرمان‌سازی می‌گیرم كه آنجا گریبان جامعه ما را گرفته و این ذهنیت در كنار عوامل دیگر همیشه مانع كار جمعی ما بوده و كار جمعی و سازمانی را جدی نمیگیریم. من ده هزار بار دیگر هم حاضرم بنویسم و سر همه را بخورم كه راه نجات ایران و پیشرفت جامعه كار جمعی هدفمند و سازمانی و تا حد ممكن پاسخگو و متعهد به اهداف و خط مشی شفاف هركدام از واحدهای سازمانی است. استیو جابز هم یك بهانه دیگری شد برای بیان این حرف كه باز هم آنرا مكرراً تكرار و بیشتر تبیین خواهم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد اینكه شاید گمان رود، نسبت به ایران و ایرانی بدبین هستم، آفات جامعه ایرانی را در كنار محاسن آن و ظرفیتهای بالقوه و بالفعل آن برجسته میكنم و دشمنی و خصومتی با جامعه ایرانی ندارم. ناسازگاری و رقابت‌جویی ایرانی و هردم‌به‌یك‌مزاج بودن و جو‌زدگی و احساسی‌گری و قانون گریزی و یاغی‌گری سازمانی و بی انضباطی و تحقیر كارهای جمعی را همه و همه مشكلاتی جدی و علل و پدیده هایی تو در تو و مرتبط با هم در این جامعه میدانم. چه كنم كه حرفهایم كلی میشود چون مشكل كلی و سراسری است. باری اینها را از عوامل بسیار مهم توسعه نیافتگی جامعه ایران میدانم و نمیتوانم طور دیگری بیاندیشم. مشكلاتی كه در جوامع دیگر هم هست اما برجسته نیستند. باز در این موارد مفصلتر و منسجمتر خواهم نوشت. قانون، نظم و انضباط و همكاری جمعی و سازمانی، راه علاج و رهایی ما از مصیبتهای تاریخی و فعلی در تمام عرصه هاست. مثلاً همین برساخته‌ای عظیم به نام قانون را جامعه ایرانی درك نكرده است. درد هم كهنه است و به میرزا ملكم خان برمیگردد، قانون موجودی كه خودبنیاد و خودمختار می‌ایستد و حرف میزند و خود قانونگذار هم جلوی او مجبور به كرنش و اطاعت است. خوب ماجرا ریشه‌دار است. این تفاوت بنیادی در جامعه ایرانی را نمیشود ندید و گفت بقیه جوامع هم چنین هستند. نه جوامع پیشرفته چنین نیستند.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3938359847058862331?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3938359847058862331/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3938359847058862331&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3938359847058862331'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3938359847058862331'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/10/blog-post.html' title='اندكی شوخی با امت سوگوار همیشه آنلاین'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4711926817589512415</id><published>2011-09-26T20:16:00.003-06:00</published><updated>2011-09-26T20:30:11.163-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ریز-روزانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محیط زیست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><title type='text'>بختگان ایرانی‌گان</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;ریز-روزانه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;بختگان ایرانی‌گان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دریاچه بختگان هم خشكید، په نه په! ...&lt;br /&gt;"بخت‌"گان ما ایرانی‌گان* از قبل خشكیده بود.&lt;br /&gt;--------&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;*ایرانیان&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4711926817589512415?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4711926817589512415/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4711926817589512415&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4711926817589512415'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4711926817589512415'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_26.html' title='بختگان ایرانی‌گان'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-2134356481495722036</id><published>2011-09-24T21:25:00.000-06:00</published><updated>2011-09-24T21:52:02.971-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فیلم'/><title type='text'>كپی برابر كسالت</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;كپی برابر كسالت&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم "كپی برابر اصل" فیلمی كسل كننده است و باز عناصر دیالوگهای كسل كننده دوبدو و خصوصاً استفاده از شیشه جلوی ماشین (!) در آن حرف اول را میزنند. فیلم را یك هفته است تا نیمه نگاه كرده‌ایم و انگیزه و میلی نیست كه تمامش كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیام فیلم كه البته در قهوه خانه نشسته بودند و زن (ژولیت بینوش) نقش همسر مرد را برای خانم قهوه‌چی بازی كرد، كه هرچیزی بدلی میتواند مانند اصلش باارزش باشد، پیام خوبی بود، اما فیلم واقعاً كسل‌كننده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلمی كه جذابیت نداشته باشد، بهترین فلسفه ها و پیامها را هم داشته باشد بدرد نمیخورد. یكی لطفاً اینرا به استاد كیارستمی و هواداران حالی كند. این نامش سینمای جشنواره نیست. نوع خاصی از سینمای جشنواره‌ای است كه بدلیل متفاوت بودن شاید خریدار داشته باشد. به هرحال فیلمی عالی هم باشد، مورد علاقه من نیست.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-2134356481495722036?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/2134356481495722036/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=2134356481495722036&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2134356481495722036'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2134356481495722036'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_4505.html' title='كپی برابر كسالت'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4099182391231536058</id><published>2011-09-23T10:04:00.007-06:00</published><updated>2011-09-24T13:29:25.849-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>جنجال در سرن</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;جنجال در سرن&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرعت ذره نوترینو در سرن جنجالی به پا كرده است و سرعت این ذره، بالاتر از سرعت نور اندازه گیری شده كه ناقض نسبیت خاص است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احتمالاً باید متنظر ماند تا خبرهای موثق‌تری از گزارشگران علمی و خود دانشمندان و دوستان فیزیكدان خواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو احتمال میدهم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) خطای اندازه‌گیری در دستگاهها ناشی از خطاهای مختلف در سیستم اندازه‌گیری، كالیبره كردن، پردازنده ها، انتقال و پردازش داده‌ها، آشكارسازها و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) احتمال وجود خطای سیستماتیك (مشابه عدم قطعیت) در اندازه‌گیری ذرات سرعت‌های بالا و نزدیك به نور كه احتمال باز شدن یك فضای تئوریك جدید در نظریات كوانتمی-نسبیتی ممكن است باز كند. تنها یك حدس خام میزنم و اگر چنین چیزی باشد، یك انقلاب جدید در فیزیك خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;احتمال آخر هم صحت آزمایشها و نقض شدن نسبیت خاص خواهد بود كه به حد كافی جنجالی و انقلابی هست كه در موردش فعلاً نمیشود فكر كرد! &lt;/p&gt;باید منتظر ماند و دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میانه هم بی‌بی‌سی فارسی "قانون طلایی" خود را فراموش كرده،&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2011/09/110923_l03_neutrinos_light.shtml" target="_blank"&gt; تیتر &lt;/a&gt;بی‌بی‌سی این است: "کشف ذره‌ای که قوانین شناخته شده فیزیک را نقض می‌کند". این چه جور تیتر زدنی است؟ گویی كه ذره نوترینو تازه كشف شده است!&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;پ&lt;b&gt;ی‌نوشت:&lt;/b&gt; در این &lt;a href="http://khabaronline.ir/news-174747.aspx" target="_blank"&gt;لینك&lt;/a&gt; اطلاعات خوبی یافتم.  با اطلاعاتی در این مقاله بطور محدود آمده و باتوجه به قدری محاسبات ساده درمی‌یابیم دانشمندان سرن با حدود دو و نیم هزارم درصد سرعتی بالاتر از سرعت نور (اینطور كه میگویند برای حدود شانزده هزار نوترینو) مواجه شده‌اند. مساله اینجاست كه با محاسبات من، حدود شانزده درصد از این مقدار میتواند خطای اندازه‌گیری باشد (كه البته داده ها كامل نیست كه آیا این مقدار خطای كل سیستم است یا نه، بعید است كه دانشمندان خطاهای ناشی از زمان واكنش آشكارسازها، زمان نمونه‌برداری و تبدیل به دیجیتال و كد، زمان پردازش و ... را ندیده باشند) نكته مهم این است كه علی‌الظاهر و اینطور كه از حواشی برمی‌آید، ما با یك طیف داده تصادفی مواجه نیستیم (اگر خطای اندازه‌گیری عامل عمده باشد باید طیف بین سرعت نور و این سرعت، تابع توزیعی چون منحنی نرمال نشان دهد (اگر تابع توزیع دیگری مانند لاندا باشد خود سرنخ دیگری بدست میدهد)) بلكه بیشتر مساله‌ای سیستماتیك به نظر میرسد. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;به هرحال اطلاعات شفاف و كافی نیستند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت دو:&lt;/span&gt; &lt;a href="http://static.arxiv.org/pdf/1109.4897.pdf"&gt;گزارش&lt;/a&gt; بررسی دانشمندان پیرامون سیستم اندازه‌گیری نوترینوها در سرن، گزارش مفصلی است و وقت نكرده‌ام هنوز تمام جزییات را تا آنجا كه به بیشتر به اندازه‌گیری و پردازش سیگنال مربوط میشود و میفهمم، بخوانم. اما خلاصه كلام اینكه فعلاً دانشمندان تعمداً تصمیم گرفته اند تا بررسی دقیقتر و تكرار تحقیقات آزمایشگاهی در مورد یافتن عوامل "تاثیرگذار سیستماتیك" در این آزمایشها، كاری در زمینه تئوری‌پردازی و پدیده‌شناسی فعلاً انجام ندهند. ممنون از پویا پویایی عزیز به خاطر همخوان كردن در فیس‌بوك.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4099182391231536058?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4099182391231536058/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4099182391231536058&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4099182391231536058'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4099182391231536058'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_23.html' title='جنجال در سرن'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8891996471505157392</id><published>2011-09-22T22:57:00.004-06:00</published><updated>2011-09-24T13:25:53.158-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>شهادت مهدی خلجی در كنگره</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;شهادت مهدی خلجی در كنگره&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;مهدی خلجی در كنگره آمریكا حاضر شده و &lt;a href="http://washingtoninstitute.org/templateC07.php?CID=601" target="_blank"&gt;گزارشی&lt;/a&gt; در مورد وضعیت حقوق بشر و راهكارهای پیشنهادی برای زیر فشار بیشتر قرار دادن مقامات كلیدی جمهوری اسلامی بر سر این موضوع، اصطلاحاً تحت عنوان شهادت اقامه كرده است. چند نكته سردستی و داغاداغ و در حاشیه می‌نویسم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) اینكه در زمینه حقوق بشر به ایران فشار وارد كنند ایده خوبی است اما اینكه آنرا به پرونده هسته‌ای ایران و تروریسم بچسبانیم، خیلی موافق نیستم. بحثش هم مفصل است كه شاید وقت دیگری بنویسم.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;ب) یك نكته جالب اینكه اسامیی كه مهدی خلجی در مرحله اول اعلام كرده، دقیقاً همان افراد اعلام شده در مستند بی‌سابقه و جنجالی بی‌بی‌سی "خط و نشان رهبر" هستند، به نظر نمی‌آید كه مهدی خلجی از روی دست بزرگمهر شرف‌الدین تقلب كرده باشد، بیشتر عكس قضیه درست‌تر بنظر می‌آید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ) در این میانه ظاهراً نوعی هماهنگی سازمانی دارد بین لندن و واشنگتن ایجاد میشود و علیرغم جدی نگرفتن اولیه از دید بنده، ظاهراً مستند بی‌بی‌سی چندان هم اتفاقی و بی‌منظور به نظر نمی‌آید. از این واقعه البته استقبال نمیكنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درحاشیه: نام "حسن رحیم‌پور ازغدی"، (روشنفكر مكتبی-فحاش!) به اشتباه "رحیم ازغدی" نوشته شده است كه البته باعث تعجب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مرتبط:&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;مسعود برجیان  (&lt;a href="http://www.mborjian.com/2011/09/blog-post_23.html" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;مانی ب. (&lt;a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2011/09/blog-post_23.html" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8891996471505157392?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8891996471505157392/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8891996471505157392&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8891996471505157392'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8891996471505157392'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_9519.html' title='شهادت مهدی خلجی در كنگره'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4306341299740623751</id><published>2011-09-22T19:17:00.003-06:00</published><updated>2011-09-22T19:23:58.521-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کوچه خاطرات دور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دفاع'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عدالت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آزادیخواهی'/><title type='text'>جنگ یا دفاع</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;جنگ یا دفاع &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز سی و یك شهریور شد و سالروز جنگ. جنگی كه گرچه بی‌هدف شروع شد و بی‌هدف هم تمام شد، اما اگر رشادت و از جان گذشتگی همین رزمنده‌ها نبود، خیلی بدتر از اینها به سر ایران و ملتش و مردم منطقه می‌آمد. جنگ چیز خوبی نیست، دفاع اما واجب عقلی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرامی باد یاد كسانی كه در تمام مدت جنگ رزمیدند. مخصوصاً كسانی كه همان اول مهر ۱۳۵۹ از همه چیزشان گذاشتند و با دست خالی و حداقل امكانات دویدند به سمت خط مقدم و گروهانهای ضربت در خط مقدم و كمین و دل دشمن كه جلوی پیشروی صدامیان مسلح و آماده را بگیرند. اینها در ادبیات و نوشتارها و جستارهای دوستان روشنفكر و آزادیخواه ما كجا هستند‌؟&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4306341299740623751?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4306341299740623751/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4306341299740623751&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4306341299740623751'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4306341299740623751'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_7832.html' title='جنگ یا دفاع'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4632807462463548868</id><published>2011-09-22T08:53:00.001-06:00</published><updated>2011-09-22T08:56:15.387-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>به بهانه تماشای اعدام</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;به بهانه تماشای اعدام&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سروصدای زیادی به پا كرده تماشای اعدام ساعت پنج صبح در گلشهر كرج. در عین این تعجب ورزیدنها كه نامعقول هم نیست، نتیجه‌گیریهای زیادی به همه جامعه ایرانی تعمیم داده میشود. این هم درست نیست. خوب بعضی ها هم دوست دارند پیش خودشان فكر كنند كه جامعه در حال فروپاشی است. جامعه شناس نیستم اما دوست دارم بفهمم فروپاشی اجتماعی یعنی چه؟ حدود بیست و پنج سال پیش، در گوهردشت كرج سنگسار میكردند و شنیدم كه بلوك سیمانی هم به سر "زناكار" بیچاره میكوبیدند كه آدم هم نكشته بود، آنموقع ادعای "فروپاشی اجتماعی" نبود. بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از فروپاشی سیاسی شوروی، جامعه دچار بحران شد، از هرج و مرج و بی‌قانونی بگیر تا فقر اقتصادی و سربرآوردن مافیاها و طبقه نوظهور. الان كه به روسیه نگاه بكنید، معمولاً كمونیستهای قدیمی و پیر و بوروكرات هستند كه معتقدند شوروی و روسیه نابود شدند. اما واقعاً "فروپاشی اجتماعی" شد؟ گمان نكنم. بله مافیا هم هست و الیگارشی آدمهای امنیتی و سرداران سپاه كا گ ب سابق هم هست و معضلات فراوان اما فروپاشی جامعه؟ با نسل جدید روسها حرف زده‌اید؟‌ امیدوارند و مغرور درست عین برزیلیها و دنبال سازندگی و پیشرفتند. درست مثل ما هم قدری "سندروم امپراطوری" دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما، مای روشنفكر یا علاقمند به مطالعه یا اهل رسانه خارج آمده یا داخل مانده، شاید عوض شده باشیم، اما درصد قابل توجهی از مردم ایران هستند كه عوض نشده‌اند، عوض هم نمیشوند، عوض كردنشان هم نه كار معقولی است نه شدنی نه اخلاقی و نه عادلانه. بسازیم با این واقعیت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدوبیراه گفتن به حكومت یا به جامعه یا به قدرتهای خارجی به هردلیل و به هر بهانه و از متلك عادل و كرنر كات‌دار علی كریمی و روسری فلان بازیگر یك كنشگری در گفتمان جنبش آزادیخواهی و دموكراسی‌جویی ساختن و از اسیدپاشی و طناب دار و چاقو حكم به فروپاشی اجتماعی دادن و یا كار رژیم را تمام شده دیدن یا حكم به مبارزه با رژیم دادن، همه بیش از هر چیز به نظرم تلاش برای تشفی‌خاطر است. در اینجا در مورد جنایات رژیم جمهوری اسلامی بحث نمیكنیم اما ما در این میانه آشفته‌ایم و بلاتكلیف، هی میخواهیم آنچه را كه در جامعه پیچیده ایران در دنیایی چنین متغیر و پرشتاب جهانی‌شده میگذرد، تا میتوانیم ساده‌تر و مطابق عینك خود ببینیم و در قالب سه چهار فرمول ساده تحلیل و پیش‌بینی كنیم. این جهد و كوشش البته اگر باپشتوانه و منسجم باشد، كار نامشروع و نامعقولی نیست به شرط اینكه سه چهار عامل كلیدی را به پشتوانه استدلالها و تحقیقهای روشن و نه حوادث و تحلیلهای احساسی مشخص كنیم و ریشه‌یابی نماییم و در یك رویكرد منسجم اگر به نتایجی می‌رسیم، در هرحال آنها را ساده شده، نادقیق، غیرقطعی، ناكامل، ناپیشگویانه و تنها از بعد خاصی بدانیم. ما در جهانی چند ده بعدی زندگی میكنیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیشتر دوست دارم ببینم طرفداران تز "فروپاشی اجتماعی" دقیقاً چه میگویند، خیلی این معنا برایم روشن نیست و البته استدلالها و مطالعاتی قرص و محكم هم نخوانده‌ام. ظاهراً حسین قاضیان هم - كه جامعه شناس دقیقی بوده - اخیراً در جایی اشاره‌ای به این مفهوم كرده است، اگر شما چیزی در این مورد مستدل دیدید دریغ‌ نكنید. با هم بخوانیم!&lt;br /&gt;همین.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4632807462463548868?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4632807462463548868/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4632807462463548868&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4632807462463548868'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4632807462463548868'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_22.html' title='به بهانه تماشای اعدام'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4598675553371388993</id><published>2011-09-21T12:15:00.009-06:00</published><updated>2011-09-21T15:00:26.082-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توضیحات بلاگ​دار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><title type='text'>توضیحی كوتاه و حاشیه‌ای</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;روزانه امروز&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;توضیحی كوتاه و حاشیه‌ای&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;بدلیل گرفتاریهای فراوان كار و زندگی و البته لطف و محبت تعدادی از دوستان سیاسی‌كار در كم انگیزه كردن آدم و حاشیه‌سازی، كه در اینجا مجال باز كردنش نیست، امكان روزانه‌نویسی بتدریج از من سلب شده، سعی میكنم دست كم هر دو روز یكبار بنویسم و این مكان را سرپا نگه‌دارم و به هرحال چیزی بنویسم و منتی هم سركسی ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همینقدر عرض كنم كه دنبال هیچ حاشیه‌ای نخواهم رفت و كار خودم را خواهم كرد. متاسفم برای دوستان حاشیه‌ساز كه خودشان را متولی وبلاگها میدانند و دوست دارند كهكشان عظیم بلاگ‌سپهر را وبلاگستان كوچك خود و خویش را زعمای آن بدانند و بنامند. برای این دوستان آرزوی موفقیت میكنم. همین. نیازی هم به توجه و لطف رسانه‌ای كسی نداشته و ندارم و نخواهم داشت. دیگر زمان این بازیها از ما گذشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین چندتا دوست عزیزی كه لطف میكنند اینجا می‌آیند یا از طریق خوراك‌خوان سر میزنند یا چند ثانیه وقت میگذارند و نوشته های كوتاه حقیر را میخوانند برایم كافی است و ادعایی هم ندارم و من هم خواننده مطالب دوستان هستم. امیدوارم این حاشیه نویسی دست كم برای ماهها كافی باشد و نوشته های كوتاه خود را همچنان اینجا بیاورم. شاید آنها قدری بدرد شما هم بخورند، شاید هم نه. به هرحال همه خوش آمدند و حضورشان مایه سرافرازی است. اما اگر كسی هم زیاد به اینجا سرنزند، جسارتاً حال بنده خراب نمیشود كه البته خوانندگان خوبی دارد این وبلاگ و لطف دارند دوستان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت:&lt;/b&gt; وبلاگ‌نویس اسمش روی خودش است. بلاگری كه همه كار بكند بجز وبلاگ‌نویسی، لابد یك جای كارش ایراد دارد. البته برای این دوستان آرزوی موفقیت میكنم. من هم یك گوشه همینجا، كارم را - كار اصلی و مورد علاقه خودم را كه از آن هویت گرفته‌ام، یعنی نوشتن در وبلاگم - انجام میدهم و در حد توان و دانشم ایده‌ای مطرح میكنم، نظری میدهم و قلمم را در حد توان اندك خود میچرخانم. بحث و گفتگویی هم شد روی نوشته های دیگر دوستان شاید گهگاه راه بیندازم كه از دیگران بیاموزم. چیزی هم نمیخواهم ثابت كنم كه چه كاره هستم یا چه كاره نیستم. كوتاه و موجز چیزمیز خواهم نوشت. حضورم را هم در فیس بوك محدود خواهم كرد و در كاری جمعی هم مشاركت نخواهم كرد مگر اینكه زمینه هایی واقعاً مساعد ببینم كه متاسفانه بشدت نایاب است و كاری هم از من وبلاگ‌نویس ساخته نیست، به كار جمعی اعتقاد دارم اما به حكم تجربه های مكرر در مكرر زمینه های آنرا در جامعه ایرانی ضعیف و بطور كلی در چالشهای عمیقی میبینم كه خود بحثی جداگانه می‌طلبد و خواهم نوشت. اما نان و ماست خودم را میخورم و چه كار به كار كسی دارم؟ هركس هركار میكند در كارش موفق باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت دو: &lt;/b&gt;روزانه‌نویسی كار خوبی است اما به شرط اینكه آدم هرروز بتواند خودش را مقید كند كه بنویسد، بدلیل ماهیت كارم و این روزها مشغولیتهای زندگی، امكان چنین كاری برای همیشه ندارم، حتی نوشتن مطالب دو سه خطی را. از اول هم گفته بودم سعی خودم را میكنم كه هرروز بنویسم و برای ده روزی اینكار را ادامه دادم به احترام روز وبلاگها و احترام به وبلاگ‌نویسی. از این به بعد هم خود را مقید نمیكنم و فرصتی بشود چندخطی خواهم نوشت و كماكان هستم. اشاره‌ام به دوستان حاشیه‌ساز هم برای این بود كه واقعاً برای دو سه روزی در حالیكه چند مطلب هم آماده داشتم، درگیری بیهوده راه انداختند كه خوب در مورد كاری بود كه عده ای جایی جمع شده بودند و نمیخواستند بدانند برای چه باید آنجا جمع شوند یا دست كم تبیین كنند برای چه جمع شده‌اند! عجیب ولی آشناست. البته خوب خودم هم مقصر هستم كه كارجمعی ایرانی را همیشه جدی میگیرم! بهرحال گذشت و رفت و تمام شد و ما را با دوستان در كاری جمعی كاری نیست (!)، مگر اینكه برنامه و خط مشی خودشان را دقیق در همان شروع كار مشخص كنند، كار هم در چارچوب مشخص و سازمان یافته و هدفمند و تا حد امكان دموكراتیك باشد، حتی برای رفتن به پیك‌نیك! متاسفم كه ما ایرانیان اغلب الفبای پیك‌نیك رفتن هم بلد نیستیم چه رسد به كارهای دیگر. حرف هم بزنیم میگویند فلانی ایرادگیر و تلخ است. خوب اینكاره نیستیم دیگر. برای همین است كشورمان رسماً به خاك سیاه نشسته است. چرا تعصب بیهوده میورزیم و فرافكنی میكنیم؟ دركنار همه خوبیهایی كه داریم، چیزهای خیلی ساده این چنین را در كارهای جمعی بلد نیستیم و به جایش چیزهای مشكل اما بی‌فایده بلدیم! این بلدنبودنها واقعاً ما را به خاك سیاه نشانده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4598675553371388993?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4598675553371388993/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4598675553371388993&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4598675553371388993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4598675553371388993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_21.html' title='توضیحی كوتاه و حاشیه‌ای'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3701710533052677057</id><published>2011-09-18T19:47:00.003-06:00</published><updated>2011-09-18T19:53:00.233-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادمونتونیات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>ورشكستگی بلاك باستر كانادا</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;ورشكستگی بلاك باستر كانادا&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شركت بلاك باستر (Blockbuster) كه كرایه دهنده فیلمهای سینمایی و بازی بود در كانادا ورشكست شده و از چند روز پیش تمام دارایی های خود (فیلمها و بازیها) را به حراج گذاشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حیف شد. من و همسرم تلویزیون تماشا نمیكردیم (با اینكه كابل تلویزیون داریم اما عملاً هیچ استفاده ای از آن نمی‌بریم) و گهگاه به جایش فیلم می‌دیدیم. داون لود كردن فیلم را دزدی و تعرض به حقوق پدیدآورندگان محصولات فرهنگی میدانیم. گیرم كه دوستانی توجیهات ضد استثماری (!) هم برای آن پیدا میكنند. دزدی دزدی است. میخواهد ایده وبلاگی باشد میخواهد یك فیلم باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هرحال از تماشای آنلاین فیلم یا سفارش آن از طریق سرویس‌دهنده‌های كابلی تلویزیون هم خوشمان نمی‌آید، فیلم را اگر می‌رسیدیم در سینما می‌دیدیم وگرنه اگر فرصت اكران از كف میرفت، باید در بلاك باستر میچرخیدیم و بین چند فیلم یكی را انتخاب میكردیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این پرسه زدن در میان فیلمها، حتی فیلمهای درپیت هالیوودی كه با نگاه به روی جلدشان تمام داستان را تا ته میشود حدس زد، دوست داشتیم. این بالا و پایین كردن فیلمها و هربار مذاكره در مورد اینكه امشب چه فیلمی خوب است ببینیم، برایمان جالب بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز سالن بلاك باستر محله مان خالی شده بود. منظره غم‌انگیزی بود. حیف. احتمالاً دنیای كتابهای كاغذی هم كم‌كم تحت تاثیر قرار میگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت:&lt;/b&gt; مطلب ناكامی فعالیتهای جمعی فراموشم نشده است، حرف و گفتنی در این مورد زیاد دارم آنرا موكولش میكنم به وقت مناسب بدلیل اینكه متاسفانه كسانی ممكن است فكر كنند كه این چیزها را برای هدف قرار دادن برنامه خاص و فعالیتی كه اخیراً انجام گرفته است و پاسخگویی غیرمستقیم مینویسم، این حرفها قدیمی هستند و تنها دوباره چكیده و وبلاگی از نو صورت‌بندیشان میكنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3701710533052677057?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3701710533052677057/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3701710533052677057&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3701710533052677057'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3701710533052677057'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_18.html' title='ورشكستگی بلاك باستر كانادا'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3851197757748291129</id><published>2011-09-17T23:55:00.001-06:00</published><updated>2011-09-18T02:21:45.356-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>ناكامی جمعی در فعالیتهای جمعی (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;&lt;b&gt;ناكامی جمعی در فعالیتهای جمعی (۱)&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكبر گنجی در مصاحبه با برنامه پارازیت، بی‌اعتمادی را ریشه اصلی ناكامی ایرانیان در كارهای جمعی سیاسی میداند و آنرا به جمهوری اسلامی نسبت میدهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آیا واقعاً چنین است؟ یعنی جمهوری اسلامی در سراسر این سالها در بین تك تك ما نفوذ كرده و ما را نسبت به همدیگر بدبین و بی‌اعتماد كرده است؟ منكر وجود بی اعتمادی بین ایرانیان نیستم كه بخشی از آن هم در بین نیروهای اپوزیسیون توسط جمهوری اسلامی دامن زده شده است، اما معتقدم كه بی اعتمادی بخشی از ماجراست و عوامل اصلی در جاهای دیگری هستند. در این مورد باز خواهم نوشت.  &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3851197757748291129?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3851197757748291129/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3851197757748291129&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3851197757748291129'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3851197757748291129'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_17.html' title='ناكامی جمعی در فعالیتهای جمعی (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-7655345426781437908</id><published>2011-09-16T22:19:00.001-06:00</published><updated>2011-09-16T22:29:17.256-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><title type='text'>تغییر نسل</title><content type='html'>&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;تغییر نسل&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كامنت‌گذار رهگذر ایام قدیم كه قصد پسرخاله شدن یا دخترخاله شدن داشت:&lt;br /&gt;"آقا وبلاگ خوبی داری به من هم سربزن!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كامنت‌گذار رهگذر امروز، نسل جدید پیگیر مسائل فنی، بی‌حوصله و رك:  &lt;br /&gt;"اتفاقی وبلاگت رو دیدم. نه به فیس‌بوك وصله نه تو گودر میشه پینگش كرد كه در توییتر بشه دیدش. مشكلش رو حل كن دیگه! برا خودت میگم"&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-7655345426781437908?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/7655345426781437908/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=7655345426781437908&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7655345426781437908'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7655345426781437908'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_13.html' title='تغییر نسل'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-5500777958367942283</id><published>2011-09-15T22:47:00.002-06:00</published><updated>2011-09-15T22:55:22.976-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ خاموش'/><title type='text'>به بهانه ابهامات در ماجرای سمیه</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;روزانه امروز (پانزدهم سپتامبر)&lt;br /&gt;به بهانه ابهامات در ماجرای سمیه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;الف) عارفانه و رمزی حرف زدن و در لفافه گفتن، دفاع از خود و حق و حقیقت نشد. سمیه باید بیاید شجاعانه و بی رودربایستی شفاف و درست حرفش را بزند و واقعه و صحنه روز شلاق را دقیق و مو به مو شرح بدهد وگرنه جماعت فاشیست، ولش نمیكنند، جدای از انتقادهایی كه به شیوه خبررسانی خود سمیه وارد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) نمیدانم از دیروز بعد از این جریان شلاق، یاد سه نفر كرده‌ام كه بكل فراموش شده‌اند: زهرا بنی‌یعقوب كه در زندان دادسرای همدان به مرگی بشدت مشكوك گرفتار آمد؛&lt;br /&gt;فرزاد كمانگر معلم جوان كرد كه حكومت او را اعدام كرد. چشمانش هنوز جلوی صورتم هست و به آدم میخندند؛  و در آخر &lt;a href="http://aknoun.blogspot.com/" target="_blank"&gt;علی معظمی&lt;/a&gt; كه عكس فرزاد را در بالای وبلاگش گذاشته بود و بشدت سیاسی مینوشت و دغدغه‌اش چیزی جز دفاع از فعالان سیاسی و حقوق بشری نبود. گوشش را گویا كشیدند و ناگهان خاموش شد. حیف!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صدمه‌دیدگان و رفتگان دنیای مجازی و واقعی .... یادشان گرامی! بی‌هیچ حرف اضافه و تعیین تكلیف برای كسی.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-5500777958367942283?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/5500777958367942283/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=5500777958367942283&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5500777958367942283'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5500777958367942283'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_15.html' title='به بهانه ابهامات در ماجرای سمیه'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3955816977477424160</id><published>2011-09-14T22:50:00.003-06:00</published><updated>2011-09-15T11:15:03.222-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><title type='text'>مهندسی امنیت-شكنجه و جامعه‌شناسی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;روزانه امروز (چهاردهم سپتامبر)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;مهندسی امنیت-شكنجه و جامعه‌شناسی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;دانشجوی دكترای جامعه‌شناسی، دانشجوی نخبه و تیزهوش و درسخوان كشور كه تمام ضوابط حكومت را هم رعایت میكرد و مومن و متشرع هم بود، به خاطر توهین به اونقدی نژاد، پنجاه ضربه شلاق خورد! برق سه فاز از كله آدم میپرد. به همین راحتی؟ چه عرض كنم. نخبگان ممكت گیر كسانی افتاده‌اند كه بین خودشان هم دعواست و دارند همدیگر را تكه تكه میكنند، حدس میزنم برنامه این بوده كه در مقابل حیله احمدی‌نژاد در مورد آزادی زندانیان آمریكایی، یك حالگیری ازش بكنند كه زیاد در نیویورك بهش خوش نگذرد. نمیدانم از طرفی هم اینها در عین حال دوز تنظیمات شكنجه و مهندسی امنیتی را خوب پیش میبرند. طرحشان هم عجیب و غریب و پیچیده نیست اما به نحو شگفت‌انگیزی همچنان جواب میدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال ماجرا ادامه استراتژی دوز كنترل شده خشونت و شكنجه برای بی‌حس كردن بیشتر جامعه بوده یا تاكتیك حالگیری از "دكتر" یا هردو، نمیدانیم! هرچه هست همین بی-همه-چیزی ها به خوبی جواب داده و میدهند. از قانون دوم نیوتون هم شفاف‌تر و صورتبندی شده‌تر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شوخی بی‌مزه‌ و نابهنگامی است اما چه كنم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میگویند سمیه توحیدلوی عزیز هروقت به كسی میرسیده می‌پرسیده: شما كدام دانشگاه هستید؟ رتبه شما در كنكور چند بوده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این به بعد به هركس برسد احتمالاً میپرسد: شما كدام زندان بودید؟ چند روز انفرادی بودید؟ چندتا ضربه شلاق خورده‌اید؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سمیه عزیز، شرمنده نباشد و سرش را بالا بگیرد كه قربانی دستگاه مهندسی شكنجه-امنیت شده، اینبار هم سربلند بیرون آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;راستی خلخال آن خانم كه گویا "اقلیت مذهبی" هم بود، آخر پیدا نشد؟&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;آن خلخال هم پیدا شود، نمیگویم بمیرم رواست. اما همچنان شرمنده سمیه‌ها خواهم ماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت مهم:&lt;/b&gt; سمیه توحیدلو میگوید، شلاقی كه خورده "نمادین" بوده. حالا نمادین یعنی چه، الان بلوایی در گرفته است. به هر حال اصل داستان تحقیر به قوت خود باقی است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3955816977477424160?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3955816977477424160/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3955816977477424160&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3955816977477424160'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3955816977477424160'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_14.html' title='مهندسی امنیت-شكنجه و جامعه‌شناسی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4612754076825199564</id><published>2011-09-13T21:04:00.000-06:00</published><updated>2011-09-13T20:55:46.944-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ خاموش'/><title type='text'>كوتاهترین مطلب وبلاگی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;روزانه امروز (سیزدهم سپتامبر)&lt;br /&gt;كوتاهترین مطلب وبلاگی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;سالگرد وبلاگها بود و بد نیست یادی از وبلاگی خاموش هم بكنیم. تا آنجا كه خاطرم هست كوتاهترین &lt;a href="http://qbpd.blogspot.com/"&gt;مطلب&lt;/a&gt; وبلاگی باید از آن كورش علیانی باشد كه چند سال پیش نوشت: "نفت پر" !  (پیوندش را پیدا نمیكنم) تا آنجا كه دیده‌ام كوتاهتر از این پستی وبلاگی وجود نداشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر همین سیاق، برای روزانه امروز مینویسم:&lt;br /&gt;سرهنگ پر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4612754076825199564?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4612754076825199564/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4612754076825199564&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4612754076825199564'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4612754076825199564'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_4586.html' title='كوتاهترین مطلب وبلاگی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-633704420289930571</id><published>2011-09-12T21:23:00.003-06:00</published><updated>2011-09-12T21:29:25.723-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شگفتی‌ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><title type='text'>مساحت یك كشور شگفتی‌ساز</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;روزانه امروز (دوازدهم سپتامبر)&lt;br /&gt;مساحت یك كشور شگفتی‌ساز &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساحت ایران بعد از گذشت چند روز همچنان سیزده چهارده درصد خودبخود&lt;a href="http://www.ayandenews.com/news/35942/" target="_blank"&gt; اضافه &lt;/a&gt;شده است و موضوع همچنان جدی است! عجیب و حیرت آور اینكه هنوز كسی از مقامات آنرا تكذیب نكرده‌ است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;شاید هم این عدد مساحت ایران مانند پول یارانه ها همانطور كه "رییس جمهور محبوب" فرمودند، خودبخود بركت میكند اگر كسی به آن دست نزند. خوب كشوری كه به اندازه مساحتی نزدیك به خلیج فارس بهش اضافه میشود، ممكن است كش آمده باشد همانند فك اهالی آن سرزمین از بسكه شگفتی دیده‌اند!&lt;/p&gt;فعلاً كه شده و به قول معروف: حزب الله میتواند!&lt;br /&gt;ظاهراً نرخ افزایش حیرت و شگفتی، شاخصی است كه در ایران بیش از تورم درحال رشد است.&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-633704420289930571?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/633704420289930571/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=633704420289930571&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/633704420289930571'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/633704420289930571'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_12.html' title='مساحت یك كشور شگفتی‌ساز'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-104089019312137782</id><published>2011-09-11T09:40:00.002-06:00</published><updated>2011-09-11T09:44:55.774-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نفرت از دیگری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><title type='text'>یازدهم سپتامبر اسمش روی خودش است</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;روزانه امروز (یازده سپتامبر)&lt;br /&gt;یازدهم سپتامبر اسمش روی خودش است!&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;اینجا كاری به تحلیل بنیادگرایی اسلامی و جنگ علیه تروریسم و خشونت كور متقابل ندارم. تعدادی كارمند بیگناه و از همه جا بیخبر جان باختند همانطور كه تعداد خیلی بیشتری شهروند بیگناه و كودك عراقی و افغانی زیر بمب بارانهای اشتباه آمریكاییها و ناتو  و نیز بمبگذاریهای بنیادگرایان در منطقه جان‌باختند و این چرخه نفرت كور همچنان ادامه دارد.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;هرازچندگاهی كه آژیر خطر برج محل كار من به صدا در می‌آید (معمولاً جهت تمرین متداول ایمنی) و مثلاً پانزده یا بیست طبقه را باید پایین بیایم كه معمولاً بعد از پایین آمدن چند طبقه سرعت حركت كمتر و كمتر میشود و عملاً بدلیل ازدحام جمعیت در راه پله اضطراری برای دقایقی بی‌حركت می‌مانیم، یاد قربانیان یازده سپتامبر می‌افتم. كسانی كه در طبقات بالا بودند و شاید تنها برگشته بودند كتشان را بردارند. شاید تنها میخواسته‌اند ایمیلی را كه تقریباً تمام كرده بودند، سریع بخوانند و بفرستند... چند دقیقه زودتر می‌آمدند شاید گیر نمیكردند... &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;پنج سال پیش &lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2006/09/blog-post_11.html" target="_blank"&gt;چنین&lt;/a&gt; نوشتم:  &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;روز سه شنبه بوده و معمولاً سه‌شنبه‌ها در شرکت‌ها روز جلسه است. جان لابد مى‌خواسته به يک هيات که از کاليفرنيا آمده بودند، يک گزارش مالى ارائه بدهد، تمام روز قبل را تا دير وقت در دفتر بوده تا اسلايدهاى پاور پوينت را آماده کند. جين منتظر ايميل کرى بوده که ليست سپرده گزاران آفريقاى جنوبى را در شبکه آپلود کند. برايان به فکر اين بوده که وام خانه خودش را با يک ريت خوب به جاى ديگرى منتقل کند. جک در تمام ساعاتى که پشت ترافيک راش بوده، داشته فکر مى‌کرده که ساعت‌هاى اضافه کارى اينهفته خودش را روى کدام پروژه شارژ کند. جنيفر داشته فکر مى کرده که کافى بريک به کدام طبقه برود و در همين لحظه يک صداى مهيب آمده بوده … &lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-104089019312137782?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/104089019312137782/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=104089019312137782&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/104089019312137782'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/104089019312137782'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_11.html' title='یازدهم سپتامبر اسمش روی خودش است'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3916871508843766219</id><published>2011-09-10T11:04:00.003-06:00</published><updated>2011-09-10T11:09:22.579-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دین‌'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مهندسی ایمنی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>نقش دعا در كاهش سوانح هوایی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;روزانه امروز (دهم سپتامبر)&lt;br /&gt;نقش دعا در كاهش سوانح هوایی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وزیر محترم راه و شهرسازی &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/business/2011/09/110909_ka_nikzad_plane.shtml" target="_blank"&gt;فرموده‌اند&lt;/a&gt;: "عمر ناوگان هوایی كشور بالاست و در این رابطه همواره دست به دعا هستیم"!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب است كه همچنان با دعای صرف میخواهیم آمار سوانح هوایی را كم كنیم. یعنی این مساله خیلی هم جدی است و شك ندارم كه میلیونها نفر در ایران هستند كه معتقدند دعاهای خیر مردم و مومنین است كه باعث میشود سوانح هوایی بیشتر از این نشود! این عقیده هم خطرناك است، هم بحدكافی جدی گرفته میشود و هم طرفداران آن در تمام سطوح جامعه حضور دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عجیب است البته كه با وجود حجم خیلی زیاد دعاهای با خلوص نیت زوار و مومنین، آمار سقوط و سوانح هوایی در مشهد خیلی بالاست. خوب به جای تحلیلهای عارفانه ورزیدن خوشبختانه با اختراع علم و بكارگیری آمار میشود حدس زد كه در فرودگاه مشهد بدلیل ترافیك هوایی مشكلاتی جدی خصوصاً در مورد محل فرودگاه و باندهای آن وجود دارد و باید آنها را رفع كرد و البته دعای زوار و حمایت حضرت ضامن آهو هم چاره‌ساز نبوده است!‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهتر نیست كه اول مشكلات فنی مكانیكی، الكترونیكی، كنترلی، عملیاتی و غیره را رفع كنیم و هرآنچه را كه قابل پیش بینی و تمهید است، انجام دهیم بعد اگر هم گمان داریم دعا ممكن است چاره ساز باشد (كه البته بنده شخصاً چنین اعتقادی ندارم)، دعا را دافع و رافع بلاها و بدبختی‌ها و اهمال‌كاریهای مسلمی كه خودمان بدست خود میسازیم، ندانیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3916871508843766219?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3916871508843766219/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3916871508843766219&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3916871508843766219'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3916871508843766219'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_10.html' title='نقش دعا در كاهش سوانح هوایی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-7207162456959077683</id><published>2011-09-09T13:33:00.004-06:00</published><updated>2011-09-09T13:42:17.305-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توضیحات بلاگ​دار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزانه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><title type='text'>روزانه امروز (نهم سپتامبر)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;روزانه امروز (نهم سپتامبر)&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;بعد از بررسی زیاد و تامل، به گمانم راه تجدید حیات وبلاگ‌نویسی در كوتاه‌نویسی باشد. كاری سخت است از چند جهت (جهتها را نمی‌آورم كه مطلب طولانی نگردد!). &lt;/p&gt;باید كار كرد و اندیشید و نوشت. نوشته‌ها را هم تا حد ممكن باید كوتاه كرد. به گمانم این است راهی كه وبلاگنویسان قدیمی‌تر بتوانند هر روز بنویسند.&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-7207162456959077683?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/7207162456959077683/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=7207162456959077683&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7207162456959077683'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7207162456959077683'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post_09.html' title='روزانه امروز (نهم سپتامبر)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-682060166350050574</id><published>2011-09-03T10:01:00.003-06:00</published><updated>2011-09-03T10:24:38.769-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='وبلاگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توضیحات بلاگ​دار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبريک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>به مناسبت روز وبلاگهای فارسی و هفته وبلاگنویسی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;به مناسبت روز وبلاگهای فارسی و هفته وبلاگنویسی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر همه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفته وبلاگ‌نویسی است و به این خاطر سعی میكنم بیشتر در اینجا بنویسم. ادای دینی است به وبلاگ خودم و خوشحالم كه گهگاه اینجا چیز میز مینویسم. علیرغم اینكه تعامل و تضارب آرا در فیس بوك بهتر و روانتر و انگیزه های كار در آنجا بیشتر است اما كار فیسبوك نهایتاً بسیار محدود است. دوست دارم دیگران هم پرده كركره های وبلاگهایشان را بالا بزنند، گردوخاك و تار عنكبوتها را كنار بزنند و بنویسند و از نوشته های آنها استفاده كنم و بهره ببرم. بویژه خیلی خوشحالم كه دوستان خوب دانا و بامطالعه &lt;a href="http://www.mborjian.com/" target="_blank"&gt;مهندس&lt;/a&gt; مسعود برجیان و &lt;a href="http://azadnegar.wordpress.com/" target="_blank"&gt;سهیل&lt;/a&gt; جان‌نثاری برگشتند و كار وبلاگنویسی را جدی دوباره شروع كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین دیگر! در وبلاگهایمان بیشتر بنویسیم بهتر است. هفته وبلاگنویسی و روز وبلاگنویسی فارسی بر همه دوستان وبلاگ‌نویس و وبلاگخوان، خصوصاً قدیمیهای این عرصه خجسته باد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان وبلاگنویس قدیمی شوری در سر گرفته اند و &lt;a href="http://www.persianblogsday.com/" target="_blank"&gt;تلاشی&lt;/a&gt; به پا كرده اند. سپاس از تك تك آنها. امیدوارم كه حداقل گاه و بیگاه هم كه شده چیزی بنویسند.  اجازه بدهید كه زیاد در این مورد حرف نزنم و كلاً بنویسیم كه قطعاً كار نوشتن ما در وبلاگهایمان برد خوبی دارد حتی در این زمان كه ارتباط دوطرفه بین خواننده و نویسنده و نیز ارتباطات شبكه ای وبلاگها در بلاگ سپهر محدودتر شده. در این مورد شاید قدری وقت باشد بیشتر بشود واكاوی كرد. سخت نگیریم و بنویسیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یكبار دیگر روز وبلاگهای فارسی و هفته وبلاگنویسی برهمه شما خجسته باد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;_________________________&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;یادآوری بسیار مهم: &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان لطفاً بنده را از منتشر كردن كامنت با نامهای ناشناخته (بی‌نام یا ناشناس و ...) یا بدون ارجاع به یك ایمیل واقعی معذور بدارید. واقعاً كامنتهای این چنینی را صرفنظر از اینكه چه نوشته باشند و محبت و لطفشان شامل حال بنده هم شده باشد، منتشر نخواهم كرد و اساساً نخوانده پاك خواهم كرد. گفتم كه گاه دوستان دور و نزدیك اهل رودربایستی نباشند، صادقانه بیایند حرفشان را هرچه كه هست بزنند و هر انتقاد و اعتراضی هم دارند شخصاً لطف كنند مطرح كنند و با هم گفتگو كنیم. خوب اشتباه و ایراد هم حتماً دارم و خواهم پذیرفت، ممنونتان هم خواهم شد. دیگرانی هم كه ممكن است حقوق بگیر جایی باشند وقت خودشان را پای كامنت‌گیر وبلاگ بنده حقیر تلف نكنند كه كامنت آنها را همانطور كه در بالا عرض شد، نخوانده پاك خواهم كرد و تحت هیچ شرایطی كامنت از فرد بی‌نام و ناشناس و بدون ارائه ایمیل واقعی منتشر نخواهم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در غیر این صورت اگر هر نوع انتقاد و نقد تندی هم به نوشته بنده یا اساساً خود بنده و عقایدم و نه شخص سوم داشته باشید، تنها كافی است نام خودتان یا یك ایمیل واقعی از خود را مشخص كنید و بلادرنگ نظرتان را منتشر خواهم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجبورم این توضیح را هربار پای هریك از نوشته های خود (ممكن است با قدری بازنگری برحسب مورد) بیاورم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-682060166350050574?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/682060166350050574/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=682060166350050574&amp;isPopup=true' title='9 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/682060166350050574'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/682060166350050574'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/09/blog-post.html' title='به مناسبت روز وبلاگهای فارسی و هفته وبلاگنویسی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4155484613950172425</id><published>2011-07-31T10:55:00.002-06:00</published><updated>2011-07-31T10:58:32.454-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>تشنگی شادی و عصیان در آوردگاه اجتماع ایرانی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;تشنگی شادی و عصیان در آوردگاه اجتماع ایرانی&lt;br /&gt;به بهانه خزبازی بعد از آب‌بازی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوانانی كه به مدد ارتباط زنده و مستقیم با سراسردنیا و تاثیرپذیری ناشی از جهانی شدن، از جشن قدیمی آب بازی در اسپانیا ایده میگیرند و بلافاصله با پیامك و اطلاع رسانی شبكه‌ای خودشان را به پارك آب و آتش میرسانند، از كارناوالهای شادی در تابستان اروپا و آمریكای شمالی مانند كارناوالهای خیابانی همجنسگرایان، رقصها و لباسهای محلی جوامع كارا‌ئیب، آفریقایی یا آمریكای لاتین، نمایشگاههای چندفرهنگی و اجراهای خیابانی و ... هم به ظاهر ایده میگیرند، بلافاصله احساس میكنند كه باید یك حركت ایرانی با محدودیتهای حكومتی موجود راه بیندازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه تشنه شادی و لذت، رفتارهای ناهنجار از خود نشان میدهد. بیش از اینكه كاری فرهنگی كند كاری نابهنجار و عجیب به معرض نمایش قرار میدهد. كارناوال شادی را هم تبدیل میكند به محلی برای مسخره كردن دیگر طبقات اجتماعی به طور عام و تنها به عنوان یك شورش كور بی‌هدف و عصیانگری علیه هنجارهای دیگران. هنجارهایی كه درست یا غلط در جامعه هستند و توسط طبقات سابق روستا-شهری (كسانی كه بین روستا و شهر ییلاق قشلاق میكردند) و كسانی كه ناگهان از زاویه معیشتی درآمدهای زیادی بچنگ آورده‌اند و رو به سمت شمال تهران همچنان در حال ساخت و ساز و سرمایه گذاری و ملك خریدن هستند، نمایندگی می‌شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بشود گفت این عصیان و شورش در واقع عوضی گرفتن یك چیز با چند چیز دیگر است. اگر جوانان عصیانگر از فشارهای دیوانه‌وار حكومت در عرصه سیاسی و اخیراً‌ اجتماعی كلافه شده اند، اگر دنبال مفری برای شادی و دورهم بودن میگردند، با ساده اندیشی و تنبلی و رندی خاص ایرانی ریشه همه مشكلات را در بی فرهنگی مشتی "جك و جواد و خز نوكیسه"* دیدن، بیش از هرچیز نشانه كم شدن مدارا و مقبولیت نیافتن تنوع و آزادیهای اجتماعی در بین این دسته از جوانان است. بیش از هرچیز نشانه موفقیت حكومت است كه موفق شده این طرز فكر را حتی در بین دانشجویانی كه نخبگان كشور هستند، جا بیندازد كه اگر من نوعی توی دیگری را چه در ظاهر لباست چه در نحوه رفتارت و چه در فكر و عقیده‌ات خودی و ملموس و آشنا نبینم تو از ما نیستی پس پست و فرومایه هستی و تو هستی كه جای من را تنگ كرده‌ای.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از زاویه دیگر ظهور طبقات اقتصادی نوكیسه چه رانتخواران حكومتی و چه ملك‌بازان و ساخت‌و‌ساز‌كاران و پولداران جدید الظهور، موجب حضور كسانی از میان آنها در عرصه جامعه شده است كه با پولهای بادآورده میخواهند، ثروتشان را در چشم دیگران فروكنند و هرطور شده میخواهند خودشان را مد روز نشان بدهند حال اینكه از دید جوانان برپاكننده "گردهمایی خز" آنان توان و فرهنگ با مدروز حركت كردن را ندارند، مسافرت به چارگوشه دنیا میكنند اما بلد نیستند "باكلاس" و "شیك" باشند و این داستان همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدون اینكه بخواهم در این آوردگاه و این رقابتجویی برسر مسخره كردنها و تحقیرهای میان گروهها، اقوام، قومیتها، طبقات مختلف اجتماعی و اصناف و احزاب قضاوت ساده و دم دستی داشته باشم و پویایی و پیچیدگی‌های هنجارها و ناهنجاریهای اجتماعی جامعه ایران را نبینم، باید گفت كه آوردگاه فرهنگی و اجتماعی ایرانی را هم در كنار آوردگاه سیاسی و نیز آوردگاه اقتصادی حتی جدای از دعوای سنت و مدرنیته باید دید و شناخت و بشدت جدی گرفت. چیزی كه مورد غفلت تحلیلگران و فعالان است و در دعوای سیاست و كنشگری حقوق بشری، حقوق مدنی و سیاسی و نیز مسائل و مشكلات جدی معیشتی (كه بیش از دسته مطالبات اول ملموستر و همگانی تر هستند) گم شده است، آنهم در جامعه‌ای جوان كه پویایی و به عبارت دیگر كنش و واكنشها و تحولات سریع و بلادرنگ اجتماعی و تغییرات جوی پی در پی در این حوزه، یك بهشت برین برای مطالعات كارشناسان علوم اجتماعی بویژه در حوزه روانشناسی اجتماعی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* "خز" واژه جدیدی است و تعریف درستی از آن نیافتم. البته در گویش همدانی به لات بی سروپا و لاابالی و بی‌توجه به آرایش و ظاهر خویش: "خزی" (به زبر روی خ و تشدید روی ز) میگفتند، اطلاع ندارم كه در جای دیگری یا گویش دیگری از فارسی قدیم هم این واژه كاربرد داشته یا نه. اما خز از خزی دقیقاً نمی‌آید و ابداع نسل جدید است، از دید این نسل خز كسی را میگویند كه از مدهای قدیمی از میان رفته (دمده) و معمولاً تركیب و معجونی مسخره از از "جوادپسند" و "مد روز" استفاده میكند و به خیابان می‌آید. اساساً از مد و مدرن بودن چیزی سردرنمی آورد با این همه میخواهد خود را خیلی آوانگارد و آلامد نشان دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4155484613950172425?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4155484613950172425/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4155484613950172425&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4155484613950172425'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4155484613950172425'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/07/blog-post_31.html' title='تشنگی شادی و عصیان در آوردگاه اجتماع ایرانی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-2490606884671696753</id><published>2011-07-20T21:46:00.004-06:00</published><updated>2011-07-20T21:55:28.272-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادمونتونیات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>صدسالگی تولد مبدع ایده دهكده جهانی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;صدسالگی تولد مبدع ایده دهكده جهانی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;اشاره: مدتی است اینجا خاك خورده و حرفی ندارم بزنم و دل و دماغ سیاست هم ندارم. نه اینكه بخواهم راه خودم را جدا كنم كه معتقدم راست و سرراست و بی‌تعارف بهتر است اصلاً تا زمانی كه زمینه كار سازمانی و جمعی و هدفمند و دموكراتیك نداریم، آدمها را جلوی توپ نفرستیم و دیگران را مانند زندانیان سیاسی و شیخ و مهندس جسارتاً به گا ندهیم (با عرض پوزش، واژه‌ دیگری كه بتواند پیام را برساند مدتهاست میگردم و نیست) اگر میخواهیم هردم به یك مزاج باشیم. بگذریم و بگذریم و بگذریم كه بدجور تلخم از این همه دم‌دمی مزاج بودن و بی‌فكری و بی‌همتی و بی‌مسوولیتی‌مان، خودم هم در این میان مستثنی نیستم. بگذریم و بگذریم. به امید روزهای بهتر در دهه‌های آینده. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواستم این را عرض كنم كه:&lt;br /&gt;فردا صدمین زادروز حضرت &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Marshall_McLuhan" target="_blank"&gt;مارشال مك‌لوهان&lt;/a&gt; است در شهرمان ادمونتون. ایده دهكده جهانی واقعاً جهانی شد و جهان آخر سر دهكده شد. افسوس كه در این شهر كسی او را نمیشناسد، بعید میدانم بیش از نیم درصد مردم این شهر او را بشناسند، نه اینكه گمان ببریم در جای دیگری مثلاً تورانتو یا ونكوور وضع خوب است. مهم این است كه مردم پشت چراغ قرمز می‌ایستند و به قانون تاحد خوبی احترام میگذارند و كارجمعی را خوب بلدند و در میان دعواها به حرف هم گوش میدهند ببینند نكته‌ای در حرف طرف مقابل هست یا نه و چه كار باید كرد برای حل مشكل و چیزهای ساده‌ای از این دست كه در كودكستان بهشان آموخته اند بكار می‌بندند. نیازی هم به صادرات چند ده هزار روشنفكر و اندیشمند و صاحبنظر و متخصصین صاحب رسانه ندارند. بگذریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری، هم &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Marshall_McLuhan" target="_blank"&gt;او&lt;/a&gt; جهانی شد هم ایده‌اش جهان را درنوردید، چون درست می‌دید آینده را.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-2490606884671696753?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/2490606884671696753/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=2490606884671696753&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2490606884671696753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2490606884671696753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/07/blog-post.html' title='صدسالگی تولد مبدع ایده دهكده جهانی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-30032001068456394</id><published>2011-06-19T13:26:00.003-06:00</published><updated>2011-06-19T13:31:11.343-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبادل​نظر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>همراهی با اعتصاب قدری گرسنگی كشیدن هم میخواهد</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;همراهی با اعتصاب قدری گرسنگی كشیدن هم میخواهد&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود بهنود گفته است به زندانیان اعتصابی پیام بفرستیم. راه درست‌ترش به نظرم این است كه اول خودمان دست كم برای دو سه روز هم كه شده در میادین چند شهر بزرگ دست به اعتصاب غذای تر بزنیم بعد به زندانیان پیام بفرستیم و از آنها خواهش كنیم اعتصاب غذای خودشان را بشكنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با كدام راه میتوانیم صادقانه به زندانیان سیاسی غیرتمندمان روحیه دهیم؟ اینكه پیامهای ویدیویی صرف در یوتیوب و فیس بوك بگذاریم یا بیاییم خودمان هم در یك اقدام عملی با زندانیان برای مدت كوتاهی هم كه شده همراهی كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این جمع چندصدهزار نفره خارج كشوری كه خودشان را فعال سیاسی و جنبش سبز و آزادیخواهی و دموكراسی طلب و مشروطه‌خواه، طیف چپ، راست یا ایضاً فعال رسانه‌ای میدانند و می‌نامند اگر صدنفر هم حاضر باشند در چند نقطه مانند میدان ترافالگار، مركز حقوق بشر روبروی برج ایفل پاریس و جلوی سازمان ملل در ژنو و نیویورك و دیوان داوری لاهه جمع شوند و بدون نشان دادن هیچ شعار و پرچم و سمبلی و تنها با نشان دادن عكس زندانیان سیاسی این حركت، اعتصاب غذای تر برای دو سه روز كنند بعد هركدام از آنها به زندانیان سیاسی پیام بدهند كه اعتصاب خود را بشكنند، آیا چنین حركتی تاثیرات مثبتی ندارد؟ آیا واقعاً چنین بی همت و بی انگیزه‌ایم كه حتی به این گزینه ها فكر هم نمیكنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستش از طرفی به فراخوان بهنود درست یا نادرست سؤظن دارم نكند بهنود هم مانند دوستان به زمینه‌سازی برای جلو بردن فعالیت مصالحه‌طلب‌های داخل افتاده‌ است (آن بخشی از اصلاح‌طلبان عافیت‌طلب كه دنبال مصالحه هستند و نامشان را مصالحه‌طلب باید نهاد) و برای همین از هیچ فرصتی برای بدست گرفتن جو عمومی باقیمانده و هدایت اعتراضها نمیگذرند. به هرحال اگر ماجرا را چنین بدبینانه هم نگاه نكنیم، پیگیری این حركت بسیار بهتر و موثرتر از این میتواند باشد و متاسفانه كسانی كه در جنبش حرفشان بیشتر خریدار دارد، بسیار عجیب است كه ریسك كار سیاسی را حتی در حد یك همفكری كوچك دسته جمعی با تعدادی دیگر و برگزاری یك تحصن سكوت و اعتصاب غذای یكروزه یا چند روزه با هركیفیت در یكی از میادین اروپایی و آمریكای شمالی را هم نمیخواهند بپذیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كاری كه نمود بیرونی نداشته باشد و تنها جنبه رسانه‌ای در شبكه‌های اجتماعی پیدا كند، گمان نمیرود كه چندان موثر باشد. هردو كار اعتصاب و پیام فرستادن را باید انجام داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسن دیگر چنین فعالیتهایی همراهی در این حركت و تلاش برای نزدیك كردن مواضع گروههای مختلف با حضور فیزیكی برای انجام اعتصاب غذا و تحصن موجب همدلی و آغاز اولیه گفتگوها در همان میادین با استفاده از فرصت بدست آمده میشود و زمینه‌ای خواهد بود برای سازماندهی بیشتر. تا تمرین سازماندهی نباشد، به تحولی امید نمیشود بست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اینهمه كج‌سلیقگی، بی‌عملی و ریاكاری جمعی سیاسی تك تك ماها در خارج و داخل در حیرتم و مشكل را هم در فرصت طلبی‌ها و مصالحه‌جویی‌های صرف دوستان مصالحه طلب داخل و همفكران و سمپاتهای خارج نمیبینم. مشكل در اینجاست با شبی دو ساعت سیاست ورزی بعد از شام و پای فیس بوك و توییتر نمیشود به تحولی دست پیدا كرد. مهم هم نیست كه چی میگوییم، ثمری ندارد چه حرف خوب بزنیم چه حرف مصالحه‌طلبانه چه حرف تند. باید كاری كرد در جهت سازماندهی ولو با اقدامات اولیه. از این زاویه، دیگر جریان مصالحه‌طلب تنها مقصر نیست. همه ما متهم هستیم به كوتاهی كردن، از جمله جریانهای تندی كه عملاً هیچكار دیگر بجز بد و بیراه گفتن به اكثریت جنبش سبز انجام نداده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم كه این حركت همراه با اقدامات عملی هم باشد كه خوشبختانه خبر رسید دسته كم تعدادی از جوانان اصلاح طلب قصد انجام روزه سیاسی دارند. باز جای امیدواری هست، هرچند كه ما خارج كشوریها نمره قبولی تا این لحظه نگرفته‌ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-----------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان لطفاً بنده را از منتشر كردن كامنت با نامهای ناشناخته یا بدون ارجاع به یك ایمیل واقعی معذور بدارید. واقعاً كامنتهای این چنینی را صرفنظر از اینكه چه نوشته باشند و محبت و لطفشان شامل حال بنده هم شده باشد، منتشر نخواهم كرد. در غیر این صورت اگر هر نوع انتقاد و نقد تندی هم به نوشته بنده یا اساساً خود بنده و عقایدم و نه شخص سوم داشته باشید، تنها كافی است نام خودتان یا یك ایمیل واقعی از خود را مشخص كنید و بلادرنگ نظرتان را منتشر خواهم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-30032001068456394?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/30032001068456394/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=30032001068456394&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/30032001068456394'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/30032001068456394'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/06/blog-post_19.html' title='همراهی با اعتصاب قدری گرسنگی كشیدن هم میخواهد'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-413295852459198796</id><published>2011-06-19T13:20:00.000-06:00</published><updated>2011-06-19T13:42:59.108-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نگاه و نظر'/><title type='text'>بیراهه‌ای که جنبش سبز می‌رود</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;از دست ندهید این مقاله بسیار خوب و قوی را اگر تا كنون نخوانده‌اید از مهندس مسعود برجیان:&lt;div&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;بیراهه‌ای که جنبش سبز می‌رود&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;(&lt;a href="http://www.mborjian.com/2011/06/blog-post_12.html" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;امیدوارم بتوانم بزودی یادداشتی در مورد این مقاله بسیار مهم بنویسم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-413295852459198796?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/413295852459198796/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=413295852459198796&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/413295852459198796'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/413295852459198796'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/06/blog-post_6335.html' title='بیراهه‌ای که جنبش سبز می‌رود'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-2003004017793089765</id><published>2011-06-05T22:21:00.006-06:00</published><updated>2011-06-05T22:29:52.719-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شهيدان راه آزادی و جمهوريت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>درختی به یاد سحابی‌ها بكاریم</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;درختی به یاد سحابی‌ها بكاریم&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشنهاد برای ما خارج كشوریها: &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;در هر شهری كه هستیم و زندگی میكنیم برویم و با شهرداری حرف بزنیم درختی به یاد سحابی ها بخریم و بكاریم و نامشان را روی یك تابلو چنان كه رسم است در پای درخت حك كنیم تا این جنایت حكومت و مظلومیت سحابی‌ها هیچگاه از یاد نرود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-Kya4XzJUKkw/TexXLzGfQXI/AAAAAAAAAJo/3x6yQN3gNPk/s1600/Sahabis.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 300px; height: 225px;" src="http://1.bp.blogspot.com/-Kya4XzJUKkw/TexXLzGfQXI/AAAAAAAAAJo/3x6yQN3gNPk/s320/Sahabis.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5614958695631765874" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كافی است چندنفر در هرشهر دست در جیب شوند. ببینیم تا این حد هم ما خارج از كشوریها همت داریم یا نه؟ لطف كنید به بقیه اطلاع رسانی كنید. این پیشنهاد را حتی اگر شده به نام خود منتشر كنید! نام بنده اصلاً مهم نیست. مهم این است كه همگی همت كنیم و همین یك كار كوچك را انجام دهیم.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-2003004017793089765?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/2003004017793089765/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=2003004017793089765&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2003004017793089765'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2003004017793089765'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='درختی به یاد سحابی‌ها بكاریم'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-Kya4XzJUKkw/TexXLzGfQXI/AAAAAAAAAJo/3x6yQN3gNPk/s72-c/Sahabis.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3827464989193257987</id><published>2011-05-31T21:07:00.006-06:00</published><updated>2011-05-31T21:26:54.695-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کاناداگردی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>زرنگ‌بازی و تقلب ناشیانه ایرانی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;زرنگ‌بازی و تقلب ناشیانه ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك ایرانی یا ایرانی‌الاصل به نام هومن رضازاده آذر ظاهراً دسته گل قشنگی به آب داده و به همدستی یك دانشجوی دیگر در دانشگاه یو‌بی‌سی به نام جوسیا یك تقلب بزرگ تكنولوژیك اما بشدت ناشیانه در امتحان ورودی پزشكی انجام داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدین صورت كه در روز جلسه او با یك عدد دوربین كوچك كه به همراه یك فرستنده جاسازی كرده بوده از شهر ویكتوریا سوالات را با موبایلش به دوست همدستش در دانشگاه بریتیش كلمبیای ونكوور میفرستاده كه او سه نفر از دانشجویان باسابقه را گول زده بوده كه در ساعت مقرر جهت شروع كار "مربی آموزش دهنده امتحانات پزشكی" مصاحبه شوند. این سه نفر در اواسط كار متوجه میشوند كه تصاویر سوالات كیفیت لازم را ندارند و شك‌شان وقتی بیشتر برانگیخته میشود كه ازشان خواسته میشود برای جواب دادن به هر سوال با هم مشورت كنند (ابلهانه ترین طرح ممكن!)، بعد كه جوسیا برای ارسال یواشكی جوابها به بیرون از سالن میرود، سه داوطلب میبینند كه هومن ظاهراً دوربین جاسازی شده را به سمت صورت خودش هم گرفته بوده، احتمالاً كم مانده بوده كه یك وی هم به دوربین نشان بدهد كه لابد: ما پیروزیم! ... اینور داوطلبان سرشیره مالیده شده دانشگاه یوبی‌سی حیران و سرگردان می‌مانند كه چه خبر است؟! خیلی این طرح نبوغ میخواسته!! &lt;br /&gt;بقیه ماجرای جالب را خودتان از سی بی سی &lt;a href="http://www.cbc.ca/news/canada/british-columbia/story/2011/05/31/bc-high-tech-mcat-scam.html" target="_blank"&gt;بخوانید&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این خبر فعلاً توجه كسی را جلب نكرده هرچند امان از وقتی كه موجش همه جا را در جامعه ایرانی مجازی بگیرد، لباس زیر هومن خان، بادبان خواهد بود! شازده هومن، به جای اینهمه فكر و اندیشیدن برای تقلب و طراحی تكنولوژیك كمی عقلش را به كار می‌انداخت و میرفت درس میخواند بهتر نبود؟! به هر حال زندان در انتظار آن جناب و همدستش است. اگر فكر میكنید كه هنوز چیزی ثابت نشده است، توجه داشته باشید كه تمامی مدارك و شواهد لازم در این زمینه جمع شده و مسوولین حتی مجبور شده اند كه امتحان را قطع كنند و دوباره چند روز بعد برگزار كنند. حسابش را بكنید داوطلبان بیچاره ای كه مجبور شدند دوباره به شهرهای خود بروند و دوباره برگردند، هزینه اینها را كی میدهد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;در حاشیه&lt;/b&gt;: قولم در مورد حادثه انفجار پالایشگاه فراموش نشده، موضوع اینجاست كه اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است. اگر دوستان اهل رسانه و یا دوستان فنی و مشغول در صنعت نفت اطلاعاتی در این زمینه دارند، بی نصیب نگذارندمان با هم بحث دانشجویی راه بیندازیم.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3827464989193257987?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3827464989193257987/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3827464989193257987&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3827464989193257987'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3827464989193257987'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_467.html' title='زرنگ‌بازی و تقلب ناشیانه ایرانی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8961979130017633753</id><published>2011-05-31T21:01:00.002-06:00</published><updated>2011-05-31T21:06:47.620-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شهيدان راه آزادی و جمهوريت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>عزت ملی مذهبی ها هم باعزت رفت</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;"گنجینه نهادند به ماران همه رفتند"، عزت ملی مذهبی ها هم باعزت رفت. یادش گرامی! &lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;البته امیدواریم كه نقد رفتار سیاسی و عملكرد او هم به طور همه جانبه‌ای، كم‌كم شروع شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-MGXwsqaKhKQ/TeWsssMs51I/AAAAAAAAAJc/B3iTM7aS8SI/s1600/sahabi.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 213px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-MGXwsqaKhKQ/TeWsssMs51I/AAAAAAAAAJc/B3iTM7aS8SI/s320/sahabi.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5613082394365847378" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8961979130017633753?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8961979130017633753/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8961979130017633753&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8961979130017633753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8961979130017633753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_31.html' title='عزت ملی مذهبی ها هم باعزت رفت'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-MGXwsqaKhKQ/TeWsssMs51I/AAAAAAAAAJc/B3iTM7aS8SI/s72-c/sahabi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8800772213080799052</id><published>2011-05-25T23:43:00.002-06:00</published><updated>2011-05-25T23:46:37.781-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علم و تکنولوژی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مدیریت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مهندسی ایمنی'/><title type='text'>انفجار پالایشگاه آبادان (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;انفجار پالایشگاه آبادان (۱)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه داده ها و اطلاعات فنی درست و قابل اعتمادی از این حادثه در دست نیست. اما این فیلم&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/166970/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86" target="_blank"&gt; انفجار&lt;/a&gt; را در پالایشگاه نگاه كنید و قدری در این زمینه بحث‌ فنی را باز میكنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نكات قابل توجهی اینجا وجود دارند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) ظاهراً انفجار در اثر نشت تدریجی (Leak) و نه شكست و پارگی (Rupture) كه در اثر فشار زیاد (Overpressure) یا داغ شدن باشد، بوده است. البته باید در این مورد منتظر تحقیق و تفحص ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) واحدی كه آتش گرفته پر از تكنسین و نفرات فنی است كه اتفاقاً‌ عده زیادی از آنها لباس ایمنی دارند اما لباس آتش نشانی نه. نشان میدهد كه راه اندازی و پیش راه اندازی شاید هنوز در جریان بوده (كه البته توجیهی بر بی‌لباسی پرسنل نمیتواند باشد) متاسفانه و شگفتا كه تعدادی هم هستند كه اساساً لباس و كلاه ایمنی هم ندارند و راست راست دارند میچرخند. اینها را تماماً و بلادرنگ باید اخراج كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ) خبرنگار صداوسیما (كه معلوم نیست كی او را با این سر و وضع شیك و پیك اما كاملاً بدون لباس و تجهیزات ایمنی به داخل پالایشگاه راه داده و هردو باید اخراج شوند) با دیوانگی تمام میگوید بگذار ما هم بریم جلو و جان ما هم از جان آنها كه عزیزتر نیست. "جانم بسیج" میگوید و میرود جلو، یك نفر باید او را تا ابد از حضور در هر سایت فنی محروم كند، نمیداند كه با آن كت و شلوار سفیدش اگر او هم آتش بگیرد دست كم چند نفر را به خود مشغول میكند كه خاموشش كنند و امكان دارد كه جان خودش كه هیچ جان دیگران را هم به خطر بیاندازد، نمیداند كه در این موارد جوزدگی و مرام و معرفت بسیجی‌وار به خرج دادن به كار نمی‌آید و عین دیوانگی و دردسر درست كردن برای دیگران و بازی با جان بقیه هم هست. دست كم دیدیم دو سه نفر یكی دو دقیقه وقت بسیار باارزش خود را صرف كردند تا این خبرنگار بامرام را از جلو رفتن و میكروفن را داخل آتش گرفتن بازدارند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ت) انجام سریع و بلادرنگ پروسیجرهای تخلیه (Evacuation) آن واحد و یا كل سایت باید بلافاصله انجام شود تا كار برای مامورین آتش نشانی باز شود. هرگونه قهرمان بازی در این موارد همچنان كه دیده میشود، كاری باطل و توام با ریسك برای همه است. پالایشگاه ، سیستمها و لایه‌های ایمنی و حفاظتی (IPL Independent Pretection Layers and Safeguards) مشخصی دارد و در درجه اول باید جان انسانها حفظ شود. همانطور كه دیده میشود افرادی كه از روی دلسوزی رفته اند جلو برای خاموش كردن آتش، بیش از دیگران صدمه دیدند و در عین حال روند كار را هم مختل كردند. در این زمینه، پروسیجرهای واكنش اضطراری (Emergency response) پالایشگاه درست رعایت نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ث) پالایشگاه آبادان را دیده‌ام و همچنان نظم و انضباط انگلیسی برآن حاكم است و پرسنل بعد از انقلاب هم كمابیش بر همین مدار كار میكنند. دیده ام كه چطور با حداقل امكانات از قدیمیترین ادوات و تجهیزات هنوز استفاده میكنند كه انگلیسیها را هم انگشت به دهان گذاشته‌اند. كارگران و تكنسینها، اپراتورها و مهندسین زحمتكش شركت مناطق نفت‌خیز جنوب ما در كمتر نقطه ای از دنیا یافت میشوند كه چنان دلسوزانه و هوشمندانه كار كنند، این نكته ای است كه كمابیش دوستان فنی كه در زمینه نفت و گاز در دیگر مناطق دنیا كار میكنند میتوانند تایید كنند. اما واقعیت اینجاست كه در این فیلم نظم و انضباط همیشگی به چشم نمیخورد، نمونه مهم رفت و آمد آدمها بدون حتی حداقل تجهیزات ایمنی است، دویدن به سمت آتش با كپسول كوچك آتش نشانی هم عملاً یك تراژدی است و شكست نظم و انضباط لازم در ایمنی است). نمیدانم در پالایشگاه آبادان تغییر و تحولات به چه سمتی رفته. اما در این فیلم وضعیت خوبی نشان داده نمیشود، البته بخشی از آنرا باید به حساب وضعیت فوق العاده و نیز حضور احمدی نژاد و توجه رسانه ای و مردم كشور در آن لحظه و غیرتمندی برای جلوگیری از بروز فاجعه بیشتر باید گذاشت، اما به هرحال اینها باز توجیه‌گر كامل این وضعیت بلبشو نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج) هركس اشتباه میكند، فركانس اشتباه آدمها در شرایط عادی اگر یك اشتباه در هر صد تلاش (یا درخواست) (attempt or opportunity) باشد (فركانس در اینجا چیزی شبیه به احتمال است هرچند قدری متفاوت است)، در شرایط بحرانی و خصوصاً استرس آور، فركانس شكست یا خطا (failure frequency) به طور متوسط دست كم ده برابر بیشتر میشود. یعنی به طور متوسط هر اپراتور در هر ده درخواست یا ده تا كاری كه انجام می‌دهد در این شرایط میتواند یك اشتباه مرتكب شود. حدس میزنم كه احتمالاً در هنگام پیش راه اندازی یكی از شیرهای ایمنی یا شیرهای تخلیه فرعی مثلاً مربوط به یكی از تجهیزات ابزار دقیق باز مانده بوده و در اثر عجله برای حضور احمدی نژاد و شتابزدگی برای افتتاح واحد، كارها مجدداً چه برای پیش راه‌اندازی (Precommissioning and commissioning) و نیز راه‌اندازی (Start-up) چك نشده است و همان باعث‌ نشت شده است. با اینهمه پیشداوری نمیشود كرد و باید در انتظار نتایج بررسی بیشتر نشست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چ) ایمنی در یك سایت تابع عوامل بسیار زیادی است. خطا و اشتباه انسانی عامل اول بروز حادثه است. حضور عجولانه "دكتر مهندس" نظام برای هارت و پورت بیخود تنها یكی از عوامل این انفجار و البته احتمالاً سبب اصلی بوده است (كه باید با ارزیابی فنی ریشه یابی Root Cause Analysis شود) و همزمان چند لایه حفاظتی و ایمنی عملاً در كار خود به هنگام نیاز (demand) شكست خورده‌اند. البته به نظر میرسد كه واحد بلافاصله یا در زمان خوبی از كار افتاده و ایزوله شده و در وضعیت ایمن‌تری قرار گرفته است وگرنه كه خطر انفجارهای پی در پی در آن واحد و واحدهای دیگر و خطر آتشسوزی در كل پالایشگاه و سرایت به محلات اطراف آن هم میرفت.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز لازم باشد در این مورد خواهم نوشت.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8800772213080799052?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8800772213080799052/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8800772213080799052&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8800772213080799052'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8800772213080799052'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_25.html' title='انفجار پالایشگاه آبادان (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-302775402597782303</id><published>2011-05-20T00:53:00.004-06:00</published><updated>2011-05-20T01:07:56.719-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><title type='text'>به بهانه نوشته اكبرگنجی: نافرمانی مدنی از دل جنبش زرد خاتمی!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt;به بهانه نوشته اكبرگنجی: نافرمانی مدنی از دل جنبش زرد خاتمی!&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/05/110519_l42_ganji_khatami.shtml" target="_blank"&gt;استدلال&lt;/a&gt; اكبر گنجی در مورد اینكه استراتژی خاتمی به كار خواهد آمد، قابل درك است اما قابل قبول نیست. هدف كه سازماندهی و ریختن به خیابان نیست حالا این بار به قول اكبرآقا جنبش، سبز باشد یا زرد.&lt;br /&gt;جناب گنجی در همان تئوریهای جنبشها و نافرمانی مدنی گیر كرده است متاسفانه. هدف انتخابات، زمینه‌سازی برای نافرمانی مدنی نیست. گنجی میگوید نافرمانی مدنی كنید برای اینكه نافرمانی مدنی كرده باشید و البته این روزها بیشتر و پیشتر هم نمیرود تلویحاً میگوید خود نافرمانی مدنی هدف خودش را میسازد و پیش می‌برد (جالب اینجاست كه ایشان خودش را دیگر یك فعال سیاسی هم نمیداند و پژوهشگر و روزنامه‌نگار میداند اما هر دو روز یك بار به بهانه یك مقاله تحلیلی و استراتژیك، راهكارهای متناقض ارائه میدهد) زمانی تشویق به كنار كشیدن و تحریم و تماشای دعوای درون اقتدارگرایان میكند و روزی دیگر حرف از آماده بودن برای استفاده از فرصت انتخابات میزند، حرفی نیست. دستش درد نكند، اما گنجی معلوم كند كه الان از میان همه این تحلیلهایی كه ارائه كرده است دنبال چیست؟ یعنی نه اینكه گنجی رهبر جنبشی یا حركتی باشد، منظورم این است كه مردم چه كار كنند كه موجب شود گنجی خوشحال شود و بر این خوشحالی بماند و یك استراتژی چه به تلویح چه به تصریح ارائه كند كه هفته بعد زیرش نزند؟ متاسفانه همچنان گنجی علیه گنجی دارد عمل میكند! باعرض پوزش گنجی هفته دیگر ،گنجی این هفته را كنار خواهد زد. "صدق و كذب مدعای" دیگران را رو میكند اما در این میانه مجبور است خودبخود لب حرف خودش را هم به زاویه دیگری برگرداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری دموكراسی، بازی برابر برای بدست گرفتن قدرت واقعی است و نه بیشتر. انتخابات را زمانی موتور و نیروی محركه اصلاحات گرفتند و نشد، بعد آنرا موتور جنبش كردند (گنجی علی الظاهر، البته گنجی در این مقاله فعلاً و با عرض احترام و پوزش، دنبال نیروی محركه كردن انتخابات در جهت پیشبرد نافرمانی مدنی است) و عملاً‌ كار بعد از دوسال و با سركوب خفقان حكومت متوقف شد. الان صندوق رای معجزه هم كند كه نمی‌كند (صندوق انتخابات مجلس شوری مانند انتخابات ریاست جمهوری برنمی‌انگیزد)، نهایتاً از جنبش سبز جلوتر نمیرود و نباید به امید بیست و پنج خرداد دیگری نشست كه مردم به خیابانها بیایند و اینبار مثلاً در میدان آزادی بمانند، حكومت اینجای كار را دیگر خوانده است و جلوی اینكار را هرطور كه شده خواهد گرفت. طرح و ابزارش را هم خوب دارد و ورزیده شده است. اساساً برای انتخابات مجلس هم كسی به میدان آزادی نمی‌آید. نه تنها امكانات اینكار مهیا نیست بلكه حتی اگر انتخابات ریاست جمهوری هم امسال در پیش می‌بود، رای دادن و ریختن در خیابانها كه رای من را پس بده، آنقدر دیگر انگیزه ایجاد نمی‌كرد و نمیكند به در خیابان ماندن و از حدی جلوتر نمیرود و به جایی هم نمیرسد به ویژه كه اگر رهبر جنبش آن آقای خاتمی محترم و نجیب و عافیت‌طلب خودمان باشد كه اگر تك تك یارانش را هم بگیرند همچنان به خوشدلی و سكوت و تجاهل ماجرا را پیش می‌برد  و از مریدان دلبری میكند (این مریدان خاتمی در عالم سیاست هم طرفه افراد رمانتیكی هستند) به قول كسانی كه مریدش هستند بی خشونتی به خرج میدهد و به قول مخالفین میدان میدهد كه خشونت ورزان هركار كه دوست  دارند بكنند و صد البته تجریبات زیادی نشان داده كه آسیبی به خود خاتمی نمیرسد و عده دیگری بی‌گناه و معمولاً خارج از دایره اصلاح‌طلبان حكومتی و كسانی هم گاه از خط امامیها و كارگزارانی‌ها این وسط دراز میشوند. بعضی از خط امامی‌هایی هم كه قلاب گرفته بودند و از دیوارسفارت بالا رفته بودند، نهایتاً آنقدر مغز بازجوی بیچاره را میخورند كه نهایتاً جناب بازجو عطای اضافه كاری را به لقایش میبخشد و پرونده خط امامی‌ها را میفرستد به دادگاه كه معمولاً مشمول تخفیف در "قوه قصابیه" نظام میشود (جایی كه محور و نقطه تمركز اصلاحات باید باشد و نیست) و همانطور كه سروش انقلاب فرهنگی (به قول خودش سروش بازگشایی، منتها بازگشایی به سلیقه سروشی!)، چندین بار اشاره كرده نظام در قوه قصابیه (یا همان قوه قضاییه‌اش) است كه خود را خوب نمایانده و هیچ تغییر هم نمیكند. حكومت ضدمدرنیته ما در جامعه ای كه قانون از دستمال توالت هم بی ارزشتر است خوب معلوم است كه چه بلایی برسر قوه قضاییه میآورد. تا تكلیف قانون گریزی و استبدادزدگی تاریخی ما معلوم نشود (هردو محوری كه اتفاقاً سیدمحمد خاتمی خوب برآنها تاكید كرده و از قضا مریدان او این نكات را فراموش كرده‌اند)، خیلی از كارها ماندگار نیست و با شل شدن سنبه كه قبلاً پرزور بوده، دوباره به عقب برمیگردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگردیم به ماجرای اتفاق بزرگی كه قرار است با جنبش زرد موردنظر آقای گنجی بیافتد. خوب اگر بنا بود اتفاقی بیافتد در همین حبس خانگی موسوی و كروبی می‌افتاد كه قرار بود ظاهراً "ایران قیامت بشه" به قول آن شعار معروف كه نشد و به هیچ روی به حركتی هم نیانجامید و عملاً به همان نقطه‌ای رسیدیم كه امثال بنده مخالفت خودشان را با حركت بیست و پنج بهمن نشان دادند چون احتمال این را كه به شكست و ناامیدی برسیم، میدادند. گفته شد امتحان میكنیم و ضرری ندارد! متاسفانه حدس و گمانها درست از آب درآمد. یكبار دیگر تجربه كردیم چیزی را كه قبلاً تجربه كرده بودیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله راهكاری نیست و كار بهتر همان پیگیری حقوق غیرسیاسی است نه به قصد ساختارشكنی و درست كردن پوششی دوباره برای كارهای سیاسی، بلكه واقعاً‌ پیگیری جز به جز مطالبات صنفی، زیست محیطی و حقوق كارگران، زنان، ایمنی راهها و مشاركت در كاهش تصادفات بین جاده ای. آقای خاتمی چرا در این زمینه ها فعالیتی نمی كند؟ مگر بد است تعداد افرادی كه از خودمان در تصادفات جاده ها و آسفالت خیابانها از خودمان كشته‌ایم و دو برابر جنگ ایران و عراق تلفات داده ایم هرسال پنج درصد كمترش كنیم؟ خوب مطالبات سیاسی هم میتوانند پیگیری شوند و راههای جدیدی برای اهداف كوچكتر اما عملی تر پدید آیند. بی تعارف كار ما با رفتن این حكومت كه درست نمیشود وقتی پنج نفر ایرانی زیر یك سقف نمی توانند جمع شوند، اكبرآقای گنجی بامعرفت حرف از كدام ساختارشكنی میزند؟  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان و مریدان خاتمی زودرنج هستند و میگویند به فرد سیاسی بانزاكت توهین نكنید. غافل از اینكه فرد سیاسی بانزاكت، با كلاس و ادبش فرصتها را سوزاند و خون همه ما را در شیشه كرد. عرصه سیاسی جای مرید و مراد بازی نیست. خوب است كه دیدیم بین میرحسین و شیخ از یك طرف و سیدبانزاكت توفیر زیادی بود. عجیب فراموشكاریم و البته از نظر روانشناختی هم شاید برای اینكه افتضاح خودمانرا در رها كردن میروشیخ پیش برادران اطلاعات درحال اضافه كاری كردن، جبران كنیم شروع كردیم به قربان صدقه آدم شیرین و صلح و صفا و خواستنی مانند سید بانزاكت خودمان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت اینجاست كه ضمن احترام به دوستداران امام و كسانی كه لطف كردند و رفتند با صدام جنگیدند، ما امروز دیگر نه علاقه‌ای به شخص امام داریم نه آرمانهای او نه جماران و نه یاران امام (به صرف اینكه یارامام بوده‌اند) و نه فرزند فاضل و باتقوا و متعهد امام. امام و گنده‌تر از امام خدمتگذار ملت باید میبودند و باید باشند و وقتی هم كنار بكشند وظیفه شان را انجام داده‌اند. نگاه كنید به منتظری. قدرتی هم از آسمان و جایی ندارند. اساساً اگر آسمانی هم وجود داشته باشد، كاری به كار امور زمین ندارد و هرازچندگاه جرقه ای هم زده بیشتر در اثر شانس و اقبال تاریخی بوده. از زاویه دینی هم كه نگاه كنیم روایت دینی عطسه بز هم كه یادمان نرفته. نظام برساخته مردم جامعه است و در خدمت و در اختیار و تسلیم مطلق مردم باید باشد. امام و امام پرستان لطف كنند كنار بكشند و خاطره نویسی كنند و بگذارند نسل جدیدتر جلو بیایند. هرچند به خل مشنگهای آخرالزمانه‌ای (به قول حضرات: جریان انحرافی) اعتقادی نداریم و اینها دیوانه تر از آن هستند كه كاری عقلایی در كشور انجام دهند اما همینكه برای اولین بار در جمهوری اسلامی روایت تامس هابزی و لویاتانی از حكومت البته خیلی رقیق و درعین حال بسیار مبتذلش دارد در جمهوری اسلامی چهره میكند كه رییس جمهور دنبال امام و امام بازی نیست و مشروعیت خودش را هم كم كم از علما جدا كرده و خودش را مستقیم در خدمت مردم (البته اقشار فرودست با اولویت بیشتر) میداند، این خود یك گام مثبت است در كنار همه پلشتی ها و ویرانگریها. شخصاً نظر اكبر گنجی هفته پیش (!) را بیشتر میپسندم كه بگذاریم این تحول در درون حاكمیت به پیش برود، وارد بازی آنها هم نشویم و بگذاریم خودشان از این پیچ تاریخی عبور كنند. فرصتی كه خاتمی بخواهد بگیرد، بر آن پروسه تاثیر منفی خواهد گذاشت. اتفاقاً ممكن است فرصت ضعیفی هم به او داده شود و نیمچه لیستی ده نفره در تهران بتواند جمع و جور كند كه بیست نفر هم از اصولگرایان خردورز به كنارش بزند و فضا را هم قدری باز كنند كه جامعه منفجر نشود اما خوب با عملكرد سوپاپی، نسل جدیدتری از "آدمهای ناراحت" را هم شناسایی و دستگیر كنند و نمدمال. چهارپنج سال كه چنین كنند نسل دانشگاه عوض میشود و نسل جدیدتر دوباره میخواهد همانها را تجربه كند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب دنیای ما ایرانیان عرصه تكرار تجربه های قبلی است شاید قرار است دوسالی هم اینطوری بگذرانیم تا به این نتیجه برسیم كه نه لیست مورد نظر خاتمی هم بدرد كاری نخورد و زینت المجلس بود. سید در عوض خوشحال میشود كه بقول گنجی آبروی نظام را خریده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه كسانی چون بنده چیزی هم در وبلاگ خود نگذاشتیم و در همان فیس بوك چیزهایی كه نوشتیم دست نگه داشتیم و اینجا خاتمی را مضحكه نكردیم. اما خوب حد تحمل و مدارای همه ما كم شده، دلیلش هم شاید رهبری داهیانه مقام معظم باشد. نمیدانیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما خوب حرف خاتمی هم عصبانی كننده بود، اما بیاییم به جای تئوری بافی و حرفهای قلمبه سلمبه روشنفكری زدن، درست و حسابی و شفاف و لری و خودمانی بحث كنیم كه چرا دنبال توجیه حضور در انتخابات هستند دوستان، با كدام استراتژی و كدام اهداف؟ &lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;نامرتبط:&lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.mborjian.com/2011/05/blog-post_16.html" target=:_blank"&gt;نوشته&lt;/a&gt; بسیار ارزشمند مهندس برجیان خودمان را از دست ندهید كه چكیده و جمع بندی بسیار خوبی است از تاریخ معاصر ایران.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-302775402597782303?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/302775402597782303/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=302775402597782303&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/302775402597782303'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/302775402597782303'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_20.html' title='به بهانه نوشته اكبرگنجی: نافرمانی مدنی از دل جنبش زرد خاتمی!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-7346622319384369283</id><published>2011-05-18T22:37:00.005-06:00</published><updated>2011-05-18T23:10:17.386-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><title type='text'>بهیچ وجه كوتاه نخواهیم آمد</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;b&gt; بهیچ وجه كوتاه نخواهیم آمد&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شركت در انتخاباتی كه سازوكار دخالت رهبر و شورای نگهبان و عدم نظارت مردمی و نهادهای مستقل بر آن حاكم باشد و سلامت و رقابتی بودن آن توسط حاكمیت بطور كامل تضمین نشود، خلاف همه اعتراضهایی است كه بیست سال است پیگیر هستیم. این دیگر خط قرمز هرنوع حق اولیه سیاسی و حاكمیت ملی است و بهیچ وجه كوتاه نخواهیم آمد. مساله مساله امكان سنجی نیست كه الان چه راهكار دیگری داریم، هیچ راهكار دیگری نداریم. اما لزومی هم نیست كه كاسه گدایی بدست بگیریم برای چهارتا صندلی شكسته برای چند آدم آمفوتر و بیخاصیت در مجلس فرمایشی مضحك و منگل كه چشمشان به دهن آقاست.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; مساله این است كه از این حق مسلم خود كوتاه نخواهیم آمد و دیگر سواری مجانی به هر آدم فرصت طلبی كه بخواهد سنگ نظام و حكومت الیگارشی آخوندی و مافیای سپاهی را با امام امام كردن و نظام نظام گفتن بسینه بزند، نخواهیم داد. چرا با رای من و امثال من بهشان فرصت بدهیم تنور انتخابات را گرم نشان دهند و پوششی برای تقلب و كثافتكاری خود درست كنند.&lt;/p&gt;آخوندهای حكومتی و اذنابشان هر شكلاتی كه دلشان میخواهد بخورند و صندوقها را هم پر كنند و چارتا جیره خور خودفروخته از دل آنها در بیاورند. از این كثافتی كه هست كه بدتر نمیشود. مطمئن هستم كه نمیشود. هزینه تقلب گسترده را اینبار خودشان باید بدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخابات قواعدی دارد و تا آن قواعد درست نشود، شركت در آن همسویی با استبداد دینی و تیشه زدن به ریشه جنبش دموكراسی خواهی است. بگذار بد و بدتر و نكبت و نكبت تر بیش از پیش به جان هم بیافتند. هوشیار باشیم و رمانتیك بازی را كنار بگذاریم. دموكراسی راه شاهانه و شیك و شانزه لیزه ای ندارد. با یك رای دادن آنهم با این كیفیت كار درست نخواهد شد. باید فعالانه دنبال پاسخگویی حكومت در مورد رقابتی بودن و سلامت انتخابات باشیم. قبل از هرچیز تكلیف انتخابات قبلی و كشته شدگان و صدمه دیدگان و آزادی زندانیان و آزادی بیان خصوصاً رسانه‌ها باید مشخص شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت: اصلاحات قبل از هرچیز اراده حكومت در درست كردن قوه قصابیه‌اش است و بعد هم دادن حقوق مسلم ملت و عذرخواهی از همه ایرانیان خصوصاً صدمه دیدگان و مجازات عاملان و آمران. تا وقتی كه هیچ نشانه ای از هیچكدام از این شروط نیست، حرف زدن از انتخابات و مایه ریختن برای دزدیدن یا دزدیده شدن آرای ملت (و تماشا كردن آن) بشدت غیراخلاقی و خلاف عقل است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-7346622319384369283?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/7346622319384369283/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=7346622319384369283&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7346622319384369283'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7346622319384369283'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_18.html' title='بهیچ وجه كوتاه نخواهیم آمد'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1447059988585090772</id><published>2011-05-14T16:21:00.001-06:00</published><updated>2011-05-14T16:23:54.917-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخلاق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عدالت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>حكم پیك خانمان‌برانداز شد</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;حكم پیك خانمان‌برانداز شد&lt;br /&gt;ابراز احساسات پاك ولی بی‌فایده و بی‌پشتوانه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;تا قبل از مطرح شدن كمك مالی همگانی توسط آمنه، بحث از همه جانب حول و حوش عدالت، انسان‌دوستی، بی‌خشونتی، فتوت و بخشایش، عبرت عمومی، حركت جمعی برای عبور از قانون ناعادلانه و بخشندگی بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; ظاهراً اسم پول كه در یك كار جمعی آمد، همه دوستان و كسانی كه در بحث مخالف یا موافق قصاص بودند در رفتند! ما ایرانیان این‌چون‌اینیم. در آخر تنها در یك نقطه به تفاهم جمعی میرسیم: در رها كردن بی‌نتیجه ماجرا. &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1447059988585090772?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1447059988585090772/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1447059988585090772&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1447059988585090772'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1447059988585090772'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_14.html' title='حكم پیك خانمان‌برانداز شد'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3547968994690183578</id><published>2011-05-08T21:21:00.001-06:00</published><updated>2011-05-08T21:24:19.979-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تاریخ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>دوران گریز از سیاست (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;&lt;b&gt;دوران گریز از سیاست (۱)  &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدتی است كه بر این عقیده هستم كه به احتمال زیاد دوباره ما وارد یك سیكل طولانی مدت غیرسیاسی‌ بودن شده‌ایم كه خارج شدن از آن شاید سالهای طولانی- البته كمتر از یك دهه - به طول بینجامد. اگر از هیاهوهای بی‌حاصل اپوزیسیون خارج از كشور (خصوصاً آنها كه در ده سال اخیر به این طرف از كشور خارج شده‌اند و حرفهایشان در مقاطعی دارای برد نسبتاً قابل قبولی بود) و اصلاح‌طلبان و سبزهای نزدیكتر به نظام و نیز تبلیغات رسانه‌ای و بوق و كرنا كردنهای روزنامه نگاران و ژورنالیستهای خارج از كشور و بعضاً گرفتار تضاد منافع بگذریم - كه به هیچ عنوان غیرسیاسی شدن مردم را نمیپذیرند و هرروز چند سوژه جدید علم میكنند - میبینیم كه عموماً واكنش عموم مردم شهرهای بزرگ و تهران به دستگیری و حصر موسوی و كروبی عملاً در حد بسیار غیرقابل تصوری بر مدار بی‌تفاوتی و تجاهل بوده است. بقیه مناطق ایران هم كه از اول تكلیفشان معلوم بود و آنها هیچگاه همراه جنبش سبز نشدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این پاسخ حیرت برانگیز به چنین ضربه ای بیش از اینكه اقبال مردم ایران را به سوی دموكراسی و آزادیخواهی غیردینی یا سكولاریسم نشان دهد (اینطوری كه عده‌ای از سكولارها تازه با این تحلیل كه از "خط امام" خبری نیست، دنبال یارگیری در خارج افتاده‌اند!)، بیش از هرچیز حركت به سمت سكون و رخوت و غیرحساس شدن به هرنوع رویداد سیاسی را نشان میدهد. بخشی عمده از این رفتار ناشی از سركوب سیاسی است اما نمیتوان كتمان كرد كه حتی فعالیت سیاسی و حقوقی در كم هزینه ترین كارها هم راكد و سوت و كور مانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه اكثر تحلیلگران، فعالان، ناظران و روزنامه نگاران خارج از كشور همچنان ترجیح میدهند در این مقطع دست كم تا مدتی سكوت كنند چون یا دچار مشكل تضاد منافع هستند و نمیتوانند دست به انتحار معیشتی یا حرفه‌ای بزنند، یا هنوز امكان ناپایدار شدن سیستم و وقوع تحولات غیرقابل پیش بینی را در آینده نزدیك محتمل میدانند و نمیخواهند با این قبیل تحلیلها دست به ریسك بزنند. اما به نظر میرسد كه ما عملاً وارد فاز غیر سیاسی شده ایم و راهپیمایی اشتباه و پرهزینه بیست و پنج بهمن یك حركت واكنشی و غیرضروری تنها براثر احساساتی شدن و همنوایی با مردم مصر و تونس بود و بشدت میرا، محو و دود شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت:&lt;/b&gt; بنا بر نوشتن كوتاهتر و بخش‌به‌بخش دارم. در اینمورد باز هم در ادامه خواهم نوشت و با هم گفتگو خواهیم كرد. نظرات دوستان را بعد از آگاهی از ایمیل عزیزان و تماس با آنها برای گفتگو و آموختن ازشان منتشر خواهم كرد. كامنتهایی كه بی نام و نشان باشند یا تنها نام داشته باشند و همراه آدرس ایمیلی نباشند در هر حالت، از جمله ابراز محبت و لطف دوستان، منتشر نخواهم كرد.  &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3547968994690183578?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3547968994690183578/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3547968994690183578&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3547968994690183578'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3547968994690183578'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_08.html' title='دوران گریز از سیاست (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-961574257828436743</id><published>2011-05-05T19:14:00.002-06:00</published><updated>2011-05-05T19:33:06.626-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حاشیه امروز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ریزنوشته​ها'/><title type='text'>اراتوستن و حاج آقا</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  &gt;&lt;b&gt;حاشیه امروز&lt;br /&gt;اراتوستن و حاج آقا&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اراتوستن دانشمند بزرگ یونان گفت ایده غربالم را از غربال احمد جنتی دبیر شورای نگهبان سرزمین پارس الهام گرفته‌ام!&lt;br /&gt;(&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Sieve_of_Eratosthenes" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-961574257828436743?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/961574257828436743/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=961574257828436743&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/961574257828436743'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/961574257828436743'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post_3304.html' title='اراتوستن و حاج آقا'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1002111722171875163</id><published>2011-05-04T22:27:00.005-06:00</published><updated>2011-05-04T22:35:40.733-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبیات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>كتاب "بیشعوری" ترجمه محمود فرجامی رسید!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;كتاب "بیشعوری" ترجمه محمود فرجامی رسید!&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;پیش‌نوشت: چاره‌ای از پراكنده‌نویسی نیست (حتی نامش را كشكول هم نمیگذارم كه باز وقت گیر میشود)، وقت طولانی‌نویسی دیگر ندارم و مطالبم بیات میشوند. دوست دارم گهگاه چیزی در وبلاگ خود بنویسم كه به اتفاق چراغ وبلاگنویسی را روشن نگه داریم. شماها هم نخواندید، نخواندید. جانتان تندرست و سرتان خوش.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;كتاب بیشعوری را كه محمود فرجامی &lt;a href="http://www.debsh.com/assholism/" target="_blank"&gt;ترجمه&lt;/a&gt; كرده است قدری خواندم، خوب و مفید است و صد البته حال و هوای آن به فرهنگ عمومی ما ایرانیان هم نزدیك است خصوصاً چشم و هم چشمی، حسادت و رقابت‌جویی و گنده دماغ بودن ما را خوب واكاوی میكند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته راستش را بخواهید لحن نوشتاری كتاب من را یاد كتابهای تیپ نویسنده زرنگ دیل كارنگی می‌اندازد كه بهشان قدری آلرژی دارم، هرچند كه اصل حرف و پیامشان در جاهای زیادی درست است اما حرف و خاطره بیربط و داستانهای حاشیه‌ای زیاد دارند و میخواهند خواننده را شیرفهم كنند و خوب هم بفروشند. كتابهایی كه مشابهاً در غرب و خصوصاً آمریكای شمالی زیاد یافت میشوند و به كتابهای خوش‌فروش (بست سلرز) معروفند و در نهایت میخواهند به راههای خوب زندگی كردن و رموز موفقیت، آدم را هدایت كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این همه از اصل كار ترجمه محمود فرجامی و زحمتی كه كشیده و هوشمندانه موضوع مهمی را انتخاب كرده است، چیزی كم نمیكند. اگر آنرا خوانده‌اید، همانطور كه خودش خواسته لطف كنید و پول یك پیتزا را از طریق پی پل هم كه شده، به حسابش بفرستید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نكته‌ای دانشجویی به نظرم آمد، شاید معادل درست‌تر و دقیق‌تر فارسی واژه "اس‌هول" به جای "بی‌شعور" اینها باشد: "گنده دماغ" (به فتح گاف)، "از خود متشكر"، "چس اخلاق"، "تازه به دوران رسیده"، "عقده‌ای"، "یبس" و از این دست واژگان. واژه بی‌شعور بیشتر آدم را یاد فردی لاابالی، نفهم، بی‌فكر و بی‌تربیت می‌اندازد كه دقیقاً معادل اس‌هول نیست.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1002111722171875163?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1002111722171875163/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1002111722171875163&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1002111722171875163'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1002111722171875163'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/05/blog-post.html' title='كتاب &quot;بیشعوری&quot; ترجمه محمود فرجامی رسید!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-1042671499806269475</id><published>2011-04-22T09:16:00.003-06:00</published><updated>2011-04-24T00:05:46.332-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='وبلاگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبريک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بهاریه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>اول اردیبهشت، روز سعدی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;اول اردیبهشت، روز سعدی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;اول اردیبهشت روزی بود كه پارسانوشت را شروع كردم بعد از حدود یكسال نوشتن در فانوس كه اكنون نه سالگی آن رسیده است. دلیلش هم علاقه‌ام به این بزرگ بود كه هنوز هم برقرار است و البته هربار كلیات او را به نحوی انتقادی تر میخوانم با اینهمه از بزرگی این استاد سخن و حكیم دنیادیده و حازم چیزی در دید بنده حقیر كم نشده است، او را باید در ظرف زمانه خود دید. چند بیتی از گلستان تقدیم به دوستان:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"قارون هلاك شد كه چهل خانه گنج داشت / نوشیروان نمرد كه نام نكو گذاشت"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"دوست مشمار آنكه در نعمت زند /لاف یاری و برادرخواندگی&lt;br /&gt;دوست آن دانم كه گیرد دست دوست/ در پریشان‌حالی و درماندگی"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"زمین شوره سنبل برنیارد / در او تخم و عمل ضایع مگردان&lt;br /&gt;نكویی با بدان كردن چنانست / كه بدكردن بجای نیك‌مردان"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"نماند ستمكار بدروزگار / بماند بر او لعنت پایدار"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"چه سالهای فراوان و عمرهای دراز / كه خلق بر سر ما بر زمین خواهد رفت&lt;br /&gt;چنانكه دست بدست آمدست ملك بما / بدستهای دگر همچنین بخواهد رفت"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-1042671499806269475?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/1042671499806269475/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=1042671499806269475&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1042671499806269475'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/1042671499806269475'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/04/blog-post_22.html' title='اول اردیبهشت، روز سعدی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-7249386671413292292</id><published>2011-04-17T11:33:00.004-06:00</published><updated>2011-04-17T11:51:05.668-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='وبلاگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>حكایت تكراری دویچه‌وله (۲)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;حكایت تكراری دویچه‌وله (۲)&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;معصومه ناصری عزیز در دفاع از رایی كه داده و در دفاع از وبلاگ "از قند غزل‌آلا"، لطف كرده &lt;a href="http://www.mimnoon.com/archives/000818.html" target="_blank"&gt;چیزی&lt;/a&gt; نوشته است. میگوید "دموكراسی دردسر دارد"، لب حرف این &lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2011/04/blog-post_13.html" target="_blank"&gt;نوشتار&lt;/a&gt; هم همین بود كه دموكراسی فقط درست كردن چند گزینه و رای دادن به آنها نیست. چندین و چند سال بحث وبلاگنویسها درباره این موضوع درگرفته و به نتایجی هم رسیده است، این بحث ها باید دیده شوند (كسانی كه در این روند دموكراتیك صاحبان حق هستند و هرچه قدیمی تر باشند، به حكم تجربه نظراتشان معمولاً شنیدنی‌تر است، این به معنی این نیست كه شایستگان و نخبگان جدیدتر و نظراتشان در این وادی نادیده گرفته شوند) از جمله اینكه امروز تعدادی از دوستان كم‌كم در مورد لزوم مساله مهمی به نام طبقه‌بندی وبلاگها و انتخاب برگزیدگان در هرطبقه یا لزوم تشكیل سندیكا حرف میزنند از جمله آرمان امیری &lt;a href="http://divanesara2.blogspot.com/2011/04/blog-post_15.html" target="_blank"&gt;عزیز&lt;/a&gt;. خوب این یك گام به جلو است به شرطی كه بحثش پیگیری شود. حرف در این زمینه زیاد است. واقعیت اینجاست كه بلاگ‌سپهر بسیار گسترده است و حتی یك هیات داوران سه یا پنج نفره در زمان محدود هم نمیتواند ابعاد و حدود و ثغور آنرا مشخص كند چه برسد به اینكه از میان این كهكشان ده وبلاگ برگزیند. اجازه بدهیم خود وبلاگ‌نویسان روش انتخاب را مدون كنند و خودشان در یك مكانیسم دموكراتیك و جامع و چند مرحله ای انتخاب كنند كه برگزیدگان بین خود را چگونه باید انتخاب كرد، نهایتاً خروجی این انتخاب هم تنها یك گزینش ساده باشد و به اطلاق عنوان برترینها نیانجامد. اگر این كار عظیم شدنی نیست و مسائل و مشكلات سندیكا یا هرنوع جمع شدنی و تجربیات منفی كار جمعی همچنان برسرراه موانع عمده‌ای ایجاد كرده است، به عنوان یك حداقل هركس كه خود را دلسوز و غیرتمند وبلاگها میداند، هرازچندگاه چند وبلاگ خوب را به دیگران معرفی كند، نمیشود؟‌ &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;معصومه میگوید: "واضح و مبرهن است که روند انتخاب وبلاگ برتر با این شیوه‌ دویچه وله یک نوع دموکراسی ناقص است". خوب زنده باد! معصومه عزیز غیرتمندی كند و به جای اینكه بگوید "رای من كجاست؟" (كه خوب البته رای او و همفكران جای دوری نرفته و اتفاقاً خوش جایی نشسته است)، لطف كند و بیاید مشكلات دموكراسی ناقص دویچه‌وله‌ای را بریزد روی دایره، دوستان دیگر وبلاگ‌نویس و بلاگ‌دار هم بیایند همفكری كنند. غیرتمندی در دموكراسی و دفاع از حق و حقوق خود تنها شامل شعار "رای من كجاست" نیست، هزار سوال دیگر هم باید پرسید و همدلانه و همفكرانه راه حل پیشنهاد داد. میدانم كه معصومه ناصری عزیز سردبیر سایت مردمك كه دقت نظر و وسواس كاری او قابل تقدیر است در این موارد بیكار نبوده و فكر كرده است و طرحهایی هم داشته است، چرا خود به فكر برگزاری یك جشنواره مشابه نیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما نكته فرعی اختلاف سلیقه‌ای است كه در این میان وجود دارد، شخصاً از یك وبلاگ فحاش خوشم نمی‌آید، حتی اگر به زعم دوستان خوب روزمره‌نویسی كند به&lt;a href="http://freelanceronline.blogspot.com/2011/04/blog-post_17.html" target="_blank"&gt; قول&lt;/a&gt; دوستانی مانند همایون خیری (كه خودش یكی از خواندنی ترین وبلاگها را دارد) نگاهش هم موشكافانه است. از دید بنده نگاهش قابل تامل است اما نظر بنده این است كه این لحن و این سبك عصبی‌نویسی به حد كافی در جامعه ما گسترده شده است و نباید بیش از این تبلیغش كرد، میشود تبلیغ بیشتر همین وضعیتی كه در كل جامعه از جمله جامعه رسانه‌ای، سیاسی، حتی روشنفكری داریم، كه همه دارند به هم فحش میدهند. حرف بنده این است كه از این وبلاگها هم اگر میخواهیم تقدیر كنیم یا معرفی‌شان نماییم یك كانال ویژه به این كار اختصاص دهیم، معصومه ناصری عزیز كه چنین غیرتمندانه چمدان برزمین نگذاشته لطف میكند و وقت میگذارد و سوال میپرسد. لطف كند از همین دوستانی مانند قند غزل‌آلا كه قلمشان را می ستاید در سایت مردمك استفاده كند، چرا بهترین وبلاگ فارسی را در حتی در وبلاگهای خودشان معرفی نكرده بودند دوستان؟ آرش عزیز كه داور مسابقه است تازه امروز شروع كرده به معرفی چند وبلاگ. خوب قند غزل آلا قبلاً كجا بود؟ و حالا كه دوستان با چنان قرص و محكمی میگویند این بهترین وبلاگ فارسی است خوب لطف كنند لوگوی این وبلاگ را مانند لوگوی میرحسین یا هركس دیگر كه به او رای داده‌اند بردارند و بالای وبلاگ خود در بهترین نقطه و برصدر همه لوگوهای دیگر بزنند. بد میگویم، غیرمنطقی یا غیرادبی میگویم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كسانی كامنت‌گذار و ناشناس به بنده فحش می‌فرستند (همانطور كه در پست قبلی هم توضیح داده‌ام، اگر كسی نام خودش را به همراه ایمیلش بفرستد و ناشناس نماند نظرات را منتشر میكنم وگرنه كه چنین نخواهم كرد تا همه بیاموزیم كه مسوولیت كارهای خود را برعهده بگیریم)، عمده عرض من این بود كه مسابقه دویچه‌وله را نقد كنید و از آن انتخابی كه قبول داریم مشكل دارد ایراد بگیریم، عجیب است كه كسانی فكر كرده‌اند كه كسی چون بنده دشمنی و خصومتی شخصی با وبلاگ "در قند غزل‌آلا" دارم یا میخواهم سنگ خودم را به سینه بزنم، (در حاشیه این هم در نوشته دوست عزیز معصومه جالب است كه قند غزل آلا اگر فحش ركیك بدهد میشود نگاه خلاقانه و ادبیات، جایزه هم حق مسلم او است و به عنوان "بهترین وبلاگ فارسی" باید او را مانند تاج برسر نهاد، اگر یك نقدی از یك بابایی بگوید ایشان خودش میگوید مشكلی عصبی بودن دارد (كه خوب نوعی بیماری روانی است، اسم بیماری روانی كه می‌آید ما ایرانیان گمان داریم كه طرف را باید در امین آباد به زنجیر بست! نه سرماخوردگی هم بیماری بدنی است، سرطان و ایدز هم همینطور) و چرت نویسی كرده است، اسم این نقد (كه قبول دارم تند هم بوده) میشود "شلنگ گرفتن" و بی‌ادبی كردن! این معیارها و استانداردهای دوگانه برای من جالب بوده‌اند)، نه كسی چون من دنبال نام و نان است كه سالهاست دارم در همین وبلاگ خود مینویسم و انواع و اقسام پیشنهادهای كاری را رد كرده ام (یكی هم همكاری با همین سایت مردمك كه دست كم این یكی را معصومه عزیز مستقیم خبر دارد و میتواند گواهی بدهد) نه دنبال این هستم كه نام و نان كسی را خراب كنم نه دنبال كینه جویی و بدخواهی برای دیگری نه دنبال دردسر درست كردن و خراب كردن دوستانی مانند آرش آبادپور یا فرناز سیفی. اگر دوست ما كسری صاحب وبلاگ "در قند غزل‌آلا"، از دید دوستان "بهترین وبلاگ فارسی" است، بنده چنین انتخابی را به دوستان تبریك میگویم و از اینكه چنین غیرتمندانه (منظورم اینجا معصومه نیست) به بنده فحش و فضیحت می نویسند و از این كار "ادبی" حمایت دلیرانه میكنند، خوب چه عرض كنم! امیدوارم از "خلاقیت" و "نگاه موشكافانه" دوستمان كسری هم همه این دوستان صاحبنظر از این به بعد بیش از پیش استفاده كنند و همه دوستان موفق باشند. عجیب است كه كار به جایی رسیده است كه بنده یكی از قدیمیترین وبلاگ‌نویسان حی و حاضر كه سالها در مورد بلاگداری در بلاگ‌سپهر در عین تواضع و فروتنی قلم زده، این روزها حق اظهارنظر در مورد موجودی به نام وبلاگ را هم ندارد. خوب مهم نیست. انتظار چه چیزی غیر از این میشود در جامعه فعلی (حداقل از دید بنده) داشت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تذكر مجدد: هرگونه كامنت درصورتی منتشر خواهد شد كه كامنت‌گذار محترم نام خود را بنویسد و یك ایمیل تماس به بنده جهت گفتگو و همفكری بدهد، از نظرات دوستان استفاده میكنم. اگر كسی شجاعت انجام كار دیگری جز فحاشی بزدلانه و غیرمسوولانه را ندارد برایش عمیقاً متاسف هستم. خبر بدهید، گفتگو میكنیم. فحاشی كنید، سكوت میكنم و برایتان تندرستی و شفا آرزومندم.   &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-7249386671413292292?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/7249386671413292292/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=7249386671413292292&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7249386671413292292'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/7249386671413292292'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/04/blog-post_17.html' title='حكایت تكراری دویچه‌وله (۲)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-6035265026473694954</id><published>2011-04-13T21:44:00.002-06:00</published><updated>2011-04-13T21:52:33.231-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='وبلاگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>حكایت تكراری دویچه‌وله</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: bold; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;حكایت تكراری دویچه‌وله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امسال گفتم مسابقه دویچه‌وله را زیر سبیلی در كنم و چنین كردم. رمق و حوصله‌ای دیگر نبود، نمیدانم شاید هم به خاطر این بود كه دوست ما آرش كمانگیر امسال خودش داور مسابقه شد. ما هم كه هرسال مفصل در این مورد حرف میزنیم، امسال را به هر دلیل سكوت كرده بودم تا اینكه دیروز دیدم با عرض معذرت فراوان و بی‌تعارف چه نتیجه تاسفباری از یكی از مهمترین نتایج این "مسابقه"، یعنی "بهترین وبلاگ فارسی زبان" درآمده! نتیجه را هم از طریق &lt;a href="http://www.madyariran.net/?p=5406" target="_blank"&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; مدیار عزیز مجتبی سمیع نژاد كه در فیس بوك خود همخوان كرده بود، دیدم وگرنه كه اصلاً‌ هیچكدام از این اخبار را اساساً پیگیری هم نكرده بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور كه عرض كردم نه تنها بنده بلكه خیلی های دیگر از دوستان حرفهایمان را قبلاً چه در قالب بحث نظری چه موارد عینی سالهای سال زده‌ایم، عجالتاً جهت اطلاع دوستانی كه شاید خبر نداشته باشند پیوندی به نوشته های پارسال خود میدهم (&lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2010/03/blog-post.html" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://parsanevesht.blogspot.com/2010/03/blog-post_17.html" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt;) به هرحال ادعایی هم ندارم. اشتباه هم زیاد میكنم اما جانب نقد همدلانه و دلسوزانه را فرو نمیگذارم و همه باید به هم فیدبك بدهیم. منتقد هم نیازمند نقد است و من از نقد آنچه كه نقد كرده‌ام یا عملكرد خودم همیشه استقبال میكنم. حساب دوستی ها هم كاملاً جداست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری برگردم به حرف خود. دوستانی هم آنجا امسال زحمت كشیدند كه كار را بهتر كنند البته امسال خرابتر كردند. دردسرتان ندهم، عنوان "بهترین وبلاگ فارسی" عنوانی بی‌معنی و دردسرساز است و اساساً نقدهای زیادی به اینكار زده شده. اما اینبار خیلی ماجرا جالبتر از این حرفها شد، امسال &lt;a href="http://introutsugar.wordpress.com/" target="_blank"&gt;وبلاگی&lt;/a&gt; كم‌مایه این عنوان را گرفته كه نویسنده آن عامیانه‌نویسی یا نوشتن محاوره‌ای هم بلد نیست و حتی در قید و بند رفع اشكالات فاحش نوشتاری و املایی نوشته های بی‌مایه خودش كه شخصی‌نویسی كرده هم نیست (البته شخصی نویسی ایرادی ندارد و هنگامی كه وبلاگها تا حد نسبتاً‌ معقولی طبقه‌بندی شوند (هرچند اینكار به طور دقیق و كامل انجام شدنی نیست) آنوقت میشود جوایزی هم به برگزیدگان (و نه برترینهای) آنها داد) و نوشته هایش هیچ پیام و منظور و هدف مشخصی ندارند و پرهستند از فحاشی، حرفهای زشت و ركیك و كاملاً بی ادبانه. خوب اشكال ندارد وبلاگ است و گاه ممكن است كسی فحشی هم بنویسد. اما صاحب این وبلاگ خودش اعتراف می‌كند كه بیماری روانی Anhedonia دارد كه از اثرات آن نارضایتی و غرغركردن همیشگی و در نوع حاد آن فحاشی است، دقیقاً همین كاری كه این دوست وبلاگنویس دارد انجام میدهد و اكنون عنوان بهترین وبلاگنویس فارسی گرفته است! از همه دوستان خصوصاً آنها كه دست كم یكی دو سال سابقه وبلاگ‌نویسی دارند، خواهش میكنم به وبلاگ این دوستمان مراجعه كنند و با نشان دادن و نقد دو سه مطلب از ایشان به بنده نشان بدهند كه نوشته های درخور و شایسته خوانده شده این آقا كجا هستند و به چه دلیل این وبلاگ برترین وبلاگ فارسی یا یكی از برترین ها باید باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعی میكنم اینجا قضاوتی بیشتر و پیشتر از آنچه كه معطوف به نتیجه شده، نكنم اما نمیدانم واقعاً برچه اساس این وبلاگ انتخاب میشود هیات داوران آنرا برمیگزیند و برمیكشد و بعد با سیستم اشتباه رای‌گیری كه امكان اخذ رای هر بیست و چهارساعت یكبار را به هركاربر فیس بوك و توییتر میدهد، فرصت سؤاستفاده و تقلب را برای هواداران این وبلاگ‌نویس فراهم‌ میكند - كه خودش هم احمدی‌نژادی جوگیر شده و با زبانی بد و فحاش، تبلیغ تقلب  هم میكند - كه در روز آخر نهایتاً نتیجه به نفع این وبلاگ برمیگردد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این وبلاگ چطور انتخاب شده و چگونه و حتی با چه متر سنجشی میتواند یك وبلاگ برگزیده باشد چه برسد به اینكه عنوان مفسده برانگیز "بهترین وبلاگ فارسی‌" را هم از آن خود كند؟ به نظرم در همان ابعاد پراشتباه دویچه وله هم بی‌تعارف از این نظر خیلی پسرفت كرده‌ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن را به درازا نكشانم اینجا. همینقدر گفتنی است كه دوستان ناخواسته دارند سرسری‌نویسی، پوچ‌نویسی و بی‌منظور نویسی، سیاه مشق كردن و توییت كردن و در اینجا و در این مورد، وبلاگی چنین مبتذل، به قول ناصرخالدیان عزیز كه جایش واقعاً خالی است، جسارتاً "توالت‌نویسی" را بال و پر میدهند و تشویق میكنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بساط "بهترین وبلاگ فارسی" واقعاً هیچ خدمتی به كسی حتی به خود دویچه‌وله هم نمیكند، نه كسی از میان وبلاگ‌نویسانی كه كار وبلاگنویسی برایشان جدی است این فعالیتها را جدی میگیرد (اگر كسی قبول ندارد كل سپهر وبلاگی را گوگل كند و ببیند چند نفر در این مورد چه مثبت چه منفی نوشته‌اند، بدون اغراق غیر از كاندیداها (كه تعدادی از آن دوستان هم كه وبلاگهای خوبی دارند با اكراه حاضر به معرفی وبلاگ خود و اعلام برگزیده شدن و كاندیداتوری خود در مسابقه دویچه وله شده‌اند)، شاید ده یا دست بالا بیست وبلاگ هم در این كهكشان پهناور نشود پیدا كرد كه اساساً چیزی در این مورد نوشته باشند!)، نه این كاری مفید برای ارتقای وبلاگنویسی است، نه كاری منصفانه است و نه دردی از دردهای وبلاگها درمان میكند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته تعدادی از وبلاگهایی كه امسال انتخاب شده بودند خوب بودند، اما اصل و اساس كار با این شیوه غلط اندر غلط، بر اساس آنچه كه بارها گفته شده اشتباه است و تذكر داده شده و نیازی به تكرار نیست (با این همه داوطلبانه در این مورد حاضر به گفتگو و مناظره مكتوب وبلاگی هستم) امسال رفتن به فیس بوك و توییتر و رای جمع كردن از كاربران عمومی و غیرپیگیر در كار وبلاگ‌نویسی و غیرعلاقمند و غیرفعال در اینكار و همچنین فراهم كردن امكان تقلب چندباره رای دادن، كار را بدتر از همیشه كرد. دست كم میشود در این شیوه غلط مضاعف هم قدری طوری عمل كرد كه نتایج منصفانه‌تر باشند. متاسف هستم كه امسال نیز چنین نشد و بلكه نتیجه كلی خیلی منفی از آب درآمد، هرچند كه شكی ندارم دوستان زحمت كشیده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه غم‌انگیز است كه حاضر نیستیم حرفهای همدیگر را بشنویم و حكایت كار ما حكایت غریبی است. اینجاست كه باید گفت اگر كاری از دستمان برنمی آید و فقر فرهنگی كشور را برداشته ما دست كم به این ابتذال دامن نزنیم و ذائقه مردم را از اینی كه هست بیخودتر نكنیم با چنین جایزه دادنهایی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بقیه حرفها باشد برای سال بعد اگر عمری باقی بود! شاید روزی وبلاگنویسانی پیشكسوت‌تر و قدیمی‌تر (تنها بدلیل سابقه بیشتر در كار وبلاگنویسی) جمع شدند و طرحهای موجود را بررسی و عملیاتی كردند و از دوستان جدیدتر هم كمك گرفتند، در این زمینه هم سال پیش نوشته بودم نیازی به تكرار نیست و چنین طرحهایی عملی هستند (طرحها هم میتواند به همفكری، بررسی و شور بیشتر گذاشته شوند)، ده نفر آدم پایه كار میخواهد كه متاسفانه در این جامعه كم رمق و بی‌انگیزه فعلاً كاری نمیتوان كرد. اما به هرحال روی طرحهای عملی شدنی كه برگزیدگانی در بخشهای مختلف معرفی شوند، كار و فكر شده و تا حدی هم محك خورده. برای چندمین بار یادآوری میشود هیچ كس بهتر از خود وبلاگ‌نویسان نمیتوانند وبلاگهای خوب و برگزیده را در بخشهای مختلف (و نه عنوان مفسده برانگیز "بهترین وبلاگ‌نویس") به خوانندگان وبلاگها انتخاب و معرفی كنند. غرض اینكه كارهایی میشود كرد و تنها انتقاد بی‌پایه و اساس و بدون همراه داشتن راهكار جایگزین نمیكنیم. بلاگ‌سپهر فارسی واقعاً خودش كارها میتواند بكند و چند جشنواره به موازات هم میتوانند وبلاگهای خوب را كه تعدادشان كم نیستند، هرچند در مجموع كم كارتر شده‌اند، معرفی كنند. به هرحال همت جمعی میخواهد و نشدنی نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همه این حرفها كه بگذریم، شادی و تندرستی همه دوستان را آرزومندم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-6035265026473694954?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/6035265026473694954/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=6035265026473694954&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6035265026473694954'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6035265026473694954'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/04/blog-post_13.html' title='حكایت تكراری دویچه‌وله'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3210054798754972084</id><published>2011-04-06T22:00:00.007-06:00</published><updated>2011-04-06T22:27:45.786-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محیط زیست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>طبیعت ایران و طبیعت ایرانی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;طبیعت ایران و طبیعت ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیتی كه نمیخواهیم قبول كنیم. این ایران ماست، میریزیم، بساط پهن میكنیم و میخواهیم در سه ساعت خودمان را خفه كنیم، روی زیراندازمان باصدای بلند قهقهه میزنیم كه یعنی ما حالمان خیلی خوش و وضعمان خیلی توپ است، به ریش خانواده‌های دوروبر میخندیم، علیه غایبین صفحه میگذاریم، آخر سر هم طبیعت را به لجن میكشیم، بلند میشویم زیراندازمان را می‌تكانیم و می‌رویم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-MiN1Y9-FP7M/TZ03TVLdvVI/AAAAAAAAAJU/qxeaHeS71CM/s1600/tabiat.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 241px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-MiN1Y9-FP7M/TZ03TVLdvVI/AAAAAAAAAJU/qxeaHeS71CM/s320/tabiat.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5592687117506297170" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا كه دیگر ربطی به حكومت نداشت، داشت؟ آها گفتم حكومت. دقت كنیم در عرصه سیاسی نیز همینطور هستیم. می‌ریزیم و بساط پهن میكنیم و دقیقاً همان كارهای بالا را انجام میدهیم، آخر سر هم بلند میشویم و زیراندازمان را می‌تكانیم و می‌رویم! نه خانی آمد و نه خانی رفت. تا سال دیگر! طرفه اینكه در عرصه سیاسی حدس بزنید چه كسانی باید این زباله ها را جمع كنند، بروبند و تمیز كنند برای"روز طبیعت" سال بعد؟ آیا همیشه چنین كسانی هستند؟ &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت:&lt;/b&gt; سطل زباله و حاشیه‌های آن معرف علاقمندی خاص ما ایرانیان به موجودی به نام قانون و همزادش نظم و انضباط هستند. &lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;نكته بی‌ربط: اگر كسی از دوستان خواننده قصد نظر دادن دارد لطف كند و نام خودش را به همراه ایمیل تماس مشخص كند كه از نظرش بنده و دیگر خوانندگان استفاده كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3210054798754972084?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3210054798754972084/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3210054798754972084&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3210054798754972084'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3210054798754972084'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='طبیعت ایران و طبیعت ایرانی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-MiN1Y9-FP7M/TZ03TVLdvVI/AAAAAAAAAJU/qxeaHeS71CM/s72-c/tabiat.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-84067168078479576</id><published>2011-03-21T16:10:00.011-06:00</published><updated>2011-03-28T11:15:15.879-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بهاریه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>برنامه‌های نوروزی امسال بی‌بی‌سی فارسی</title><content type='html'>&lt;p dir="rt"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;برنامه نوروزی امسال بی‌بی‌سی فارسی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هادی خرسندی نمیدانم چرا به جای خنداندن مردم كینه‌ورزی با اصلاح‌طلبان و خط امام كرد؟ وقت شادی نوروزی است نه تسویه حساب با خط امام و موسوی و مسخره كردن حجاب گل باقالی زهرا رهنورد و "كیسه" خواندن آن حجاب و یا مضحكه كردن "گنده" بودن "نوه امام" (حسن خمینی). بعد هم كه شروع كرد به پاچه‌خاری احمدی‌نژاد. كاری ندارم احمدی نژاد و تیمش هم گاه كارهای خوبی هم ممكن است كرده باشند. نكته این است كه امیدوارم این دوستان قدری هم فكر كنند كه نوروز وقت تسویه حساب و اساساً حرفهای تند سیاسی زدن و تبلیغ سیاسی نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"گلهای ماندگار"، كار مسعود بهنود بسیار خوب و حرفه‌ای بود و اساساً یكی از بهترین برنامه های تولید شده در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی از ابتدا تا كنون بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آبدارچی"، مستند حمید جبلی در مورد "احمد آقا" تداركچی و عاشق سینما، كاری بسیار عالی بود و اشك بر چشمها جاری میكرد. درك حمید جبلی و خانواده بنی‌اعتماد-كوثری از "زیر پوست شهر" را بگذارید در كنار درك بعضی از دوستان كنار گود از جامعه ما. بگذریم. شاید زمان پخشش برای بعد از تحویل سال مناسب نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما خود برنامه های اجرای موسیقی در موزه بریتانیا، انتخاب لوكیشنها، نورپردازی و فیلم برداری حرفه‌ای بود. توضیحات پیرامون اشیاء و آثار باستانی گاه نادقیق و بعضی اوقات اشتباه بود. در معرفی اشیاء باستانی باید دقت باستانشناسانه به كار رود. هرچند كه امسال دوستان، بوعلی سینا را مدفون در اصفهان نخواندند بسیار شكرگزار هستیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهها هم تنوع خوبی داشتند هرچند كه علاقمندی خاص به سعید شنبه زاده بوشهری، این هنرمند فعال را هنوز متوجه نمیشوم. از كارش میشود لذت برد اما نه برای مدت طولانی، قومیتهای دیگر كجا بودند؟ كردها و آذریها چرا نبودند؟عاشیقها؟ تركمن‌ها؟ بختیاریها؟ موسیقی بیرجند؟ موسیقی گیلكی؟ بساط ساز و دهل بعد از تحویل سال كجا بود؟ موسیقی سنتی ما كجا بود؟ چرا یك غزل هم در بی‌بی‌سی فارسی در قالب یك موسیقی خوانده نمیشود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پارسال هم هنگام نوروز در وبلاگ خود نوشتم. بهزاد بلور برنامه‌ساز خوبی است و گروههای موسیقی دوروبر و كمتر شناخته شده را خوب می‌شناسد و پیدا میكند، اما یك مجری كاملاً غیرحرفه‌ای است، صدایش یخ و بی‌احساس است، زبان بدنش هم ارتباطی در كانتكست موضوع با مخاطب برقرار نمیكند. از همه بدتر این است كه خودش گمان میكند آدم شیرین و بانمكی است و شوخی‌های جالبی میكند! لباس پوشیدنش هم كه متاسفانه یك فاجعه است. اینبار به جای كلاه راكام سرخپوست در نبرد با شوالیه دوهادوك (كه پارسال پوشیده بود و خیلی هم جدی با آن اجرا میكرد)، امسال یك دسته گل پلاستیكی همراه با برگ و شاخه روی سرش گذاشته بود. در ارائه كارهای هنری مدرن و مد روز(!) برای نوروز كه هنگام ارائه كار كلاسیك و سنتی است، یا دستكم باید با تلفیق انجام شود باید با احتیاط برخورد كرد. به نظرم بهزاد بلور نوروز را با كارناوال ریو اشتباه گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور كه گفته شد، طبق معمول جای موسیقی سنتی هم خالی بود. عجیب اینكه برخلاف برنامه پروپیمان پارسال كه از همه خوانندگان شهیر اعم از ابی، گوگوش، فرامرز اصلانی، آرش سبحانی، دریا دادور یا گروه آبجیز دعوت كرده بودند، امسال هیچ خبری از یك خواننده هم نبود. شاید مشكل بودجه وجود داشت. نمیدانیم. اما دریغ از دعوت از یك خواننده پاپ یا سنتی یا گروههای آشنای پرطرفدار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برنامه نوروزی را با دعوت از چند نفر اهل ادبیات و آدم با ذوق با هزینه بسیار كمتر هم میشود پیش برد. نمیدانم چرا بی‌بی‌سی فارسی دنبال كارهای عجیب و غریب بهزاد بلوری در لحظه تحویل سال است؟ آوردن كسانی مثل عباس معروفی، مهدی جامی و مسعود بهنود به استودیو و غزلخوانی و شادباش گویی و خاطره تعریف كردن و یك بهاریه دست‌كم یك‌ساعته گرفتن و تلفنی هم به كسانی مانند محمدرضا شجریان و سایه یا بهاءالدین خرمشاهی و حتی سروش زدن (سروش به عنوان یك مولوی شناس یا حافظ شناس)، چرا انجام نمیشود؟ درك اینكه چنین برنامه بهاریه‌ای صدپرده از اجرای بهزاد بلور بهتر و دل نشینتر خواهد شد، كار سختی نیست. واقعاً این ماجرا قابل درك نیست كه بی‌بی‌سی چه عنادی با یك برنامه دلنشین و كلاسیك بهاریه در هنگام تحویل سال دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هرحال هردو برنامه "گلهای ماندگار" و "آبدارچی"، بسیار زیبا و تماشایی بودند و دست مریزاد ویژه به سینا مطلبی كه در هردو برنامه نقش سردبیری و اجرایی داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت:&lt;/strong&gt; گفتگویی در فیس بوك بین ف.م.سخن عزیز و بنده در مورد كار ضعیف آقای هادی خرسندی درگرفته بود كه سخن به این گفتگو در &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2011/03/119429.php" target="_blank"&gt;نوشته خود&lt;/a&gt; در گویا نیوز در مورد شعر ضعیف و بسیار سطحی آقای خرسندی (پاسخ به اوباما!) ارجاع داده است. اینگونه شد كه به لطف آقای سخن، بحث خودمونی فیس‌بوكی ما سر از گویانیوز درآورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;پی‌نوشت دیرهنگام&lt;/span&gt;: "حقوقدان پاریسی" هم در این مورد مطلبی نوشته است. (&lt;a href="http://hoghooghdanehparisi.blogfa.com/post-385.aspx" target="_blank"&gt;*&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-84067168078479576?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/84067168078479576/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=84067168078479576&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/84067168078479576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/84067168078479576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/03/blog-post_6748.html' title='برنامه‌های نوروزی امسال بی‌بی‌سی فارسی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-8571725999807064178</id><published>2011-03-21T15:51:00.003-06:00</published><updated>2011-03-21T16:10:03.848-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبريک'/><title type='text'>شادباش نوروزی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;شادباش نوروزی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نوروز را به همه دوستان شادباش می‌گویم.&lt;br /&gt;با آرزوی تندرستی و شادی برای همه ایرانیان در سراسر گیتی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هم تفالی كه به دیوان حافظ زدم (به تفسیر و پیشگویی و خبرآوردن از آینده بر اساس غزلی از حافظ اعتقادی ندارم) و این غزل زیبا برآمد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند/ که زیرکان جهان از کمندشان نرهند &lt;br /&gt;من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه/ هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند &lt;br /&gt;جفا نه پیشه درویشیست و راهروی/ بیار باده که این سالکان نه مرد رهند &lt;br /&gt;مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم/ شهان بی کمر و خسروان بی کلهند &lt;br /&gt;به هوش باش که هنگام باد استغنا/ هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند &lt;br /&gt;مکن که کوکبه دلبری شکسته شود/ چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند &lt;br /&gt;غلام همت دردی کشان یک رنگم/ نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند &lt;br /&gt;قدم منه به خرابات جز به شرط ادب/ که سالکان درش محرمان پادشهند &lt;br /&gt;جناب عشق بلند است همتی حافظ/ که عاشقان ره بی‌همتان به خود ندهند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هم جناب نوروز در دوشنبه تاجیكستان كه مردم با همین سادگی و بی‌شیله‌پیلگی جشن همگانی می‌گیرند و هنگام جشن عمومی هم كسی دنبال خودنمایی و بحث‌های تمام نشدنی همیشگی و نگران آینده بودن و جدل در مورد وضعیت ایران و حرص سیاسی خوردن و حرف از "آقا" و اوباما زدن نیست. مرده‌شور سیاست را برای همیشه ببرند. خوش باشید و خوشی را با دیگران هم قسمت كنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-64f8xJpPjvw/TYfMbmxYxEI/AAAAAAAAAJM/7IIVax8mOW4/s1600/Nowruz%2BTajikestan.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/-64f8xJpPjvw/TYfMbmxYxEI/AAAAAAAAAJM/7IIVax8mOW4/s320/Nowruz%2BTajikestan.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5586658637412615234" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-8571725999807064178?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/8571725999807064178/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=8571725999807064178&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8571725999807064178'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/8571725999807064178'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/03/blog-post_21.html' title='شادباش نوروزی'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-64f8xJpPjvw/TYfMbmxYxEI/AAAAAAAAAJM/7IIVax8mOW4/s72-c/Nowruz%2BTajikestan.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-695051955212817366</id><published>2011-03-06T18:38:00.003-07:00</published><updated>2011-03-07T09:32:48.546-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><title type='text'>عنوانش را خودت بگذار</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;عنوانش را خودت بگذار&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;با اینكه در تلخ‌نویسی و انتقاد از رفتار سیاسی ما مردم مبتنی بر رقابت‌جویی و لج‌بازی و دمدمی مزاجی، صفحه‌ها سیاه كرده‌ام اما در این چند روز از حیرانی به خود می‌پیچم. كجا رفتند سبزهای آتشی و احساساتی؟ كجا رفتند اهالی تجمعات، فعالان سیاسی حامی جنبش چه شدند؟ حقوق بشری‌ها كجایند؟ روشنفكران دینی، سكولار، محققین دانشگاهی، دانشجویان خارج از كشور، شبكه‌های سبز، اهالی رسانه و همه مردمی كه شیخ و مهندس را شیر میكردند كه بمانند و كوتاه نیایند و خیانت نكنند، آنهایشان كه امكان حرف زدن دارند، الان چرا خفقان مرگ گرفته‌اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی میر و شیخ و همسران شیردل‌شان، اندازه كبری رحمان‌پور، شهلا جاهد و سكینه محمدی آشتیانی ارزش توجه و اعتراض نداشتند؟ ای وای بر تك‌تك ما مردم ایرانی نخبه‌كش! ای وای بر ما ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زیاده عرضی نیست، امیدوارم كه چند نفری از این خیل عظیم میلیونی خارج از كشوری یا كسانی كه داخل كشور امكان حرف زدن داشته باشند، به جای تعیین نوبت برای رفتن سیدعلی، عجالتاً خواستار محاكمه عادلانه رهبران جنبش خودشان شوند. بقیه این همه كار گنده گنده پیشكش. از این مسخره‌تر نمیشود كه بنده مجبورم یادآوری كنم دغدغه امروز ما دو سه جمله قابل انتقاد عطاءالله مهاجرانی سیاس و فرصت‌طلب نیست. دوستان یادمان نرفته كه: رهبران جنبش را آدم ربایان حكومتی حبس كرده‌اند. هیچ خبری هم ازشان نداریم. آیا عقل و شعور سیاسی نمیگوید باید دست كم واكنشی نشان داد و پای آن واكنش هم ایستاد؟ كسی جواب این سوال را میداند یا مخالف است، لطف كند و منت برسر بنده نادان بگذارد و از گمراهی نجاتم دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه دشوار آزادی به گمان شما آیا با ما ملت هردم-به-یك-مزاج و این اخلاق سیاسی- اجتماعی غیرقابل‌ قبول‌مان و این رفتارهای غیرمسوولانه تك‌تك‌مان، اساساً قابل پیمودن است؟ جوابش را نمیدانم اما امیدوارم كه پاسخ قدری به سمت و سوی مثبت بودن متمایل باشد. امیدوارم سرانجام به جایی برسیم از این تكرار مكررات. امیدوارم از شكستها درس بگیریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جز اینكه سكوت كنم و هرازچندگاه كار غیراخلاقی‌ و غیرعقلایی‌مان را یادآوری كنم و منتقد باشم، كاری دیگری از دستم برنمی آید، باز تاكید دارم اگر كسی در این شرایط كار بهتری بلد است لطف كند آنرا با صداقت و به صراحت تشریح كند و پا پیش بگذارد تا دیگران و از جمله بنده همراهش شویم.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-695051955212817366?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/695051955212817366/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=695051955212817366&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/695051955212817366'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/695051955212817366'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='عنوانش را خودت بگذار'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-6882065819409907735</id><published>2011-02-27T23:19:00.003-07:00</published><updated>2011-02-28T06:30:11.573-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>سكوت به نشانه اعتراض</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;سكوت به نشانه اعتراض&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;گاهی نوشته آدم بوی تلخ‌كامی و ناكامی میدهد، امروز هم از آن روزهاست و عملاً با اینكه سعی كردم كمتر تلخ بنویسم، اما تصمیمی به اعتراض گرفته‌ام كه خواهم گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدم گاهی مرتب امیدوار است كه خلاف همه بیمها و پیش‌بینهای خود قبلی خود، پیش‌آمد واقع‌شده، چیز دیگری از آب دربیاید یا دست كم به نتیجه خوشی منجر شود، اما متاسفانه نمیشود. من با راهپیمایی بیست و پنج بهمن مخالف بودم و از زاویه استراتژِیك آنرا مضر میدیدم. بحث هایی كه با دوستان در فیس بوك داشتیم هم از همین زاویه بود. البته اشتباه میكردم كه حضور فعال مردم را در آن روز به آن وسعت پیش‌بینی نمیكردم و از این بابت به اشتباه خود اعتراف كردم، با این همه اصل داستان همچنان به یك نتیجه منجر شد: ناامیدی بیشتر مردم، توحش و حمله‌ور شدن بیش از پیش ماشین سركوب نظام و بی‌عملی و بی‌فكری فعالان سیاسی خارج از كشور (همینطور داخل در درجه بعدی).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كام همه‌مان تلخ است، موسوی را حتی اگر خونین و مالین به جای دیگری نبرده باشند، كروبی را اگر در گونی داخل صندوق عقب ماشینی نیانداخته باشند (كه ظاهراً شایعات مربوط به انتقال دادنشان دارد بیشتر قوت میگیرد و باید بر این حال گریست)، همینقدر كه در حصر كامل هستند و در خانه خود به اتفاق همسرانشان زندانی، باید بر این وضع اسفبار اعتراض همه جانبه و هماهنگ كرد. افسوس و صد افسوس كه ما ایرانیان جز به آنارشی‌بازی و شور و شعارسازی بی‌پایه و گریز از كاری گروهی ولو حداقلی و هماهنگ (درحد شعار ساده: موسوی و كروبی آزاد باید گردند، همین و لاغیر!) و دفع هرنوع همفكری و در عین حال تخریب و حاشیه سازی و جروبحث برسر آن حاشیه ها و لجبازی و رقابت‌جویی&lt;br /&gt; و دعوا برسر تقسیم غنائم در گیرودار جنگی كه مغلوبه هم شده، هیچ كار دیگری بلد نیستیم و عملاً كار سیاست را به بدترین وجهی در جهت ویرانی به كار میگیریم. سیاست‌ورزی اینچنین مخرب و بد نیست كه در جامعه ما ویرانگر و اهریمنی به نظر میرسد، همه این مصیبتهای سیاست ایرانی را از چشم جمهوری اسلامی تنها نمیشود دید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه فعالان سیاسی خارج از كشور به هر دلیل و علت، به جای ائتلاف و همفكری و یافتن راهی هماهنگ برای حمایت از رهبران جنبش، راهی جز سكوت، بیخیالی و جنگ و جدل حاشیه‌ای بین همدیگر تا كنون برنگزیده‌اند. بهترین كار برای مقابله در همین چند روز تحصن و بست نشستن شبانه روزی جلوی سازمان ملل در نیویورك و ژنو و نیز مقر اتحادیه اروپا در بروكسل و دیوان لاهه "می‌بود" با چادر زدن شبانه روزی، با اعتصاب غذا و حضور چند ده هزار نفره و فقط خواستار آزادی موسوی و كروبی شدن. اما متاسفانه چه گویم كه ناگفتنم بهتر است. باعرض معذرت واقعاً آدمهای مسخره‌ای هستیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فیس‌بوك مدتی است روی اعصاب دوستان اندك شبكه خود رژه میروم (كه آنها هم چون من چندان تقصیری ندارند، هرچند تعدادی از آنها حرفهایشان برد بسیار زیادی نسبت به بنده دارد و متاسفانه آنها هم با سكوت خود یا جدی نگرفتن، كم‌كاری كردند) ، میپرسم پس این همه تدبیر و عقل و خردمندی فعالان سیاسی خارج از كشور، كسانی كه یك‌ عمر هیاهو میكنند و حرفهای خوب میزنند، امروز كه روز آزمون آزادیخواهی، دموكراسی‌طلبی و دفاع از حقوق بشر است، اینها كجا هستند؟ تك تك این فعالان خارج از كشور كه همه را در ایران شیر میكنند جلوی گلوله و باتون بروند اما خودشان حاضر نیستد در این حد "فداكاری" (!) كنند كه زیر یك سقف با رقیب سیاسی خود چند جمله حرف بزنند و حول مشتركاتی برای یكماه هم شده به تفاهم موقت برسند، اینها به چه دردی میخورند؟&lt;br /&gt;نه واقعاً به چه دردی میخورند؟ ما صدهزار خارج كشوری كه داد كشیدیم: "موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه" ، به چه دردی میخوریم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله امروز ما مساله موسوی و كروبی تنها نیست، كه آن هم هست. مساله مساله زنده بگور كردن نوزاد نحیف آزادیخواهی است و خواهیم دید كه با سكوت خود در این چند روز تا سالها باید هزینه بدهیم متاسفانه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری واقعاً گیج و حیران هستم و اساساً تا مدتی به نشانه اعتراض به این همه بی‌مسوولیتی و بی‌عملی تك‌تك مان و پشت پا زدن به همفكری و انجام اكسیونی جمعی، چیزی نخواهم نوشت با اینكه ننوشتنم چه در اینجا یا فیس بوك كار سختی است و اینكار را به نشانه اعتراض به وضع نابسامان اقدام جمعی سیاسی تا هرزمان كه لازم باشد انجام خواهم داد. هركس هم هرطور كه دوست دارد تفسیر كند. باور كنید كه من بیچاره وبلاگ‌نویس برای برون رفت از این وضعیت اندازه توان بسیار محدودی كه داشتم كوشیدم و جز جدی نبودن و گریز و احساسی‌گری، چیز دیگری ندیدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم كه این رقابتجویی‌ها در آینده كم‌كم روزی جای خود را به همكاری و همفكری دهند، امیدوارم كه كارهای جمعی و سازمانی كم‌كم پا بگیرند. امیدوارم كه همه ما حرف و عملمان با هم و در طول زمان هماهنگ باشد، شعارهای احساسی سرندهیم كه بعداً كاری نتوانیم در قبال آن شعارها انجام دهیم و دیگران را به مخمصه بیندازیم. امیدوارم بتوانیم از این شكستها درس بگیریم. امیدوارم بتوانیم با هم گفتگوی انتقادی همدلانه راه بیندازیم و از آنها پلی بزنیم به همفكری كردن و هماهنگی و نهایتاً انسجام و اتحاد بیشتر. امید به آینده است وقتی كه نوشتن از سیاست معنی بدهد. روزی كه كار حزبی و منسجم سیاسی مایه مضحكه نباشد، آنروز هرنتیجه ای كه از فعالیت مسالمت آمیز و مدنی سیاسی روی دهد، روز پیروزی همه ماست حتی پیروزی كسانی كه خودشان را حامی حكومت جمهوری اسلامی میدانند. آنروز روز جشن ملی همگانی خواهد بود. شاید چندسال یا چند دهه طول بكشد اما دیر یا زود به مسوولیت شهروندی خواهیم رسید در كنار گفتمان حقوق شهروندی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باقی بقای شما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-6882065819409907735?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/6882065819409907735/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=6882065819409907735&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6882065819409907735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/6882065819409907735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/02/blog-post_27.html' title='سكوت به نشانه اعتراض'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-724637214652137986</id><published>2011-02-21T10:40:00.002-07:00</published><updated>2011-02-21T10:53:49.338-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>مبارزه پرابهام، بیم‌ها و امیدها (۱)</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;مبارزه پرابهام، بیم‌ها و امیدها (۱)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;الف) فشارهای مختلف ناشی از خفقان سیاسی و سركوب بر مردم بسیار بالا است، به گونه‌ای كه به‌ شعارهای مردم در روز بیست و پنج بهمن مبنی بر خواست عمومی به بركناری علی خامنه‌ای انجامید و اساساً كسی با دولت احمدی‌نژاد و خود او كاری نداشت. نیاز به یادآوری نیست كه امواج برآمده از تحولات منطقه و تاثیرپذیری از قیامهای كشورهای عربی به وضوح در این حركتها دیده میشوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) حركت شجاعانه جمع قابل توجهی از مردم تهران در روز بیست و پنج بهمن و نیز حضور آرام مردم در روز اول اسفند، بار دیگر سوال اصلی را با توجه به حصر موسوی و كروبی به میان آورده است كه در شرایط فعلی چه باید كرد؟ خوب طبیعی است كه این سوال به سوال دیگری تحویل میشود كه اساساً چه میخواهیم؟ این سوال هنوز آنطور كه باید و شاید با اینكه در یكسال و نیم گذشته حول آن بحثهای فراوان شده، اما نهایتاً به اجماعی حول جوابها هم منجر نشده. طیف رنگارنگ جوابها از "براندازی كامل نظام جمهوری اسلامی" شروع میشود تا به "امكان حضور رقابتی تعدادی از اصلاح‌طلبان خودی در انتخابات سال آینده مجلس"، كسانی متاسفانه این طیف رنگارنگ را فقط زیبا میبینند و هنوز هم قصد ندارند با نگاهی انتقادی، انگیزه‌ای برای یافتن یك نقطه محل تفاهم و توافق تا حد امكان حداكثری میان نیروهای درون جنبش بیابند. حركت مردم در بیست و پنج بهمن مشمول غلو شد و عناصر هیجان و احساسات و تخلیه فشار در آن دیده نشد. اگر مردم واقعاً خواهان رفتن "سیدعلی" هستند كه خود میتواند یك مخرج مشترك بالقوه خوب و مورد توافق اكثریت نیروهای جنبش باشد، باید خود را برای دادن هزینه متناسب با این خواسته آماده كنند، طبیعی است كه چنین هزینه دادنی با اتحاد، برنامه‌ریزی و توافق همگانی (یا دست كم كسرمشترك عمده‌ای از میان فعالان جدی جنبش شامل فعالان داخل و فعالان میدانی) شدنی است. متاسفانه نه نخبگان خارج از كشور نه فعالان سیاسی داخل و خارج و نه فعالان میدانی هیچكدام نه امكان برقراری ارتباط و هماهنگی سازمانی و حتی غیرسازمانی باهم دارند و نه قدمی در این مسیر برمیدارند. سكوت فعالان سیاسی خارج از كشور و نخبگانی كه امكان تبادل نظر دارند در چند روز گذشته حیرت برانگیز بود. تا گفتگوی رودررو و شفاف (نه مبهم و با تعصب و پیشداوری)‌ میان نخبگان خارج از كشور صورت نگیرد، عملاً حرف زدن از سازماندهی و برنامه ریزی محلی از اعراب نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پ) نخبگان سیاسی خارج از كشور كه در جنبش سبز فعال بوده‌اند، عملاً بعد از حصر موسوی و كروبی فعالیت زیادی از خود نشان نداده‌اند. كسانی با بیش از سه چهار دهه كار سیاسی و تحصیلات عالی در زمینه علوم سیاسی و جامعه شناسی در زمانی كه بیش از هرزمان به تحلیل و راهكاردهی آنان نیاز هست، سكوت كرده‌اند یا اگر تحلیلی ارائه میكنند واقع بینانه و سازنده نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ت) بارها در وبلاگ خود نوشته‌ام كه ایرانیان خارج از كشور تنها نقش پشتیبانی و همبستگی با داخل كشوریها میتوانند ایفا كنند. هنوز كه هنوز است حداقل ده بیست نفر از فعالان و نخبگان خارج كشوری ما كه همه هم خود را در طیف جنبش سبز و جنبش دموكراسی‌خواهی میبینند، حاضر نیستند زیر یك سقف با هم چهار جمله گفتگو كنند. تنها به عنوان یك نمونه دم دست حیرت‌آور است كه حمید دباشی در برنامه دیشب شصت دقیقه بی‌بی‌سی فارسی در پاسخ به اشتباه مجری برنامه نادر سلطانپور كه او را عباس میلانی نامید و البته بلافاصله پوزش خواست و حرف خود را اصلاح كرد، با طعنه و حالت عصبی میگوید: "خوب شد كه آنرا اصلاح كردید، بنده با آقای میلانی خیلی فرق دارم" (!) انگار كه عباس میلانی فرمانده قرارگاه ثارالله است! این كینه‌ها و این ناسازگاریهای آدمهای خارج از كشور معلوم نیست كی قرار است تمام شود. تا گفتگوی انتقادی همدلانه میان اینها بطور جدی و شفاف و در معرض داوری عمومی ایجاد نشود، عملاً به چیزی امید نمیتوان بست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نوشتار اندك اندك ادامه پیدا خواهد كرد. همه دوستان را به گفتگو و بحث عمومی جهت همفكری دعوت میكنم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-724637214652137986?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/724637214652137986/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=724637214652137986&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/724637214652137986'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/724637214652137986'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/02/blog-post_21.html' title='مبارزه پرابهام، بیم‌ها و امیدها (۱)'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-2917746754125080443</id><published>2011-02-16T20:30:00.003-07:00</published><updated>2011-02-16T20:36:35.050-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز قهوه​ای'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>واكنش ما خارج كشوری‌ها</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;واكنش ما خارج كشوری‌ها&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;س.ع.دشمن‌شناس &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر در همین چند روز آینده موسوی و كروبی را گرفتند، ما خارج كشوری‌ها چكار باید بكنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزینه‌ها اینها هستند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) هیچكار نكنیم، در دینایال بسر ببریم، ایندو را نخواهند گرفت. مگه میشه؟ محاله!&lt;br /&gt;ب) به حكومت تا دلمان میخواهد، فحش بدهیم&lt;br /&gt;پ) مرتب دم در پنجره فیسبوك، كشمش و گردو و توت خشك بخوریم و تحولات را با دقت دیپلماتیك زیاد زیر نظر داشته باشیم&lt;br /&gt;ت) برنامه پارازیت را تماشا كنیم و آخرش هم شیشه غم را به سنگ بكوبیم (به روایت سامان "نكوبیم") و باحال باشیم&lt;br /&gt;ث) از هاشمی بخواهیم كاری بكند (یكی باید شفاعت خود هاشمی را بكند)، دست به دامان مراجع بشیم (تیریپ بچه مسلمون)&lt;br /&gt;ج) توماری از امضاء جمع كنیم و اینبار به جای برج ایفل، طاق نصرت پاریس را سبز كنیم&lt;br /&gt;چ) به اصلاح‌طلبان و خاتمی بدوبیراه بگوییم، از دانشجوها بخواهیم در داخل شلوغ كنند&lt;br /&gt;ح) به سراغ دكتر محسن سازگارای عزیز و دكتر علیرضا نوری‌زاده نازنین برویم و ببینیم كار رژیم كی تمام میشود&lt;br /&gt;خ) دنبال رهبری فرهمند و دارای لیدرشیپ در خارج از كشور بگردیم یا اینكه منتظر پیام شاهزاده رضا پهلوی، بنی‌صدر، علی كشتگر، جمعه گردیهای اسماعیل نوری علاء یا كشكول ف.م.سخن یا مقالات مجید محمدی در مورد مافیا باشیم ببینیم آخرش بعد از سی و پنج سال پیگیری اخبار سیاسی به كجا میرسیم. از رادیو بی‌بی‌سی هم غافل نشیم.&lt;br /&gt;د) پای تماشای فوتبال جام باشگاههای اروپا بنشینیم هیچ چیزی مهمتر از بازی رئال و بارسا نیست.&lt;br /&gt;ذ) توی مهمانیها درسهای تاریخ را به دیكتاتورها، كه معمولاً رفوزه میشوند، یادآوری كنیم&lt;br /&gt;ر) با یكی دوتا كامنت احساسی پای یك مطلب تند وبلاگی یا فیس بوكی خودمان را خالی كنیم: آفرین به شرفت ایرانی‌ات، الملك یبقی مع الكفر ولا یبقی مع الظلم، شیخ ما آزاده است دربندش نتوان كرد و...&lt;br /&gt;ز) با خانم مونیكا بلوچی بیشتر آشنا شویم (به یاد هودر) و با افزایش هرمون دوپامین به آرامش برسیم&lt;br /&gt;ژ) برنامه اتو بگذاریم و تحریم بیست و سی رو هم پشت بندش پیگیری كنیم&lt;br /&gt;س) كاریكاتور مانا را لایك بزنیم و همخوان كنیم&lt;br /&gt;ش) به بی‌بی‌سی فارسی یا رادیو زمانه گیر بدهیم&lt;br /&gt;ص) تصور كن سیاوش قمیشی گوش بدهیم یا ابراهیم نبوی بخوانیم&lt;br /&gt;ض) غرغر كنیم و در وبلاگمان چیزمیز بنویسیم&lt;br /&gt;ط) در میعادگاههای عاشقان آنلاین، بالاترین، حضور بهم برسانیم و تظاهرات آنلاین برگزار كنیم و داغ كنیم بره بالا!&lt;br /&gt;ظ) گروه فلسفه سیاسی راه بیندازیم و هی مطالعات تئوریك كنیم&lt;br /&gt;ع) آش نذری بپزیم یا برنامه پیتزا بگذاریم كه با تعدادی از دوستان پیراهن جنبش سبز بپوشیم.&lt;br /&gt;غ) به گروه ایران ندا و شیخ الرییس (یا به قولی "شیخ رسانه") گیر بدهیم،&lt;br /&gt;ف) دنبال پیدا كردن ادبیات كیهانی باشیم و هركجا دروغ در مورد جزییات دستگیری موسوی و كروبی بود (راستی یادمان رفته بود كه موسوی و كروبی را گرفته بودند!)، فریاد وا اخلاقا سردهیم (غلبه حاشیه بر متن!)&lt;br /&gt;ق) دنبال پیدا كردن اثبات این قضیه ریاضی باشیم كه "وقاحت آقایان" حد بالایش بینهایت است.&lt;br /&gt;ك) مراسم اسكار را تماشا كنیم و خبرهای ایران را به طریقی "كول" و "آسم" از سی‌ان‌ان "فالو" كنیم و برای همكاران غیرایرانی ژست بگیریم&lt;br /&gt;گ) خبرهای مشقت كشیدن فلان هنرمند را هنگام خروج از فرودگاه امام یا مجوز ندادن به بهمان خواننده را به جای خبر دستگیری (اهه مگه گرفتن؟ جرات نداشتن كه؟) همخوان كنیم (همنوایی لایت و یواشكی در دنیای مجازی)&lt;br /&gt;ل) یك جمله از دكتر علی شریعتی بیاوریم (ترجیحاً كویریات)، اگه نشد در وبلاگ خود در مورد اقتصاد بازار آزاد و چگونگی اپلای كردن چیز میز بنویسیم.&lt;br /&gt;م) كلیپ سوسن خانم درست كنیم (ربطی به سوسن شریعتی نداشت، بیخود روانكاوی نكنید!)&lt;br /&gt;ن) كتابهای شیرین شبه‌تاریخی مسعود بهنود بخوانیم كه ببینیم در تاریخ وقتی میرزا جهانگیرخان را گرفتند بعدش چی شد؟ یا مقاله‌های پر از متلك محمد قائد بخوانیم (به قول شراگیم: "استاد، ببخش ما رو ...شكر خوردیم كه ایرانی شدیم"، نقل به مضمون!)، ببینیم از دید استاد قائد، وقتی شیخ شجاع را گرفتند مثل شیخ قبلی (آیت الله فقید كه از نظر بعضی اهالی غلو شد پدر حقوق بشر!) در نظر مردم ترفیع درجه پیدا خواهد كرد یا نه؟&lt;br /&gt;و) با رفقا در كافه جمع بشیم و آبجو بزنیم و طرح "چه باید كرد" را تكمیل كنیم و به گروههای دیگر ظنین باشیم&lt;br /&gt;ه) شعر ه.الف.سایه و حافظ (اینهم ربطی به "حافظ به سعی سایه" نداشت) بخوانیم و به درودیوار فوت كنیم، عكس میر دلاور را در تقاطع "آزادی" و "آذربایجان" (!) همخوان كنیم و موسیقی سراج ترجیحاً "گاه سفر آمد برادر گام بردار" گوش بدیم.&lt;br /&gt;ی) بلند شویم، شاه و كلاه كنیم و برای مدت بیست و چهار ساعت هم كه شده جلوی پارلمان استان، پارلمان فدرال یا دفتر سازمان ملل متحد در شهرمان یا نزدیكترین شهر بزرگ به بست بنشینیم، هیچ شعاری هم جز آزادی آندو نفر ندهیم، شاید چارنفر دیگر هم به ما پیوستند و تحصن را توانستیم در شیفت بگذاریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهنمایی: گزینه آخر كاری نابخردانه و نامعقول است (اهه پس چرا هرچی كار سخت سخته من باید انجام بدم؟! آخه این هم شد كار؟)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه حل پدربزرگی: پدرجان، سیاست در ایران پدرمادر نداره، كار كار خودشونه! باید دید آخرش چی میشه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;جدی جدی:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در این بلبشو كه هركس توپی گرفته و دارد بقیه را دریبل میزند و هیچكس نه اهل كار جمعی است و نه میخواهد به این احتمال مهم كه هرلحظه دارد جدیتر میشود، فكر كند، كسی میداند چكار باید كرد؟ آیا نباید به فكر یك اكسیون جمعی و سرتاسری بود؟ آمد و زد و میر و شیخ را گرفتند! ما كاری نباید بكنیم؟ جونم؟ مخاطب من شما كه میفرمایید: به جهنم كه گرفتند و خوب شد كه تكلیف جنبش و جمهوری اسلامی یكسره شد، نیستید. چرا ما ایرانیان اسم كار كه می آید هركداممان میپریم كاری فردی انجام بدیم؟ چرا كسی حواسش نیست فینیقیه‌ای ها با اختراع دورهم جمع شدن و همفكری، پنج هزارسال پیش، كارها را آسانتر كرده بودند! شاید ما هم باید پنج هزار سال دیگر صبر كنیم. بی‌شوخی.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-2917746754125080443?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/2917746754125080443/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=2917746754125080443&amp;isPopup=true' title='6 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2917746754125080443'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/2917746754125080443'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/02/blog-post_16.html' title='واكنش ما خارج كشوری‌ها'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4107993356925961339</id><published>2011-02-15T21:34:00.003-07:00</published><updated>2011-02-15T21:37:52.228-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><title type='text'>نمایندگانی كه قاتل از آب درآمدند</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;نمایندگانی كه قاتل از آب درآمدند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;واقعاً امروز حیران ماندم! هرطور فكر میكنم نمیفهمم نماینده مجلس یك كشور كه قانونگذار است، از جانب ملت نمایندگی محدود و در مدت معین گرفته كه بر قوای دیگر نظارت كند، طرح و لایحه تصویب كند، دقت كند كه بقیه اركان حكومت همه پایبند قانون باشند و با تحقیق و تفحص این نظارت را برقرار كند، براساس همان هدف اگر بیعدالتی و قانون شكنی در مورد هر شهروندی صورت گرفت یا حقی از او سلب شد، به شكایتها رسیدگی كند، چطور میشود كه جمع زیادی از این عده (نمایندگان مجلس) عین لاتهای مست و عربده‌كش كف بردهان آورده فریاد بكشند: "موسوی، كروبی، خاتمی اعدام باید گردند"! علی لاریجانی هم كه خیر سرش رییس و سخنگوی مجلس قانون‌گذاری است قبل از همه آتش بیار معركه شده و یاوه می‌بافد و تهدید میكند. حالا واقعاً داستان چیست و مگر چه شده كه این آقایان چنین عربده‌كشی میكنند؟ اساس این نظام بر اوباشگری چرخیده، اما عربده‌كشی و اوباش‌بازی هم درجات و مراتبی دارد، مساله اینجاست كه انگار راهپیمایی‌ها و شعارهای بیست و پنج بهمن بدجایی را نشانه گرفته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرطور فكر میكنم در همین رویه‌ها و قوانین موجود جمهوری اسلامی هم خیلی عجیب است كه نماینده مجلس، بنا به تعریف نماینده ملت در خانه ملت و ضامن قانونگذاری و وكیل حقوق مردم و ناظر بر اركان دیگر باید باشد نه قصاب لات چاقوكشی كه میخواهد سر شهروندان بیگناه مورد ظلم واقع شده را گوش تا گوش ببرد. آخر كدام آدم بی‌همه‌چیز بی‌سروپایی در میان بدترین و شرورترین بزهكاران هم دسته‌جمعی چند نفر را كه جز حرف زدن و بیانیه دادن كار دیگری بلد نیستند به كشتن آنهم با حرص و كینه تهدید میكند؟ اصلاً یكی بگوید كه این وسط خاتمی سید خنده‌رو و ترسو او چه كرده كه باید اعدام شود و مرگ بر او باید زد؟! آخر كی میخواهیم بفهمیم كه تشویق و تحریك خود یا دیگران به قتل هرشهروند، جرم محسوب میشود؟ قانون‌گذارانی كه این چنین اراذل و اوباش باشند، وای بحال بقیه. معلوم است آن بسیجیهای یله و رها با چماق و اسپری فلفل و زنجیر و باتون برقی و گاز اشك آور و كلتی كه دارند، چه كار خواهند كرد. چشم و دل حضرت علی خامنه‌ای روشن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رفتار وحشیانه حضرات مثلاً نماینده مجلس در كنار وقایع بیست و پنجم بهمن نشان داد كه این نظام درسراشیبی فساد و نابودی افتاده است. گیرم كه شانس آوردند و ده بیست سال دیگر هم ماندند، دیر یا زود این ملت با هرهزینه‌ای كه شده تیغ و ترازوی معوج عدالت و كلیدزندان را از دست آنها خواهند گرفت.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4107993356925961339?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4107993356925961339/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4107993356925961339&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4107993356925961339'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4107993356925961339'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='نمایندگانی كه قاتل از آب درآمدند'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4790742639644193103</id><published>2010-12-31T17:41:00.006-07:00</published><updated>2010-12-31T18:10:59.896-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبريک'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><title type='text'>قرارومدار شخصی به مناسبت سال نو میلادی!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قرارومدار شخصی به مناسبت سال نو میلادی!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خارج كشوری‌ها با مفهوم رزولوشن (قطعنامه) شخصی كه افراد برای سال جدید برخود تعیین میكنند آشنایند، آنرا قرارومدار شخصی نامیده‌ام!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بلاگ‌داری خودم اینروزها فرصتهای خوبی برای نوشتن و تحلیل پیدا نمی كنم، راستش را هم بخواهید بدانید، چندان گمان نمیكنم كه مشكلات ما با پیگیری پروژه دموكراسی‌خواهی سیاسی صرف حل شود و كار ما به جلو برود و در عین اینكه بجد همچنان معتقدم سیاست را باید همچنان به نحو متعادل و پیوسته‌ای پیگیری كرد (و البته از ابتذال روزمرگی‌های سیاسی هم باید قدری فاصله گرفت)، گمان میكنم حوزه‌های دیگری هم وجود دارند كه بشود گهگاه در آنها به قول معروف، لك‌ولوكی كرد (لك‌و‌لوك در حد یك آدم غیرحرفه‌ای ولی علاقمند اهل بخیه خارج نشین كه هرچقدر هم كه نزدیك به مسائل ایران باشد - كه نیست - همه واقعیات را نمیتواند درك كند)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت این است كه جوانان ایرانی (متولدین اواخر دهه پنجاه و دهه شصت به بعد) چندان اهل شنیدن حرفهای نسل ما هم نیستند چه برسد به حرفهای نسلی كه انقلاب كرد و از دیوار سفارت بالا كشید یا خودش را به جبهه رساند. به هر حال حرفهای زیادی هست كه بهتر است در فرصتهای مناسب گفته شود. فرصتهایی كه همانطور كه اشاره شد، متاسفانه كمتر بدست می‌آیند. صاحب این وبلاگ هم اگر حرفهایی برای گفتن داشته باشد، ترجیح میدهد هم خودش بیشتر و بهتر بداند و بخواند و هم به سكوت مردم ایران و هرتصمیمی كه میگیرند احترام بگذارد. واقعیت این است كه در عرصه تحلیل سیاسی هم مانند خود سیاست باید به نظرات دوستان داخل از كشور توجه كامل و دقیقی نمود و آن حرفها را قدر بیشتری نهاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سالی كه در آسیا و اروپا گذشته و تا ساعاتی دیگر بر ما هم تحویل خواهد شد، دردها و رنجهای مردم ایران و بخشهایی از مردم جهان كم نبود. امیدوارم كه سال نو میلادی سالی باشد كه صلح، مهر، احترام ،رفاه، عدالت و از همه مهمتر آزادی واقعی برای تعداد بیشتری از انسانها فراهم باشد. دور نیست روزهایی كه فرصتهای بهتری برای كم‌توان‌ترها، ستمدیدگان، صدمه‌دیدگان و طبقات فرودست همه جهان بیش از پیش فراهم شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عین كم‌كاری، با خداحافظی و اخ و پیف كردن با وبلاگ مخالف هستم و به این یگانه جایی كه میتوانم با فراغت بال در آن بنویسم و بیش از هشت سال و نیم حفظش كرده‌ام، احترام میگذارم. اینجا جایی است كه مستقل از وقایع سیاسی ایران، تحولات بیرون از ایران، حضور خرده رسانه های جدید و شبكه های اجتماعی، تحولات درون زندگی شخصی خود و عوامل دیگر، باید حفظش كرد و قدرش را دانست و همچنان گهگاه چیزی اینجا - اگر احساس كردم كه حاوی نكته‌ای بدردبخور بود - نوشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این به بعد شاید سعی كنم گاه و بیگاه قدری در مورد خارج از كشور و مهاجرت بنویسم. شاید بدرد كسانی خورد. باز هم تاكید میكنم اگر نه مانند سابق، همچنان گهگاه پیگیر سیاست در ایران هستم و ناامید نیستم و دوست ندارم به امیدواری كسی لطمه‌ای بزنم و امیدوارم كه جنگی هم علیه ایران در كار نباشد و دعواهای درون هم سروسامان پیدا كند و حاكمان ایران هم قدری سرعقل بیایند و با مردم درحد شان آنان رفتار كنند و از سركوب، تبعیض و ظلم و مطرح كردن خزعبلاتی مانند مدیریت جهان، مركز عالم بودن جایی معمولی و مشكل آفرین به نام ایران، نجات بشریت و ارائه الگو به جهانیان دست بردارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترجیح میدهم اگر حرفی برای گفتن داشته باشم موجزتر و مختصر و احتمالاً بیشتر در حوزه‌های دیگری بزنم اما تحلیل سیاسی هم گاه و بیگاه خواهم كرد. در عین حال در حوزه رسانه‌ها گهگاه خرده-نقدهای رسانه‌ای خواهم داشت. در مورد كانادا هم بیشتر خواهم نوشت و از اینكه شهروند كانادا هستم به همان اندازه مسرورم كه به ایرانی بودن خودم می‌بالم و از بیان آنچه كه به آن فعلاً اعتقاد دارم (و ممكن است فردا با منطق و دلیل و نقد خود یا دیگران به چیزهای دیگری اعتقاد پلورالیستی داشته باشم)، احساس خجالت نمیكنم. روراستی و لری (!) و حقگویی را همچنان متواضعانه در صدر می‌نشانم و از دیگران هم می‌آموزم. هیچ هدف و انگیزه و طرح و نقشه‌ای هم نخواهم داشت و با هیچ كسی هم كار رسانه‌ای نخواهم كرد و كماكان تمام درهای بیزینسی را برروی خود بسته نگه خواهم داشت. هركس از دانستن و به دیگران آموختن استقبال كند، مورد احترام من است. هركس كه كار متمدنانه میكند و كارش را چماقی برسر دیگران نمیكند و نمیكوبد، حتماً آدم مورد احترامی است و البته همه داریم با همدیگر تمرین میكنیم و كار همدیگر را نقد میكنیم و از هم می‌آموزیم و جواب مسائل را میخواهیم در اینجا به تدریج همچون یافتن تكه‌های یك آیینه شكسته پیدا كنیم و جوابی از پیش حاضر و آماده نداریم، اگر هم داشته باشیم با رواداری و تكثر و شكیبایی به جوابهای دیگران هم نگاه و توجه میكنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شادی همگانی را كه همانا در دانستن قدر داشته‌ها، رها كردن رقابت‌جویی و عیب‌جویی و بی‌احترامی به دیگر انسانها، تواضع و پذیرای آموختن و آموزش بودن، دوست داشتن كسانی كه به خود امر دوستی بیش از پیش احترام می گذارند، درك بهتر اینكه انسان میتواند براحتی به تعبیر هابز كبیر، گرگ انسان باشد، لذت بردن از زیباییهای زندگی در حد امكانات موجود و مثبت اندیشی است، برهمگان در سال جدید آرزومندم و امیدوارم شادی، رواداری، شكیبایی، اعتدال و بی‌تعصبی در همه جا بیش از پیش گردند. زندگی كوتاه تر از این است كه برای چیزی بشود غصه خورد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری! این بود قرار‌ومدار شخصی انشاءوار بنده (!)، كه آنرا در سال آینده بیش از پیش بكار خواهم بست. به هر ترتیب، سال نو میلادی بر همگان مبارك باد به خوشی و تندرستی و مهر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4790742639644193103?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4790742639644193103/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4790742639644193103&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4790742639644193103'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4790742639644193103'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/12/blog-post_31.html' title='قرارومدار شخصی به مناسبت سال نو میلادی!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-959569337023619016</id><published>2010-12-05T09:58:00.001-07:00</published><updated>2010-12-05T10:00:21.960-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>جان دكتر شهریاری هم به اندازه شهلا جاهد، شیرین بود</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;جان دكتر شهریاری هم به اندازه شهلا جاهد، شیرین بود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مختصر و مفید عرض كنم از سكوت عرصه رسانه‌ای به ویژه رسانه‌های شهروندی و خرده رسانه‌ها، بلاگ‌دارن، اهالی كامنت‌گذار و پیام‌نویس شبكه‌های اجتماعی و كلاً فعالان عرصه نت، در محكومیت اقدام تروریستی علیه استادان فیزیك در مقام مقایسه نسبت به ابراز انزجار و نفرت نسبت به اعدام شهلا جاهد و موج خشم عمومی نسبت به این پرونده سخت حیرت‌زده هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچه بود این اقدام تروریستی جان یك انسان را گرفته چند نفر را هم زخمی كرده. گیرم آن انسان كشته شده، اصلاً سپاهی و پژوهشگر در كارهای هسته‌ای بوده باشد. آیا اقدام تروریستی علیه یك آدم پژوهشگر محكوم هست یا نه؟ آیا این همه ابراز تنفر نسبت به گرفتن جان انسانهای مجرم، كه یا آدم كشته‌اند یا شراكت در كشتن جان آدمها كرده‌اند، كه كار پسندیده ای هم هست، نباید منجر به واكنش نسبت به اقدام تروریستی كور شود؟ نباید اگر آن اجرای حكم دادگاه را محكوم میكنیم به طریق اولی اقدام تروریستی را هم اگه نه بیشتر دست كم به همان اندازه، محكوم كنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این همه سانتی‌مانتالیسم و رمانتی‌سیسم در "ضد اعدام بودن" و در عین حال سكوت در برابر كشتن شهروندان در خیابان در كنار همسرشان، بشدت حیرت زده هستم. از خودم می‌پرسم، ما به كجا داریم میرویم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنیای اطلاع‌رسانی جایی است كه تحت تاثیر هژمونی رسانه‌‌های كلان است، چنانكه بنده و جنابعالی اشك‌ریزان و با تمام احساساتمان ( كه پاك و قابل ارزش و تقدیر هم هست) به نحو گزینشی یك كیس و مورد را برمیگزینیم و اعلام عزای عمومی میكنیم و در خرده رسانه‌هایمان مشغول مویه میشویم، اما از كیس بدتر و غیرانسانی‌تر (دعوا نداریم بیاییم بگوییم دست كم به همان اندازه غیرانسانی) غافل میشویم. اجازه بدهید از چنین دنیایی به ظاهر آزاد در عرصه اطلاع‌رسانی بترسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی امیدوار كننده نیست. اما امیدوارم دفعه بعد كه بزرگمردی مانند عمادالدین باقی را دوباره در زندان كردند، حساسیت ما به حقوق بشر كمتر تحت تاثیر جوسازی و هژمونی رسانه‌ای و به بیان ساده تر مدشدن یكی دو سوژه روز و فراموشی اتفاقات دیگر باشد و جان همه آدمها حتی بازجوهای علاقمند به بریدن پنج سال زندان را محترم و شیرین بدانیم و بنامیم چه رسد به بقیه آدمهای عادی ایرانی كه ممكن است جور دیگری فكر كنند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-959569337023619016?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/959569337023619016/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=959569337023619016&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/959569337023619016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/959569337023619016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='جان دكتر شهریاری هم به اندازه شهلا جاهد، شیرین بود'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-310321236000141569</id><published>2010-11-22T20:59:00.002-07:00</published><updated>2010-11-22T21:04:43.692-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بلاگ​سپهر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>به احترام آزادی بیان، اوباشگران اینترنتی را تا می‌توانیم محدود كنیم</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;به احترام آزادی بیان، اوباشگران اینترنتی را تا می‌توانیم محدود كنیم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;از سانسور كردن و حذف قاطعانه نوشته‌های لجنمال كننده، توهین‌آمیز صرف و بدون منطق كه آدمهای مجهول الهویه در سایتهای پربیننده به عنوان كامنت و گاه نوشته مستقل منتشر میكنند، حمایت میكنم و پیشنهاد میكنم كمپینی در این زمینه راه بیافتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنبال راه انداختن یك بحث‌ عمومی جهت یافتن راه حلهای عملی با همكاری جمعی باید بود، بنده حقیر وبلاگ‌نویس هم در اندازه خودم همراه جمع خواهم بود. از حق كسانی مثل خودم كه اسم قلمی دارند یا حتی كسانی كه اسم مستعار دارند و سالهاست كه با شناسنامه دارند چیزی مینویسند، نیز دفاع خواهم كرد زیرا كه در این میانه هربار هزینه هایی هم كسانی چون ما پرداخته‌اند و عملاً مستعارنویسان و صاحبان قلمهای مجازی نیز بدون اینكه نقشی در این میانه داشته باشند، گاه بطور نسبی مطرود شده‌اند و بدیده شك و تردید و بی‌اعتمادی به آنها نگاه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك راه مبارزه با این اوباش اینترنتی هم این است كه امكان فعالیت غیرمسوولانه را در مكانهای پربیننده و پرخواننده باید از اینها بجدیت گرفت. بدون اینكه شناسنامه و سابقه نوشتن داشته باشند و از قبل وبلاگی داشته باشند، اگر در سایتی با نام مستعار پای هرنوشته كامنتهای طولانی توهین‌آمیز و پر از تهمت و افترا میگذارند، باید آنها را به نوشتن در وبلاگ شخصی خودشان هدایت و امكانات سایت را از آنها گرفت. كسی كه حرفی برای گفتن ندارد جز اینكه دیگران را لجنمال كند و هویتش هم معلوم نیست. باید هرچه زودتر راه حرف زدنش را با شدت و قاطعیت تمام بست و این نامش دفاع از آزادی بیان است و نه تنها مشروع است بلكه بشدت اخلاقی است و پاسداشت آزادی بیان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معیار در اینجا منطق و استدلال است. اگر كسی در نوشته‌ای استدلالی كرده باشد و منطقی پشتش باشد و اگر ایرادی و نقدی وارد میكند، حرفش قابل بررسی است و سند و مدركی هم میتواند رو كند، چنین كسی حتی اگر تندی هم كرده باشد و به كسی هم قدری بی احترامی كرده باشد میشود و بلكه به احترام آزادی بیان باید تحملش كرد و البته جوابش را هم باید داد. در این زمینه حتی‌الامكان نباید محدودیتی اعمال كرد كه بازار نقد چندسویه در یك فضای چند بعدی باز باشد (نه نقد یك طرفه كه مثلاً یكی برود بالای منبر و در مورد اعمال خودش به هیچكس پاسخگو نباشد و كارهای اشتباه دوستانش را نقد نكند)، اما اگر كسی بدون استدلال و مدرك و دلیل و برهان بیاید دست به افشاگری سراسر دروغ یا آمیختن دروغ با راست در مورد دیگران بزند، این آدم را كه یا مامور است یا مریض، باید در همه جا رسوا كرد و تا توانست امكان كار را در سایتهای گروهی و پربیننده، از او باید گرفت. بله این فرد، آزادی بیان دارد برود وبلاگی در این زمینه باز كند و در آن بنویسد. اگر كسی علاقمند بود میتواند به وبلاگ او مراجعه كند و البته لازم هم بود دیگری در وبلاگ خودش به مطلب افشاگرانه وبلاگ او جواب خواهد داد. آی پی این آدم را كه در بخش نظرات سایتهای پربیننده كارهای اوباشگرانه میكند، باید در عین مسدود كردن، با بقیه هم به اشتراك گذاشت و در این زمینه كاملاً باید هوشیار بود كه تعداد زیادی از این آدمها به احتمال زیاد مامورین نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما و صد اما حرف این است كه متاسفانه خود روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه هم گاه كارهایی بس اشتباه میكنند و در آن زمانها مسوولیت كارهای اشتباه و غیراخلاقی خودشان را برعهده نمیگیرند و پشت مساله مبارزه با اوباشگری اینترنتی یا مسائل روز قایم میشوند. اینجاست كه باید بدون هیچ ملاحظه‌ای خطای روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه را بدقت بررسی و نقد كرد و از آنها توضیح و پاسخگویی مسوولانه خواست. چنین خطاهایی كم هستند، اما هربار كه رخ میدهند صد مرتبه از كار مشابه هریك از اوباشگران اینترنتی پرهزینه‌تر هستند. همینطور است خطاهای وبلاگ‌نویسانی مثل ما در درجه پایینتر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر دنبال راه حل هستیم، باید در این مورد بیشتر بحث‌ عمومی كنیم، اگر جدی نیستیم و میخواهیم با این سوژه هم سایتهایمان را پر از پند و اندرز كنیم و هوای دوستان را داشته باشیم و فیگور روشنفكری بگیریم و اشتباه آشكار دوست ژورنالیستمان را به یك بحث مجرد بی معنی روشنفكری و كلی تبدیل كنیم، اینكار هم توهین آمیز است و عملاً نتیجه‌ای جز منحرف كردن بحث و میدان دادن بیشتر به لاتهای اینترنتی و اوباش نمیدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صداقت و انصاف داشتن و اهل منطق و استدلال بودن، نكته كلیدی مهمی است در تشخیص سره از ناسره. طبیعی است كه مبارزه با اوباشگران دنیای مجازی و همچنین نقد رسانه‌ای نباید میدانی برای تسویه حساب‌های شخصی شود. خود اهالی رسانه و روزنامه‌نگاران هم باید پیشقدم شده و مرتب نقد خود كنند (به معنی نقد عملكرد شخص خودشان در هر یك از موارد خاص). با پذیرش اشتباهات خود، هربار هریك از روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه كمك بزرگی به آموزش مسوولیت‌پذیری به جامعه ایرانی می‌نمایند. این فعالیت آموزنده و سودمند را یك گام بسیار مهم و بزرگ به سمت پیشبرد دموكراسی در جامعه پیچیده و مساله‌دار ایرانی میشود دید. نقد خود كنیم، رقابت‌جو نباشیم و مسوولیت همه كارهای خود را خودمان برعهده بگیریم.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-310321236000141569?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/310321236000141569/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=310321236000141569&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/310321236000141569'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/310321236000141569'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/11/blog-post_22.html' title='به احترام آزادی بیان، اوباشگران اینترنتی را تا می‌توانیم محدود كنیم'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-5549362931800746496</id><published>2010-11-07T09:58:00.006-07:00</published><updated>2010-11-14T10:10:57.300-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تاریخ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه'/><title type='text'>پاسداشت مجال دادن به دیگران!</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پاسداشت مجال دادن به دیگران!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;باز به بهانه حرفهای اخیر گنجی در صدای آمریكا&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اكبر گنجی با توضیحاتی كه حدود نه روز پیش در صدای آمریكا و در برنامه روی خط با اجرای آرش سیگارچی ارائه كرد، عملاً روشنگری كرد و البته بخشی از مدعیات ضدونقیض خود را در مقاله مبهم خود "پیروزی موسوی یا تقلب در انتخابات" تلویحاً پس گرفت. خوب دستش درد نكند. البته اشارات جالبی لابلای حرفهایش زد كه عجیب بود، مثلاً گفت كه: "اساساً رای‌های مردم شمرده نشده، نه اینكه در رای‌ها دستكاری شده است" (نقل به مضمون). خوب اینكه بدترین نوع تقلب است جناب گنجی! حالا از این بگومگوهای بیفایده و بازی با كلمات كه تازگیها در این فضای ناامیدكننده مد شده است و هركس از یك گوشه جنجالی راه می‌اندازد بگذریم، در همین حاشیه‌ها حرفهایی باز باقی ماند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلاً هنوز جای سوال باقی است كه چرا گنجی از چیزی كه ابهام آمیز است (نتایج واقعی انتخابات) و خودش هم به آن اذعان دارد، تحلیل ارائه میدهد؟ مثلاً ما نمیدانیم كه واقعاً چهل میلیون در انتخابات شركت كرده‌اند یا نه. میشود حدس زد كه به تعداد رای دهندگان هم با دروغ و تقلب، افزوده شده باشد (احتمالاً چند میلیون رای اضافه شده باشد، بر اساس روند ضریب مشاركت مردم در انتخابات دوره های قبلی. ضریب مشاركت نمیتواند یكباره چنین افزایش پیدا كرده باشد، با این همه باز این حدس و گمان با احتمالات است و واقعاً نمیدانیم) به هر حال سوال اینجاست كه همین اساس چگونه میتوان فرض كرد كه برنده انتخابات باید حتماً بیست میلیون رای می آورد؟ واقعاً نمیدانیم. وقتی ادعا میكنیم كه حكومت، آرا مردم را اساساً نشمرد و نتایجی را ساخت و اعلام كرد، دیگر چرا وارد بحث اینكه موسوی به دور دوم میرفت یا نمیرفت میشویم؟ سوال اصلی از اكبر گنجی اینجاست. مساله این نیست كه چرا گنجی موسوی را رییس جمهور نمیداند (كه توقعی باطل است، موسوی رییس جمهور نیست) یا چرا به جنبش توهین كرد (این هم مدعای اصلی و محل نزاع نبود)، بحث این است كه كسی كه خودش را "ناظر بیرونی"جنبش سبز میداند و خود را مرتب اخیراً "روزنامه نگار و پژوهشگر" معرفی میكند، چرا چنین ناسنجیده و غیرعلمی "پژوهش" میكند؟ اساساً وقتی مواد و داده های پژوهش موجود نیستند، نمیشود با حرفهای خاتمی ملاحظه كار و فیلم بیست ثانیه‌ای تاج‌زاده در زندان و با دوربین اطلاعات كه این آدمها را هم سلول كرده بودند ازشان فیلم بگیرند، بشود پژوهش انجام داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گنجی میگوید بیایید با هم "محترمانه"، "بدون دروغ"، "بدون تهمت" و در عین حال "بی‌رحمانه" گفتگو كنیم و گذشته و تاریخ سی ساله را نقد كنیم برای ایجاد وحدت. حرف خوبی است گنجی عزیز،  از شما باید پرسید كه به بنی صدر چیزی نسبت دادید كه ایشان با استدلال به شما نشان دادند حرف شما كذب است، شما چرا چیزی در پاسخ نمیگویید و چرا خود باب گفتگو را بسته‌اید؟ آقای گنجی عزیز، لطف كن همینجا توقف كن و همین یك مساله را، همین یك مساله را روشن كن. این بزرگترین كمك تو به حقیقت است باور كن كه ماركس و آرش نراقی و وبر و هابرماس و مجتهد شبستری و كانت و ... (لیست بسیار طولانی است!) و همه كسانی كه ازشان مرتب نقل قول میكنی هم به خاطر تعهد شما به دلیری در بیان نقد و روشنگری و حقیقت‌‌یابی، خوشحال خواهند شد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك حاشیه مهمتر از متن دیگر: گنجی میگوید پیرامون "تسخیر لانه جاسوسی آمریكا" گفتگو كنیم. لحنش هم جدی است و این عبارت را از موضع انتقادی بیان نمیكند. برای كسی كه خود را "پژوهشگر" می نامد این خیلی زشت است به كار اشتباه و غیراخلاقی و بسیار هزینه‌بردار برای منافع ملی در سی و یكسال گذشته، و لابد اكنون از موضع "پژوهش" در یك واقعه تاریخی، هنوز به "اشغال سفارت آمریكا" بگوید "تسخیر لانه جاسوسی"! اطلاق واژه "تسخیر"، دادن بار معنوی و قرآنی به "اشغال" است و جعل و غیراخلاقی بودن آن در همان فضای تندی كه چپی‌ها هم نفت به آتش میریختند در همان فضا هم از دید آدمهایی كه كمی سیاست حالیشان میشد، محكوم بود. هنوز كه هنوز است كسی مثل عباس عبدی حاضر نیست در این مورد عذرخواهی كند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لانه هم واژه زشتی است. (آخر مگر حیوان در آنجا بود؟)، جاسوسی هم كه در همه جا هست. باری اگر آمریكا در كودتای بیست و هشت مرداد دست داشت، كه داشت، اكنون چه این واقعه، چه اشغال سفارت آمریكا جزیی از تاریخ معاصر هستند، بد نیست، آقای گنجی كه شجاعت زیادی هم چه در آزادیخواهی چه در پیگیری حقیقت دارد، حواسش باشد كه پژوهش "قدری" دقت و جلوگیری از خشونت زبانی (همانكه خود ایشان پیگیری میكنند) میطلبد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك حرف حاشیه‌ای كلی ولی احتمالاً مهم و شخصی:&lt;br /&gt;شاید بهتر باشد كه آدم از این دعواها و درگیریهای متنوع و عجیب و غریب بین سیاسیون و روشنفكران (كه هم خنده‌آور است هم باعث تاسف) بدور باشد و قدری مطالعه و استراحت كند و از زیبایی‌های زندگی هم بی‌بهره نباشد و لذت ببرد. لذت بردن از زندگی در كنار توجه كردن و كمك به دیگران و قدری هم اندیشیدن و تركیبی ارسطویی از آن فعالیتها برساختن، مهمترین و انسانی ترین كار ممكن و معناگراترین مفهوم زندگی است. هرنوع تلاش بیهوده و زور زدن در شرایط فعلی سیاسی و اجتماعی به درگیری و خشونت زبانی و گم شدن متن ها در میان حاشیه‌های بیشمار می‌انجامد. امیدوارم به زودی زود نسلی كه پیشرو در انقلاب بود و حتی نسل قبل از آن، خود را داوطلبانه بازنشست كنند و میدان را به جوانان بسپارند و خودشان تجربیاتشان را به قول امروزی‌ها آفلاین و در كتاب خاطره نویسی یا نقدهای پژوهشی از تاریخ، با نسل امروز در میان بگذارند وگرنه كه بالاخره اینها هم از این زاویه تفاوت چندانی با احمد جنتی ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی در شرایط فعلی كار زیادی از دست آدم برنمی‌آید، بهتر این است كه پهنای باند رسانه‌ای و ظرفیت توجه كردن و جذب آدمهای باقیمانده پیگیر وقایع سیاسی را آدم با داد و بیداد و بزن بزن و جنجال درست كردن بیهوده، "اشغال" نكند. خوب است هركس بیاید یكی دو تا كار كوچك یا بزرگ را (بسته به توان و وقت خودش) آرام آرام پیش ببرد و اجازه بدهد دیگران هم حرف بزنند. الان بهترین موقع برای كارهای آرام و پایه‌ای است. خصوصاً ما خارج كشوری‌ها نیازی نیست این همه حرف بزنیم و هی نسخه بپیچیم و هی سوال در سوال درست كنیم و حواس همه را به صدجا پرت كنیم. آن مردم در داخل كشور درد دارند. برایشان مساله‌های اصلی، زنده ماندن و با حداقلهای معیشتی ساختن و در این دنیای مسخره پرشتاب و پرهیاهو، با این تغییرات سرسام‌آور اجتماعی و تكنولوژیك، با دست خالی و بدون امكانات مالی حركت كردن و كمتر جا ماندن مساله است. تكنولوژی و پویایی جابجایی در قدرت در همه ابعاد، همه را كلافه و سرگردان كرده است و چیزی نیست كه مردم عادی هم آن را نبینند. باری، دغدغه بخش عمده مردم، دغدغه‌هایی از جنس سیاسیون و فعالان خارج كشوری نیست. چه زمانی قرار است از زیربار هژمونی گفتمان غالب روشنفكری خارج كشوری كه فقط دغدغه حقوق سیاسی دارد - كه بحق هم هست اما این گفتمان سرطانی بزرگ شده و جایی برای بقیه گفتمانها باقی نگذاشته است - بدر آییم و مجالی هم بدهیم برای توجه به مسائل مهم دیگر؟&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-5549362931800746496?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/5549362931800746496/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=5549362931800746496&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5549362931800746496'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/5549362931800746496'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='پاسداشت مجال دادن به دیگران!'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4541343947014640031</id><published>2010-10-22T12:31:00.004-06:00</published><updated>2010-10-22T12:51:30.056-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>معمایی به نام گنجی و دعوت به مناظره</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;معمایی به نام گنجی و دعوت به مناظره &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;پیش‌درآمد: امروز كار را تعطیل كرده بودم درس بخوانم. دلی از عزا درآوردم در این وبلاگ! حال باید سری به محل كار بزنم و دانشگاه هم. ببخشیدم كه امكان وبلاگ‌داری و منظم نوشتن ندارم.&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكبر گنجی آزادیخواه بوده است، زحمت هم زیاد كشیده و رنج برده تا گنجی شده. برای آزادی خون دلها خورده است، یادمان هست كه چقدر ماها ناراحت بودیم از ماجرای اعتصاب غذای او كه البته درست موقع انتخابات اتفاق افتاد و این همزمانی هم جالب بود. هنوز به این نتیجه نرسیده‌ام كه گنجی با اطلاعات سپاه همكاری میكند اما برای این تردیدها اخیراً شواهدی جدی‌تر میشود پیدا كرد، با این همه هنوز به خودم اجازه نمیدهم چنین چیزی حیرت‌آور را باور كنم. باری گنجی آزادیخواه است. اما ایشان اخیراً و جسارتاً پرت و پلا زیاد میگوید. اخیراً هم شروع كرده دز دروغگویی ها و تحریفهایش را زیاد كرده است. به قول موسوی كسی هم نیست كه چیزش را (یعنی یقه‌اش را) بگیرد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گنجی در گنجه است. به كسی جوابگو نیست. ایمیلی از خودش به مخاطبین نداده و پیدا كردن ایمیلش از پیدا كردن ایمیل خامنه ای و رفسنجانی هم سخت تر است (!)، باید دست به دامان بعضی از دوستان روزنامه‌نگار شد. از یكی از همین دوستان شنیده‌ام كه خودش هم بشدت حساس است كه ایمیلش را به كسی ندهند!! او متكلم وحده است. جواب سوالات را كه نمیدهد هیچ، جواب كسانی را كه به نقدهای آلوده به تحریف و دروغ او اعتراض دارند هم نمیدهد! بعضی از اینها خود كسانی هستند كه گنجی آنها را مورد نوازش قرار داده، مانند كیس بنی‌صدر، همینكه دروغهایش برملا میشود كاری دیگر به آن شخص و سوژه ندارد و با نهایت بی‌مسوولیتی میرود دنبال "صدق و كذب" یك ماجرای جنجالی دیگر و طرح یك سوال بی‌معنی-المپیادی دیگر و سركار گذاشتن آدمها و به قول معروف حواس همه را به چیزی دیگر پرت كردن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد هم با پررویی تمام میگوید: بی‌رحمانه من را نقد كنید! (كه لابد گنجی بخواند و جواب ندهد و به ریش همه بخندد و سوژه جدید را از آستینش دربیاورد) بسیار خوب این هم نقد كه نه بلكه چند سوال راست و لری و پوست كنده از آقای گنجی، نیازی هم به مثال و شاهد و نقل‌قول بی‌ربط از جان لاك و ایزیا برلین و ماركس و شریعتی و پوپر و آرش نراقی و مجتهد شبستری نیست:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) اكبر گنجی نه تنها به نقش سپاه پاسداران در در تحولات ایران اشاره‌ای نمی‌كند، بلكه به طور كلی معتقد است كه در نظام سلطانی سپاه كاره‌ای نیست! گنجی حتی این نظریه را هم مورد بررسی قرار نمیدهد و اساساً واژه سپاه پاسداران در ادبیات گنجی، قبلاً هم اشاره كرده بودم، بكل غایب است. چرا چنین است؟ چرا گنجی سپاه را كه نیمی از قدرت در دست اوست از ادبیاتش انداخته است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) اكبر گنجی همه را نقد میكند همه را دارای ادبیات خشونت آمیز میداند اما از گذشته خشونت بار خود چیزی نمیگوید. چرا گنجی نمیگوید كه با دوستانش در سپاه - كه یكبار هم چند وقت پیش اشاره ای كرد كه نگران تامین آنهاست وگرنه ناگفته های زیادی از سپاه دارد - چه كارهایی می كرده‌اند و چرا خودش به تز خودش كه گذشته را باید شفاف كرد و فراموش نكرد اما بخشید، عمل نمیكند؟ یكی از دوستان معتمد موثق میگوید كه كسی را از نزدیك میشناسد كه هنوز جای پوتین گنجی بر پایش بعد از دو سه دهه هست و نه تنها در حافظه تاریخ مانده بلكه در مغز استخوان این آقا هم مانده است. چرا كسی نمیگوید كه عباس عبدی یا عماد باقی یا سازگارا لگد زده است؟ بالاخره این آقای اكبر گنجی عزیز بعد از اینكه از قهوه‌ای كردن تك تك بقیه آدمهای پوزیسیون و اپوزیسیون فارغ شد، آیا میخواهد مختصری جواب بدهد كه بولتن هایی كه در سپاه مینوشتند، كجا هستند و چقدر در فضایی كه آن سالها ایجاد شده بود نقش داشته‌اند؟ داستان لگد را هم لطف كنند بیان كنند كه در بحبوحه كار فرهنگی (بولتن سازی) چطور زندانیانی را كه از صف خارج میشدند لگد جانانه و بروس‌لی وار میزدند؟ بالاخره این هم نقدی است دیگر. بی رحمانه هم فكر نكنم باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج) گنجی اخیراً به جای اینكه جواب بنی صدر را بدهد و یا اگر جوابی ندارد، بابت دروغهای خود عذرخواهی كند - بنده هم هوادار هیچ بنی‌بشری از جمله بنی‌صدر نیستم و معتقدم یقه خود خدا را هم اگر وجود داشته باشد بابت بی عدالتی و دروغ، مورد به مورد باید گرفت و همه خاكستری هستیم - آمده در یك &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2010/10/112201.php#more" target="_blank"&gt;مقاله &lt;/a&gt;مبهم در مورد اینكه: معلوم نیست تقلب در انتخابات به حدی بوده باشد كه موسوی را از ریاست جمهوری باز داشته باشد، حرف زده. البته حرفهای گنجی در این باب هم جالب است كه در همین مقاله دچار قبض و بسط شده است. اولین دلیل و شاهدش هم (كه قاعدتاً هر تحلیلگری اولین دلیلش باید محكمترینش باشد) از فیلم مونتاژ شده مصطفی تاجزاده از سقف سلول در زندان اوین است كه میگوید: بابا ما انتخابات را باختیم، چرا نمیخواهیم قبول كنیم؟ چیزی كه ماهها پیش همه در اینجا و آنجا دیده بودیم. و تاجزاده هم قبل از برگشت مجدد به زندان جوابشان را داد. خلاصه شاهد آوردن از آن فیلم بیست ثانیه‌ای، نوشته گنجی را به چیزی در حد برنامه بیست و سی تنزل داده است. این تنها نیست نقل قولهای عباس عبدی را كه مجبور است برای اینكه دستگیر نشود بندبازی كند آورده از دیگران هم به همین ترتیب، مساله این است كه گنجی این همه شواهد در مورد تقلب را نادیده گرفته و شروع كرده به شك و شبهه كردن و آخرش هم نتیجه گرفته بابا داستان انتخابات را فراموش كنید و بیایید آنچه كه من میگویم عمل كنید! اولاً معلوم نیست كه چه كسی یا چه كسانی، اخیراً گفته اند كه در انتخابات موسوی پیروز قطعی بوده است؟ نكند گنجی میخواهد به حرف موسوی در شب انتخابات استناد كند؟؟ معلوم نیست گنجی جواب چه كسی یا چه كسانی را دارد میدهد! در ثانی او میگوید مدركی در دست نیست كه تقلب در حدی بوده كه مانع رییس جمهور شدن موسوی شده باشد. سوال این است كه این ادعا هم گزاره‌ای بلادلیل است، از كجا میگوییم تقلب در حدی نبوده كه نتیجه انتخابات را عوض كرده باشد؟ معلوم نیست این گزاره كه تقلب در حدی نبوده كه مانع رییس جمهور شدن موسوی شود، این شواهدش كجاست؟ این را اكبر گنجی جسارتاً از كجایش درآورده؟ با فیلم بیست ثانیه ای از تاجزاده، از نوع بیست و سی بازی؟ نامش را هم گذاشته كار تحقیقی؟؟ خوشبختانه از میان خیل عظیم فعالان سیاسی و بویژه روزنامه نگاران، آدمی باوجدان و صادق و اهل شرافت حرفه‌ای هم مانند محمود فرجامی پیدا میشود كه جلوی گنجی بایستند و ازش دلیل بخواهند و او را به مناظره دعوت كنند. ای كاش بقیه روزنامه نگاران هم مانند ایشان احساس مسوولیت میكردند و اینقدر مصلحت نگر و منفعت سنج نمیشدند، ببینیم آقای اكبر گنجی آزادیخواه، اینجا كه پای محك تجربه به میان می‌آید چقدر آزادیخواه و حقیقت طلب است و آیا جوابگو هست یا نه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری آدمها همه اشتباه میكنند یا وسوسه میشوند و در زندگی های پیچیده دنبال استراتژی هستند برای نون درآوردن یا یارگیری كردن، در كنار دهها كار آزادیخواهانه ای كه میكنند، شیطنت و شارلاتان‌بازی هم در می‌آورند. گنجی با دروغ پردازی های خود، نادقیق حرف زدنهای خود، سانسور كردن نوشته های دیگران و انتخاب گزینشی و كاملاً غیراخلاقی از مطالب و نوشته های دیگران كه نمونه ای آشكار از جعل و تحریف است، و بعد در رفتن و صورت مساله الكی و غیر واقعی دیگری درست كردن و رج زدن در مورد آنها و آب را گل آلود كردن بارها و بارها از زیر بار مسوولیت جوابگویی شانه خالی كرده است. حرفهای درست زیادی هم گنجی زده، آزادی خواه هم هست، نگاهی هنرمندانه و راهگشا به سیاست داشته و افقهای دورتری دیده است، اما دلیل نمیشود كه بیش از این، كارهای غیر اخلاقی او را نبینیم و به روی خود نیاوریم. ما كه امیدواریم گنجی سرعقل بیاید و به جای اینكه معركه دیگری با سوژه جدیدتری راه بیندازد، مسوولانه جواب دیگران و منتقدین را بدهد و حرفهای عجیب و غریب كمتر بزند. اینكارها هم از عواملی بودند كه جنبش را اتفاقاً زمین زدند در كنار بقیه موارد. كسانی مثل عمادالدین باقی یا احمد زیدآبادی نادر هستند كه البته باید اگر آدم احساس كند مشكلی در حرفهای آنها هست و با منطق جور در نمی‌آید، در شرایط آزاد و برابر یقه آنها را هم گرفت (شاید اشتباه از ما بوده باشد) در هر حال همه از همدیگر سوال باید بكنیم و مسوولانه به هم پاسخگو باید باشیم. بنده وبلاگنویس گردن شكسته حقیر هم در اندازه خودم پاسخگوی نوشته هایم و اعمالم هستم و خواهم بود. باز هم جسارت است این را تكرار میكنم اگر كسی فكر میكند كه این نوشته بنده مشكوك است و در اثر همكاری یا خوشخدمتی به اطلاعات جمهوری اسلامی نوشته شده، لطف كند دلایل و شواهدش را هم بیان كند كه بنده هم از خودم دفاع كنم. زیاده عرضی نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-4541343947014640031?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/4541343947014640031/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=4541343947014640031&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4541343947014640031'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/4541343947014640031'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/10/blog-post_3376.html' title='معمایی به نام گنجی و دعوت به مناظره'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3914899628281368978</id><published>2010-10-22T09:07:00.003-06:00</published><updated>2010-10-22T12:49:31.250-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><title type='text'>سیلی كه آمد و همه چیز را شست و رفت</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;سیلی كه آمد و همه چیز را شست و رفت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مردم‌پرستی هم كه بعضی‌ها دارند، بد دردی است. "مردم" آمدند، "مردم" در صحنه هستند. "مردم" خوب میفهمند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشكل را باید از چند زاویه دید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول اینكه هی بگوییم مردم شعور سیاسی بسیار بالایی دارند و هی تاییدشان كنیم معادل این میماند كه هی بگوییم مردم شعور و آگاهی و دانش خیلی بالایی در علوم سیاسی دارند و همزمان مردم شعور كار جمعی خیلی بالایی دارند. برای اینكه شعور سیاسی هم جنبه تئوریك دارد و واقعاً مجموعه علوم سیاسی به عنوان علم وجود دارد و هم جنبه عملی. كار سیاسی،مسبوق به دانش سیاسی و معطوف به عمل جمعی سیاسی است. بله خیلی از مردم بدلیل علاقمندی به سیاست، شم سیاسی خوبی دارند، اما نه آگاهی از مطالعات سیاسی دارند نه تاریخ سیاسی (خصوصاً تاریخ سیاسی معاصر) را پیگیری كرده اند. در عرصه عمل هم قربانش بروم. دو ایرانی همینكه نفر سومی بهشان اضافه شود از دلش یا دعوا پیش می‌آید یا فتنه و دسیسه و نهایتاً‌ به انشعاب می انجامد (شوخی قدیمی دو نفر ائتلاف، سه نفر انشعاب، یك شوخی بسیار جدی است!). برای همین است كه این قربان صدقه مردم رفتن ها در تاریخ معاصر ره به جایی نبرده است و بیشتر تف سر بالاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم اینكه شور سیاسی با شعور سیاسی یكسان گرفته میشود. شور در ایران بالاست منتها این هیجان و شور معمولاً به شوری دیگ آشی كه سیاسیون با هزار بدبختی در بیابان برهوت، اندك اندك خار پیدا كرده‌اند و با دستان زخمی كشانده اند و بار گذاشته‌اند منجر میشود. هركس از راه میرسد با شور و هیجان قاشقی نمك به آن آش می‌افزاید (جسارتاً اگر كار بدی در آش نكند و حاجی انا شریك نگوید!)، كار به آنجا میرسد كه دیگر كسی حاضر نیست حتی در آخر كار لب به آن آش بزند. چه اتفاقی می افتد؟ خوب همه با آن آشنا هستیم، مردم همیشه در صحنه اندك اندك یا تند تند به راه خودشان میروند و دور دیگ آش خالی میشود و سیاسیون بیچاره میمانند كه همیشه گوشت دم توپ بوده‌اند. كافی است كسی اندكی تاریخ خوانده باشد تا ببیند كه مثلاً همین مردم لج‌باز و رقابتجو و شیرگیر شده چه پدری از محمد مصدق درآوردند! مصدق آدمی زودرنج و قهرو‌ بوده، هربار هم قهر میكرده و می‌كشیده كنار، چند بار این اواخر با شور و هیجان او را آوردند، بعد آخر كار با مغز كوبیدندش زمین. براساس همان شور بدون شعور و شور كردن آش و حمله برای گرفتن مصادر امور و خیانت و دوستی قروقاطی و ندیدن منفعت عمومی و نفهمیدن ارزش كار جمعی، هدفمند و توام با انضباط و نبود فرهنگ نقادی. البته مصدق دماغ گنده محبوب ما هم با لجبازی و خیره سری چند اشتباه بزرگ كرد كه بخشی از آن اشتباهات را هم باید به حساب همان فشار افكار عمومی مردم قهرمان جو گیر شده و شور برداشته گذاشت. همانهایی كه انصافاً پدر در می‌آورند. همانهایی كه ناگهان شهوتشان خوابید و گذاشتند و رفتند سرخانه و زندگی‌شان و سیاسیون ماندند و دیگ شور آش كه به جای آن هم نهایتاً چند سالی در زندان به جای آش شور، آب زیپو نوش جان كردند. سناریوی آشنایی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری، كام كسانی كه اینجا را میخوانند، نمیخواهم تلخ كنم. قبل از انتخابات دقیقاً تا دیماه و بهمن ماه سال ۱۳۸۷ خیلی خبری نبود، عده ای بودند كه علاقمند به سیاست بودند و و گهگاه سیاسی می‌نوشتند، آنها كمی فعال بودند و تحلیل این بود كه آمدن كسانی مثل كرباسچی یا محمدعلی نجفی، در شرایط فعلی گزینه خوبی برای كشور است. تا اینكه سید محمدخاتمی آمد، كم كم هوا ابری شد، ابرها غلیظ شدند، نسیم خنك كم كم جای خود را به باد و تند باد داد، رعد و برق شدید شروع شد و در مدت دو ماه، به چنان طوفانی تبدیل شد كه همه چیز را زیر و زبر كرد. كی به كی بود؟ كی حرف سیاسیون را گوش میداد؟ شبكه هایی برای خودشان خودجوش شعار درست میكردند، برای خودشان خودبخود تظاهرات راه می انداختند و خودشان اعلام خودمختاری سیاسی كرده بودند، سیاسیون هم به روی خودشان نیاوردند و همراه موج شدند كه یعنی ما بودیم و ممنون بچه‌ها كه همراهی كردید! كسانی هم بودند كه فكر كردند آی انقلاب شد و ریختند كه مصادر را بگیرند و ما جا ماندیم. هركس از هرگوشه خودش را سخنگوی جنبش میخواند، تحلیلها همه تند شده بود، بگیرید ببندید، زنده باد آزادی، قفل باستیل را بشكنید، سلام بر رهایی ... خلاصه مردم دویدند و الیت هم به دنبالش دوید تا اینكه مردم شور و هیجانشان خوابید. سركوب شدند، هزینه های فعالیت سیاسی بالا رفت و دیگر كاری كول و جالب نبود. البته منظورم نادیده گرفتن تلاشها و جانفشانی های عده زیادی از مردم نیست. بله بنده حقیر گردن شكسته در خارج از كشور بودم و نرفتم در تظاهرات داخل كشور و شرمنده‌ام. اما به عنوان علاقمند به سیاست، دلیل نمیشود از این شور گرفتن های دفعتی و خاموشیهای سیاسی مردم و برق گرفته شدن های مجدد كه علی رغم جانفشانی ها و شور و حال عاشورایی و حسینی (در مكتب آیینی و "علامت من بلندتره" ایرانی)، پدر هرچه آدم كلاسیك سیاسی را درآورده و عرصه سیاسی ایران را "آباد" كرده است، انتقاد نكنم (خطاها و اشتباهات سیاسیون به جای خود، اما واقعاً مردم ما در چسبیدن به موج احساسی گری و فراموش كردن كار آهسته و پیوسته و معقول نوبرند و بدبختی هم دقیقاً از همینجاست). &lt;strong&gt;این اشتباه خیلی بزرگی است كه خاموش شدن مردم را تنها و تنها به سركوب حكومت نسبت بدهیم. این خلاف صداقت &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در روشنگری است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;به هر حال سیلی كه به تعبیر بازرگان بعد از دعای باران جاری شد، زد همه چیز را شست و برد. حال یكی دو سالی طول میكشد تا سیل بعدی. مردم برگشتند به خانه های خود و بخشی از سیاسیون ما (بخوانید سرمایه های سیاسی) رفتند در زندان و ما هم لوگو ساختیم كه فلانی را آزاد كنید و بهمانی را شكنجه نكنید، بخشی هم سرخورده و یا دنبال مفری برای خروج از كشور، بخش دیگر هم گوش خوابانده اند ببینند سیل بعدی كی خواهد آمد. جالب است. امیدوارم از این غر زدنها دست كم بیاموزیم كه دفعه بعد اینقدر مردم مردم نكنیم و بهشان توضیح بدهیم كه سیاست هم مانند پزشكی و مهندسی و اقتصاد و فایننس كاری تخصصی است و همینطوری نیست كه با توییت كردن بریزیم و اعتراض كنیم و انتخابات را برگردانیم و از همه شورتر حكومت را بگیریم. یا مردم ما در شور و هیجان هستند یا در قهر و عزلت. در هردو حالت گوش نمیدهند، كار خودشان را میكنند! عاقبت كار سرمایه‌ای مثل احمد زیدآبادی هم احمد آباد است دیگر. مگر تاریخ نخوانده‌ایم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این سرانجام زندگی سیاسی در فضای ایلی-طایفه‌ای- طوفانی-زلزله‌ای-سیلی فلات ایران است. امید كه دفعه بعد، اگر عمری باقی بود و احمد جنتی جانمان را نگرفت، بهتر عمل كنیم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3914899628281368978?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3914899628281368978/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3914899628281368978&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3914899628281368978'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3914899628281368978'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/10/blog-post_22.html' title='سیلی كه آمد و همه چیز را شست و رفت'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-3789959870996236216</id><published>2010-10-05T18:44:00.004-06:00</published><updated>2010-10-10T09:34:28.511-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><title type='text'>از حسین درخشان و حسین رونقی تا غزل امید</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;از حسین درخشان و حسین رونقی تا غزل امید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظراتی پیرامون ماجرای غزل امید، مطرح شده كه بد نیست در این مورد با هم بیشتر گفتگو كنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱) غزل امید بیمار روانی است، بر او خرده نگیرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ: ما نمیدانیم كه بر چه اساس باید او را بیمار روانی درنظر گرفت. قضاوت در مورد عملكرد افراد در حوزه عمومی، بر اساس پیشفرض سلامت روانی آنها صورت میگیرد مگر اینكه خود او یا اطرافیان با رای پزشكان آن فرد نشان دهند كه سلامت روانی او درحدی نیست كه بشود او را جدی گرفت و طبیعتاً این موضوع باید مستند باشد و از آن لحظه به بعد سخنی از آن فرد تا زمانی كه سلامت خود را بازنیابد مسموع نیست. این حرف به ظاهر انسان‌دوستانه و البته غیرمسوولانه و كلی، اگر كارشناسی و مستند نباشد، تبعات خطرناكی دارد و علاوه براینكه مسبوق به دلیل نیست، میتواند بسیار مفسده برانگیز باشد. مصداقها را میشود آشكار تصور كرد. مثلاً كسی برهمین سیاق هم میتوانست بگوید بر صدام حسین هم خرده نگیرید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲) بین غزل امید و حسین درخشان فرقی نیست، هردو خیانتكار هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ: ما كسی را به خیانت متهم نمیكنیم. میگوییم هردو باید در شرایط آزاد و بدون فشار و عسر و حرج بتوانند از عملكرد خود دفاع كنند و پاسخگوی كارهای خود در حوزه عمومی به عموم شهروندان باشند. رفتن به ضیافت شام احمدی‌نژاد حوزه خصوصی نیست و در مورد مساله ای چنین حساس باید پاسخگو بود. هرجوابی هست باید شنید. البته اگر جوابی نیامد هركس مجاز و مختار است كه بر اساس وجدان خود قضاوت كند و نتیجه آنرا با دیگران هم اگر خواست درمیان بگذارد و از برآیند اینها نظر عمومی جامعه برمی‌آید. این هم البته یك وظیفه شهروندی است و شهروند بودن كار سختی است. هی نباید به حق و حقوق خودمان بچسبیم. ما در قبال اخلاق و بازتاب اعمال دیگران در حوزه عمومی وظایفی داریم اگر انجام ندهیم، پلشتی‌ها و سموم و آلودگی‌ها كل جامعه بشری را بیش از پیش میگیرند. در مورد حسین درخشان هم به همین ترتیب، در شرایط عادی و آزادانه او باید پاسخگوی اعمال و نظرات خودش باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳) چرا از حسین درخشان حمایت كردیم، اما غزل امید را محكوم میكنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ: ما از حق و حقوق حسین درخشان در مقابل قدرت و حاكمیت دفاع میكنیم همینطور كه از حق و حقوق او در مورد حق آزادی انتخاب برای مسافرت یا انتخاب محل زیست هم حمایت میكنیم. این حق مشروع و مقبول حسین است كه هركجا كه دوست داشت دوباره و بل ده‌باره مهاجرت كند. اگر به كانادا برگشت حق اوست، ممكن است من نوعی به استقبال او نروم اما از آمدن او به كانادا هم رو ترش نخواهم كرد. اگر خواست به اسراییل یا غزه برود هم حق اوست، البته از او سوال خواهیم كرد كه چرا مثلاً از ایران به غزه یا اسراییل یا كانادا یا هرجای دیگر دوباره مهاجرت كرده است؟ دلیلش هم مسبوق به تاثیر كارش در حوزه عمومی است. خوب طبیعی است كه در حوزه علوم انسانی هم گزاره های و فكتها سفید و سیاه نیستند. جاهایی هم هست كه حسین میتواند برگردد و بگوید به شماها ربطی ندارد و واقعاً هم شاید در محدوده هایی كارهای او به كسی ربط نداشته باشد، هرچند كه عملكرد او به طور غالب در حوزه عمومی بوده است و خصوصاً عقاید او كه تغییر فاز ناگهانی پیدا كرد و نیز معاشقه او با مامورین اطلاعات سفارت ایران در پاریس و گرفتن امان‌نامه كه كاری غیرقانونی و تبعیض‌آمیز است همگی قابل پرسش هستند. اما با این همه اتهامات حسین درخشان باید عادلانه و شفاف در دادگاه علنی بررسی شود، اتهام جاسوسی زدن به كسی كه آشكار و شفاف اعلام كرده به اسراییل سفر خواهد كرد و اینكار را هم كرده است و در آنجا هم شرح سفر خودش را مرتب نوشته است، اگر این اتهام جاسوسی مستنداتی نداشته باشد باطل و غیرقابل قبول است و او باید بی‌درنگ براساس قوانین موجود آزاد شود و از او اعاده حیثیت هم بشود. دفاع از او دفاع از حق و حقوق شهروندی او بر اساس قوانین مدنی و كیفری موجود ایران و نیز منشور جهانی حقوق بشر و در عین حال دفاع از خود آزادی بیان، دفاع از حاكمیت قانون و دفاع از خود حقوق بشر هم هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر همین الان دولت آمریكا یا كانادا یا ایران هركدام كاری غیرقانونی علیه خانم غزل امید انجام دهند یا حق و حقوق شهروندی او را زیر پا بگذارند، حتماً از حق و حقوق ایشان هم باید دفاع كرد. شخصاً در این مورد شكی نخواهم داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه سخت است در این شرایط چنین نوشتن. حسین رونقی كه به نام مستعار بابك خرمدین وبلاگ مینوشت او در شرایط بدی در زندان در اعتصاب غذا بسر می‌برد. پانزده سال حكم به او داده‌اند اینها. حتماً از او هم باید حمایت كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه دوستان همتی نمیكنند و در مورد این چیزها توجه دیگران را جلب نمیكنند، كنار كشیدن كاری اخلاقی نیست.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6801838-3789959870996236216?l=parsanevesht.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://parsanevesht.blogspot.com/feeds/3789959870996236216/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6801838&amp;postID=3789959870996236216&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3789959870996236216'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6801838/posts/default/3789959870996236216'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://parsanevesht.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='از حسین درخشان و حسین رونقی تا غزل امید'/><author><name>پارسا صائبى</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6801838.post-4651320128248141009</id><published>2010-09-29T19:40:00.005-06:00</published><updated>2010-10-03T22:58:55.707-06:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شهيدان راه آزادی و جمهوريت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حقوق بشر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیام'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه'/><title type='text'>خانم غزل امید و حضور در ضیافت شام احمدی‌نژاد در نیویورك</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;خانم غزل امید و حضور در ضیافت شام احمدی‌نژاد در نیویورك&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چندی پیش یكی از دوستان كه شاید مایل نباشد اسمش را بیاورم خبری آورد كه یكی از خانمهایی كه در فیلم ضیافت شام احمدی نژاد دیده شده است كسی نیست جز غزل امید، نویسنده كتاب "زندگی در جهنم" از فعالان حقوق بشری و تند اپوزیسیونی كه با رسانه‌هایی مانند فاكس نیوز مصاحبه كرده بود و در انجمن برادری با اسراییل سخنرانی كرده بود. این موجب حیرت و بهت خیلی ها شده بود بطوریكه با اینكه تقریباً به قطعیت رسیده بودیم كه این دو چهره در فیلمها هر دو مربوط به یك نفر یعنی غزل امید هستند، اما باز دوستانی در این ماجرا تشكیك می‌كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این مورد می توانید به&lt;a href="http://www.iranfuture.org/" target="_blank"&gt; سایت&lt;/a&gt; ایشان و صفحه &lt;a href="http://www.ghazalomid.com/" target="_blank"&gt;شخصی&lt;/a&gt; ایشان بروید و همچنین اطلاعات بیشتر را در این زمینه از&lt;a href="http://behzzad.wordpress.com/2010/09/24/ØºØ²Ù„-Ø§Ù…ÙŠØ¯-Ù…Ø¯Ø¹Ù‰-Ø¯ÙŠØ±ÙˆØ²ØŒ-Ø®Ø§Ø¦Ù†-Ø§Ù…Ø±ÙˆØ²ØŸ/" target="_blank"&gt; اینجا&lt;/a&gt; بگیرید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز اتفاقی پیش آمد كه در كنار تمام شواهد و مدارك قبلی، به قطعیت تمام و كامل میشود گفت كه آن خانم همان خانم غزل امید بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز اتفاقی در صفحه فیس بوك دكتر محمد تاج‌دولتی از روزنامه نگاران مقیم تورنتو دیدم كه خانم غزل امید كامنتی گذاشته است. چك كردم و متوجه شدم كه خود ایشان هستند. بلافاصله كامنتی بدین شرح برایشان نوشتم و محترمانه از ایشان سوال كردم كه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"با عرض معذرت از آقای محمد تاج‌دولتی كه در صفحه ایشان مینویسم و سوالی از خانم امید میپرسم كه نامرتبط با موضوع است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم غزل امید محترم،&lt;br /&gt;این سوالی است كه برای خیلی ها مطرح شده است و چون شما را اتفاقی اینجا یافتم اجازه بدهید كه مستقیماً خیلی صادقانه و با اجازه از خودتان بپرسم در همین جمع.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میتوانم از شما بپرسم كه شما بر اساس كدام منطق و تحلیل بعد از آنهمه مخالفت با جمهوری اسلامی، هفته پیش در مهمانی شام احمدی نژاد و همراهان در نیویورك شركت كردید و آن حرفها را زدید كه در صداوسیما هم پخش شد؟ ‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان جوابی در فیسبوك برایم نوشتند و بعد پشیمان شدند و آنرا پاك كردند بلكه رفتند و كامنت قبلی خودشان را هم كه بوسیله آن اتفاقی ایشان را پیدا كرده بودم، پاك كردند. در جواب دوباره پای صفحه محمد تاج‌دولتی نوشتم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"دوستان عزیز حتماً شما هم متوجه شدید كه خانم غزل امید كامنتی در جواب بنده دادند و بعد هم پشیمان شدند و آن كامنت و حتی كامنت قبلی خودشان را در جواب به نوشته آقای تاج دولتی برداشتند، گویی كه اساساً كسی به نام غزل امید اینجا نبوده است! غافل از اینكه این كامنت و همینطور كامنت قبلی ایشان در ایمیلهای ما و آقای تاج دولتی منعكس شده است. ایشان به عبارت دیگر در جواب یك سوال ساده و محترمانه بنده چنین جواب دادند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Do I know you? Have you ever provided me with anything that I need to answer your question. Do I owe you any money that I am not aware of?&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;You have no right to ask me questions about things I do or I don't. I have my reasons, and non of it is your concerns&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهت اطلاع خانم امید، بنده یك وبلاگ‌نویس هستم و دست كم بلاگرهای قدیمی بنده را میشناسند. خرده برده‌ای هم با سیستم اطلاعاتی هیچ كشوری ندارم. حسابم هم پاك پاك است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلمهای جیغ و داد اپوزیسیونی خانم غزل امید و كتابهای ایشان موجود است و یك نمونه ذیلاً آمده است. در عصر حجر هم زندگی نمیكنیم. عصر عصر اطلاعات است و شهروند روزنامه‌نگاری بالاخره راه خودش را دارد پیدا میكند. باری خانم امید از آن موضع اپوزیسیونی در حد كمونیست كارگری (از نظر شدت و تندی) و دوستی با تندروهای جمهوری خواه و محافل هوادار اسراییل و آن كتاب آنچنانی و پراز آتش و دود، نمیدانم چه شد كه در ضیافت شام دكتر احمدی نژاد در نیویورك حاضر شدند. البته كاملاً مشخص بود كه وقتی دوربین صداوسیما را دیدند همانجا هول كردند و فكرش را نمیكردند كه ممكن است چند تا از دوستان در یك كار كاملاً اتفاقی تیمی رد او را بگیرند و پیدایش كنند. ایشان در این فیلم فرمودند: "شما نمیدونید چی دارید، اگه قدرش رو میداشتید ... من خاك ایران رو ببینم، خاكش رو میبوسم..."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم غزل امید، شما هر تصمیمی كه گرفته اید محترم است. مواضع سیاسی شما هم اگر یكشبه صدوهشتاد درجه عوض نشود باز محترم است. اما هر تصمیمی سیاسی در حوزه عمومی اتفاق می‌افتد و منافع و عواقبی دارد. در این مورد، عاقبتش هم چیزی نیست جز اینكه بگوییم دانستن حق مردم است. شما به محض اینكه با پول پابلیك پول نفت و مالیات مردم ایران تشریف میبرید چلوكباب سلطانی و ولایی در حضور دكتر احمدی نژاد نوش جان میفرمایید باید به پابلیك هم جواب بدهید. این قاعده بازی دموكراتیك است. شما نمیتوانید هردم به یك مزاج باشید و هردم یك موضع سیاسی ضدونقیض داشته باشید و از همه طرف بهره مند شوید و هم جمهوری اسلامی را بكوبید و با اسراییل باشید و هم سرمیز شام برای كسی كه اسراییل را میخواهد بكوبد و نابود كند، برای كسی كه به قول خودتان خون همه مردم ایران را در شیشه كرده است، كف بزنید. بعد هم بگویید به كسی مربوط نیست! باید به پابلیك و رسانه ها پاسخگو باشید. این قاعده بازی را نه بنده نوشته ام نه آقای تاج دولتی نوشته است نه سیدعلی خامنه ای، نه بوش نه اوباما نه دكتر مورد علاقه شما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانستن حق مردم است خانم امید. اینجاست كه به حكم وظیفه اخلاقی، چون دوستان از بنده میپرسیدند كه ماجرایی چنین حیرت برانگیز چطور امكان‌پذیر است، و به نحوی كاملاً اتفاقی شما را اینجا پیدا كردم و جواب خودم را گرفتم، مجبور به روشنگری هستم و گزارشی از آنچه كه پیش آمد در وبلاگ خود منتشر خواهم كرد و همچنان منتظر هستم كه شما در این زمینه اگر جوابی دارید، لطف كنید و بیان بفرمایید كه بلافاصله منتشر خواهم كرد. با تشكر از شما. ضمناً بنده نسبت میان شما و آقای تاج دولتی را نمیدانم و باز هم در این مورد از محمد آقا و دوستان این جمع كه شاهد بودند چه شد و چه پیش آمد، عذرخواهی میكنم، به هرحال بنده جواب خودم را گرفتم، امیدوارم كه اگر توضیحی دارید به مردم و خوانندگان كتابتان بدهید. پرسیدن حق هر ایرانی است و نیازی نیست كه آدمها شما را بشناسند تا از شما سوال كنند خانم امید. كاری كه شما كردید، حیرت برانگیز و بسیار باعث‌تاسف است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم ضیافت شام:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=nXDU7Vrfjfk" target="_blank"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=nXDU7Vrfjfk&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یكی از فیلمهای خانم امید در مصاحبه با فاكس نیوز:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=eQRQY9SUHFg" target="_blank"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=eQRQY9SUHFg&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سایت یك بابای اصولگرا كه اونها هم از حضور خانم امید در ضیافت شام انتقاد دارند (برای پیدا كردن اینها نیازی به اطلاعاتی بودن و ارتباط داشتن با یاران سعید امامی نیست، گوگل خوشبختانه این مشكل را یك جستجوی ساده حل كرده است):&lt;br /&gt;&lt;a href="http://elders.mihanblog.com/post/707" target="_blank"&gt;http://elders.mihanblog.com/post/707&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(پایان كامنت در فیس بوك)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب است بدانید كه هم اكنون متوجه شدم خانم غزل امید دوستی فیس‌بوكی خودش را با آقای تاج‌دولتی هم ملغی كرده است تا مثلاً هیچ ردی از خودش به جا نگذاشته باشد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری واقعاً برای ایشان بابت چنین حضوری شماتت‌بار در ضیافت دولت كودتا و نیز فرار از پاسخگویی متاسف هستم و امیدوارم كه ایشان شجاعت پاسخگویی نه به كسی مثل بنده بلكه به مردم ایران را روزی پیدا كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چنین مواردی دشمنی شخصی هم با كسی ندارم، حتماً باید به وظیفه شهروندی و اخلاقی خود عمل كنیم و همگی باید به عموم مردم جوابگو باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پی‌نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; آقای دكتر تاج‌دولتی یادداشتی در این مورد در صفحه فیسبوك خود آورده اند كه حتماً به جهت روشنتر شدن موضوع و رفع سوتفاهم احتمالی در ذهن خوانندگان آنرا به همراه توضیح تكمیلی خودم اینجا می‌آورم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پارسا صائبی گرامی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صریح و روشن و ساده و قاطع اینکه بنده هیچ نسبتی با خانم غزل امید ندارم. این برای آسودگی خیال شما. همه ما در صفحات فیس بوکی خودمان افرادی را پذیرفته و می‌پذیریم که با برخی دوست هستیم، برخی را می‌شناسیم و بسیاری را هم نه.خانم ...غزل امید را هم بنده هرگز ندیده‌ام و با فعالیت‌هایشان هم، آنگونه که شما آشنا هستید، آشنا نبوده و نیستم. اعتقادات سیاسی و غیر سیاسی ایشان هم، مثل خود شما، و دیگر دوستان و آشنایان هیچ ربطی به بنده ندارد. ازکسی هم دعوت نکردم راجع به لینک خبر "شلواری" که پست کردم نظری بدهد‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینکه شما از این صفحه استفاده کرده‌اید تا در مورد مشارکت خانم غزل امید در میهمانی آقای احمدی نژاد روشنگری کنید هم از نظر من ایرادی ندارد. به اعتقاد من بخشی از کاربرد شبکه فیس بوک هم اطلاع رسانی و روشنگری صادقانه و مفید است&lt;br /&gt;واقعیت اینکه بنده هم از چند روز پیش خبر مربوط به آن میهمانی کذا را شنیده و دیده‌ام و حتی چند روز پیش با یکی از دوستان مشترک خودم و شما راجع به این موضوع صحبت کردیم و این سئوال برای هردو ما بود که اولا آیا خانمی که در آن میهمانی با تلویزیون ایران صحبت می‌کند شبیه خانم غزل امید هست یا خود ایشان است؟ و اگر ایشان نبوده چرا تکذیب نمی‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خود من هم معتقدم که فعالان سیاسی اجتماعی باید نهایت شفافیت را در اعمالشان رعایت کنند و با شهامت مسئو
